•کنارِ زخمهایت زخمِ من انگار چیزی نیست
به جانِ چشمِ تو این چشمهای تار چیزی نیست
•ندارم آب؛ وقت شستشویت اشکهایم هست
ولی پیشِ سرت انگار این رگبار چیزی نیست
•نپرس اینقدر، از من نیمهی تاریکِ ماهم چیست؟!
خسوفم را تماشا کن؛ نکن اصرار، چیزی نیست
•به شوق دیدنت تازه زبان وا کردهام انگار
بِ به جاجانِ تو این لکنتِ گفتار چیزی نیست
•نخواه از دخترت تا روسری بردارد از مویش
که زیرِ سایهی این چادرِ گلدار چیزی نیست
•نبین بر گونهام حکّاکیِ ذکرِ عقیقت را
به دستِ ساربان یک شب شدم بیدار، چیزی نیست
•نپرس از گوشواره از النگو از گلوبندم
فقط یک چند باری رفتهام بازار، چیزی نیست
•به هر کس خیمهی سوغات را میگشت میگفتم
ببین گوشِ مرا؛ دست از سرم بردار چیزی نیست
•گلِ سرخِ بدون ساقه در گلدانِ سرنیزه!
نبین پای مرا؛ این زخمهای خار چیزی نیست
- رضا قاسمی
•چه وداعی چقدر جانسوز است
کربلا کرب والبکاء شده است
•مادری پشت پرده ی خیمه
دست بر دامن دعا شده است
•گریههای حرم سؤالی شد
راستی بانوی قبیله کجاست
•شیرِ مردانِ زینب کبری...
...کمی آهسته؛ پس عقیله کجاست
•سخت از پیله خیمه دل کندید
بال پروازتان تَقَلّا کرد
•نام زهرا گره گشاتان شد
قسم عشق کار خود را کرد
•گرگهای گرسنهی این دشت
در کمینند با خبر باشید
•این خلیفه پرستهای حریص
لاله چینند با خبر باشید
•نوّهی مرتضی شدن جُرم است
خونتان را حلال میبینند
•تازه اسلام نابتان را هم
زیر تیغ سؤال میگیرند
•شعلههای نفاق این مردم
از سقیفه زبانه میگیرد
•جان زهرا به فکر خود باشید
پهلوها را نشانه میگیرند
•خونِ دل روزی علی کردند
پشت پا میزنند این مردم
•کوفه را با مدینه فرقی نیست
بی هوا میزنند این مردم
•کوچه وا میکنند با حیله
کینه فتوای لاله کوبی داد
•تجربه گفت: اوّلین کوچه...
...در مدینه جواب خوبی داد
•راستی، سمت حرمله نروید
شرح این درد، مو به مو مانده
•به خدا حیف چشمهای شماست
چند تیری برای او مانده
-وحید قاسمی
اِبتلایش فرق داشت
چون که در نزد عمو "قالوا بلایش" فرق داشت
بر عمـو لبّیـک گفت…
وقتِ حَجّش بود و لَحنِ "رَبّـنایش" فرق داشت
مثل نامش خاص بود
روضهی او با همه حال و هوایش فرق داشت
"لا أُفـارِق گو" دویـد
صـوت غرّایِ "أنَا بْنُ المُجـتَبایـش" فرق داشت
هم سپر شد هم قلم
ای به قُربانش که جنسِ دستهایش فرق داشت
گشت آویزان به پوست
پس گریزِ روضهی دسـت جُدایش فرق داشت
بـین آغوش حُـسـین
آخرین نذری این قُـــربان، مِنایش فرق داشت
گفت "واأمّاه" لیک
آخِرین دَمْ، خواهـشِ مادر بیایش فرق داشت
بـا سه شعبه ذبح شد
گرچه با ششماهه خیلی حجم نایش فرق داشت
مانـْد در گـودال، آه
وقت دفنش استخوانهایش صدایش فرق داشت
-محمّد قاسمی
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ذغال سرخ شده دیدید؟! ...معبر اینطوری باز شد...
#شهید_طهرانچی 🥀🕊
-اَللَّـهُمَّصَلِّعَلَىعَلِيِّبْنِمُوسَىالرِّضَاالْمُرْتَضَى الْاِمَامِالتَّقِيِّالنَّقِيِّوَحُجَّتِكَعَلَیمَنْفَوْقَالاَرْضِ وَمَنْتَحْتَالثَّرى،الصِّدّيقِالشَّهيدِ،صَلاةًكَثيرَةً تامَّةًزاكِيَةًمُتَواصِلَةًمُتَواتِرَةًمُتَرادِفَةً،كَاَفْضَلِ
مَاصَلَّيْتَعَلَىاَحَدٍمِنْاَوْلِيائِكَ-
#امامرضاجانم
•تا لالهگون شود کفنم بیشتر زدند
از قصد روی زخم تنم بیشتر زدند
•قبل از شروع ذکر رجز مشکلی نبود
گفتم که زادهی حسنم بیشتر زدند
•این ضربهها تلافی بدر و حنین بود
گفتم علی و بر دهنم بیشتر زدند
•از جنس شیشه بود مگر استخوان من
دیدند خوب میشِکَنم بیشتر زدند
•میخواستند از نظر عمق زخمها
پهلو به فاطمه بزنم بیشتر زدند
•تا از گلم گلاب غلیظی در آوردند
با نعل تازه بر بدنم بیشتر زدند
•دیدند پا ز درد روی خاک میکِشم
در حال دست و پا زدنم بیشتر زدند
-عباس احمدی
•طفل خود را طرف لشکر نامرد گرفت
زخم پیشانی او را عرقی سرد گرفت
•رو زد و آب ندادند دل مرد گرفت
حرمله خیر نبینی جگرش درد گرفت
•خرمنش سوخت از برگ و برش هیچ نماند
دیگر از حرمت نام پدرش هیچ نماند
•از سپیدی گلوی پسرش هیچ نماند
حرمله خیر نبینی جگرش درد گرفت
•متحیر وسط خیمه و میدان مانده
به دلش حسرت یک قطرهی باران مانده
•خواهرش کاش نبیند که پریشان مانده
حرمله خیر نبینی جگرش درد گرفت
•ماندهام سنگ روی سنگ چرا بند شده
شمر از دیدن این صحنه چه خرسند شده
•سر شش ماهه به یک پوست فقط بند شده
حرمله خیر نبینی جگرش درد گرفت
•شیشه در قائله سنگ مکسر گردد
خاطر خیمه از این حرف مکدر گردد
•از خجالت نتوانست حرم برگردد
حرمله خیر نبینی جگرش درد گرفت
-وحید قاسمی
•حال او سخت خراب است مراعات كنيد
دلش از داغ كباب است مراعات كنيد
•نكش اينقدر! زمين خورد، زمين خورد رباب
دست و پايش به طناب است مراعات كنيد
•اين عروس پسر دختر پيغمبر ماست
فرض كن اهل كتاب است مراعات كنيد
•همهی طايفهاش تشنه به خون غلتيدند
درد او ديدن آب است مراعات كنيد
•خواهشاً پای نكوبيد، گمان كرده به نی
كودكش خسته و خواب است مراعات كنيد
•نيزهی رأس علی اصغر او را ببريد
اينكه اينجاست رباب است مراعات كنيد
•نگذاريد به سر حرمله نزديک شود
بیحيا مست شراب است مراعات كنيد
•لب گزيدی كه نگو، چشم، نمیگويم، چشم
ادب روضه ثواب است مراعات كنيد
-محسن صرامی
•ای تجلّی صفات همهی برترها
چقدر سخت بود رفتن پیغمبرها
•قد من خم شده تا خوش قد و بالا شدهای
چون که مهر پدران نیست کم از مادرها
•پسرم! میروی، امّا پدری هم داری
نظری گاه بیندار به پشت سرها
•سر راهت پسرم تا در آن خیمه برو
شاید آرام بگیرند کمی خواهرها
•بهتر این است که بالای سر اسماعیل
همه باشند و نباشند فقط هاجرها
•مادرت نیست اگر، مادر سقّا هم نیست
عمّهات هست به جای همهی مادرها
•حال که آب ندارند برای لب تو
بهتر این است که غارت شود انگشترها
•زودتر از همه آماده شدی، یعنی که
آنچنان خسته نگشته است تن لشکرها
•آنچنان کهنه نگشته است سم مرکبها
آنچنان کند نگشته است لب خنجرها
•چه کنم با تو و این ریخت و پاشی که شده
چه کنم با تو و با بردن این پیکرها
•آیهات بخش شده آینهات پخش شده
علی اکبر من شد علی اکبرها
•گیرم از یک طرفی نیز بلندت کردم
بر زمین باز بماند طرف دیگرها
•با عبای نبوی کار کمی راحت شد
ورنه سخت است تکان دادن پیغمبرها
- علیاکبر لطیفیان