eitaa logo
🚩خطِ روایت☫سمیرا چوبداری☫
253 دنبال‌کننده
246 عکس
76 ویدیو
0 فایل
سِــلاح من چیزی‌ست که خُـــــدا به آن قسم خورده ༻وَالـقَـــلَـمِ وَ ما یَسـطُـــرون༻ در جنگِ روایتها، می‌نويسم. حق را،عشق را،وطن را 🇮🇷🇵🇸 #سمیرا_چوبداری #خط_روایت
مشاهده در ایتا
دانلود
پارسال می‌گفتیم خدایا ما رو به ماه رمضان بعدی برسون
اینم ماه رمضان بعدی....
چقدر از پارسال تا الان تغییر کردیم؟
شاید اینو، صاحب خونه متوجه بشه
و اصلا هم به رومون نیاره....
یادمون باشه مهمونی آداب داره با سر و شکل آلوده کسی وارد مهمونی خاص نمیشه
کینه ها ، دلخوریها ، انتقام‌ها رنجش‌ها و خطاها همش لکه‌ی کثیفیه توی دلمون بشوریم دلمون رو توی این دریای رحمت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ریحانه
💌 | روی قله 📝 خرده‌روایتهایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با دختران و زنان شرکت‌کننده در دیدار مردم آذربایجان شرقی با رهبر انقلاب؛ ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ 🔻 ردیف اول در جایگاه‌ خانم‌ها چند صندلی مخصوص خانواده‌های شهدا بود. توجهم جلب شد به خانم‌هایی که نوبتی می‌رفتند و با یکی از مادرها دیده‌بوسی می‌کردند.‌ من هم جلو رفتم. مادر شهید بدون اینکه من را بشناسد سلام گرمی داد. مانده بودم چه بگویم؛ چون عکسی از شهیدشان نبود و نمی‌دانستم چه صدایشان بزنم. خودش با مهربانی جلو آمد و گفت: «ما به شهیدانمون می‌بالیم.» مادر شهید حسین اُجاقی از شهدای مدافع امنیت در سال ۱۴۰۱ بود. نشستم کنارش. برایم از پسر ۲۹ساله‌ی بسیجی‌اش گفت که چقدر آقا را دوست داشت. می‌گفت شب شهادتش برای دشمنان ایران رجز خوانده و گفته: «هرکه با حضرت آقا در افتاد ورافتاد.» پسرش ورزشکار بود. روزی که به قله صعود کرده بود گفته بود: «وقتی به قله برسی، کسی تو را نمی‌بیند اما تو همه را می‌بینی.» حالا شهید در قله‌ی شهادت بود و نظاره‌گر ما. 👈🏻 راوی: رباب حقایق شریف ✍🏻 سمیرا چوبداری 🗓 شماره ٢ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
💌 | بازگشت 📝 خرده‌روایتهایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با دختران و زنان شرکت‌کننده در دیدار مردم آذربایجان شرقی با رهبر انقلاب؛ ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ 🔻 همسر شهید عباسعلی معصومی پشت‌سرم بود. سروصدای حضار که کمتر شد، برگشتم و با او صحبت کردم.‌ پاسدار هوافضا بود و همان روز اول به شهادت رسیده بود. می‌گفت: «دو هفته بود که تمام کارهای نیمه‌تمام را تمام کرد. محمد را ثبت‌نام کرد. وامی را که مدت‌ها بود دنبالش بودیم گرفت. روزی که آماده‌باش زدند، لباس پوشید تا برود. دم در گفت: مراقب بچه‌ها باش. کارت بانکی را تحویلم داد و کلی سفارش کرد. گفتم: خب می‌روی و برمی‌گردی. گفت: نه. این‌ بار فرق می‌کند شاید دیر برگردم. همان روز ۲۳ خرداد شهید شد. حالا می‌فهمم که دیر برمی‌گردم یعنی چه. بچه‌ها که دل‌تنگی می‌کنند می‌گویم: بابا به‌همراه امام زمان برمی‌گردد.» 👈🏻 راوی: همسر شهید عباسعلی معصومی ✍️سمیرا چوبداری 🗓 شماره ٣ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
کانال ایتای شهید رمضانعلی چوبداری🌷 👇👇👇👇👇👇 https://eitaa.com/Shahid_choobdari