این آخرین کارت دیدار منه....
برام کارت دیدار کنار خودت بگیر عزیزم.....
سفر بهخیر زخمِ دلم
سفر بهخیر عزیزتر از عزیزانم
سفر بهخیر که با رفتنت تموم شدم....
#رهبرم
#وای_من
@khate_Revayat
این غمگین ترین بینالطلوعین تهرانه.....
این غمگینترین روزیه که مصلا به خودش دیده....
اینجا کسی آروم نیست....
#مصلی_تهران
#وداع
هدایت شده از ریحانه
🖤 #بدرقه_آقای_شهید | بازار محبت
🔰 خردهروایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم بدرقه پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، مصلی تهران؛ ١٤٠٥/٠٤/١٣
▪️ یکی از دندانهایش افتاده. پیداست کلاس اولی یا دومی است. از صبح خیلی زود با مادر و خواهر و برادرهایش نشسته بود کف حیاط. پرسیدم: «خودت این گلهای قشنگ رو به عکس زدی؟»
▪️عکس آقا را نشانم میدهد: «مامانم کمک کرد. خوب شده خاله؟» میبوسمش و میگویم: «خیلی قشنگ شده، شبیه خودت.» به عشق آخرین دیدار آقا آمده. با خودم فکر میکنم چقدر خوب که این پسرها و دخترهای کوچک هم آمدهاند برای وداع. تا سالها بعد میتوانند از این روز برای بقیه تعریف کنند. از بازار محبتی که با عشق رهبر شهید گرم شده بود.
✍ سمیرا چوبداری
📆 شماره ١۴
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖤 #بدرقه_آقای_شهید | قرار بعدی
▪️ما به شهدایمان نمیگوییم خداحافظ، میگوییم: «به امید دیدار»
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖤 #بدرقه_آقای_شهید | در قلبم جا دارد
🔰 خردهروایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم بدرقه پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، مصلی تهران؛ ١٤٠٥/٠٤/١٣
▪️ زیرِ آفتاب ساعت سه ظهر وارد خیابان مدرس شدم. موکبها پذیرایی میکردند. خانم میانسالی با حال عجیبی از مصلی خارج شده بود و به طرف مَهپاش میرفت. بهش هندوانه تعارف کردند. یکی برداشت؛ اما بههم ریخته بود. خانم سوین گلچین با شال نصفهنیمهای سرش را پوشانده بود. میگفت بلیط چندصدمیلیونی گرفته تا از آنطرف دنیا خودش را به اینجا برساند.
▪️ تعریف کرد دیروز صبح رسیده است. گفت: «من مثل شما مسلمون سفت و سخت نیستم؛ اما خدا رو قبول دارم، آقا رو قبول دارم. شنیدم یک جا آقا گفته بودن اون خانمی که حجاب درستی نداره، اما برای وطن مبارزه میکنه هم فرزند ماست. از اون روز متوجه شدم ما بیحجابها هم در قلب آقا جا داریم. جنگیدم، اذیت شدم؛ اما فدای سر آقا.» آدم دیگری شده بود. همه چیز برایش فرق کرده بود. با آن همه زیبایی و زنانگی، اما از ته قلبش، میگفت: «من برای رهبرم برای وطنم میجنگم. آقا در قلبم، در روحم، در فکرم، در زندگیم جا داره.»
✍ سمیرا چوبداری
📆 شماره ١۶
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖤 #بدرقه_آقای_شهید | دعوتی به وسعت جهان
▪️نوشته بود: «ما در مقابل ظلمی جهانی قیام کردهایم، مردم جهان قیام کنید.»
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖤 #بدرقه_آقای_شهید | تهران کربلا شده
🔰 خردهروایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از جاماندگان بدرقه پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب؛ ١٤٠٥/٠٤/١٣
▪️گفتم: «میشه عکس بگیرم؟» مرد ایستاد و سینی پر از هندوانه خنک را روی سر جابهجا کرد. «بله حتماً!» روی لباس سبز خادمیاش نوشته بود: «خادم الحسین». من را برد به طریق الحسین. هرجا شهید تشنهای باشد و حرف از شهادت آدمها انگار سمت کربلا حرکت میکنند.
▪️این روزهای تهران را نمیشناسم. تهران شهر دیگری شده است. خیابانها همه شبیه مشایه اربعین شدهاند. هرکسی یک گوشه خدمت میکند و «لبیک یاحسین» را زمزمه میکند.
✍🏻 سمیرا چوبداری
📆 شماره ١٨
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖤 #بدرقه_آقای_شهید | خسته راه
🔰 خردهروایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم بدرقه پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، مصلی تهران؛ ١٤٠٥/٠٤/١٣
▪️پسرش از فرط خستگی و گرما سر روی شانهی بابا گذاشته بود. آقای علی دوستی یک دختر هفتساله هم داشت. از دور جمع چهارنفرهشان را دیدم و به سمتشان رفتم.
▪️از ارومیه آمده بودند. ۲۴ ساعت در راه بودند. خستگی از چهرهشان پیدا بود. میگفت وظیفه همه است در مراسم رهبرش شرکت کند. غم به چهره داشت و میگفت نباید اینطور میشد، اما شد و خدا نعمتش را از ما گرفت.
▪️گفتم: «سخت نبود این همه راه؟!» هنوز حرفم تمام نشده بود که گفت: «آقا ۳۷ سال برای ما زحمت کشیدن، ما اگه ۲۴ ساعت نخوابیم چی میشه؟»
▪️همسرش معلم بود. گفت: «ما فقط برای مراسم رسمی تشییع نیومدیم. ما و تمام مردم خونخواه آقا هستیم.»
✍🏻 سمیرا چوبداری
📆 شماره ٢٢
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh