برای هم گروه خود اجرا کند. مجری در این بین مدام آیه و ترجمه را تکرار می کند اگر در زمان مشخص شده طرف مقابل ضرب المثل را حدس زد به او امتیاز داده و با گروه بعدی مسابقه را ادامه می دهیم
نمونه های از آیات برای اجرا:
۱. «لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ»؛
چرا سخنی می گویید که به آن عمل نمی کنید.» (سوره ی صف، آیه ی ۲)
به عمل کار برآید، به سخن دانی نیست.
۲. «وَما عَلَی الرَّسُولِ إلاّ الْبلاغُ؛
پیامبر وظیفه ای جز رسانیدن پیام (الهی) ندارد.» (سوره ی مائده، آیه ی ۹۹)
گر نیاید به گوش رغبت کس
بر رسـولان پیام بـاشد و بس
از ما گفتن بود.
۳. «لِکُلِّ نَبأٍ مُسْتَقَر».
هر خبری را وقت معینی است.» (سوره ی انعام، آیه ی ۶۷)
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
۴. «ما عَلَی الْمُحْسِنین مِنْ سَبِیل؛
بر نیکوکاران باکی نیست.» (سوره ی توبه، آیه ی ۹۱)
آن را که حساب پاک است از محاسبه چـه باک است.
۵. «قُلْ کُلّ یعْمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ؛
بگو هر کس بر حَسَب شکل گیری شخصیتش، عمل می کند.» (سوره ی اسراء، آیه ی ۸۴)
از کوزه همان برون تراود که در اوست.
۶. «ألَیسَ الصُّبْحُ بِقَریبٍ؛
مگر نه این است که صبح امید (پیروزی) نزدیک است؟» (سوره ی هود، آیه ی ۸۱)
در نا امیدی بسی امید است پـایان شب سیه سپید است
(نظامی)
۷. «عَسی أنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وهُوَ خَیر لَکُمْ؛
و شاید چیزی را خوش ندارید و حال آن که خیر شما در آن است.» (سوره ی بقره، آیه ی ۲۶۱)
دردا که طبیب صـبر* می فـرماید وین نفس حریص را شکر می باید.
* صبر: نوعی گیاهی دارویی و بسیار تلخ.
۸ ـ «فإنَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْرا؛
پس به یقین بعد از هر سختی، آسانی است.» (سوره ی انشراح، آیه ی ۵)
از پَسِ هرگریه آخر خنده ای است.
۹. «اللّهُ یرزُقُها وإیاکُمْ؛
خداوند، او و شما را روزی می دهد.» (سوره ی عنکبوت، آیه ی ۶۰)
هر آن کس که دندان دهد، نان دهد.
۱۰. «وَلا تَجْعَلْ یدَکَ مَغْلُولَهً إلی عُنُقِکَ وَلا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ؛
وهرگز دستت را برگردنت زنجیر مکن (و ترک انفاق و بخشش مکن) و بیش از حدّ (نیز) دست خود را مگشا.» (سوره ی اسراء، آیه ی ۲۹)
اندازه نگه دار که اندازه نکوست.
۱۱. «وَلا یحِیقُ الْمَکْرُ السَّیءُ إلاّ بِأهْلِهِ؛
و اندیشه ی بد، جز اهلش را فرا نگیرد.» (سوره ی فاطر، آیه ی ۴۳)
هر آن کس که اندیشه ی بد کند بـه فرجام بـد تـا تـن خـود کند
(فردوسی)
۱۲. «وَمَنْ أساءَ فَعَلَیها؛
وهر کس بد کند (به زیان) خود اوست.» (سوره ی جاثیه، آیه ی ۱۵)
هر که بدی کـرد و به بد یارش هم به بد خـویش گـرفتار شد
۱۳. «وَجَزاءُ سَیئَه سَیئه مِثْلُها؛
و جزای بدی، بدی است مانند آن.» (سوره ی شوری، آیه ی ۴۰)
کلوخ انداز را پاداش سنگ است. (سعدی)
۱۴. «وَلِکُلِّ أمّهٍ أجَل…؛
و برای هر اُمّتی اجلی است…» (سوره ی اعراف، آیه ی ۳۴)
که کار خدای نه کاری است خرد قـضـای نبشتـه نشـایــد سـِتُـرد ب
(فردوسی)
قضـا کشتی آن جا که خـواهد بَرد و گـر نا خـدا جـامعه بـر تن دَرَد
(سعدی)
۱۵. «وأنَّ لَیسَ للإنْسانِ إلاّ ما سَعی؛
و انسان را نیست جز آنچه کوشش کند.» (سوره ی نجم، آیه ی ۳۹)
به جز از کشته خویش نَدرَوی.
نا بـرده رنـج گنج میسّر نـمـی شـود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
(سعدی)
۱۶. «یعرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسیماهُمْ…؛
گناهکاران به چهره و سیمایشان شناخته شوند.» (سوره ی الرحمن، آیه ی ۴۱)
رنگ رخسار خبر می دهد از سرّ ضمیر
(سعدی)
۱۷. «أولئِکَ الّذینَ اشْتَروا الضَّلالَهَ بِالْهُدی فَمَا رَبِحَتْ تِجارتُهُمْ وَما کانُوا مُهْتَدِین؛
آنانند که گمراهی را به بهای هدایت خریدند، پس تجارتشان سودی نکرد و از هدایت یافتگان نبودند.» (سوره ی بقره، آیه ی ۱۶)
دین به دنیا فـروشان خـرند یوسف فروشند تا چه خرند
۱۸. «واعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جِمیعاً ولا تَفَرّقوا؛
وهمگی به ریسمان الهی دست زنید و پراکنده نشوید.» (سوره ی آل عمران، آیه ی ۱۰۳)
یک دست صدا ندارد.
۱۹. «إنّی أری ما لا تَروْنَ؛
همانا من آن می بینم که شما نمی بینید.» (سوره ی انفال، آیه ی ۴۸)
تو مو می بینی و من پیچش مو.
۲۰. «واجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أهْلِی، هارونُ أخِی اُشْدُدْ بِهِ أزْرِی؛
و از اهل من برایم وزیری قرار بده. هارون برادرم را، پشت من بدو استوار کن.» (سوره ی طه، آیه ی ۲۹)
اگر دو برادر دهد پشت به پشت تـن کـوه را بـاد مـانـد بـه مشت (فردوسی)
برادر پشت برادر است.
۲۱. «قالَ یا نُوحُ إنَّهُ لَیسَ مِنْ أهْلِکَ إنَّهُ عَمل غَیرُ صالِح؛
ای نوح بی گمان او از اهل تو نیست او [صاحب] کرداری نا شایست است.» (سوره ی هود، آیه ی ۴۶)
پسر نوح با بدان بنشست آثـار نـبـوتـش گـم شـد (سعدی)
۲۲. «لَوْ کانَ فِیهما آلِهَه إلاّ اللّه لَفَسَدَتا؛
بازی چهل و نهم (عمو زنجیر باف)
موضوع: قرآنی
عنوان: عمو زنجیر باف
سن: ابتدایی
قسمت عملی این بازی دقیقاً مثل بازی معروف عمو زنجیر باف است منتها به جای قسمت گفتاری آن بچه ها همراه مربی یک سوره را میخوانند، آنهایی که بهتر تکرار کنند وکمترین خطا رادر بافتن زنجیر داشته باشند پس از اتمام بافتن زنجیر جایزه میگیرند این بازی مخصوص مقطع ابتدایی است ولی راهنماییها را هم یاد بچه گیشان می اندازد وکلی می خندند
بازی پنجاهم
موضوع: قرآنی
بازی قرآنی بر اساس ترجمه کلمات قرآنی:
تعدادی از کلمات قرآنی را روی کارتهایی به صورتی که از فاصله چند متری قابل خواندن باشد می نویسیم و سپس ترجمه همان کلمات را روی کارتهای دیگر مجموع کارتها باید با تعداد بچه های شرکت کننده در مسابقه برابر یا مضربی از آن باشد. سپس کارتها را به تعداد مساوی بین بچه ها که یک حلقه را تشکیل داده اند تقسیم می کنیم. نفر اول یکی از کارتهایش را انتخاب می کند و آن را خوانده به بقیه نشان می دهد، بقیه بچه ها کارتهایشان را به او نشان می دهند و در طی زمانی که بچه ها یک آیه از قرآن را می خوانند یا مثلاً از یک تا ده می شمارند او ترجمه کارت خود را در بین بچه ها پیدا می کند و با توپ کوچکی که به او داده ایم فرد دارنده کارت هم معنی کارت خودش را می زند اگر هم فرد مورد نظر را درست انتخاب کند و هم توپش به برخورد کند کارتهای هر دو تحویل گرفته می شود. اگر در ابتدا به هر نفر مثلاً ۳ کارت رسیده حداقل سه دور هم کل بچه ها باید این عمل را تکرار کنند. در آخر هرکس کارتهای بیشتری را تحویل داده امتیازش هم بیشتر می شود.
بر گرفته از کانال تلگرامی حجتالاسلام مهدی زراعتی
سایت عمو اخوان
amooakhavan.ir
اگر در آن دو (آسمان و زمین) معبودانی جز خدای بودند، البته [هر دو] تباه می شدند.» (سوره ی انبیاء، آیه ی ۲۲)
دو پادشاه در اقلیمی نگجند. ب
۲۳. «وإذا مَرّوا بِاللّغْوِ مَرّوا کِراماً؛
و چون به بیهوده ای بگذرند، کریم وار در می گذرند.» (سوره ی فرقان، آیه ی۷۲)
شتر دیدی، ندیدی. ب
۲۴. «خَسِرَ الدُّنْیا وَالآخِرَه…؛
در دنیا و آخرت زیان کار شد.» (سوره ی حج، آیه ی ۱۱)
از آن جا رانده، از این جا مانده.
۲۵. «کُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَیهِمْ فَرْحُونَ؛
هر گروهی بدان چه نزد آنهاست، شادمانند.» (سوره ی مؤمنون، آیه ی۵۳)
هر کسی را به کار خویش خوش است کس نگـوید کـه دوغ مـن تُـرش است
۲۶. «واتَّقُوا فِتْنَهً لاتُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خاصّهً واعْلَمُوا إنَّ اللّهَ شَدیدُ الْعِقابِ؛
و بپرهیزید از فتنه ای که تنها به کسانی از شما که ستم کردند، نمی رسد و بدانید که خداوند سخت عقوبت می کند.» (سوره ی انفال، آیه ی ۳۵)
آتش که گرفت خشک و تر می سوزد.
۲۷. «إنّ الإنْسانَ لَیطْغی أنْ رآهُ اسْتَغْنی؛
انسان چون خود را بی نیاز بیند، سرکشی کند.» (سوره ی علق، آیه ی۶ و۷)
گر به دولت برسی مست نگردی، مردی
۲۸. «کانَ الإنْسانُ کفوراً؛
انسان ناسپاس است.» (سوره ی اسرا، آیه ی۶ و۷)
نمک خوردن و نمکدان شکستن.
۲۹. «والّذی جاءَ بِالصّدْقِ وصَدَّقَ بِهِ اولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ؛
و آن کسی که راستی آورد و آن را راست شمرد، آن گروهی هستند که ایشان پرهیزگارانند.» (سوره ی زمر، آیه ی۳۳)
راستی کـن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند
۳۰. «فإذا عَزَمْتَ فَتَوکَّلْ عَلی اللّهِ؛
پس چون اراده کاری کردی برخدا توکل کن.» (سوره ی آل عمران، آیه ی)
با توکل زانوی اشتر ببند.
۳۱. «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ الْمَوْتِ؛
هر نَفْسی، چشنده ی مرگ است.» (سوره ی آل عمران، آیه ی۱۸۴)
اگر چـرخ گردون کشد زین تو سرانجام خشت است بالین تو
۳۲. «وَما تُقَدِّمُوا لأنْفُسِکُمْ مِنْ خَیرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللّهِ؛
وهر کار خیر که از پیش برای خود بفرستید همان را نزد خدا می یابید.» (سوره ی بقره، آیه ی۱۱۰)
دنیا مزرعه آخرت است.
برگ عیشی به گور خویش فرست کـس نـیـارد تــو پـیـش فـرسـت
بـیــا تــا بـرآریــم دسـتـی ز دل کـه نـتــوان بـرآورد فــردا ز گـِل
(سعدی)
بازی چهل و هفتم (صندلی بازی)
موضوع: قرآنی
عنوان: مسابقه صندلی
چند صندلی را به صورت دایره کنار هم قرار داده مربی شروع به خواندن یک سوره به صورت شمرده می کند، به محض ساکت شدن بچه ها باید بر روی صندلی ها قرار گیرند. هرکس بی صندلی بماند فقط در صورتی به بازی بر می گردد که آیه ای که مربی روی آن مکث کرده بخواند و گرنه میسوزد و یک صندلی هم کم میشود نفر آخری که می ماند جایزه میگیرد.
این بازی با تعداد زیاد هم قابل اجراست اگر تعداد بچه ها خیلی بیشتر از صندلیها بود فقط در مرحله اول بیش از یک بازنده خواهیم داشت و میتوان این قانون راگذاشت که هر نفر تنها یکبار با خواندن آیه می تواند به بازی بر گردد این بازی از سالهای اول دبستان تا آخر راهنمایی جذاب است.
بازی چهل و هشتم(جورچین)
قالب: ترکیبی
موضوع: قرآنی
عنوان: جورچین
هدف: حفظ قرآن با بازی
این بازی قرآنی شیوه مناسبی است برای شرکت دادن همزمان بچه های پیش دبستانی و مقطع ابتدایی یا راهنمایی.
ابتدا تعدادی از پیش دبستانیها را به تناسب آیه ای که می خواهیم حفظ کنیم جلوی کلاس می آوریم به هرکدام یک کلمه یا یک عبارت از آیه را به عنوان اسمش اختصاص می دهیم مثلاً یکی را آقای “قُل” می نامیم و دیگری را آقای “أعوذُ” وبه همین ترتیب بقیه را هم نام گذاری می کنیم بچه های پیش دبستانی هر کدام که اسمش را یاد گرفت برنده است و یک بادکنک جایزه می گیرد
اما بزرگترها: یکی از آنها را روبروی بچه های پیش دبستانی قرار می دهیم بعد از بچه های پیش دبستانی که بر اساس ترتیب کلماتی که اسم هر کدامشان هم می باشد ایستاده اند می خواهیم به سرعت جایشان را عوض کنند و خومان هم برای بهم ریختنشان کمک می کنیم، حال از نفر روبرویشان می خواهیم آنها را مرتب کند. از اول صف مرتب شده کوچکترها به نوبت اسمشان(کلمه یا عبارت آیه) را می گویند اگر درست مرتب شده باشند آیه هم صحیح خوانده می شود ونفر روبرو (مرتب کننده) به مرحله آخر می رود.
با آیات بعد سوره این کار را تکرار می کنیم تا نفرات بعدی مرحله آخر هم مشخص شوند .
در مرحله آخر باید تمام آیات توسط مربی و بچه ها خوانده شود و در این فاصله نفرات راه یافته به مرحله آخر یک فعالیت بدنی مثل ترکاندن بادکنک فقط از طریق باد کردن.چیدن لیوانهای یکبار مصرف روی هم و… را انجام می دهند. هر کس زودتر از پایان همخوانی کار خود را به اتمام رسانید علاوه بر امتیاز مرحله اول امتیاز مرحله دوم را هم می گیرد.
سلام علیکم
من واقعاً متاسفم ما هنوز حداقل های هویت حوزه و روحانیت برای خودمون هم جا نیفتاده بعد چطور میخوایم ازین هویت در جامعه دفاع کنیم !؟
بعضاً دیده میشه بعضی از رفقا حقوقهای چند ده میلیونی دارن و شاغل هستند و بخاطر اشتغالات غیر حوزوی انرژی و توان و فرصت چندانی برای کار طلبگی و تبلیغ میدانی ندارند گمان می کنند که طلبه باید شغل غیر حوزوی داشته باشه تا موفق باشه این ذهنیت یعنی نشناختن امثال امام خمینی و امام خامنهای و شهید مطهری و شهید بهشتی و مراجع معظم ومبلغین توانمند و دانشمندی مثل آقای فلسفی و پناهیان و ....... عزیزان اگر یکی از این بزرگان شغلی غیر مرتبط با حوزه داشتند می توانستند اینقدر خدمت به اسلام و بشریت کنند؟؟؟
عجیبه فقط یک مثال بزنم یک نماز جماعت برای رفت و برگشت یک طلبه با اسنپ حدوداً ماهی سه میلیون فقط کرایه ماشین باید پرداخت کند غیر از وقت و انرژی و هزینه و انواع دردسرها مثل عدم امکان اشتغال و تزاحم با انواع کارهای شخصی دیگر
واقعاً یعنی رفقا از واقعیتهای جامعه و تورم و حجم انبوه خدمات طلاب بی خبرن؟؟بسیاری از مساجد درآمدهای بسیار انبوهی دارند که متاسفانه بدلیل نبود سازوکار قانونی تقریبا هیچ نظارت سیستماتیکی روی این درآمدها نیست در بسیاری از مساجد پدیده ی مسجد خواری که آیت الله همدانی فرمودند کاملا واضح دیده میشود که با اندک حمایت قانونی از عملکرد طلاب ماهانه میلیونها تومن به درآمد مساجد می توان اضافه کرد که حق الزحمه ناچیز طلبگی در مقابل آنها رقمی نیست
روحانیون محترمی که شغل غیر مرتبط با حوزه داره یا مسیولیتهای سنگینی در محیط کاری دارند قاعدتاً نمی تونن حال یک طلبه ی ممحض در کارهای طلبگی رو درک کنند
من زیاد میبینم اعزه ای که شاغل هستند و مساجد بزرگ و مهمی رو هم مدیریت می کنند اما فرصت ارتباط گیری با نمازگزاران و تبلیغ و منبر و مطالعه و طراحی و شبکه سازی و پیگیری های سازمانی و اداری مسجد را ندارند
آیا نباید یک نهاد یا سامانه ی حوزوی مثل سامانه سماوات برای کنترل و ارزیابی و نظارت بر این عملکردها وجود داشته باشد ؟
رفقایی که سابقه ی طرح هجرت یا طرح امین دارند و از فضای نظارت و ارزیابی سامانه سماوات مطلع هستند این عرصه بنده رو مستحضر هستند
به نظر حقیر اگر ضرورت فعالیت طلاب در قالب طرح هجرت در روستاها مثلاً عدد ده باشد ضرورت وجود طرح هجرت درون شهرها و خصوصا کلان شهرهایی مثل تهران و کرج عدد هزار است چرا این حقیقت در نهادهای متولی لمس نمی شود؟
به حدی بافت کرج از حضور میدانی روحانیون خالی است که مردم و مخصوصا جوانها وقتی یک روحانی ملبس میبینن انگار نوع نادری از پرندگان زیبای منقرض شده را می بینن😂
و مسأله ی تلخ تر اینکه دیده میشود برخی از رفقا شباهت عجیبی به روحانیون ترکیه ای دارند یعنی در جامعه هرگز ملبس نیستند و فقط موقع ورود به صحن مسجد لباس میپوشند!
بهترین تعبیری بود که تونستم پیدا کنم
حتی من گاهی دیدم به بچههاشون نشون میدن و توضیح میدن که این چیه
درباره مباحث علوم اجتماعی و صنفی یک تحلیل درست بر اساس عموم و عرف جامعه ی آماری انجام می شود نه براساس استثنائات و موارد نادر و خارج از انحراف معیار.
ممکن است استثنائاتی وجود داشته باشند اما چیزی که بارها تجربه و مشاهده عینی می شود این است که اغلب اعزه انسانهای استثنائی و خاصی نیستند البته هرچند ممکن است از خودشون تصور دیگری داشته باشند که همین مسأله باعث یک بام و دو هوا شده است و برخی صراحتا خود را تافته ی جدابافته اعلام می کنند و از نفوذ و جایگاه خود یا از شبکه ی حامیان و دوستان و بعضاً فامیل برای گرفتن سهمی برخلاف روال معمول اقدام می کنند
🔺حوزه و مسائل اساسی مردم!
به نظر صائب امام بزرگوار، شکارچیان استعمار در سراسر جهان در کمین شیردلان روحانی سیاستشناس نشسته و برای مبارزه با مجد و عظمت و نفوذ مردمی روحانیّت برنامهریزی میکنند.
در آن متنِ خردمندانه که با احساساتی عارفانه و عاشقانه به نگارش درآمده است، دلواپسی امام بزرگوار از اینکه جریان تحجّر و تقدّسنمایی، حوزهی علمیّه را دچار وسوسهی جدایی دین از سیاست و فعّالیّتهای اجتماعی کند و راه درست پیشرفت را مسدود سازد، آشکار است. این دغدغه ناشی از ترویج جریان خطرناکی است که دخالت حوزه در مسائل اساسی مردم و ورود در فعّالیّتهای اجتماعی و سیاسی و مبارزهی آن با ظلم و فساد را منافی با قدسیّت دین و حریم معنوی آن وانمود میکند و روحانیّت را به صلح کل بودن و دوری کردن از مخاطرات ورود در سیاست سفارش میکند.
ترویج این توهّم باطل، بزرگترین هدیه به عوامل استعمار و استکبار است که همواره از حضور و ورود علمای دین در معرکهی مبارزه با آنان زیان دیده و در موارد متعدّد شکست خوردهاند
✍بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب و اشاره به منشور روحانیت مرحوم امام خمینی
✅ کانال عقل و دین 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3453419829C67e7e0bc85
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بنده اعتراف میکنم که بنده مقصرم...
بیانات مرحوم آیت الله مصباح یزدی در مورد نیازهای جامعه و عملکرد ما.
وقتی این مرد بزرگ چنین میگويد ما چه بگوئیم...