حسینیهی خیابانی
بعد از چند روز گرمای طاقتفرسا، دیشب اما خنکترین شب بود. کمی کسالت داشتم و تجمع را نرسیدم که بروم. این شبها اگر خانه بمانی چیزی درون دلت سرزنشت میکند که از کجا معلوم سال بعد چنین شبی باشی؟
یاعلی گفتم و شال و کلاه کردیم و دست پسرها را گرفتم و خودمان را رساندیم میدان قدس. آنجا یکی از خلاقانهترین کارهای این مدت را انجام دادهاند.
گوشهی خیابان حسینیهای به پا کردهاند به نام حسینیهی خیابانیِ امام خمینی. شبها بعد از تجمع آنجا روضه میخوانند و چه حال و هوایی دارد.
زود رسیده بودیم. خادمهای نوجوان داشتند موکتهای قرمز را جارو میزدند. چند نفری گوشه گوشهی خیابان ایستاده و نشسته بودند تا جلسه شروع شود. بچهها گرسنه بودند. رفتیم و از مغازه روبرو پیتزا لقمهای گرفتیم. میخواستم دلشان راضی باشد که قرار است یک ساعت اینجا باشیم. همین هم شد. الحمدلله گفتم و رفتیم آنطرف و نشستیم روی موکتهایِ حسینیهای که سقفاش باز بود و ورود ملائکه را میشد تصور کرد.
باد تند بود و ابرها را هُل میداد به جایی دور...
چند صفحه قرآن خواندم و قاری و سخنران آمدند و رفتند و نوبت به مداح رسید. شب علیاکبر، شب سختی است. آمده بودم که بگویم این گوشهی حسینیه از این گوشهی شهر در این گوشهی کشور و در این نقطه از دنیا من را ببین ای دنیایِ حسین....
با هر بیت از غزلهای دیشب یاد شهدای جنگ رمضان و جنگ دوازده روزه بودم که چطور علیاکبر شدند. سر چرخاندم که انگار قرار بود چیزی ببینم.
خانم جوانی در یک دستش پرچم یاحسین و دست دیگرش پرچم ایران گرفته بود.
گاهی هم هر دو پرچم را با یک دست نگه میداشت و سینه میزد.
انگار داشت شور و شعور حسینی را نشان میداد.
ماموریتِ بادِ دیشب هم انگار همین بود که آن پرچمها را تکان بدهد.
علیاکبر شدن خیلی هم سخت نیست. فقط بايد بفهمی آنجا که امام میخواهد بایستی و نگذاری پرچم خدا زمین بیفتد....
✍️سمیرا چوبداری
✐✎✐✎✐ خط روایت ✐✎✐✎✐
@khate_Revayat
هدایت شده از ریحانه
🖤 قطعه ۴٢
🔰 خردهروایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از دومین شب عزاداری ماه محرم، در جوار محل عروج ملکوتی قائد شهید انقلاب؛ ١٤٠٥/٠٤/٠١
▫️ قبل از نماز مغرب و عشاء، کنجی پیدا کردیم و نشستیم به صحبت کردن. همسر محترم شهید سعید شاهی از خاطراتش گفت؛ او شهید جنگ رمضان بود.
▪️ دوستانش نامش را گذاشتند «شهید اخلاق». خوشصدا بود و مداحیاش را همه دوست داشتند. بین همه، حضرت رقیه(س) را یکطور دیگری دوست داشت. بعد از جنگ ۱۲روزه، زیاد به قطعهی ۴۲ سر میزدیم. یک چیز برایم عجیب بود؛ در همان قطعه، شهیدی به نام جلال حیدری بود که آقا سعید کنار مزار او خیلی گریه کرد. برایم تعجبآور بود که چه چیزی باعث شد حال سعید آنقدر منقلب شود. قرار بود با هم برویم کربلا، اما او پیشدستی کرد و ما را فرستاد. هرچه گفتم صبر میکنیم تا با هم برویم، قبول نکرد؛ گفت دیر میشود.
▫️ زیر قُبّه فیلم گرفتم برایش. گفتم: «دعا میکنم هرچه دلت میخواد از امام حسین (ع) بگیری.» همان روز از عتبه امام حسین (ع)، یک پرچم و یک تکه سنگ مرمر و تربت به ما دادند. وقتی برگشتیم و نشانش دادم، خیلی ذوق کرد. هر صبح آن پرچم و سنگ حرم را میبوسید.
▪️ چند وقت بعد از آن شهید شد. وقتی پرسیدند کجا دفن شود، قطعهی ۴۲ را سر زدیم. فقط یک مزار خالی بود که چشمم را گرفت؛ آن هم زیر پای شهید جلال حیدری بود. انگار آن هدیه حرم امام حسین (ع) و آن گریههای سعید بر سر مزار شهید حیدری، برات شهادتش را داد.
📆شماره ۶
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
با اینکه غم داشتیم
صاحب عَلَم داشتیم
عَمومونو کُشتن....
همینو کم داشتیم😭
#سقا
@khate_Revayat
﷽
تولد هر نوزادی
یعنی خدا هنوز به انسانها امید دارد
یعنی این جهان جای خوبی خواهد شد
یعنی امید هست
نور هست
ایمان هست
هر نوزادی آیهای از آیات الهیست که از بوسیدن عرش به آغوش مادر رسیده
امروز مطلع شدم فرزند شهید علی مقدم به دنیا آمده است.
دخترک نازی که بابا را در عرش خدا زیارت کرده
صورت ماهش را بوسیده
و عطر آن شهیدِ آخرالزمانی صاحب الزمان را به آغوش مادرش آورده
دوست عزیزم، همکلاسی خوبم، رفیقِ با عظمتی که خدا تاجِ همسر شهید را به سرت گذاشته، تولد نازدانهات پُربرکت باد
من برای قدرت تو
برای صبر تو
برای قلب ماهت
سر تعظیم فرود میآورم
من برای روزهایی که با فراق سپری کردی اما استوار ماندی سر تعظیم فرود میآورم
من برای غمهای تو اشک نمیریزم
کسی را هم به اشک ریختن دعوت نمیکنم
تو و تماااااام همسران شهدا برگ برندهی این رزم بزرگ هستید
تو و تمام همسران شهدا، امضای پنهان این فتح هستید
دوست کربلایی من نوزادت را با افتخار به آغوش بگیر و فرزندانت را با عظمت بزرگ کن که سایهی مادری چون تو را به سر دارند
شکوه صبر تو برگ زرین این جنگ است.
این پرچم زمین نمیمونه....
آقای شهید علی مقدم تولد نازدانهت زینب خانم، پُر برکت ....🍃🌸
از طرف خواهرت سمیرا چوبداری
✐✎✐✎✐ خط روایت ✐✎✐✎✐
@khate_Revayat
زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام برای امروز هست
یادمون نره انجام بدیم حتما....
ای کشتهی فتاده به هامون، حسین من حسین من😭
#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان
نفس میکشم هوای تو رو
شنیدم از دل مقتل صدای تو رو
چی میخوام ازت دعای تو رو
نگاه میکنم با حسرت شهدای تو رو
#حسین_جان
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ویژه؛ ببینید؛
🖤 رفتی و دلا پُر غم شد...
❤️ در ایام عزاداری حضرت سیدالشهدا(ع) و در فراق «آقای شهید ایران»، نماهنگ جدید KHAMENEI.IR از نوحهای که به یاد رهبر شهید در رواق کشوردوست خوانده شد را ببینید.
🏴 «مثْلِي لاَ يُبَايِعُ مِثْلَهُ»
➕ مطلب مرتبط:
▪️ محرم میرسه جای تو خالی...
▪️ چه بگویم...
🖥 Farsi.khamenei.ir
هدایت شده از قرارِ جمعهها(شهرقدس)
#همه_نمیرسند 🏴
▪️کربلا، یک ترازوست!
ترازویی که به وفای آدمها نمره میدهد!
➕به وفای آدمها در برابر امام....
🔥اما همه به وفایِ امام نمیرسند!🪴
✦ سنگ این ترازو از جنسِ #صدق است!
آدمها را میگذارند روی کفهی دیگر و وزن میکنند!
اندازهی صدقشان هرقدر باشد: نمرهی وفایشان معلوم میشود!
✓ صدق، میزانِ هزینهایست که از #خودت برای امامت کردهای!
⚡️نه میزان ادعایی که داشتهای!
اللهم عجل لولیک الفرج🌹
@gharare_jomeha_ghods