🔸 همه این موارد باعث میشود تا قرارگاه غربی – عبری – عربی تصمیمات مهمی به شرح زیر برای مقابله با جبهه مقاومت بگیرد؛ در ادامه تصمیمات و متغیرها و عوامل اثرگذار بر هر جبهه بررسی میگردد:
اول، عراق: در شرایطی که آتش بس نانوشته به درخواست دولت عراق توسط مقاومت برقرار شده بود، به دلیل حملات پلکانی مقاومت عراق به مواضع و زیرساختهای رژیم صهیونیستی، دولت آمریکا به بغداد اعلام کرد که در عراق خواهد ماند و حتی اقدام به افزایش نیرو و تجهیزات در عراق خواهد کرد.
دوم، یمن: یمنیها که عملیات خود را عملاً به اقیانوس هند و دریای مدیترانه گسترش داده بودند، اخباری از حضور و تحرکات آنها در سودان، مصر و مراکش شنیده میشد. شکست کارتهای متعدد فشار بر انصارالله مانند باز کردن جبهات داخلی، حملات هوایی و ائتلافسازی بینالمللی، باعث شد تا دشمن آمریکایی نیز در جلسهای مشترک در منامه با حضور سران نظامی کشورهای عربی، طرحی سه بندی را بر علیه انصارالله ارائه دهد:
۱. ایجاد یک چتر بزرگ پدافندی برای حفاظت از منافع آمریکا و اسرائیل در دریای سرخ و عرب.
۲. تشدید محاصره یمن با حضور موثر کشورهای عربی در مسیرهای مواصلاتی دریایی با هدف قطع آن.
۳. تشدید محاصره و فشار اقتصادی بر صنعا با سه اقدام بهم زدن مذاکرات نقشه راه صلح، تصمیم بانک مرکزی عدن در جهت اعلام بیاعتبار شدن معاملات با پولهای صنعا و لغو پروازهای فرودگاه صنعا.
۴. استفاده از پایگاهها و فضای هوایی کشورهای عربی برای بمباران یمن: با توجه به فرسایش شدید انسانی و فیزیکی ناوگروه آیزنهاور در دریای سرخ، لازم بود تا این ناوگروه و برخی ناوهای اروپایی از منطقه خارج شوند، اما ناوهای فوق، مبداء اصلی پرواز جنگندههای آمریکایی در بمباران یمن بودند پس بنابراین نیاز بود تا از پایگاههای آمریکایی در کشورهای عربی برای هدف قرار دادن مواضع ارتش و کمیتههای مردمی یمن استفاده شود.
ـــــــــــــــــــــــ
پایگاه خبری صابرین نیوز↙️
🆘@sabreenS1_official
سوم، غزه: این مهمترین بخش طراحی رژیم صهیونیست بود که برای آن، ژنرال دیوید پترائوس، ژنرال با تجربه آمریکایی که سابقه حضور در نبردهای عراق و افغانستان داشت را برای چندمین بار راهی تل آویو کرد تا طرحی جدید در خصوص روند مدیریت جنگ غزه در قالب «مرحله سوم» ارائه دهد.
🔸 البته مشابه این طرح در هفتههای اول پس از 7 اکتبر توسط شخص وی در کریا مطرح شد که به دلیل فروپاشی شناختی سران صهیونیست، هیچ یک از تصمیمات فوق به مرحله اجرا درنیامد و ژنرالهای صهیونیست مسیر خود را در پیش گفتند.
🔸 طرح قبلی ارائه شده پترائوس به شرح زیر بود:
۱. حمله هوایی شدید به غزه برای «انضباط فلسطینیان».
۲. محاصره کامل نوار غزه.
۳. تقسیم نوار غزه به چندین مربع فرضی.
۴. انجام عملیات «جراحی» محلی.
۵. بالا بردن سطح فشار بر فلسطینیان در سطح جهانی.
۶. آزادی زندانیان صهیونیست با قیمتی ارزان.
۷. تغییر وضعیت داخل نوار.
🔸در آخرین سفر وی، اما او طرح جدیدی ارائه داد:
۱. محاصره همه جانبه نوار غزه مخصوصا از جانب مصر بطوری که حتی یک بسته هم بدون مجوز وارد غزه نشود.
۲. اجرای یک برنامه امنیتی – نظامی در شمال و مرکز نوار غزه با ترور افراد و انهدام زیرساختهای خدماتی و مدنی حماس در سایر نقاط نوار غزه.
۳. سیاه نمایی از گرسنگی غزه و مقصر بودن مقاومت در این خصوص.
۴. ائتلاف مصر، اردن، امارات و احزاب فلسطینی برای روز بعد و تشکیل شبکه همکاران محلی برای توزیع غذا.
۵. ایجاد موج فشار غرب و اعراب بر مقاومت در خصوص گرسنگی ساکنان غزه.
ـــــــــــــــــــــــ
پایگاه خبری صابرین نیوز↙️
🆘@sabreenS1_official
📌 اما در این موضع نتانیاهو چه بود؟
🔸 نتانیاهو با مدیریت اهرمهای فشار وارده بر خود، اول به دنبال توافقی است که همه خواستههایش در آن اعمال شود.
🔸 در مرحله بعد در صورتی که توافق بر خلاف خواستههایش پیش رود، با هر ابزاری آن را بهم خواهد زد. در این صورت خرید وقت تا ورود ترامپ به کاخ سفید رویکرد اصلی وی است.
🔸از این رو لازم بود تا رژیم تا زمان خرید وقت چند اقدام انجام دهد: اول، اعلام رسمی پایان عملیات در غزه و آغاز مرحله سوم که مبتنی بر عملیاتهای ترور فرماندهان مقاومت و یا آزادی اسرا بود و دوم، اعزام نیروها به شمال برای حل چالش حزبالله که در مرحله اول با رویکرد فرسایش نیروی انسانی و ترور راس فرماندهی مقاومت و شبکه پشتیبان آن از هوا و دوم همزمان یک کمپین ارعاب و تطمیع سیاسی – رسانهای برای قبول عقب نشینی حزبالله که در صورت عدم قبول، عملیات تهدید و ترور ادامه یافته تا ترامپ وارد کاخ سفید شده و نتانیاهو بتواند با پشتیبانی بهتری به مقابله با حزبالله بپردازد.
🔸 در این خصوص سوال این است که با توجه به اخبار، این ماشین جنگی رژیم است که فرسوده شده پس چطور مقاومت مستهلک میشود؟ توجه به این نکته مهم است که پارادایم مسلط جنگ رژیم، فناوری محور است و فرسایش آن در حوزه فناوری و تسلیحات و تجهیزات است اما با توجه به اتکای مقاومت اسلامی بر ایده و نیروی انسانی، آن چیزی که میتواند مستهلک شود، نیروی انسانی مقاومت است آن هم در جایی که رویکرد حریف ترور از هوا است.
🔸 ترجمان مجموع طرح نتانیاهو – پترائوس را در رویکرد ترور از هوا در زدنِ فرماندهان کلیدی حزبالله و پشتیبانان آن در لبنان و همچنین اجرای عملیاتهای النصیرات با هدف آزادی سه اسیر و المواصی خان یونس با هدف ترور محمد الضیف و رافع سلامه مشاهده شد.
ـــــــــــــــــــــــ
پایگاه خبری صابرین نیوز↙️
🆘@sabreenS1_official
📌اتاق عملیات مقاومت شیفت رویکردی میدهد
🔹 مجموع این رویکردها اما بحث شیفت ماهوی وظایف جبهه پشتیبانی شد. آخرین تبادلات میان جبهه مقاومت با غزه تفاوت محتوایی داشت. بحث دیگر بر سر حمایت نظامی و انسانی از غزه نبود بلکه در پرتو مرحله جدید نبرد با دشمن، چشمانداز کار جبهههای پشتیبانی در سطح رهبری سیاسی - نظامی کل محور مقاومت بررسی شد.
🔹 بنابراین ارزیابیهایی از نقش جدید جبهههای پشتیبان مطابق تغییر فاز دشمن بررسی شد. عملکرد فاز اول جبهههای پشتیبانی نشان میداد درک سیاسی پیشرفته برای ارزیابی دقیقترین مواضع، اتخاذ مناسبترین تصمیم و سطح تدریجی اقدام نظامی نشان از عملکرد سطح بالای جبهه مقاومت دارد.
🔹 اکنون سوال است که جبهههای پشتیبانی مقاومت چگونه باید از غزه در برابر طرح جدید دشمن یعنی کشتار از طریق قطحی و محاصره حمایت کنند؟ ابتدا باید بررسی میشد که هدف محور چیست؟ این مسئله از همان ابتدای جنگ توسط سیدحسن نصرالله صراحتا اعلام شد که هدف مقاومت از جنگ پیش رو:
اول، عدم شکست حماس به معنای عدم پیروزی اسرائیل به معنای حفظ دستاورد ۷ اکتبر و
دوم، توقف کامل جنگ و نه تغییر شکل آن از نوعی به نوع دیگر است.
🔹 اکنون با اتکا به دادههای جمعآوری شده از پشت صحنه، متوجه شدیم که هدف اول محقق شده و این باورِ به عدم شکست حماس حتی به لایه ادبیات اعلامی سران نظامی و امنیتی صهیونیست نیز رسیده و اکنون فقط بخشی از سیاسیون علیالخصوص نتانیاهو بر مواضع قبلی پافشاری میکنند.
🔹 حال برای تحقق هدف دوم باید بررسی کرد که ما هدف اولمان را چگونه محقق کردهایم: هدف اول در واقع با نقش قابل توجه جبهههای پشتیبان علیالخصوص لبنان و البته حمایت اطلاعاتی، عملیاتی و لجستیکی از نیروی مقاومتِ درون غزه محقق شد.
🔹 اما اکنون هدف ما باید توقف کامل جنگ میبود. این هدف از جایی اهمیت بیشتری پیدا میکرد که نتانیاهو در حال حرکت به سمت استراتژی خرید وقت تا رسیدن ترامپ به کاخ سفید بود.
🔹 بنابراین عناصر و شیوه کار مقاومت در این مرحله نیازمند تغییراتی بود از جمله جلوگیری از مستهلک شدن نیروی مقاومت در غزه و شبکه پشتیبان از مقاومت لبنان و افزایش تصاعدی هزینههای رژیم تا زمان، هر چه بیشتر بر ضد رژیم بگذرد.
🔹 همچنین در سطح اعمال فشار به دشمن، یکی از مواردی که باعث دوام صهیونیستها شده بود، سپرسازی برای خود به وسیله کشورهای عربی و آمریکا است. اردن، امارات و عربستان نقش ضدمقاومتی خود را تشدید کردهاند/ بنابراین لزوم تنبیه هر سه کشور اردن، عربستان و آمریکا و همچنین نرمتر کردن قطر و مصر بیش از پیش احساس میشد. ما باید به دشمن میفهماندیم که ادامه جنگ میتواند صفحه جدیدی را در منطقه باز کند. دستور کار تعیین شد: هر آن چیزی که را رژیم تروریست نتوانست و نگذاشتیم که به وسیله کشتار و ویرانی 9 ماهه بدان برسد، نخواهد توانست و نخواهیم گذاشت که با جنگ ترور، گرسنگی، محاصره و تنازع داخلی بدان برسند.
🔹 بنابراین جبهه مقاومت نیز تغییرات ماهیتی در اقدامات خود انجام داد:
۱. تشدید عملیات، همکاری و تبادل مقاومت عراق و یمن در هدف قرار دادن عمق رژیم صهیونیستی و مواضع آن در دریای مدیترانه.
۲. اجرای راهبرد جدید حزبالله مبنی بر ورود شهرکهای صهیونیست نشین جدید به لیست دایره آتش.
۳. تشدید تبادل و پشتیبانی جبهه مقاومت علیالخصوص حزبالله و سپاه پاسداران در کرانه باختری.
۴. اجرای عملیات هشداری بر علیه نظامیان آمریکایی در عراق و سوریه جهت هشدار به دولت عراق و آمریکا.
۵. تغییر رویکرد مقاومت در غزه از تدافع به تهاجم و تعقیب دشمن در افزایش عملیاتهای برنامهریزی و مستند شده کمین، چریکی، ورود سلاحهای سنگین مانند رجوم، راکت باران نقطهزن شهرکها و پایگاههای رژیم مانند مقر شاباک در غلاف غزه، تلاش برای اسیرگیری از نظامیان صهیونیست و عملیات عبور از مرزهای 1948 در معبر ایرز که همگی حاکی از تلاش حماس برای بازتولید 7 اکتبر برای رژیم صهیونیستی بود.
۶. افزایش تصاعدی هزینه رژیم و رونمایی از مرحله جدید همکاری مقاومت اسلامی با اصابت موفق پهپاد یمنی در هدفی در یافا که هدف فوق از بانک اهداف حزب الله استخراج شده بود.
🔹 با عملیات یافا، عملا آبروی سیستم پدافندی آمریکایی – صهیونیستی – عربی به باد رفته و اشراف اطلاعاتی و توان نقطهزنی جبهه مقاومت به اثبات رسیده است.
🔹 در این مرحله به دلیل محدودیت گزینههای رژیم، دشمن مستقیما به سمت بمباران زیرساختهای بندر الحدیده رفت تا با نمایش بازدارندگی، بتواند قدرت خود را نمایش داده و پیام دراز دستی را به ایران و لبنان ارسال کند. این اما پاس گلی به جبهه مقاومت بود که میتوانست رژیم صهیونیستی را وارد باتلاقی کرد و سطح جدیدی از عملیات جبهه مقاومت به مرحله اجرا درآید.
ـــــــــــــــــــــــ
پایگاه خبری صابرین نیوز↙️
🆘@sabreenS1_official
🔹 یمنیها در پاسخ به تجاوز رژیم در بندر الحدیده به دنبال یک تک عملیات خاص مانند وعده صادق نبوده و قصد اجرای متفاوت مرحله پنجم عملیات ضدصهیونیستی که با اعلام تلآویو به عنوان شهر ناامن و رسیدن پهپاد یافا به آن آغاز شده بود را با ویژگیهای زیر داشتند:
۱. گسترش عملیات دریایی به دور دست ترین نقاط در عمق اراضی اشغالی.
۲. اجرا و افزایش شتاب عملیاتهای مشترک یمن با مقاومت عراق، سوریه، لبنان و فلسطین ولو بدون ذکر نام این کشورها در عملیات با هدف چیرگی بر تمام پدافند اسرائیل و تحمیل محاصره کامل.
۳. وضع قوانین جدید درگیری با اجرای عملیاتهای غافلگیرانه در مناطق جدید.
۴. تصعید انفجاری بر علیه کشتیهای اسرائیلی و مرتبطین با آن با هدف قطع کامل تدارکات دریایی رژیم صهیونیستی با تشدید عملیات در اقیانوس هند، دریای مدیترانه و دماغه امیدنیک.
۵. رونمایی از سلاحهای راهبردی و جدید نیروهای مسلح یمن.
۶. استفاده از تسلیحات پیشرفته، دوربرد، نقطهزن و رادارگریز در این مرحله.
۷. مرحله پنجم، مقدمهای برای نبرد گستردهتر با رژیم صهیونیستی در مرحله ششم با نام "وعده آخرت" خواهد بود.
۸. آپدیت بانک اهداف یمنی و ورود میدانهای گازی و نفتی لویاتان، تمار، شمن و زوها در مدیترانه و بحرالمیت، ایستگاههای برق اوروت رابین، اشکول، حیفا و روتنبرگ، دهها مخزن نفتی، خطوط انتقال نفت در دریای مدیترانه علیالخصوص آذربایجان و قزاقستان، بنادر عسقلان، اسدود و حیفا به دایره هدفگیری مقاومت اسلامی.
📍 همزمان و در مهمترین کار، زیرساختی در حال آمادهسازی بود تا محاصره غزه شکسته شده و جنگ به اتمام برسد.
🔜 در این مرحله، رژیم صهیونیستی محرکی را وارد چرخه تصمیمسازی محور مقاومت کرد تا این چرخه به مرحله اجرا نرسیده و چرخه تصمیمسازی مقاومت قفل شود؛ این محرک چیزی جز حادثه مجدل الشمس نبود.
🔚 پایان بخش دوم
✍منبع کانال محلل
ـــــــــــــــــــــــ
پایگاه خبری صابرین نیوز↙️
🆘@sabreenS1_official
بخش سوم
📌 عملیات تاثیر محور چیست؟
🔹 به طور کلی ما دو رویکرد "تخریب محور" و "تاثیر محور" را در بررسی استراتژیها در نظر میگیریم.
🔹 نگرش تخریب محور مبتنی بر انهدام نیروها و قابلیتهای فیزیکی دشمن است اما سوال این است که تخریب فیزیکی، هدف است؟
🔹 اساسا کسی تخریب، ترور، فرسایش و تصرف را بالذات انجام نمیدهد بلکه هدف هر طرف، متقاعد کردن مخاطب به انتخاب رفتار مورد علاقه ما و ممانعت از انتخاب گزینه ضدِ ماست. در این بین تخریب و انهدام فیزیکیِ دشمن، یک راه برای تاثیر بر آنها است اما وقتی بدون مبادرت به انهدام نیروی رزمی دشمن، با تغییر ذهن و رفتار وی به پیروزی برسیم، در واقع رویکرد تاثیرمحور را حاکم کردهایم.
🔹 پس عملیات تاثیرمحور بدین صورت تعریف میشود: "مجموعه اقدامات هماهنگ شدهای که به منظور تغییر رفتار عناصر دشمن، خودی و بیطرف در زمان صلح، بحران و جنگ به اجرا در میآیند."
🔹 نکته مهم این است که ما در اینجا به طور قطع باید از اقدامات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی به طور همافزا استفاده کنیم.
🔹در واقع در ادبیات کلاسیک نظامی، تاثیر به معنای میزان تخریب با سلاحی خاص بود اما امروزه تاثیر علاوه بر آثار فیزیکی، آثار شناختی/ روانی را نیز در بر میگیرد.
🔹 پس با عملیات تاثیر محور میتوان با تحمیل آشوب و شوک به اردوگاه دشمن، مانع از بروز پاسخ منطقی وی به محرکهای محیطی شده و وی را وادار به تسلیم نمود.
🔹 نهایتاً هدف، نفوذ به فرایند ادراک و تصمیمسازی دشمن است.
✍منبع کانال محلل
ـــــــــــــــــــــــ
پایگاه خبری صابرین نیوز↙️
🆘@sabreenS1_official
📌 چگونه در فرایند تصمیمسازی حریف نفوذ کنیم؟
🔹 به طور کلی دو راه برای مختل سازی چرخه تصمیمسازی حریف وجود دارد؛
اول، افزاش تعداد محرک ها در طول زمان تا آنها در یک نقطه زمانی مناسب بتوانند منجر به تاثیر مورد نظر در فرایند تصمیم سازی شوند. بنابراین با کوتاه کردن چرخه تولید محرک در فضای رزم تاثیر این محرک ها بر فرایند تصمیم سازی دشمن در یک فاصله زمانی محدود می شود تا یکی از انها در زمان مناسب بتواند چرخه OODA حریف را مختل کند.
دوم، راه دیگر نفوذ به فرایند تصمیمسازی دشمن، ایجاد همزمان محرک ها در حجمی گسترده است. معنی این روش را با استعاره دسته زنبورها میتوان روشن کرد: در حمله یک دسته زنبور به یک فرد نمی توان برای هیچ یک از زنبورها نقش مجزا و سرنوشت سازی قائل شد بلکه برایند کلی حمله جمعی زنبورها از همه جهت هاست که فرد را مستاصل می کند و امکان یک واکنش دفاعی منسجم و منطقی را از وی سلب می کند. در این حالت تاثیر محرک های متعدد و هم زمان انسجام شناختی / روانی حریف را برهم زده و او را مدام وادار به از سرگرفتن های چرخه های ناتمام تصمیم سازی اش می کند و در نهایت باعث قفل شدن کل فرایند می شود.
🔹 بدین ترتیب ایجاد محرکهای متعدد و همزمان حداقل باعث بروز یک تاثیر شناختی / روانی مشخص در نظام حریف می شود. اما کارکرد این تاثیر فقط در قالب عملیات تاثیر محور و در حرکت دو بازیگر در لبه آشوب است، در این صورت به کارگیری جزئی و اندک قدرت نظامی و یا غیرنظامی در زمان مناسب، منجر به بروز پیامدهایی نامتناسب و سرنوشتساز میگردد.
ـــــــــــــــــــــــ
پایگاه خبری صابرین نیوز↙️
🆘@sabreenS1_official
📌 لبه آشوب چیست؟
🔹 اما مرز یا لبه آشوب بر اساس معیاری به نام «شدت عملیات» تعریف میشود. شدت عملیات نیز حاصل ضرب شتاب در گستره اقدامات جاری در فضای رزم است. بنابراین هر چه سرعت و شتاب اقدامات در فضای رزم افزایش یابد و مقیاس اقدامات نیز گسترده شود، کنترل آنها سختتر میشود.
🔹 حال با عبور از مرز آشوب به منطقه آشوب میرسیم که شتاب و گستره اقدامات محرکها به حدی بالاست که تقریباً امیدی برای حفظ انسجام نظام خودی و انجام عملیات وجود ندارد.
🔹 در منطقه نظم، شتاب و گستره اقدامات به راحتی قابل کنترل، قابل هماهنگی و قابل اجراست.
🔹 البته حفظ انسجام کاملا بستگی به نوع بازیگر مدافع دارد. اگر بازیگری یکسری ویژگیهای خاص داشته باشد، میتواند در همه حال تعادل رفتاری و انسجام شناختی خود را حفظ کند حتی اگر شتاب و گستره عملیات در فضای مداوماً افزایشی باشد.
🔹 چنین نیرویی نه تنها میتواند با محیط پرآشوب رزم سازگاری کند و اصطلاحاً در لبه آشوب قرار گیرد، بلکه حتی به طور عمد با افزودن بر شتاب و گستره عملیات باعث افزایش منطقه آشوب شود و حریف را به درون آن بکشاند پس همواره میتواند ابتکار عمل را در تعیین لبه آشوب در اختیار داشته و از این طریق عملیات خود را از راه تحمیل سردرگمی شناختی بر حریف با موفقیت اجرا سازد.
🔹 منطقه یک، منطقه آشوب است که هیچ یک از طرفین قادر به کنترل و هدایت عملیات در این منطقه نیستند.
🔹 منطقه سه، جایی است که دو طرف شتاب و گستره عملیات را در کنترل دارند.
🔹 اما کلید پیروزی در منطقه دو، یعنی قلمروی پیچیدگی و عدم تقارن است به شکلی که یک طرف در منطقه نظم و طرف دیگر در منطقه آشوب قرار دارد.
🔹 حال از حیث موفقیت، هیچ یک توانایی پیروزی در منطقه یک را ندارند؛ منطقه سه هم اساسا توانایی تولید مزیت نسبی برای طرفین ندارد.
🔹 بنابراین همه چیز در منطقه دو اتفاق میافتد. اما کسی میتواند در این منطقه پیروز باشد که:
1. خودسازمانده، خودهماهنگ، خود یادگیر و خودسازگار باشد.
2. دقت، سرعت و چابکی داشته باشد.
3. درک عمیقی از رویکرد تاثیر محور داشته باشد.
4. ترکیب همافزای فناوریهای سخت و نرم با هدف تولید نوآوری را پیاده کند.
🔹 بازیگری که این ویژگیها را نداشته باشد یا توانایی تطبیق با محرکهای محیط را نداشته، در منطقه آشوب غرق میشود و یا با طفره رفتن از پاسخ به محرکها، باید شاهد فروپاشی و تسلیم خود باشد.
🔹 آن بازیگری که این توانایی را داشته باشد اما به راحتی میتواند شتاب و مقیاس عملیات را فراتر از مرز توانایی حریف افزایش داده، خود را از منطقه آشوب رها کرده و دشمن را در آن جا بگذارد.
🔹 لازم به ذکر است که عملیات فوق محدود به عملیات فیزیکی یعنی انهدام، فرسایش و تصرف نیست بلکه اگر خارج از لبه آشوب دشمن با استفاده از بعد انسانی جنگ عملیات کنیم، شرایط یاس و ناامیدی بر وی تحمیل شده تا جایی که ادامه مقاومت نزد آن بیهوده و عبث خواهد بود پس به سمت تغییر رفتار حرکت کرده که بن مایه عملیات تاثیر محور است؛ اساس یک عملیات تاثیر محور، تغییر رفتار حریف است.
🔹 در تقابل میان بازیگران کلاسیک و نامتقارن، نیروی کلاسیک میتواند در یک محدوده خاص زمانی – مکانی، شتاب اقدامات را خارج از تحمل طرف مقابل افزایش دهد.
ـــــــــــــــــــــــ
پایگاه خبری صابرین نیوز↙️
🆘@sabreenS1_official
🔸 در حالی که یک طرح برای پایان رنج مردم غزه در حال پیشبرد بود، موساد پای خود را به ماجرا باز کرد. در این پازل نباید نقشی فرای خود به نتانیاهو داد.
🔸 مجدل الشمس باعث شیفت زمین بازی به تلآویو شد، اکنون بهترین فرصت برای دشمن بود که در فاصله میان تصمیم تا اقدام مقاومت برای پایان جنگ غزه، چرخه مقاومت را ناتمام کرده و همه چیز را به مبدا اول برگرداند.
🔸 در حالی که مقاومت با عملیاتهای نقطهای در حال فروپاشی طرح جدید دشمن در منطقه بود، رژیم با تصاعد شتاب و مقیاس رزم شتاب(حداقل ۴ عملیات بیروت، تهران، جرفالصخر و سودان در ۷۲ ساعت) روند ضربات نقطهای با "دسته زنبورها" معکوس کرد.
🔸 جنس غافلگیری رخ داده در حاره حریک و مجموعه امام علی(ع) سعدآباد، با هدف تحمیل شوک به اردوگاه مقاومت، قرار دادن محور در منطقه آشوب و خارج کردن محور از تعادل رفتاری و انسجام شناختی خود بود.
🔸 زدنِ مستقیم جبهههای پشتیبان در سطحی بالا نشان میداد که تلآویو قصد دارد بگوید تحمل تحمیل هزینه از سوی جبهه را ندارد و به دنبال تحمیل هزینه به پشتیبانان تا قطع کامل حمایت از غزه است: اقدامات تاکتیکی با هدف تولید دستاورد راهبردی.
🔚پایان بخش سوم
منبع کانال محلل
ـــــــــــــــــــــــ
پایگاه خبری صابرین نیوز↙️
🆘@sabreenS1_official
🔺در روزها و ساعات اخیر تعداد ترورهای رژیم در جنوب لبنان افزایش یافته است.
🔹 اکثر اشخاص هدف قرار گرفته مانند سه شهید امروز، اپراتورهای موشکهای ضدزره و راکتاندازهای حزبالله هستند که پس از پایان عملیات در مسیر بازگشت به منازل خود به شهادت میرسند.
🔸به نظر میرسد عاملی فنی وجود دارد که باعث افزایش ترورها شده.
دفعات قبلی نیز وقتی شیب ترورها افزایش مییافت به عامل فنی آن حمله میشد مثلا در اوایل جنگ مشخص شد رله ارتباطی میان پهپادها و رادارهای مرزی دشمن باید منهدم شود یا در موقعیتی دیگر مشخص شد تلفن همراه و یا دوربینهای مدار بسته شهری عاملاند.
🔹 اکنون گفته شده برخی رادارهای تازه نصب شده فرانسوی یونیفل در جنوب عامل اساسی هستند. ضمن اینکه تعداد پهپادهای گشتزن بر فراز جنوب به شدت بالاست و گفته شده در لحظاتی نزدیک به ۲۰۰ هواگرد دشمن در سراسر منطقه جنوب لبنان(از شرق تا غرب) در حال رصد هستند. حال تصور کنید هر اپراتور حزب برای عملیات چه کار دشواری دارند در استتار، شناسایی هدف، شلیک، بازگشت و ... آن هم در حالی که پس از ترور ابوعباس(حاج محسن) میانگین عملیات روزانه به بالای ۱۰ رسیده.
ـــــــــــــــــــــــ
پایگاه خبری صابرین نیوز↙️
🆘@sabreenS1_official