هدایت شده از - خَطِّ اَمْن -
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-صَلَّىاللهُعَلَیْکَیَاأَبَاعَبْدِالله-
#عزیزم_حسین 🤍
•زِ راه آمده از خانهی خدا برگرد
اگر خودم به تو گفتم بیا، نیا برگرد
•تو را به حیدر کرار بگذر از کوفه
برای خاطر خیرالنساء بیا برگرد
•برای قامت اکبر، دو تا عبا بردار
که جا نمیشود این تن به یک عبا برگرد
•خدا به خیر کُند شمر چکمه پوشیده
در انتظار تو اِستاده بیحیا برگرد
•یزید به دستش گرفته چوب منتظر است
که بر لبت بزند ضربه با عصا برگرد
•اگر به کوفه بیایی رُباب میبیند
که میرود سر طفلش به نیزهها برگرد
-سعید خرازی
•دیدهام بر نینوا افتاد، دلواپس شدم
بارها از ناقه تا افتاد، دلواپس شدم
•نام این صحرا حسین، با قلب زینب آشناست
بر لبانت کربلا افتاد دلواپس شدم
•خاکِ سرخ این بیابان بوی کوچه میدهد
گوئیا مادر ز پا افتاد دلواپس شدم
•این دمِ پیری مرا آواره صحرا مکن
راهمان دیدی کجا افتاد، دلواپس شدم
•من کنارِ تو نباشم زود میمیرم حسین
تا عمود خیمه جا افتاد، دلواپس شدم
•این دلم از کودکی بر گیسویت حساس بود
باد در موی شما افتاد دلواپس شدم
•حنجر تو معجر من هر دو پاره میشود؟
حرف بین ما دو تا افتاد دلواپس شدم
•حنجرت را بازیِ دستان این و آن نکن
چشم من بر نیزهها افتاد، دلواپس شدم
•حرمله زانو زده، ای وای بیچاره رُباب
صحبت شش ماهه تا افتاد دلواپس شدم
•دردِ گوشِ پاره کمتر از شکافِ نیزه نیست
دیدهام بر بچهها افتاد، دلواپس شدم
- قاسم نعمتی
عزیزانی که تهران تشریف دارید، اگه به مراسم تشییع پیکر شهدا رفتید، اگه ممکنه به نیابت از خونواده ما هم چند قدمی بردارید. ممنون🙏
•کنارِ زخمهایت زخمِ من انگار چیزی نیست
به جانِ چشمِ تو این چشمهای تار چیزی نیست
•ندارم آب؛ وقت شستشویت اشکهایم هست
ولی پیشِ سرت انگار این رگبار چیزی نیست
•نپرس اینقدر، از من نیمهی تاریکِ ماهم چیست؟!
خسوفم را تماشا کن؛ نکن اصرار، چیزی نیست
•به شوق دیدنت تازه زبان وا کردهام انگار
بِ به جاجانِ تو این لکنتِ گفتار چیزی نیست
•نخواه از دخترت تا روسری بردارد از مویش
که زیرِ سایهی این چادرِ گلدار چیزی نیست
•نبین بر گونهام حکّاکیِ ذکرِ عقیقت را
به دستِ ساربان یک شب شدم بیدار، چیزی نیست
•نپرس از گوشواره از النگو از گلوبندم
فقط یک چند باری رفتهام بازار، چیزی نیست
•به هر کس خیمهی سوغات را میگشت میگفتم
ببین گوشِ مرا؛ دست از سرم بردار چیزی نیست
•گلِ سرخِ بدون ساقه در گلدانِ سرنیزه!
نبین پای مرا؛ این زخمهای خار چیزی نیست
- رضا قاسمی
•چه وداعی چقدر جانسوز است
کربلا کرب والبکاء شده است
•مادری پشت پرده ی خیمه
دست بر دامن دعا شده است
•گریههای حرم سؤالی شد
راستی بانوی قبیله کجاست
•شیرِ مردانِ زینب کبری...
...کمی آهسته؛ پس عقیله کجاست
•سخت از پیله خیمه دل کندید
بال پروازتان تَقَلّا کرد
•نام زهرا گره گشاتان شد
قسم عشق کار خود را کرد
•گرگهای گرسنهی این دشت
در کمینند با خبر باشید
•این خلیفه پرستهای حریص
لاله چینند با خبر باشید
•نوّهی مرتضی شدن جُرم است
خونتان را حلال میبینند
•تازه اسلام نابتان را هم
زیر تیغ سؤال میگیرند
•شعلههای نفاق این مردم
از سقیفه زبانه میگیرد
•جان زهرا به فکر خود باشید
پهلوها را نشانه میگیرند
•خونِ دل روزی علی کردند
پشت پا میزنند این مردم
•کوفه را با مدینه فرقی نیست
بی هوا میزنند این مردم
•کوچه وا میکنند با حیله
کینه فتوای لاله کوبی داد
•تجربه گفت: اوّلین کوچه...
...در مدینه جواب خوبی داد
•راستی، سمت حرمله نروید
شرح این درد، مو به مو مانده
•به خدا حیف چشمهای شماست
چند تیری برای او مانده
-وحید قاسمی
اِبتلایش فرق داشت
چون که در نزد عمو "قالوا بلایش" فرق داشت
بر عمـو لبّیـک گفت…
وقتِ حَجّش بود و لَحنِ "رَبّـنایش" فرق داشت
مثل نامش خاص بود
روضهی او با همه حال و هوایش فرق داشت
"لا أُفـارِق گو" دویـد
صـوت غرّایِ "أنَا بْنُ المُجـتَبایـش" فرق داشت
هم سپر شد هم قلم
ای به قُربانش که جنسِ دستهایش فرق داشت
گشت آویزان به پوست
پس گریزِ روضهی دسـت جُدایش فرق داشت
بـین آغوش حُـسـین
آخرین نذری این قُـــربان، مِنایش فرق داشت
گفت "واأمّاه" لیک
آخِرین دَمْ، خواهـشِ مادر بیایش فرق داشت
بـا سه شعبه ذبح شد
گرچه با ششماهه خیلی حجم نایش فرق داشت
مانـْد در گـودال، آه
وقت دفنش استخوانهایش صدایش فرق داشت
-محمّد قاسمی
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ذغال سرخ شده دیدید؟! ...معبر اینطوری باز شد...
#شهید_طهرانچی 🥀🕊