eitaa logo
🚩خطِ روایت☫سمیرا چوبداری☫
258 دنبال‌کننده
217 عکس
65 ویدیو
0 فایل
سِــلاح من چیزی‌ست که خُـــــدا به آن قسم خورده ༻وَالـقَـــلَـمِ وَ ما یَسـطُـــرون༻ در جنگِ روایتها، می‌نويسم. حق را،عشق را،وطن را 🇮🇷🇵🇸 #سمیرا_چوبداری #خط_روایت
مشاهده در ایتا
دانلود
اینجا کسی معطلِ روضه نیست.... دلا تنگه
همه روضه خون شدن
هدایت شده از ریحانه
🖤 | بازار محبت 🔰 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم بدرقه پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، مصلی تهران؛ ١٤٠٥/٠٤/١٣ ▪️ یکی از دندان‌هایش افتاده. پیداست کلاس اولی یا دومی است. از صبح خیلی زود با مادر و خواهر و برادرهایش نشسته بود کف حیاط. پرسیدم: «خودت این گل‌های قشنگ رو به عکس زدی؟» ▪️عکس آقا را نشانم می‌دهد: «مامانم کمک کرد. خوب شده خاله؟» می‌بوسمش و می‌گویم: «خیلی قشنگ شده، شبیه خودت.» به عشق آخرین دیدار آقا آمده. با خودم فکر می‌کنم چقدر خوب که این پسرها و دخترهای کوچک هم آمده‌اند برای وداع. تا سال‌ها بعد می‌توانند از این روز برای بقیه تعریف کنند. از بازار محبتی که با عشق رهبر شهید گرم شده بود‌. ✍ سمیرا چوبداری 📆 شماره ١۴ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖤 | قرار بعدی ▪️ما به شهدایمان نمی‌گوییم خداحافظ، می‌گوییم: «به امید دیدار» رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖤 | در قلبم جا دارد 🔰 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم بدرقه پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، مصلی تهران؛ ١٤٠٥/٠٤/١٣ ▪️ زیرِ آفتاب ساعت سه ظهر وارد خیابان مدرس شدم. موکب‌ها پذیرایی می‌کردند. خانم میانسالی با حال عجیبی از مصلی خارج شده بود و به طرف مَه‌پاش می‌رفت. بهش هندوانه تعارف کردند. یکی برداشت؛ اما به‌هم ریخته بود. خانم سوین گلچین با شال نصفه‌نیمه‌ای سرش را پوشانده بود. می‌گفت بلیط چندصدمیلیونی گرفته تا از آن‌طرف دنیا خودش را به اینجا برساند. ▪️ تعریف کرد دیروز صبح رسیده است. گفت: «من مثل شما مسلمون سفت و سخت نیستم؛ اما خدا رو قبول دارم، آقا رو قبول دارم. شنیدم یک جا آقا گفته بودن اون خانمی که حجاب درستی نداره، اما برای وطن مبارزه می‌کنه هم فرزند ماست. از اون روز متوجه شدم ما بی‌حجاب‌ها هم در قلب آقا جا داریم. جنگیدم، اذیت شدم؛ اما فدای سر آقا.» آدم دیگری شده بود. همه چیز برایش فرق کرده بود. با آن‌ همه زیبایی و زنانگی، اما از ته قلبش، می‌گفت: «من برای رهبرم برای وطنم می‌جنگم. آقا در قلبم، در روحم، در فکرم، در زندگی‌م جا داره.» ✍ سمیرا چوبداری 📆 شماره ١۶ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖤 | دعوتی به وسعت جهان ▪️نوشته بود: «ما در مقابل ظلمی جهانی قیام کرده‌ایم، مردم جهان قیام کنید.» رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖤 | تهران کربلا شده 🔰 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از جاماندگان بدرقه پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب‌؛ ١٤٠٥/٠٤/١٣ ▪️گفتم: «می‌شه عکس بگیرم؟» مرد ایستاد و سینی پر از هندوانه خنک را روی سر جابه‌جا کرد. «بله حتماً!» روی لباس سبز خادمی‌اش نوشته بود: «خادم الحسین». من را برد به طریق الحسین. هرجا شهید تشنه‌ای باشد و حرف از شهادت آدم‌ها انگار سمت کربلا حرکت می‌کنند. ▪️این روزهای تهران را نمی‌شناسم. تهران شهر دیگری شده است. خیابان‌ها همه شبیه مشایه اربعین شده‌اند. هرکسی یک گوشه خدمت می‌کند و «لبیک یاحسین» را زمزمه می‌کند. ✍🏻 سمیرا چوبداری 📆 شماره ١٨ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖤 | خسته‌ راه 🔰 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم بدرقه پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، مصلی تهران؛ ١٤٠٥/٠٤/١٣ ▪️پسرش از فرط خستگی و گرما سر روی شانه‌ی بابا گذاشته بود. آقای علی دوستی یک دختر هفت‌ساله هم داشت. از دور جمع چهارنفره‌شان را دیدم و به سمتشان رفتم. ‌ ▪️از ارومیه آمده بودند. ۲۴ ساعت در راه بودند. خستگی از چهره‌شان پیدا بود. می‌گفت وظیفه همه است در مراسم رهبرش شرکت کند. غم به چهره داشت و می‌گفت نباید این‌طور می‌شد، اما شد و خدا نعمتش را از ما گرفت. ‌ ▪️گفتم: «سخت نبود این همه راه؟!» هنوز حرفم تمام نشده بود که گفت: «آقا ۳۷ سال برای ما زحمت کشیدن، ما اگه ۲۴ ساعت نخوابیم چی می‌شه؟» ‌ ▪️همسرش معلم بود. گفت: «ما فقط برای مراسم رسمی تشییع نیومدیم. ما و تمام مردم خونخواه آقا هستیم.» ✍🏻 سمیرا چوبداری 📆 شماره ٢٢ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖤 | بار دلتنگی 🔰 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم بدرقه پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، مصلی تهران؛ ١٤٠٥/٠٤/١٣ ▪️آفتاب ظهر پایانه‌ی غرب بالای سرم بود و هر جا می‌رفتم کوتاه نمی‌آمد. خودم را به سالن رساندم. گفتند محل تخلیه مسافرین، بیرون محوطه است. کلی راه طی کردم. اتوبوس‌ها پشت هم پارک بود. مسافرها یکی‌یکی از راه می‌رسیدند. از دور خانم و آقای میانسالی با کلی وسیله دیدم. به استقبالشان رفتم. از همدان می‌آمدند. پرسیدم آقای جعفری چی شد که به تهران آمدید؟ ‌ ▪️گفت: «آقا به گردن همه جامعه حق داره، آقا به گردن همه مردم حق داره، به گردن بشریت حق داره. این آدم از نسل اهل بیته و جا داره میلیون‌ها آدم مثل من براش جان بده.» برایش مهم نبود گفته‌اند شلوغ است و خطرناک. می‌گفت خدا خودش راهی برایمان باز می‌کند. تاب‌وقرار نداشت که بنشیند خانه و مراسم تشییع را از تلوزیون ببیند. رنج راه دور و خطر را به جان خریده بود که جان‌فدا و خونخواه رهبری باشد که عمرش را برای ایران گذاشت. ✍ سمیرا چوبداری 📆 شماره ٢٣ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖤 | غزل آخرین دیدار ▪️آمدی جانم به قربانت... ولی بی‌جان چرا؟ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از ریحانه
🖤 | مبتلا به عشق 🔰 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب در تهران؛ ١٤٠٥/٠٤/١٥ ▪️شب را در خیابان خوابیده بود. می‌گفت: «آدمی مثل من محال است در خیابان بماند، اما من به خاطر رهبر شهیدم این کار را کردم. قبلاً وقتی در تلویزیون او را نشان می‌دادند، شبکه را عوض می‌کردم تا نبینمش؛ اما حالا برایش سینه می‌زنم. به او می‌گویم "بابا". حیف که دیر شناختمش.» ‌ ▪️«بعد از جنگ دوازه روزه فهمیدم او کیست و ما کجاییم. حیف که دیر شد؛ اما انگار خودش شفاعتم کرده و خواسته به سمتش بروم. دعا می‌کنم هر کسی که مثل گذشته‌ی من است، به عشق آقا مبتلا شود.» ✍ سمیرا چوبداری 📆شماره ۵٠ رسانه «ریحانه» را دنبال کنید 📲 @khamenei_reyhaneh