✳ وقتی #رئیسی به داد #عباس_معروفی رسید...
رویکرد سیدابراهیم رئیسی در قبال جریانات فرهنگی، ناشران کتاب، رسانهها و آثار روشنفکران سؤالی است که در چند ماه گذشته به اندازه پررنگشدن نامش برای ریاست قوه قضاییه، پررنگ شده است.
خاطرات عباس معروفی با ابراهیم رئیسی بهعنوان دادستان تهران شاید برای خیلی از اهالی فرهنگ و رسانه تکراری باشد، اما با توجه به شایعات اینروزها خواندنی است.
عباس معروفی، نویسنده مشهور مقیم آلمان و مدیر مجله ادبی «گردون» است که در نخستین سالهای دهه ۷۰، توقیف آن بازتاب فراوانی در محافل داخلی و خارجی داشت.
برای امانتداری بخشی از گفتوگوی او با نشریه «الفبا» در شرح ماجرای دیدارش با سیدابراهیم رئیسی را برایتان میآورم:
🔹روز ۱۹ آذر ۱۳۷۰ بازجویم حکم توقیف موقت گردون را به دستم داد. از آنجا مستقیم به اداره مطبوعات ارشاد رفتم و آقای مدیرکل گفت کاری از دستش ساخته نیست. بعد به شرکت تعاونی مطبوعات رفتم و برای اولین بار با محسن سازگارا مدیرعامل شرکت تعاونی مطبوعات آشنا شدم. او آنروز خیلی با من حرف زد و گفت باید تلاش کنیم تا این حکم را بشکنیم. از یکسو او میدوید، از سویی حمید مصدق و از سوی دیگر خودم.
یکی از غمانگیزترین دورههای زندگیام همین ۱۸ماه تعطیلی گردون بود که همه رفتوآمدها، تلفنها و ارتباطهایم قطع شد. یکباره احساس کردم چقدر تنها شدهام. نمیدانستم چه خاکی به سرم بریزم. تنها سیمین بهبهانی هر روز به من تلفن میزد و دلداریام میداد. نامهنگاری، ملاقات، دیدار و گفتوگو هیچکدام فایدهای نداشت تا اینکه قاضی پروندهام در دادستانی انقلاب حکم مرا اعلام کرد: «اعدام».
فروشکستم. حالا جز نگرانی از حکم اعدامی که قاضیام داده بود، وزارت ارشاد هم کنفیکون شده بود. خاتمی رفته بود. در همان زمان داشتم رمان «سال بلوا» را مینوشتم و این جمله جایی خودنمایی میکرد: «ما ملت انتظاریم!» و در انتظار سرنوشت گردون میسوختم. حکم اعدام را برداشتم و به طرف سازگارا راه افتادم. او به من خبر داد که روزهای سهشنبه حجتالاسلام رئیسی، دادستان انقلاب، بار عام دارد و قرار شد که من از ساعت ۶صبح سهشنبه آنجا باشم. این سهشنبه رفتنها، چندبار طول کشید و نوبت من نرسید، بار پنجم، ساعت۱۲ من توانستم آقای رئیسی را ببینم. در هر دیدار پنج نفر میتوانستند به ترتیب شماره، وارد اتاق دادستان انقلاب شوند. نفر اول که آخوند پیری بود، به دادستان جوان و خوشتیپ انقلاب گفت اگر اجازه داشته باشد، بماند و به عنوان آخرین نفر با او خصوصی حرف بزند اما رئیسی قبول نکرد. گفت: بفرمایید! خودم را معرفی کردم. رئیسی کمی نگاهم کرد، با لبخند گفت: «همون عباسِ معروفیِ معروف؟»
«بله همون کرکس شاهنشاهی! همون غول بیشاخ و دُم که هر روز کیهان مینویسه.»
«شما بمونید. نفر بعدی؟»
سه نفر بعدی هم مطلبشان را گفتند و رفتند. دادستان انقلاب گفت: «خب آقای معروفی، چه میکنید؟»
«رمان مینویسم، کتاب چاپ میکنم. هر کار بشه! چون دفترم بازه اما گردون رو توقیف کردن.»
«خب فکر میکنی چرا توقیف شده؟»
«همکاران شما از من میپرسن چه جوری و با چه پولی این مجله رنگارنگ را منتشر میکنم؟»
«این سؤال من هم هست.»
«مجله روی پای خودش ایستاده، ۲۲هزار تیراژ داره.»
«چند سالته؟»
«۳۳سال»
«این چیزهایی که درباره شما در روزنامهها مینویسن، من فکر کردم بالای ۶۰سال رو داری.»
آنوقت در کامپیوتر پروندهام را نگاه کرد و گفت: «عجیبه! خیلی عجیبه! لک توی پروندهات نیست.»
گفتم: «میدونم. من حتی سمپات کسی یا چیزی نبودهام.»
با حیرت خیرهام شد و با خنده پرسید: «حتی خانمبازی هم نکردهای!؟»
گفتم: «نه! من زن و سه تا دختر دارم.»
به پشتی صندلیاش تکیه داد با لبخند نگاهم کرد. یک لحظه فکر کردم عجب آخوند خوشسیما و خوشتیپی است. گفت: «پریشب در قم منزل یکی از علما بودم. قسمتی از کتاب «سمفونی مردگان» شما را خوندم. میخواستم ازش بگیرم، دیدم براش امضا کردی بهم نداد. دلم میخواد بخونمش.»
اتفاقاً نسخهای از چاپ سوم رمان در کیفم بود. گذاشتم روی میز. دست به جیب برد که پولش را بپردازد. گفتم: «قابلی نداره.» گفت: «نه این میز، میز خطرناکیه. میز قضا و قدر!» و خندید: «باید پولشو بپردازم، شما هم باید بگیری!» ۳۰۰تومان را روی میز گذاشت و گفت: «تعجب میکنم! چرا این قدر راجع به شما بد مینویسن؟ امکانش هست فوری همه گردونها را به من برسونید تا شخصاً مطالعه کنم و تصمیم بگیرم؟»
گفتم: «با کمال میل. فردا میارم.»
گفت: «نه! فردا دیره. همین حالا!» و تلفن روی میزش را طرف من گذاشت: «زنگ بزن بیارن فوری!» و خواست که ناهار بمانم. تشکر کردم، یک دوره گردون را دادم و خداحافظی کردم.
هفته بعد، پروندهام به دادگستری ارجاع و گردون تبرئه شد.
#شهابالدین_طباطبایی
#پس_از_توقیف_گردون
#روزنامه_شرق
شماره ۳۳۷۷، چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۷
صفحه یک.
@Ab_o_Atash
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👈 یکی از ریشههای اختلافات دوران بزرگسالی فرزندان را در #تبعیض بین آنها در دوران کودکی جستجو کنید!
👈 زمانی که #تبعیض بین فرزندان از دو جنس مختلف باشد، مشکل شدیدتر شده و ممکن است موجب #اختلال_جنسیتی در فرزند شود: دختری که دوست دارد پسر باشد و پسری که آرزو میکند دختر باشد!
پ.ن: ضمناً بزرگمنشی پسر سمت راست، حقیقتاً جای تقدیر دارد!♥️
✍🏻محسن انبیائی
@anbiaei14
24.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹به امید خدا
🔸او رفت اما جمعهای فاتح میاید؛ این عبد صالح با اباصالح میاید ...
◻️دوازده نکته درباره الگوی حکمرانی شهید رئیسی
🖊احمدحسین شریفی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یک. بیتوجهی به حاشیهها: نه حاشیهسازی میکردند و نه گرفتار حاشیهسازیها میشدند؛
دو. مسئوولیتپذیری: هرگز نگفت «اختیارات ما کم است»؛ «نمیگذارند کار کنیم»؛ «قانون اساسی را باید تغییر دهیم» و ... بلکه در چارچوب وظایف و اختیارات خود شبانهروز کار میکرد. رهبر انقلاب در تاریخ ۸ شهرویور ۱۴۰۱ گفتند: «اين دولت از فرافكنی و بهانهتراشی احتراز كرده و مسئوليّتپذير بوده. ما در اين مدّت از مسئولين محترم دولتی نشنفتيم كه بگويند: «نمیگذارند كار كنيم، اختيار نداريم، اختيارات دست ما نيست»؛ از اين حرفها نشنفتيم از شما. مسئوليّتپذيری خيلی چيز خوبی است؛ میگويد «ما هستيم، بايد كار كنيم و كار هم ميكنيم»؛ اين نقطهی مثبت بسيار مهمّی است»
سه. هرگز از کمبودها ننالیدند. هرگز از ناداشتهها نگفتند. هرگز از کارشکنیها گلایه نکردند.
چهار. اعتماد به جوانان و امید به آینده؛ تکیه بر ظرفیتهای داخلی؛ اعتقاد راسخ به شعار ما میتوانیم؛ به دلیل حضور میدانی در میان مردم و در اقصا نقاط کشور، مشکلات را بهتر و بیشتر از هر کس دیگری میدانست؛ اما در عین حال، ظرفیتها و ارادههای بیشمارِ معطوف به خدمت را هم به خوبی میشناخت.
پنج. جزءنگری در عین کلاننگری: توجه به امور روزمره و حل مشکلات و مسائل روزمره آحاد مردم؛ در عین توجه به طرحهای بزرگ و کلان: مثل انتقال آب از دریا به چند نقطه کشور؛
شش. مردمی بودن و مردمیکردن حکمرانی: علامت صدق مردممداری، حضور میدانی متراکم و پرتعداد و با کیفیت و مؤثر شهید رئیسی در میان مردم بود. او میکوشید بیواسطه دردها و نیازهای مردم و اصناف مختلف جامعه را درک کند. نهضت ملی مسکن برای اقشار کمدرآمد و فاقد مسکن؛ افزایش دهبرابری یارانهها؛ اجرای قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت؛
هفت. تعامل با نخبگان و گروههای مرجع و شخصاً پای سخنان آنان نشستن؛ جلسات مکرر و متعدد با نخبگان و صاحبنظران در حوزههای مختلف داشتند. سخنان آنان را میشنیدند و با آنها گفتگو میکردند.
هشت. خستگیناپذیری: ثبت رکورد ۴۷ سفر استانی در ۳۳ ماه خدمت داشتند. سفرهایی که آثار مدیریتی بسیار پربرکتی داشت. ۲۸ سفر خارجی به ۲۳ کشور. متنبی میگوید: اذا کانت النفوس کباراً/ تعبت فی مرادها الاجسام؛ او حقیقتا خستگی را هم خسته کرده بود. او خستگی را نمیشناخت.
نه. تواضع و فروتنی: رهبر انقلاب: «جدّاً متواضع بود». من تواضع لله رفعه الله
ده. شجاعت و قاطعیت: «ما شخصیت برجستهای را از دست دادیم. برادر بسیار خوبی بود. مسؤول کارآمد و باکفایت و صمیمی و جدیای بود در کشور» (۲ خرداد ۱۴۰۳)
یازده. دشمنشناسی: رهبر انقلاب: «در مرزبندی با دشمنان انقلاب صراحت داشت. ... دو پهلو صحبت نمیکرد. ... به لبخند دشمن اعتماد نداشت» (۱۴/ ۳/ ۱۴۰۳)
دوازده. کار جهادی بیتوقع: او در دوران مدیریتی خود رکوردهای بیسابقهای را ثبت کرد. به عنوان مثال:
ثبت رکورد پایینترین نرخ بیکاری در ۴دهه بعد از انقلاب؛
ثبت رکورد بالاترین حجم ترانزیت در ۲دهه اخیر؛
ثبت رکورد بزرگترین پروژه آبرسانی خاورمیانه؛
ثبت رکورد بیشترین سفر استانی؛
ثبت رکورد بیشترین سطح پوشش بیمه در کشور.
اما این حجم بیسابقه از کار و فعالیت، هرگز او را دچار عجب و غرور و تکبر نکرد. بلکه هرگز ذرهای توقع قدردانی و تشکر از ناحیه دیگران را هم در او تقویت نکرد. او به راستی و صادقانه خود را طلبهای ساده میدانست که افتخارش خدمت به مردم است.
#حکمرانی
@Ahmadhoseinsharifi
🌹
14040230_46985_1281k.mp3
زمان:
حجم:
13.2M
🌷بشنوید | صوت کامل بیانات صبح امروز رهبر انقلاب در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت. ۱۴۰۴/۲/۳۰
🌹🌹
(هركي نخونه از دستش رفته ، واقعا از دستش رفته)
روزی پیامبر اکرم به خانه حضرت زهرا آمدند . حضرت علی و حسنین (صلوات الله علیهم اجمعین) هم در خانه حضور داشتند .
پیامبر خطاب به اهل بیت خود فرمودند :
چه میوه ای از میوه های بهشتی میل دارید بمن بگوئید تا به جبرائیل بگویم از بهشت برایتان بیاورد.
امام حسین که در آن روزگار در سنین کودکی بودند از بقیه اهل خانواده سبقت گرفتند. رفتند در دامن رسول خدا نشستند و عرضه داشتند :
پدر جان به جبرائیل بگوئید از خرماهای بهشتی برای ما بیاورد .
و حضرت رسول اکرم هم به خواسته حسین خود جامه عمل پوشانیدند و به جبرئیل دستور دادند یک طبق از خرماهای بهشتی برای اهل بیت بیاورد.
مدتی نگذشت که جبرائیل یک طبق خرمای بهشتی را آورده و در حجره حضرت زهرا سلام الله عليها گذاشت.
پیامبر خطاب به دختر خود فرمودند : فاطمه جان یک طبق خرمای بهشتی در حجره تو نهاده شده است ، آنرا نزد من بیاور .
حضرت زهرا آن طبق را آوردند و نزد پدر گذاشتند. پیامبر خرمای اول از درون ظرف برداشتند و در دهان سرور جوانان اهل بهشت امام حسین نهادند و فرمودند « حسین جان نوش جانت ، گوارای وجودت » سپس خرمای دوم را از درون ظرف برداشتند و در دهان دیگر سرور جوانان اهل بهشت امام حسن نهادند و باز فرمودند «حسن جان نوش جانت ، گوارای وجودت ». خرمای سوم را در دهان جگر گوشه خود حضرت زهرا نهادند و همان جمله را هم خطاب به حضرت زهرا بیان کردند.
خرمای چهارم را هم در دهان حضرت علی نهادند و فرمودند « علی جان نوش جانت، گوارای وجودت » خرمای پنجم را از درون ظرف برداشتند و باز دوباره در دهان حضرت علی نهادند و همان جمله را تکرار نمودند .
خرمای ششم را برداشتند، ایستادند و در دهان حضرت علی گذاشتند و باز همان جمله را تکرار کردند.
در این هنگام حضرت زهرا فرمودند : پدر جان به هر کدام از ما یک خرما دادید اما به علی سه خرما و در مرتبه سوم هم ایستادید و خرما در دهان علی گذاشتید . چرا بین ما اینگونه رفتار کردید ؟
رسول اکرم خطاب به دختر خود فرمودند:فاطمه جان وقتی خرما در دهان حسین نهادم ، دیدم و شنیدم که جبرائیل و مکائیل از روی عرش ندا بر آورده اند که : «حسین جان نوش جانت ، گوارای وجودت » من هم به تبع آنها این جمله را تکرار کردم وقتی خرما در دهان حسن نهادم باز جبرائیل و مکائیل همان جمله را تکرار کردند و من هم به تبع آنها آن جمله را گفتم که « حسن جان نوش جانت ».
فاطمه جان وقتی خرما در دهان تو نهادم دیدم حوری های بهشتی سر از غرفه ها در آورده اند . و می گویند « فاطمه جان نوش جانت ، گوارای وجودت » من هم به پیروی از آنها این جمله را تکرار کردم.اما وقتی خرما در دهان علی نهادم شنیدم که خداوند از روی عرش صدا می زند « علی جان نوش جانت ، گوارای وجودت » . به اشتیاق شنیدن صوت حق خرمای دوم در دهان علی نهادم باز هم خداوند از روی عرش ندا زد که «هنیأ مرئیاً لک یا علی » نوش جانت ، گوارای وجودت علی جان.به احترام صوت حق از جا برخاستم و خرمای سوم در دهان علی نهادم ، شنیدم که باز خداوند همان جمله را تکرار کرد و سپس به من فرمود:« یامحمد ، بعزّت و جلالم قسم اگر تا صبح قیامت خرما در دهان علی بگذاری من خدا هم تا قیامت می گویم علی جان نوش جانت ، گوارای وجودت».
خداوندا به حق علی علیه السلام گره از کار ما بگشا
جلاءالعیون علامه مجلسی
هر کی این مطلب را خوند و به دلش نشست اگه دوست داشت به عشق 14معصوم واسه گروهاي ديگه بفرسته
خدایا:هر کی این پست راکپی کرد حاجت روا بفرما
اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.
اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.
اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.
اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.
اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.
میدونی اگه کپی کنی تا آخرامشب چند هزار تا صلوات فرستاده میشه؟ اگه خسیس نیستی به همه ی گروها بفرست
به نیت شادی دل آقا امام زمان عج
2025_05_21_20_07_29_128kbs.mp3
زمان:
حجم:
12M
پیچیدگی های ماجرای حضرت یوسف علیه السلام
معنای صبر جمیل
هر اصلاحطلب بیسوادی گفت دولت رییسی گند زد به اقتصاد، همین جمله لیلازِ اقتصاد دان رو بذارید جلوش. در دشمنی هم منصف باشید!
عـــیّار
🌍 #انتشار_حداکثری_با_شما
🌐 به عصــــای موســــی بپیوندید👇
🕎 @mosesom
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 پرواز...
✏️آدمى به خاطر كمترين چيزها از بزرگترين آگاهىهايش دست شسته و چشم پوشيده است. همين كه رسول (ص) به من اعتنا نكرد و يا مثلاً دخترش را به من نداد و يا پيش من ننشست و بر من وارد نشد... همين براى انحطاط و سقوط، كافى است.
✏️خدا شاهد است بين ما و كشتن اولياى خدا هيچ حائلى نيست. خيال مىكنيد، آنان كه حسينِ فاطمه را كشتند و حتّى به بدن تكّه تكّه شدهى او هم رحم نكردند و آن را زير سمّ ستوران قرار دادند، چه كسانى بودند؟ صحابى و در ركاب و همراه رسول (ص) بودند.
✏️ما خيال مىكنيم براى كفر و عِناد و لجاج و درگيرى با خدا و ايستادن در مقابل رسول او، يك ادّلهى سنگينى لازم است. خير، همينها كافى است.
انحطاط و سقوط طبيعى است، پرواز دليل مىخواهد.
اگر تو ريشه نداشته باشى و در زمين، محكم ننشسته باشى و فلاح و رويشى را نداشته باشى، رفعتى را پيدا نخواهى كرد و قلّهاى را فتح نخواهى نمود.
✏️ما غرورمان را روى شانههايمان گذاشتهايم. اين بار سنگينى است. كمرمان را خم مىكند و مىشكند. اى كاش زير پايمان مىگذاشتيم و بالا مىرفتيم!
📄 برشی از کتاب
📚 روزهای فاطمه سلاماللهعلیها
#امامت
▫️ #عین_صاد | عضو شوید👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 هنوز کافریم!
✏️ ابوذرها بعد از برخورد اول، به توحيد مىرسند؛ اما ما بعد از سى سال مسلمانى، هنوز كافريم؛ نه در عقيده، كه در عمل!
خوبان ما كافرند و خوبترهايمان مشرِك. در بيستوچهار ساعتِ ما، خدا حاضر نيست. حرفِ همان بزرگ است كه گفت: ايها الناس، همه انبيا گفتند: بياييد موحّد شويد و از غير او جدا شويد؛ ولى من حرف تازهاى دارم: بياييد لااقل مشرك شويد. بىانصافها او را هم شريك كنيد! همهاش مالِ غير او؟! همۀ محركها غير او باشند؟!
✏️ مگر ما بزرگ نيستيم؛ چرا ما را كمها راه مىاندازند؟! مگر ما كوه نيستيم؛ چرا نسيمى از دهانى ما را زير و رو مىكند؟! مؤمن مانند كوه است و همين است كه حتّى طوفانها جابهجايش نمىكنند. چه شده است كه ما را نسيمى زير و رو مىكند؟!
✏️ يك سلامكردن يا نكردن كسى، متزلزلمان مىكند؟! يك حرفزدن يا نزدن، خستهمان مىكند؟!
چقدر در اين راه اسارت هست! حتى خودِ همين حرفها اسارت مىشوند. هنگامى هم كه از همه چيز آزاد شديم، خودِ آزادى، اسارتِ ما مىشود؛ و اين است كه انسان وقتى در راه است، بايد هميشه محاسبه كند.
📄 برشی از کتاب
📚 عوامل رشد، رکود، انحطاط
#تربیت
▫️ #عین_صاد | عضو شوید👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca