هدایت شده از اسناد المصائب
🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴
✍ #روضه_شماره 3️⃣3️⃣
👤 #حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها
👤 #حضرت_عباس_علیه_السلام
@AsnadolMasaeb
هدایت شده از اسناد المصائب
🔹🔷《السَّلَامُ عَلَیکِ یَا فَاطِمَةَ بِنتَ حِزَامِِ الکَلَابِیَّةَ》🔷🔹
✅حضرت فاطمه(س) قبل از شهادت در طی سفارشی به امام علی(ع) فرمود :
📋《یَا ابَالحَسَن(ع)! جَزاکَ اللهُ عَنِّی خَیّرَ الْجَزاءِ! اَوصیِکَ اَوَّلاً اَن تَتَزَوَّجَ بَعّدِی! فَاِنَّ الرَّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ》
♦️ای ابالحسن(ع)! خداوند تو را پاداش نیکو دهد! اولین وصیت من به تو این است که از آنجایی که مردان از زنان بی نیاز نیستند، پس از من ازدواج کن.(۱)
روزی امام علی(ع) به برادرشان عقیل که آگاه به انساب عرب بود، فرمود :
📋《اُنظُر اِلَىَّ اِمرَأَةً قَد وَلَدَتهَا الفُحُولَةُ مِن العَرَبِ لِأَتَزَوَّجَهَا》
♦️برای من زنی را انتخاب کن که او را به ازدواج خویش در بیاورم، تا اینکه برای من فرزندانی همچون شیرانی از نسل عرب به دنیا بیاورد.
که عقیل، فاطمه کلابیّه را به امام علی(ع) معرفی کرد و گفت :
📋《تَزَوَّجْ اُمَّ البَنِینَ الْکَلابیَّةَ، فَإِنَّهُ لَیسَ فِی الْعَرَبِ أَشْجَعُ مِن آبَائِهَا》
♦️با امّ البنین ازدواج کن که در عرب از اجداد او شجاع تر نیست.(۲)
به نقل تاریخ؛ ابوبراء عامر بن مالك جدّ دوم فاطمه كلابيه در شجاعت در ميان قبايل عرب بی نظير بود، از اين رو او را بازي كننده با شمشيرها (مُلاعِبُ الاَسِنَّةِ) مي نامند.(۳)
به این ترتیب، ام البنین(س) وارد منزل امام علی(ع) شد و سوگند یاد کرد که برای فرزندان ایشان همچون مادری دلسوز باشد و با ورود ام البنین به خانه امیر مؤمنان، او ضمن پرستاری از کودکان امام، همانند مادر واقعی با آنان رفتار می کرد.
در تاریخ زنی همچون ام البنین(س) دیده نشده که نسبت به فرزندان هووی خود محبتی خالصانه ورزد و آنان را بر فرزندان خویش مقدم بدارد.
پس ثمره این ازدواج چهار پسر به نامهای عباس(ع) و عبدالله و جعفر و عثمان شد که همه در کربلا در رکاب امام حسین(ع) به شهادت رسیدند.(۴)
از طرفی ام البنین(س) با شمر لعین هم قبیله بود و از آن جهت بود که شمر در کربلا فرزندان ام البنین(س) را خواهر زادگان خود خطاب کرد.
سید بن طاووس می نویسد :
در روز نهم محرم شمر به همراه امان نامه ای از طرف عبیدالله بن زیاد به سوی اردوگاه امام حسین(ع) به راه افتاد، تا پسران ام البنین(ع) را از سپاه امام حسین(ع) جدا کند که آنان قاطعانه امام نامه را نپذیرفتند و شمر را لعن نمودند.
وقتی شمر به اردوگاه امام(ع) رسید، از آنجایی که ام البنین از قبیله بنى كلاب بود، و شمر نیز از این قبیله بود، بدین جهت، با صداى بلند فریاد زد :
📋《يَا بَنِي أُخْتِی! أَنتُم آمِنُونَ! فَلَا تَقتُلُوا أَنفُسَكُم مَعَ أَخِيكُمُ الحُسَينِ(ع)! وَاَلزَمُوا طَاعَةَ أمِيرِ المُؤمِنينَ يَزِيدَ بنِ مُعَاوِيَةَ》
♦️ای خواهر زادگانم! شما در امانید! و خود را با برادرتان حسین(ع)، به کشتن ندهید و به طاعت امیرالمؤمنین یزید دربیایید.(۵)
طبق مقاتل، کاروان اهل بیت(ع) در روز ششم ربیع الاول وارد مدینه شدند.
ابن نما حلی می نویسد :
📋《لَمَّا وَصَلَ زَيْنُ اَلْعَابِدِينَ(ع) إِلَى اَلْمَدِينَةِ نَزَلَ وَ ضَرَبَ فُسْطَاطَهُ وَ أَنْزَلَ نِسَاءَهُ وَ أَرْسَلَ بَشِيرَ بْنَ حَذْلَمٍ لِإِشْعَارِ أَهْلِ اَلْمَدِينَةِ بِإِيَابِهِ مَعَ أَهْلِهِ وَ أَصْحَابِهِ》
♦️هنگامى که کاروان اهل بیت(ع) به مدینه رسید، امام سجاد(ع) دستور داد که کاروانیان از شترها فرود بیایند و خیمه ها را برپا کنند ودر آن جاى بگیرند و حضرت(ع) بشیر بن جذلم را به مدینه فرستاد تا به آنان اطلاع دهد وآنان را به بیرون مدینه فرا خوانَد.(۶)
حضرت(ع) به بشیر بن حذلم فرمود :
📋《يَا بَشِيرُ! رَحِمَ اَللَّهُ أَبَاكَ! لَقَدْ كَانَ شَاعِراً! فَهَلْ تَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ مِنْهُ؟》
♦️اى بشیر! خدا پدرت شاعرت را رحمت کند آیا تو نیز مى توانى شعر بگویى؟
بشیر گفت :
📋《بَلَى يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ(ص)! إِنِّي لَشَاعِرٌ!》
♦️آرى اى پسر رسول خدا(ص) من نیز شاعرم!
امام(ع) فرمود :
📋《اُدْخُلِ اَلْمَدِينَةَ وَ اِنْعَ أَبَا عَبْدِاَللَّهِ(ع)!》
♦️پس وارد مدینه شو و خبر شهادت حضرت ابى عبدالله(ع) و ورود ما را به مردم ابلاغ کن!
بشیر مى گوید :
📋《فَرَكِبْتُ فَرَسِي وَ رَكَضْتُ حَتَّى دَخَلْتُ اَلْمَدِينَةَ فَلَمَّا بَلَغْتُ مَسْجِدَ اَلنَّبِيِّ(ص) وَ رَفَعْتُ صَوْتِي بِالْبُكَاءِ وَ أَنْشَأْتُ》
♦️بر اسبم سوار شدم و با شتاب وارد مدینه شدم و هنگامى که به مسجد النبى(ص) رسیدم صدایم را به گریه بلند کردم و آنگاه چنین سرودم :
📋《يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لاَ مُقَامَ لَكُمْ بِهَا
قُتِلَ اَلْحُسَيْنُ فَأَدْمُعِي مِدْرَارٌ
اَلْجِسْمُ مِنْهُ بِكَرْبَلاَءَ مُضَرَّجٌ
وَ اَلرَّأْسُ مِنْهُ عَلَى اَلْقَنَاةِ يُدَارُ》
♦️اى مردم مدینه، دیگر مدینه جاى ماندن شما نیست، زیرا حسین(ع) کشته شد که اشک من این گونه سرازیر است.
پیکر او در کربلا به خاک و خون غلطیده و سر مقدسش بالاى نیزه، شهر به شهر گردانده شد.
@AsnadolMasaeb
ادامه مطالب :👇
هدایت شده از اسناد المصائب
سپس بشیر گفت :
این على بن الحسین(ع) است که با عمه ها و خواهرانش در آستانه شهر فرود آمده اند و من فرستاده او هستم تا ماجرا را به اطلاع شما برسانم.
سپس نقل می کند :
با این سخن،
📋《فَمَا بَقِيَتْ فِي اَلْمَدِينَةِ مُخَدَّرَةٌ وَ لاَ مُحَجَّبَةٌ إِلاَّ بَرَزْنَ مِنْ خُدُورِهِنَّ مَكْشُوفَةً شُعُورُهُنَّ مُخَمَّشَةً وُجُوهُهُنَّ ضَارِبَاتٍ خُدُودُهُنَّ يَدْعُونَ بِالْوَيْلِ وَ اَلثُّبُورِ فَلَمْ أَرَ بَاكِياً أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ اَلْيَوْمِ وَ لاَ يَوْماً أَمَرَّ عَلَى اَلْمُسْلِمِينَ مِنْهُ》
♦️حتّى زنان مدینه از خانه هایشان با موهاى پریشان بیرون ریختند و درحالى که از شدّت مصیبت صورت هاى خود را مى خراشیدند و بر چهره هاى خود لطمه مى زدند، صدا به گریه و زارى بلند کردند و هیچ مرد و زنى را گریان تر از آن روز ندیدم و روزى تلخ تر از آن روز بر مسلمانان نگذشت!(۷)
در مورد معرفت و ارادت این بانوی جلیل القدر به امام حسین(ع)، همین بس که وقتی، بشیر خبر شهادت امام حسین(ع) را به مدینه رساند، در این هنگام در مسیر خود با ام البنین(س) مواجه شد و خبر شهادت فرزندانش را به او داد.
در این هنگام؛ ام البنین با صبر و بصیرتى بى نظیر پرسید :
📋《یَا بَشِیرُ! اَخبِرنِى عَن اَبِى عَبدَاللهِ الحُسَینِ(ع)! اَولَادِى وَ مَن تَحتَ الخَضرَاءَ کُلُّهُم فِدَاءُ لِاَبِى عَبدِاللهِ الحُسَینِ(ع)》
♦️اى بشیر! مرا از اباعبدالله الحسین(ع) باخبر ساز! فرزندان من و همه آنچه زیر این آسمان است فداى اباعبدالله(ع) باد.(۸)
هنگامی که بشیر خبر شهادت امام حسین(ع) را به او داد؛
📋《هُنَالِكَ اَنهَارَت وَ لَطَمَت وَجهَهَا وَ صَاحَت : وَاوِيلَاهُ! وَاحُسَينَاهُ!》
♦️در این هنگام، در همان جا بر زمین افتاد و بر صورت زد و فریاد کشید : واویلاه! واحسیناه!(۹)
و آهى کشید و با دنیایى از غم و اندوه گفت :
📋《قَد قَطَعتَ نِیَاطَ قَلبِى!》
♦️آه که بندهاى قلبم را پاره پاره کردى.(۱۰)
به این ترتیب، ام البنین شهادت چهار پسر رشید را درک کرد و در سوگ آنها نشست.
او براى پسران خود ندبه و گریه مى کرد و گاهی در بقیع مى نشست و ندبه هاى جانسوزى سر می داد و می گفت :
📋《يَا مَنْ رَأَى الْعَبَّاسَ كَرَّ عَلَى جَمَاهِيرِ النَّقَدِ،
وَ وَرَاهُ مِنْ أَبْنَاءِ حَيْدَرَ كُلُّ لَيْثٍ ذِي لَبَدٍ،
أُنْبِئْتُ أَنَّ ابْنِي أُصِيبَ بِرَأْسِهِ مَقْطُوعَ يَدٍ،
وَيْلِي عَلَى شِبْلِي أَمَالَ بِرَأْسِهِ ضَرْبُ الْعَمَدِ》
♦️اى كسی که عباس(ع) را ديدى حمله می كرد بر توده هاى فرومايه و از فرزندان حيدر هر شير يال دارى دنبال او بود.
خبردار شده ام كه به سر فرزندم ضربت وارد شده درحالى كه بريده دست بود، واى بر من بر شير بچه ام كه ضربت عمود سرش را خميده كرد.
📋《لَوْ كَانَ سَيْفُكَ فِي يَدِيْكَ، لَمَا دَنَا مِنْهُ أَحَدٌ،
لا تَدْعُوِنِّي وَيْكِ أُمَّ الْبَنِينَ، تُذَكِّرِينِي بِلِيُوثِ الْعَرِينِ》
♦️اگر شمشيرت در دستت بود، كسى نمى توانست به تو نزديك شود و نيز از اوست.
واى بر تو مرا ديگر مادر پسران مخوان، كه مرا به ياد شيران بيشه ام مي اندازى.
📋《كَانَتْ بَنُونَ لِي أُدْعَى بِهِمْ وَ الْيَوْمَ أَصْبَحْتُ وَ لا مِنْ بَنِينَ، أَرْبَعَةٌ مِثْلُ نُسُورِ الرُّبَى، قَدْ وَاصَلُوا الْمَوْتَ بِقَطْعِ الْوَتِينِ》
♦️مرا پسرانى بود، كه به آنان خوانده مى شوم، اما امروز براى من پسرانى نيست.
چهار پسر مانند كركسان بلندي ها كه با بريده شدن رگ حيات يكى پس از ديگرى به مرگ پيوستند.
📋《تَنَازَعَ الْخِرْصَانُ أَشْلاءَهُمْ، فَكُلُّهُمْ أَمْسَى صَرِيعاً طَعِينَ،
يَا لَيْتَ شِعْرِي أَ كَمَا أَخْبَرُوا، بِأَنَّ عَبَّاسا قَطِيعُ الْيَمِينِ》
♦️نيزه ها بر پيكرهايشان ستيزه داشتند، همه آنان با تن مجروح به خاك افتادند.
اى كاش مي دانستم آنچنان است كه خبر دادند، اين كه دست عباسم بريده شده بود.(۱۱)
زنان مدینه نیز دور او جمع مى شدند و می گریستند.
ابوالفرج اصفهانی می نویسد :
📋《فَكَانَ مَروَانُ يَجِيءُ فِيمَن يَجِيءُ لِذَلِكَ، فَلَا يَزَالُ يَسمَعُ نُدبَتَهَا وَ يَبكِي》
♦️حتی مروان بن حکم اموی، از دشمنان اهل بیت نیز با شنیدن سرودههای جانسوز او میگریست.(۱۲)
اما تاریخ وفات ام البنین(س) اطلاع دقیقی در دست نیست.
📝شعر :
این زن که چهار گل به دامن دارد
دل از غمش احساس شکستن دارد
عباس اگر ماه بنی هاشم شد
نور از رخ همین زن دارد
👤بلنج
📚منابع :
۱)بحارالانوار مجلسی، ج۴۳، ص۱۹۲
۲)عمدة الطالب ابن عنبه، ص۳۵۷
۳)تنقیح المقال مامقانی، ج۲، ص۱۲۸
۴)مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانی، ص۸۲
۵)اللهوف ابن طاووس، ص۸۸
۶)مثیرالاحزان ابن نمای حلی، ج۲، ص۱۱۲
۷)اللهوف ابن طاووس، ص۱۷۴
۸)شرح الأخبار قاضی نعمان، ج۳، ص۱۸۶
۹)العبّاس بن على(ع) مدرسی، ص۲۴
۱۰)ریاحین الشریعه محلاتی، ج۳، ص۲۹۴
۱۱)سفینة البحار محدث قمی، ج۳، ص۳۰۸
۱۲)مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانی، ص۹۰
@AsnadolMasaeb
هدایت شده از اسناد المصائب
1️⃣4️⃣نقل شده که؛
🎤«وقتی حضرت عباس(س) به شهادت رسید، حضرت فاطمه(س) در علقمه حضور یافت و سر مبارک عباس(ع) را به دامن گرفت و او را پسرم خطاب کرد!»
✍این داستان متاسفانه بیشترین نقل را در بین مادحین داشته که مسلما کذب است و در هیچ منبعی بدان اشاره نشده است.
┈┉┅━❀♦️⚫♦️❀━┅┉┈
2⃣4️⃣نقل شده که؛
🎤«حرمله سه تا تیر سه شعبه به کربلا آورده بود و هر یک را برای شخصی خاص به کار برد.
یکی را برای حضرت عباس(ع) و دیگری را برای حضرت علی اصغر(ع) و آخری را هم برای امام حسین(ع)!»
✍اینکه در میان قتله ی امام حسین(علیه السلام) شقی ترین آنها «حرمله بن کاهل» بود، شکی در آن نیست، که حتی طبق مقاتل، وی مستقیما در شهادت پنج شهید بنی هاشم در کربلا، نقش داشت :
۱) #ابوبکر_بن_حسن_رحمه_الله(۱)
۲) #حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام(۲)
۳) #حضرت_عباس_علیه_السلام(۳)
۴) #حضرت_عبدالله_بن_حسن_علیه_السلام(۴)
۵) #امام_حسین_علیه_السلام(۵)
👤سید بن طاووس(۶۶۴ق) درباره شهادت امام حسین(علیه السلام) می نویسد :
در روز عاشورا؛
«فَأَتَاهُ [حَرْمَلَةُ] سَهْمٌ مَسْمُومٌ لَهُ ثَلَاثُ شُعَبٍ فَوَقَعَ عَلَى قَلْبِهِ»
حرمله بن کاهل، تیرى سه شاخه و زهرآلودی را به قلب امام حسین(علیه السلام) نشانه رفت و آن تیر بر قلب مقدس حضرت(ع) نشست.(۶)
پس تیر سه شعبه فقط برای امام حسین(علیه السلام) که در مقاتل معتبر به آن اشاره شده است، استفاده شد.
البته نقل تیر سه شعبه برای حضرت علی اصغر(ع) فقط در کتاب «وقایع الأیام» اثر «ملا علی واعظ خیابانی»(۱۳۲۷ش) آمده است که این نقل سندیت تاریخی و متقن ندارد.(۷)
📚منابع :
۱)الکامل ابن اثیر، ج۴، ص۹۲
۲)بحارالانوار مجلسی، ج۴۵، ص۴۶
۳)انساب الاشراف بلاذری، ج۳، ص۲۰۱
۴)مثیر الأحزان ابن نما حلی، ص ٧٣
۵)۶)اللهوف سید بن طاووس، ص۱۲۰
۷)وقایع الأیام، ص۴۵۲
┈┉┅━❀♦️⚫♦️❀━┅┉┈
3⃣4️⃣نقل شده که؛
🎤«حضرت فاطمه(س) هر شب جمعه در کربلا حضور دارد و برای امام حسین(ع) روضه می خواند و ناله زنان می گوید :
یَا بُنیَّ! قَتلوکَ و مِن المَاءِ مَنعوکَ!»
✍در مورد حضور حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در شبهای جمعه در کربلا، باید گفت که روایتی که به آن تصریح کرده باشد، وجود ندارد.
اما از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود :
«إِنَّ فَاطِمَةَ(س) بِنْتَ مُحَمَّدٍ(ص) تَحْضُرُ لِزُوَّارِ قَبْرِ ابْنِهَا الْحُسَيْنِ(ع) فَتَسْتَغْفِرُ لَهُمْ ذُنُوبَهُمْ»
همانا حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دختر حضرت رسول اکرم(ص) براى زوّار قبر فرزندش حسين بن على(علیهما السلام) حاضر می شود و برای گناهان آنها طلب آمرزش و مغفرت می نمايد.(۱)
پس در این روایت، حضور ایشان مقید به مکان یا روزی خاص مثل شب جمعه نشده است.
و این عبارت فوق، نیز در نقلی آمده است که، هند همسر یزید لعین می گوید :
وقتی سرهای شهدای کربلا را به شام آوردند، شبی در خواب ديدم که حضرت رسول اکرم(ص) در حالی که لب و دندان امام حسین(علیه السلام) را می بوسيد و نوحه و زاری می کرد، می فرمود :
«يَا وَلَدِي! قَتَلُوكَ أَ تَرَاهُمْ مَا عَرَفُوكَ وَ مِنْ شُرْبِ الْمَاءِ مَنَعُوكَ!»
اي فرزند دلبند من! تو را کشتند و تو را از آب فرات منع کردند! مگر تو را نشناختند؟!(۲)
پس این عبارت از اینجا گرفته شده است.
روایت دیگری از امام صادق(علیه السلام) که فرمود :
«اللَّهُ يَزُورُهُ[الْحُسَيْنَ(ع)] فِي كُلِّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ يَهْبِطُ مَعَ الْمَلَائِكَةِ إِلَيْهِ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَوْصِيَاءُ»
خداوند متعال در هر شب جمعه به همراه ملائكه و پيامبران و جانشینان آنان، امام حسین(علیه السلام) را زيارت می كنند.(۳)
که در این روایت هم اشاره ای به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نشده و طبق روایت اول حضرت فاطمه(س) هر شب زائر امام حسین(علیه السلام) است.
📚منابع :
۱)کامل الزیارات ابن قولویه قمی، ص۱۱۸
۲)بحارالانوار مجلسی، ج۴۵، ص۱۹۷
۳)کامل الزیارات ابن قولویه قمی، ج۱، ص۱۱۲
┈┉┅━❀♦️⚫♦️❀━┅┉┈
4⃣4️⃣نقل شده که؛
🎤«امام سجاد(ع) می فرماید :
هنگامی که اسرا را به کوفه می بردند، همه ما را به یک ریسمان بسته بودند و یک طرف ریسمان به بازوی من بسته شده بود و طرف دیگر به بازوی عمه ام زینب کبری(ص)!
و هنگامی که همگی سوار بر ناقه ها شدیم، زینب(س) همگی را سوار کرد و وقتی هیچ محرمی نبود تا زینب(س) را سوار کند، روبه امام حسین(ع) کرد و عرضه داشت : وا غربناه! وا حسیناه!»
✍این نقل، به همین نحو، فقط در دو کتاب به آن اشاره شده است.
۱)«کتاب معالی السبطین مازندرانی حائری»(۱)
۲)«کتاب اسرار الشهاده ملا آقا دربندی»(۲)
و اقوال این دو کتاب در نهایت ضعف است و هر دو از کتب غیر معتبر به شمار می روند.
📚منابع :
۱)معالی السبطین مازندرانی، ص۵۰۶
۲)اسرار الشهاده ملا دربندی، ج۳، ص۲۷۱
@AsnadolMasaeb
ادامه مطالب :👇
هدایت شده از اسناد المصائب
✅اما جای سوال اینجاست که در ابیات مدحی امروزی ما، به طور مثال برای حضرت عباس(علیه السلام) با وجود این همه فضائل و مناقب برای ایشان از جنب معصومین(علیهم السلام)، چرا باید روی برخی ویژگیهای ظاهری ایشان مانند؛ چشمهای خوشگل، قد و بالایِ رعنا و ابروی کمانی و ماه و .. مانور داده شود؟!!
جالب آن جاست که در برخی نقلها آمده است که؛
هنگام نبرد قمر بنی هاشم حضرت عباس(علیه السلام) و «مارد بن صُدیف» در کربلا، مارد به آن حضرت(علیه السلام) گفت :
«إنِّي نَصَحتُكَ إِنْ قَبلَتَ نَصيْحَتِي
حَذَرَاً عَلَيْكَ مِنَ الحُسَام القَاطِع
وَ لَقَد رَحِمتُكَ إِذ رَأيْتُك يَافِعَاً
وَ لَعَلَّ مِثلِي لاَ یُقَاسُ بِیَافِعِِ..»
♦️من تو را نصيحت می کنم اگر آن را بپذيری، برای اينکه از تيزی شمشير برّان من در امان بمانی! من وقتی که تو را جوانی زیبا و ملیح چهره يافتم دلم نسبت به تو نرم شد، و گويا مثل من نبايد با مثل تویی هماورد گردد.
حضرت عباس(علیه السلام) در جواب فرمود :
«يَا عَدُوَّ اللهِ! ..امَّا مَا ذَكَرتَهُ مِن مَلاحَةِ وَجهِي وَ حِداثِهِ سِنِّي فَلَيسَ ذَلكَ بِضَارّّی لِانِّي اُعرَفُ مِن شَرِيفِ نِسبَتِي وَ ذُكاءِ عَقلِي وَ مَا قَد استفَدتهُ فِي دِيني مَعَ رِياضَةِ نَفسِي وَ مَعرِفَتها وَ الصُّرُ عَلى مُلَاقاةِ الرِّجَالِ وَ مُواجِهةِ الَابطَالِ و الخُبرَةِ بِالضِّربِ والطِّعانِ وَ مُعَالِجةِ الفُرسَانِ والصَّبرِ عَلى البَلَاءِ وَالشُّكرِ عَلَى الرَّخَاء وَ التَّوكُلِ عَلى اللهِ»
♦️ای دشمن خدا! اما آن چه در مورد زيبايى چهره و جوانى من گفتى، بدان که اين امور به من زيان نمى رساند ولی مُعرِّف من حسب و نسبم، تیز هوشی و درایت عقلم و هر آن چیزی که دینم از آن مستفاد است از قبیل ریاضت نفسم و معرفت به آن است.
و همچنین جرات مقابله با مردان جنگجو و پهلوانان و خبرگان این امر، آنهم به واسطه مبارزات و دلاوری ها و صبر بر بلا و مصیبت و شکر هنگام آسایش و توکل من بر خداست.(۱)
🔰یعنی ما با سخنی، حضرت عباس(علیه السلام) را مدح میکنیم که دشمن، او را این چنین مدح کرده است، در حالی که حضرت(علیه السلام) این جمله را به عنوان شماتت و تحقیر تلقی کردند!
📚منبع :
۱)نور العین اسفراینی، ص۳۹
@AsnadolMasaeb
هدایت شده از اسناد المصائب
🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴
✍ #روضه_شماره 3️⃣1️⃣1️⃣
👤 #حضرت_فاطمه_سلام_الله_علیها
👤 #حضرت_عباس_علیه_السلام
@AsnadolMasaeb
هدایت شده از اسناد المصائب
🔹🔷《اَلسّلامُ عَلیک یا أبَاالْفَضْلِ الْعَبّاسَ بْنَ أمِیرِ المُؤمِنِینَ(علیه السلام)》🔷🔹
✅«احمد بن علی» معروف به «ابن عِنَبه»(۸۲۸ ق) می نویسد :
روزی امام علی(علیه السلام) به برادرشان عقیل که آگاه به انساب عرب بود، فرمود :
📋《اُنظُر اِلَىَّ اِمرَأَةً قَد وَلَدَتهَا الفُحُولَةُ مِن العَرَبِ لِأَتَزَوَّجَهَا》
♦️برای من زنی را انتخاب کن که او را به ازدواج خویش در بیاورم، تا اینکه برای من فرزندانی همچون شیرانی از نسل عرب به دنیا بیاورد.
که عقیل، «فاطمه کلابیّه» را به امام علی(علیه السلام) معرفی کرد و گفت :
📋《تَزَوَّجْ اُمَّ البَنِینَ الْکَلابیَّةَ، فَإِنَّهُ لَیسَ فِی الْعَرَبِ أَشْجَعُ مِن آبَائِهَا》
♦️با امّ البنین ازدواج کن که در عرب از اجداد او شجاع تر نیست.(۱)
👤«شیخ محمّدجواد یزدى مشهدی»(متوفی اوائل قرن چهاردهم) می نویسد :
حضرت امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) در آخرین شب حیات مبارکشان یعنی شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان سال چهل هجری، بعد از اینکه حضرت(ع) آخرین وصایای خود را برای فرزندان خویش فرمود، به جمعیت حاضر خیره شدند و نگاهشان را بین جمعیت تقسیم کردند.
📋《ثُمَّ نَظَرَ إِلَى العَبَّاسِ فَرَأَى أَنَّ بُكَاءَهُ أَشَدُّ مِنَ الآخِرِينَ فَدَعَاهُ إِلَيهِ》
♦️سپس نگاه حضرت(ع) روی حضرت عباس(ع) متوقف شد و دید که گریه عباس(ع) بیشتر از دیگران است، پس او را نزد خود فرا خواند.
📋《فَصَاحَ صِيَاحَاً عَالِيَاً وَ بَكَى بُكَاءً طَوِيلَاً》
♦️پس حضرت(ع) در این هنگام بلند بلند و طولانی گریستند.
📋《وَ اأَخَذَ العَبّاسَ(ع) و ضَمَّه اِلَی صَدرِهِ》
♦️عباس(ع) رو به آغوش کشیدند و به سینه مبارکشان چسباندند.
سپس فرمودند :
📋《وَلَدِی! مُهجَتِی! سَتَقُرُّ عَیْنِی بِکَ فِی یَوْمِ الْقِیٰامَةِ》
♦️پسرم! عزیز دلم! به زودی در روز قیامت به وسیله تو چشم من روشن می گردد.
📋《عَلَیکَ بِالحُسَینِ(ع)》
♦️حسین را به تو سپردم.
📋《فَإِنَّهُ أَمَانَةُ اللَّه وَ أَمَانَةُ رَسُولِهِ وَ أَمَانَةُ فَاطِمَةَ(س) وَ أَمَانَتِی عِندَکَ!
كُن «عَضُدَاً» وَ تَرسَاً لَهُ وَافِدِ نَفسَكَ لَهُ》
♦️همانا حسین(ع) امانت خدا و رسول خدا و امانت فاطمه(س) و امانت من در نزد توست.
کمک کار و حامی و یاور و فدایی او باش.(۲)
منظور از «عَضُداً» در اینجا یعنی «یار و کمک کار»!
«عَضُد» در اصطلاح یعنی «بازو» و بازو از اعضایی است که برای کنایه از اوج «حمایت گری و یاوری» به کار می رود.
چون خود امام علی(علیه السلام) نیز یک یار و یاوری داشت که با تمام وجود حامی ایشان شد.
یعنی «حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)!»
راوی می گوید :
هنگام هجوم اصحاب سقیفه و مهاجمین به خانه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دیدم که؛
📋《وَ ضَرَبَ عُمَرُ لَهَا بِالسَّوطِ عَلَی عَضُدِهَا حَتَّی صَارَ کَالدُّملَجِ الأَسوَدِ المُحتَرِقِ》
♦️عمر بن خطاب با تازیانه ضربه ای به بازوی حضرت فاطمه(س) زد، که بازو و کتف ایشان مانند دستبدی سیاه، کبود شد.(۳)
حضرت فاطمه(س) قبل از شهادت درباره غسل وصیت کرده بود که؛
📋《فَلَا يَكْشِفْنَ أَحَدٌ لِي كَتِفاً》
♦️پس پس از مرگم، مبادا کسی پوشش روی کتفم را کنار بزند.(۴)
امام علی(علیه السلام) خود در این باره مى فرمايد :
📋《لَقَدْ أَخَذْتُ فِي أَمْرِهَا وَ غَسَّلْتُهَا فِي قَمِيصِهَا وَ لَمْ أَكْشِفْهُ عَنْهَا》
♦️من متصدى امر غسل فاطمه(س) شدم و بدن وى را از زير پيراهن غسل دادم.(۵)
{وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ}
📝شعر :
ای کوثر علی چِقَدَر زود می روی
بال و پر علی چقدر زود می روی!
بعد از نبی دلم به تو خوش بود فاطمه
هم سنگر علی چقدر زود می روی!
ای تکیه گاه زندگی حیدر غریب
ای لشکر علی چقدر زود می روی!
شرمنده ی تو هستم و پهلوی زخمی ات
ای یاور علی چقدر زود می روی!
دردت به سینه بود و به حیدر نگفتیش
غم پرور علی چقدر زود می روی!
نه سال از علی تو بدی دیده ای مگر
ای همسر علی چقدر زود می روی!
بد جور زندگی علی را به هم زدند
ای دلبر علی چقدر زود می روی!
خیری که نیست بعد تو در زندگی من
ای کوثر علی چقدر زود می روی!
👤وحید محمدی
📚منابع :
۱)عمدة الطالب ابن عنبه، ص۳۵۷
۲)الشعشعة الحسینی یزدی، ج۲، ص۶۰
۳)الهدایة الکبری خصیبی، ص۴۰۷
۴)الطبقات الکبری ابن سعد، ج۸، ص۲۷
۵)بحارالانوار مجلسی، ج۴۳، ص۱۷۹
@AsnadolMasaeb
هدایت شده از اسناد المصائب
#نقدی_بر..
هفتم ذی الحجه سال ۶۰ هجری قمری، خطابه #حضرت_عباس_علیه_السلام در مکه معظمه بر فراز خانه خدا!⁉️⁉️
@AsnadolMasaeb
هدایت شده از اسناد المصائب
4⃣در کربلا دو نفر را به قدری تیر زدند که به تعبیر مقاتل مانند «خارپشت» شده بودند.
۱) #امام_حسین_علیه_السلام
📚اللهوف سید بن طاووس، ص۱۵۰
┈┉┅━❀━┅┉┈
۲) #حضرت_عباس_علیه_السلام
📚مناهج البكاء حويزی، ص۱۴۰
#نکته_های_کربلا
@AsnadolMasaeb
هدایت شده از اسناد المصائب
5⃣در کربلا سه نفر را در حالی که غافل بودند، ضربه مهیبی بر سر مبارک آنان زدند.
۱) #حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
📚بحارالانوار مجلسی، ج۴۵، ص۴۴
┈┉┅━❀━┅┉┈
۲) #حضرت_عباس_علیه_السلام
📚بحارالانوار مجلسی، ج۴۵، ص۴۱
┈┉┅━❀━┅┉┈
۳) #ام_وهب_بنت_عبد_رحمها_الله
📚تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۹
#نکته_های_کربلا
@AsnadolMasaeb