eitaa logo
🚩خطِ روایت☫سمیرا چوبداری☫
259 دنبال‌کننده
213 عکس
63 ویدیو
0 فایل
سِــلاح من چیزی‌ست که خُـــــدا به آن قسم خورده ༻وَالـقَـــلَـمِ وَ ما یَسـطُـــرون༻ در جنگِ روایتها، می‌نويسم. حق را،عشق را،وطن را 🇮🇷🇵🇸 #سمیرا_چوبداری #خط_روایت
مشاهده در ایتا
دانلود
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خبر کوتاه بود. خادم امام رضا شهید حمیدرضا صفری به کاروان سیدالشهدا رسید. امروز میان انبوه جمعیت پرچم‌های سبز امام رضایی بلند بود. خواهران شهید از دوستان طلبه‌ام هستند. آرام و با وقار دست به سینه گذاشتند و به برادر شهیدشان سلام دادند. روی تابوت پرچم سبز رضوی و پَرِ خادمی گذاشته بودند. همان پرِ سبز رنگی که شهید به دست می‌گرفت و همراه خادمیاران به مجالس روضه می‌رفت. جمعه‌ها هم در چایخانه امام رضا به نمازگزاران مصلی چای می‌داد. امروز پاسداران نبودند که زیر تابوت را می‌گرفتند. امروز خادمیاران رضوی صاحب عزا بودند. برگ سبزی را نثار کرده بودند که بی‌ریا و سربه‌زیر خدمت می‌کرد. پاسدار هوافضا بود. دوستانش می‌گفتند پای ثابت هیات بود و سینه‌زن اهل بیت. روضه‌ی حضرت زینب را خیلی دوست داشت. امروز بر سر مزارش روضه‌ی وداع امام حسین را خواندند. پَر خادمی را هم روی مزارش گذاشتند. امروز شهرقدس به حرم امام رضا متصل شده بود نوای مشایعت کنندگان این تک بیت بود قربون کبوترای حرمت امام رضا ۹ فروردین ۱۴۰۵ ✍️سمیرا چوبداری https://eitaa.com/khate_Revayat
موکب باقرالعلوم علیه السلام شبها در میدان امام خامنه‌ای فعال است . به کمکها نقدی و غیر نقدی شما عزیزان بسیار امیدواریم . ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت اقدامکم به یاری دین خدا با جان ومال خویش پیش قدم میشویم . کمکهای نقدی خود را لطفاً به این شماره واریز بفرمایید. ۶۰۳۷ ۹۹۸۲ ۶۲۰۸ ۶۶۰۵
هدایت شده از ریحانه
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💌  | آماده‌ تولد 🔰 تک‌نگاری‌هایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت ما، شهید سیدعلی خامنه‌ای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴، فروردین ١۴٠۵ 🔻 شب‌ها که به تجمع می‌رویم انگار بدیهی‌ترین کار عالم را انجام می‌دهیم. مثل نشمردن نفس‌ها مثل عادی بودن پلک زدن هر روزمان شده است. حساب اینکه چند روز گذشته و چند روز ادامه دارد را نمی‌کنیم. فقط می‌آییم و هر شب جلوه‌ای جدید می‌بینیم. به تازگی متوجه شدم که مردم پس از تجمع هم در خیابان می‌مانند. انگار آرایش نظامی را عوض می‌کنند. تجمع پراکنده می‌شود و آدم‌ها بدون اینکه کسی نظم و نسخ خاصی بهشان بدهد، دو طرف خیابان می‌ایستند. پرچم ها را مقابل خودشان می‌گیرند و سرود می‌خوانند. کاروان ماشین‌ها از بین‌شان رد می‌شود. خدای من انگار روزهای انقلاب ١٣۵٧ را کپی پیست کرده‌اند و به پوشه‌ی سال ۱۴۰۵ انداخته‌اند. 🔻 ماشین‌ها چراغ می‌زنند و پرچم از پنجره‌ها بیرون است. یکی اسفند دود می‌کند و بقیه تکبیر می‌گویند. این جمع دارد آماده‌ی یک تولد تاریخی می‌شود. تولدی که دردهایش را گذرانده و چیزی تا آمدنش نمانده. مردم در خیابان می‌مانند تا خبر آمدن امام مهدی(عج) را نه در خانه که در میدان بشنوند و قیامت کنند. ✍🏻 سمیرا چوبداری 🗓 شماره ١٩١ 🇮🇷 مجموعه‌روایت «می‌نویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابان‌های ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
💌  | مثل اسفند روی آتش 🔰 تک‌نگاری‌هایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت ما، شهید سیدعلی خامنه‌ای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴، فروردین ١۴٠۵ 🔻 صدای بلندگوها تمام خیابان را پُر می‌کند. هر روز دست بچه‌هایش را می‌گیرد و به این خیابان می‌آیند. چند کیلو اسفند خریده. با پسرش زغالها را روشن می‌کند و توی ماهیتابه می‌گذارد تا روی چهارپایه بایستد‌. بادبزن دست می‌گیرد و زغالها را شعله‌ور می‌کند. مشت‌مشت اسفند می‌ریزد روی آتش. صدای شکسته شدن اسفندها همراه با دود خوش‌عطری خیابان را پُر می‌کند. 🔻 می‌پرسم چه کار می‌کنی؟ جواب می‌دهد: «من برای وطنم آمده‌ام. برای کاروان خودرویی برای هموطنانم و برای ایرانم اسفند دود می‌کنم. برای کسانی که راهی خیابان می‌شوند اسفند دود می‌کنم تا چشم حسودان وطن کور شود.» آرزویش را دوست دارم. می‌گوید، یک روزی برای پیروزی وطن اسفند دود می‌کند و شیرینی پخش می‌کند. 🔻 اینها سرمایه‌های ایران‌اند. این زن‌ها با مِهر مادری‌شان سالهاست در خط مقدم جهادند و دمار از روزگار ظلم و ظالم در خواهند آورد. اینها برای وطن مثل اسفند روی آتش‌اند. چشم حسودان را کور می‌کنند و مشام هموطنان را خوش‌بو می‌سازند. چشم رهبر شهیدمان روشن برای این شیرزنانی که تربیت کرد. ✍🏻 سمیرا چوبداری 🗓 شماره ١٩٩ 🇮🇷 مجموعه‌روایت «می‌نویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابان‌های ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
▪️آری! هوا خوش است و غزل‌خیز در بهار باریده است خندۀ یکریز در بهار ▪️از باد نوبهار، حدیث است تن مپوش باید درید جامۀ پرهیز در بهار ▪️اما خدا نیاورد آن روز را که آه... گیرد دلی بهانۀ پاییز در بهار ▪️بی دید و بازدید تو تبریک عید چیست؟ چندین دروغ مصلحت‌آمیز در بهار ▪️با دیدنم پر از عرق شرم می‌شوند گل‌های شادکامِ دل‌انگیز در بهار ▪️می‌بینم ای شکوفه! که خون می‌شود دلت از شاخۀ انار میاویز در بهار ✍ شاعر: «آقای محمدمهدی سیار» https://eitaa.com/khate_Revayat
هدایت شده از ریحانه
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💌  | در پناه قرآن 🔰 تک‌نگاری‌هایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت ما، شهید سیدعلی خامنه‌ای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴، فروردین ١۴٠۵ 🔻 قرآن را از خانه آورده. کنار خیابان ایستاده و چشم‌به‌راه است تا کاروان خودرویی را از زیر قرآن رد کند. آرام است مثل تمام زنان ایرانی، مثل تمام مادران ایرانی. می‌گوید هر روز در خیابان خواهد ایستاد و هر روز کاروان خودرویی را در پناه قرآن خواهد گرفت. 🔻 خسته می‌شود؟ هرگز این کار تکراری می‌شود؟ هرگز او عاشقانه و با آگاهی دست به قرآن می‌برد. چون می‌داند همان قرآن روی دستش وعده داده اگر دین خدا را یاری کنید، خدا یاری‌تان می‌کند. ✍🏻 سمیرا چوبداری 🗓 شماره ٢٠۴ 🇮🇷 مجموعه‌روایت «می‌نویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابان‌های ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
گمانم جلسه اول یا دوم کارگاه شیطان‌شناسی بود. استاد شجاعی از ویژگی‌های شیطان می‌گفتند. رسیدند به اینجا که علامت حضور شیطان ۳ چیز است غم ترس ناامیدی هر زمانیکه بی‌دلیل این سه حس سراغت آمد بدان که شیطان راه نفوذش را پیدا کرده و در تلاش است تو را قبضه کند‌. شیطان‌صفتان هم همین‌گونه عمل می‌کنند. با القای ترس ، غم و ناامیدی، به دنبال راهی برای زمین‌گیر کردن ما هستند. خب فرمانده‌شان شیطان است... در مقابل؛ خدای عزیز همیشه از نترسیدن توکل شادی و امید حرف می‌زند هرجایی این ویژگی ها را دیدید و شنیدید آن کلام، متصل به خداست. رهبر شهیدمان همیشه و همیشه و همواره امید می‌دادند به جامعه نشاط تزریق می‌کردند به کشور و شجاع بودند و به ما هم شجاعت آموختند ثمره‌ی ۸۶ سال زیستِ عابدانه هوشمندانه و شجاعانه‌ی آن شهیدِ اِلی الله امروز در رگ غیرت ملت ایران جاری است... این حضور و برانگیخته شدن حاصل عمرِ پُر از توکل و امید و شجاعت رهبرمان است. او که الگوی زندگی‌اش ۱۴ انسانِ کامل بود و در هر حال به آنها اقتدا کرد. با صدای جنگ نمی‌ترسیم غمگین نمی‌شویم و ناامید نیستیم چرا که رهبر شهیدمان فرمود: ما پیروزیم سمیرا چوبداری https://eitaa.com/khate_Revayat
937.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مجری شبکه دنا از مردم و اهالی میخواد که اگر خلبان رو زنده تحویل بدید جایزه میگیرید این تحقیییییییییرر عرررتش آمریکا اَبَر گودرتِ دنیاست ترامپ و فرماندهانش باید سر بذارن بمیرن از ابن ننگ.... الله‌اکبر الله‌اکبر الله‌اکبر الله‌اکبر الله‌اکبر الله‌اکبر https://eitaa.com/khate_Revayat
هدایت شده از ریحانه
💌  | مهمان خانه شهدا 🔰 تک‌نگاری‌هایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت ما، شهید سیدعلی خامنه‌ای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴، فروردین ١۴٠۵ 🔻 فردای شهادت امام شهیدمان بود. دلم خون بود از زخمی که مطمئنم هیچوقت خوب نمی‌شود. اما چاره چه بود؟ علم را باید برمی‌داشتم. هرچند زخمی هرچند خسته و خمیده. با چند نفر تماس گرفتم. به فکرم زد که دسته‌ی عزاداری راه بیندازیم و کوچه‌به‌کوچه با نوای الله‌اکبر و مرگ بر آمریکا اعلام جهاد کنیم. رهبرمان شهید شده بود ما که نمُرده بودیم! 🔻 به دوستانم خبر دادم. گروهی تشکیل دادیم. نامش را گذاشتم دسته‌ی بانوان قدس فردای آن روز، قریب به ۱۰۰ نفر شدیم. با یک باند بزرگ که سرودهای حماسی پخش می‌کرد. کوچه‌به‌کوچه رفتیم و آدم‌ها صدای عزاداری و رجزخوانی‌مان را شنیدند. اما بعد از چند روز گذرمان به کوچه‌های شهدا رسید‌. مهمان خانه‌شان شدیم. به شهدا پناه بردیم و رزق جهاد خواستیم. حالا سی و چند روز است که زنان شهرقدس، کوچه‌به‌کوچه شعار الله‌اکبر می‌دهند و به منازل شهدا می‌روند. 🔻 این جهاد را تقدیم به روح والامقام رهبر شهیدمان می‌کنیم که تمام زندگی‌اش جهاد بود و تکریم شهدا. حالا که خودش شهید شده این مسیر را به یاد او خواهیم رفت تا روز ظهور. ✍🏻 سمیرا چوبداری 🗓 شماره ٢١٠ 🇮🇷 مجموعه‌روایت «می‌نویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابان‌های ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🇮🇷 بگو من سربازم 🌷 یادواره‌ی «شهید محمدمهدی بیرامی»، که در حمله آمریکایی_اسرائیلی به تهران به شهادت رسید. 🔹 آمده بود به خواب مادرش. یک برگه و خودکار دستش بود و چیزهایی می‌نوشت. پرسیده بود چه‌کار می‌کنی محمدمهدی؟ گفته بود دارم اسم کسانی که برایم زحمت کشیدند را لیست می‌کنم. پایین لیست اسم دوتا از خانم‌های همسایه هم بود. صبح اول وقت رفته بود سراغ همسایه و پرسیده بود، برای محمدمهدی کار خاصی انجام دادید؟ گفته بود نه من کار خاصی نکردم. ماجرای خواب و اسم نوشتن‌ها را تعریف کرده بود. خانم همسایه گفته بود من فقط دیروز عکس خاک گرفته‌اش را پاک کردم. 🔸 مادرش می‌گفت خیلی مهربان بود. قدش بلند بود. همیشه سرم را به سینه‌اش می‌چسباند و می‌گفت: «مامان خیلی ازت آرامش می‌گیرم.» روزی که آقا شهید شد، اجازه گرفت تا برود بهشت زهرا. وقتی برگشت گفت آرام شدم. 🔹 همیشه می‌گفت مامان هرکسی از کارم پرسید بگو پسرم سربازه. من سرباز مردمم هستم. روزی که محل کارش را زدند، ساعت‌ها با همکارانش زیر آوار گیر افتاده بودند. خدا می‌داند چه گذشته بود بر آنها. شب وداع با پیکر شهید محمدمهدی بیرامی خبر دادند که لباس خاکی‌اش را آوردند دفتر. با بچه‌ها رفتیم دفتر. لباس سبز پاسداری‌اش خاکی بود. زیارتش کردم. 🔸 چقدر مادرش با دیدن قد رعنای محمدمهدی در این لباس قند توی دلش آب شده بود. قرار بود بعد از جنگ برود خواستگاری. گفته بود صبر کن جنگ تمام شود بعد داماد می‌شوم. لباس خاکی‌اش می‌گفت داماد خوش قد و بالایی بود. شهادتش مبارک. ✍🏻 سمیرا چوبداری رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh