1⃣در کربلا فقط خون سه نفر به آسمان پرتاپ شد.
۱)خون #حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
📚الارشاد شیخ مفید، ج۲، ص۱۰۸
┈┉┅━❀━┅┉┈
۲)خون #حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
📚كامل الزيارات ابن قولویه، ص۲۲۲
┈┉┅━❀━┅┉┈
۳)خون #امام_حسین_علیه_السلام
📚اللهوف سید بن طاووس، ص۱۱۷
#نکته_های_کربلا
@AsnadolMasaeb
✅حرمله بن کاهل از قبیله بنی اسد و از تیراندازان روز عاشورا بود و در میان قتله حضرت سید الشهداء(ع) در صحرای کربلا، شقی ترین آنها حرمله بن کاهل بود که طبق نقل مقاتل، وی مستقیما در شهادت پنج شخص به ترتیب ذیل، نقش داشت :
1⃣ #حضرت_عباس_علیه_السلام :👇
بلاذری می نویسد :
📋《قَتَلَ حَرمَلَةُ بْنُ كَاهِلِ الأَسَدِي، العَبَّاسَ بنَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبِِ(ع) مَعَ جَمَاعَةِِ وَ تَعَاوَرُوُهُ》
♦️حرمله بن کاهل، عباس بن علی(ع) را در حالی که گروهی به صورت پی در پی به او ضربه می زدند، سرانجام او را به شهادت رساندند.(۱)
2⃣ #حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام :👇
مقتل در این باره می نویسد :
امام حسین(ع) علی اصغر(ع) را در مقابل لشگر، به روی دست گرفت و بلند کرد، و از آنان برای طفل تقاضای آب کرد.
📋《بَینَمَا هُوَ یُخَاطِبُهُم!》
♦️هنوز کلام امام(ع) تمام نشده بود.(۲)
که؛
📋《اِذ رَمَاهُ حَرْمَلَةُ بنُ کاهِل الاَسَدَی بِسَهمٍ فِی حَجرِ الحُسَینِ(ع) فَذَبَحَهُ》
♦️ناگهان حرمله تیری انداخت و آن طفل را در آغوش پدر ذبح کرد.(۳)
یعقوبی می نویسد :
📋《..فَوَقَعَ فِي حَلقِ الصَّبِي، فَذَبَحَهُ، فَنَزَعَ الحُسَينُ(ع) السَّهمَ مِن حَلقِهِ، وَ جَعَلَ يُلَطِّخُهُ بِدَمِهِ》
♦️تیر به گلوي اين كودك نشست و حلقش را دريد و امام حسين(ع) تير را از گلويش بيرون آورد در حالي كه او به خون خود آغشته شده بود.(۴)
3⃣ #امام_حسین_علیه_السلام :👇
ابن طاووس در این باره می نویسد :
در مورد نحوه شهادت امام حسین(ع) نقل شده است که، در روز عاشورا؛
📋《فَأَتَاهُ [حَرْمَلَةُ] سَهْمٌ مَسْمُومٌ لَهُ ثَلَاثُ شُعَبٍ فَوَقَعَ عَلَى قَلْبِهِ》
♦️حرمله بن کاهل، تیرى سه شاخه و زهرآلودی را به قلب امام حسین(ع) نشانه رفت و آن تیر بر قلب مقدس امام(ع) نشست.(۵)
4⃣ #حضرت_عبدالله_بن_الحسن_علیه_السلام : 👇
ابن نمای حلی در این باره می نویسد :
در همان لحظاتى که امام حسین(ع) در شهادتگاه خود با لب تشنه، در حالی که همچنان خون از او می رفت و ضعیف گشته بود و غرق در خون شده بود، دشمن قدری توقف نمود و سپس همگی به سمت ایشان یورش بردند.
در این هنگام؛
عبدالله فرزند امام حسن مجتبی(ع) از سراپرده بانوان بیرون آمد و شتابان خود را به عموى گرانمایه اش حسین(ع) رسانید تا عمو را یارى کند.
در این هنگام؛ عمه اش زینب کبری(س) خود را به او رساند تا وى را به خیمه ها بازگرداند، امّا او پایدارى کرد و بازنگشت و فریاد بر آورد که :
به خداى سوگند! از عمویم جدا نخواهم شد و او را تنها نخواهم گذاشت!
یکى از تجاوزکاران اموى بنام بحر بن کعب به سوى امام حسین(ع) روى آورد، که عبدالله فریاد بر آورد :
هان اى پلید زاده! آیا مى خواهى عمویم را به شهادت برسانى؟
آن پلید نیز شمشیرى بر آن کودک فرود آورد و عبدالله دست خود را سپر ساخت که دستش از بدن جدا شد!
او در حالى که دستش تنها به پوست آویزان بود، فریاد بر آورد که :
عمو جان مرا دریاب!
امام حسین(ع) او را در آغوش کشید و بر سینه چسباند.
در این هنگام ؛
📋《فَرَمَاهُ حَرْمَلَةُ [بِسَهمِِ] فَذَبَحَهُ》
♦️پس آن گاه حرمله گلوى آن کودک محبوب را هدف تیر خود ساخت و سرش را از پیکرش جدا کرد!(۶)
5⃣ #ابوبکر_بن_حسن_رحمه_الله :👇
ابن اثیر نقل می کند :
📋《وَ قُتِلَ أَبُوبَكرِِ بنِ أَخِيِهِ الحَسَنِ(ع) أَيضَاً وَ أُمُّهُ أُمُّ وَلَدِِ قَتَلَهُ حَرمَلَةُ بنُ الكَاهِلِ رَمَاهُ بِسَهمِِ》
♦️ابوبکر پسر حسن(ع) که برادر زاده امام حسین(ع) بود در روز عاشورا پس از برادرش، قاسم بن حسن(ع) شهید شد، که مادرش ام ولد بود و او توسط تیر حرمله بن کاهل اسدی به شهادت رسید.(۷)
@AsnadolMasaeb
ادامه مطالب :👇
💀اما عاقبت حرمله بن کاهل اسدی لعین :
منهال بن عمرو از شیعیان و یاران امام سجاد(ع) می گوید :
پس از زیارت خانه کعبه، از مکه عازم مدینه شدم و خدمت امام سجاد(ع) رسیدم.
امام(ع) از من پرسید :
📋《يَا مِنْهَالُ! مَا فَعَلَ حَرْمَلَةُ بْنُ كَاهِلٍ اَلْأَسَدِيُّ؟》
♦️ای منهال! از حرمله بن کاهل اسدی چه خبر؟
عرض کردم :
📋《تَرَكْتُهُ حَيّاً بِالْكُوفَةِ》
♦️هنگامی که از کوفه خارج شدم، زنده بود!
سپس دیدم امام(ع)، هر دو دستش را به دعا بلند کرد و چنین فرمود :
📋《اَللَّهُمَّ أَذِقْهُ حَرَّ اَلْحَدِيدِ! اَللَّهُمَّ أَذِقْهُ حَرَّ اَلنَّارِ》
♦️خدایا! خدایا سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش آتش را به او بچشان.
منهال می گوید :
پس از زیارت، از مدینه عازم کوفه شدم، هنگامی که به کوفه رسیدم، مختار مشغول کشتن قتله کربلا بود و من قبلاً با او رفاقت قدیمی داشتم؛ چند روزی در خانه، برای دید و بازدید مردم نشستم و پس از آن به قصد دیدار با مختار، سوار بر مرکبم شدم و به سوی او شتافتم.
او را در خارج از خانهاش با گروهی دیدار نمودم، گویا به مأموریتی میرفتند.
📋《رَكِبْتُ مَعَهُ حَتَّى أَتَى اَلْكُنَاسَةَ فَوَقَفَ وُقُوفَ مُنْتَظِرٍ لِشَيْءٍ وَ كَانَ قَدْ وَجَّهَ فِي طَلَبِ حَرْمَلَةَ بْنِ كَاهِلٍ》
♦️من نیز با آنان همراه شدم و به راه افتادم و از اوضاع صحبت میکردیم تا به محله «کناسه» رسیدیم.
مختار، در آنجا ایستاد و گویی منتظر است و به نقطهای مینگریست و به او خبر داده بودند که اینجا مخفی گاه حرمله است، سپس تعدادی از افرادش را به جستجوی حرمله، گسیل داشت و خود همچنان آنجا ماند.
دیری نپائید که مأموران با تاخت برگشتند و با خوشحالی فریاد زدند :
بشارت ای امیر بشارت! حرمله دستگیر شد.
عدهای، حرمله را کشان کشان به نزد مختار آوردند.
مختار گفت :
📋《اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي مَكَّنَنِي مِنْكَ ثُمَّ دَعَا بِالْجَزَّارِ!》
♦️خدای را سپاس که به چنگ افتادی!
بلافاصله جلّاد را فرا خواند و به او دستور داد :
📋《اِقْطَعُوا يَدَيْهِ فَقُطِعَتَا!
ثُمَّ قَالَ : اِقْطَعُوا رِجْلَيْهِ فَقُطِعَتَا!
ثُمَّ قَالَ : اَلنَّارَ! اَلنَّارَ!
فَأُتِيَ بِطُنِّ قَصَبٍ ثُمَّ جُعِلَ فِيهَا ثُمَّ أُلْهِبَ فِيهِ اَلنَّارُ حَتَّى اِحْتَرَقَ》
♦️اول دو دستش را قطع کن!
جلّاد بلافاصله با ضربتی سخت دو دست نحس او را قطع کرد.
سپس مختار فریاد زد : دو پایش را نیز قطع کن! و جلاد، فرمان را اجراء کرد.
جسد بی دست و پای حرمله، در خون کثیفش غوطه میخورد که باز مختار صدا زد :
آتش! آتش!
و بلافاصله، چوبهای نازکی را روی جسد انداختند و آتش زدند و جسد آن جنایتکار همچنان میسوخت.
در این هنگام من گفتم :
📋《سُبْحَانَ اَللَّهِ! سُبْحَانَ اَللَّهِ!》
مختار دلیل تسبیح من را پرسید و من نیز برای او ماجرا را شرح دادم و گفتم :
《دَخَلْتُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ(ع) فَسَأَلَنِي عَنْ حَرْمَلَةَ فَأَخْبَرْتُهُ أَنِّي تَرَكْتُهُ بِالْكُوفَةِ حَيّاً فَرَفَعَ يَدَيْهِ وَ قَالَ :
اَللَّهُمَّ أَذِقْهُ حَرَّ اَلْحَدِيدِ! اَللَّهُمَّ أَذِقْهُ حَرَّ اَلنَّارِ!》
♦️در سفرم به مدینه، خدمت على بن حسين(ع) رسیدم که آن حضرت(ع) أحوال حرمله از من پرسيد و من خبر دادم كه؛ هنگام ترک کوفه، او را زنده دیدم.
سپس دستان مبارک را بالا برد و فرمود :
خدایا! سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا! سوزش آتش را به او بچشان.
در این هنگام مختار گفت :
📋《اَللَّهَ! اَللَّهَ! أَ سَمِعْتَ عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ(ع) يَقُولُ هَذَا؟》
♦️اللّٰه! اللّٰه! آيا تو شنيدى که على بن حسين(ع) این را فرمود؟
گفتم :
📋《اَللَّهَ! اَللَّهَ! لَقَدْ سَمِعْتُهُ》
♦️الله! الله! به خدا كه شنيدم اين را فرمود.
سپس مختار، از این که دعای امام سجاد(ع) به دست او تحقق یافته است، سجده شکر به جای آورد.(۸)
《أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى القَومِ الظَّالِمِینَ》
📚منابع :
۱)انساب الاشراف بلاذری، ج۳، ص۲۰۱
۲)يَنابيع المودة قُندوزی، ج۳،ص۷۹
۳)بحارالانوار مجلسی، ج۴۵، ص۴۶
۴)تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۴۵
۵)اللهوف ابن طاووس، ص۱۲۰
۶)مثیر الأحزان ابن نما حلی، ص ٧٣
۷)الکامل ابن اثیر، ج۴، ص۹۲
۸)كشف الغمة اربلی، ج۲، ص۱۱۲
@AsnadolMasaeb
4⃣7⃣ #حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام نیز برای #امام_حسین_علیه_السلام به میدان می رود!👇
#روز_شمار_عاشورا
@AsnadolMasaeb
✅آنچه در مقاتل در باب شهادت طفل شیر خوار امام حسین(ع) آمده است اینکه؛
📋《وَ لَمَّا رَأَی الحُسَینُ(ع) انَّه لَم یَبقِ مِن عَشیِرتِه و اَصحَابِه الاِّ القَلِیلُ فَقَامَ وَ نَادَی :》
♦️وقتی امام حسین(ع) در روز عاشورا در اثر شهادت نزدیکان وفرزندانش تنها شد، در مقابل سپاه دشمن ایستاد و آنان را مورد خطاب قرار داد.(۱)
و فرمود :
📋《هَلْ مِنْ ذَابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللهِ(ص)؟
هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ يَخَافُ اللَّهَ فِينَا؟
هَلْ مِنْ مُغِيثٍ يَرْجُو اللَّهَ بِإِغَاثَتِنَا؟
هَلْ مِنْ مُعِينٍ يَرْجُو مَا عِنْدَ اللَّهِ فِي إِعَانَتِنَا؟》
♦️آیا یارى کنندهاى هست که با امید به عنایت خداوند به یارى ما برخیزد؟
آیا کسى هست که از حرم رسول خدا(ص) دفاع کند؟
آیا خداپرستى در میان شما پیدا مىشود که از خدا بترسد و ستم بر ما روا ندارد؟ آیا فریادرسى هست که براى خدا به فریاد ما برسد؟
در این هنگام که امام حسین(ع) استنصار میکرد.
📋《فَارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُ النِّسَاءِ بِالْعَوِيلِ فَتَقَدَّمَ إِلَى الْخَيْمَةِ》
♦️وقتی نداى استغاثه امام(ع) به اهل خیام رسید، صداى گریه و ناله از بانوان حرم برخاست.
امام حسین(ع) به سمت خیمهها پیش افتاد و به حضرت زینب(س) فرمود :
📋《نَاوِلِينِي وَلَدِيَ الصَّغِيرَ حَتَّى أُوَدِّعَهُ》
♦️خواهرم! فرزند خردسالم را به من بده تا با او وداع کنم.(۲)
ابن اعثم كوفی اسم این کودک را «علی» آورده است و می نویسد :
📋《وَ لَهُ ابنُ آخَرُ يُقَالُ لَه عَلَيُّ(ع) في الرِضَاعِ》
♦️امام حسين(ع) پسر ديگری داشت كه نامش علی بود و شيرخوار بود.(۳)
📋《فَنَاوَلُوُه الصَبِیَّ، فَجَعَلَ يُقَبِّلُهُ》
♦️فرزندش را نزد امام(ع) آوردند و امام(ع) شروع کرد به بوسیدن طفلش!(۴)
و خطاب به فرزندش فرمود :
📋《وَیْلٌ لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ إِذا کانَ خَصْمُهُمْ جَدَّکَ》
♦️وای به حال این گروه ستمگر، آنگاه که جدّت رسول خدا(ع) با آنان به مخاصمه برخیزد.(۵)
امام(ع) طفل را آورد و در مقابل لشکر به روی دست گرفت و بلند کرد، به طوری که زیر بغلهای امام(ع) پیدا بود و خطاب به آنان فرمود :
📋《يا قَوْمُ! قَدْ قَتَلْتُمْ شِيعَتِي و أَهْلَ بَيْتي وَقَدْ بَقي هذَا الطِّفْلُ! فَاسقُوُهُ شَربَةً مِن المَاءِ!》
♦️ای قوم! ياران و اهل بيت مرا به قتل رسانديد و تنها اين كودك باقي مانده است.
پس او را با جرعه آبی سیراب کنید.(۶)
در نقلی آمده است که حضرت(ع) فرمود :
📋《یَا قَومِ! إنْ لَمْ تَرحَمُونِي فَارحَمُوُا هَذَا الطِفلَ》
♦️اگر به من رحم نمی کنید، به این طفل رحم کنید.(۷)
در نقلی دیگر؛
📋《أَلَم تَرَوُهُ كَيفَ يَتَلَظَّى عَطَشَاً؟》
♦️آیا نمی بینید که از شدت عطش حالت تلظّی به خود پیدا کرده است؟
در این هنگام، اختلاف و همهمه ای در سپاه یزید به وجود آمد، در حالی که به یکدیگر می گفتند :
📋《اِسقَوهُ فَإِنَّهُ لَا ذَنبَ لَهُ!
وَ الآخَرُ يَقُولُ : لَا تَسقُوهُ أبَداً وَ لَا تَبقُوا مِن أَهلِ هَذَا البَيتِ بَاقِيَةً!》
♦️به او آبی بیاشامانید، او که گناهی ندارد!
و دیگری می گفت : هرگز به او آب ندهید تا از اهل بیت او کسی باقی نماند.
در این هنگام، عمر بن سعد به حرمله اشاره کرد و گفت :
📋《یَا حَرمَلَه! اِقطَع نِزَاعَ القَومِ!》
♦️ای حرمله! اختلاف و نزاع را پایان بده.(۸)
نوشته اند :
📋《بَینَمَا هُوَ یُخَاطِبُهُم!》
♦️هنوز کلام امام(ع) تمام نشده بود.(۹)
که در این هنگام؛
📋《اِذ رَمَاهُ حَرمَلَهُ بنُ کاهِل الاَسَدَی بِسَهمٍ فَذَبَحَهُ》
♦️پس حرمله بن کاهل تیری انداخت و آن طفل را ذبح کرد.(۱۰)
📋《فَذَبَحَهُ مِنَ الْوَرِيدِ إِلَى الْوَرِيدِ》
♦️پس تیر از رگ گردن تا رگ گردنش را ذبح کرد.(۱۱)
📋《فَتَلَقَّى حُسَينُ(ع) دَمَهُ فِى يَدِهِ وَ ألقَاهُ نَحوَ السَمَاءِ》
♦️امام حسين(ع) دست برد زیر قنداقه و خون را در كف دست جمع كرد و به هوا پرتاپ کرد.(۱۲)
و فرمود :
📋《هَوَّنَ عَلَىَّ ما نَزَلَ بی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللَّهِ》
♦️این مصیبت بر من آسان است، چرا که در محضر خداست.(۱۳)
امام باقر(ع) در این باره می فرماید :
📋《فَلَمْ یَسْقُطْ مِنْ ذلِکَ الدَّمِ قَطْرَهٌ إِلَى الْأَرْضِ》
♦️از خون گلوى على اصغر که امام(ع)آن را به آسمان پاشید، قطرهاى به زمین برنگشت.(۱۴)
در روایت دیگرى آمده است که امام حسین(ع) فرمود :
📋《لا یَکُونُ أَهْوَنَ عَلَیْکَ مِنْ فَصِیلٍ!
اللَّهُمَّ إِنْ کُنْتَ حَبَسْتَ عَنَّا النَّصْرَ، فَاجْعَلْ ذَلِکَ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَنَا》
♦️خدایا! فرزندم نزد تو کمتر از بچّه ناقه صالح پیامبر نیست!
خدایا! اگرپیروزى (ظاهرى) را از ما دریغ داشتهاى، بهتر از آن را روزى ما فرما.(۱۵)
@AsnadolMasaeb
ادامه مطالب :👇
یعقوبی می نویسد :
📋《..فَوَقَعَ فِي حَلقِ الصَّبِي، فَذَبَحَهُ، فَنَزَعَ الحُسَينُ(ع) السَّهمَ مِن حَلقِهِ، وَ جَعَلَ يُلَطِّخُهُ بِدَمِهِ》
♦️تیر به گلوي اين كودك نشست و حلقش را دريد و امام حسين(ع) تير را از گلويش بيرون آورد در حالي كه او به خون خود آغشته شده بود.(۱۶)
طبق نقلی آمده است که در این هنگام هاتفی ندا داد :
📋《یَا حُسَینَ(ع)! دَعهُ! فَاِنَّ لَهُ مُرضِعَهً فی الجَنَه》
♦️ای حسین(ع)! فرزندت را به ما بده تا در بهشت سیرابش کنیم.(۱۷)
حضرت(ع) با طفل كشته شده ی خود به امام(ع) به پشت خیمه گاه برگشت، در حالي كه خون از گلوي آن طفل به سينه حضرت(ع) جاری بود.
📋《وَحَفَرَ لَلصَبِیِّ بِجَفنِ سَيفِه، وَصَلَّى عَلَيه وَدَفَنَه مُرَمَّلاً بِدَمِه》
♦️با بُن غلاف شمشیر، قبری را برای آن طفل حفر کرد و بر او نماز خواند و در حالی که آن طفل به خون خود آغشته شده بود، دفن نمود.(۱۸)
شیخ مفید می نویسد :
📋《ثُمَّ حَمَلَهُ حَتَّى وَضَعَهُ مَعَ قَتْلَى أَهْلِهِ》
♦️سپس امام حسین(ع) او را بُرد و کنار کشتگان خاندانش قرار داد.(۱۹)
در فرازی از زیارت ناحیه مقدسه که منسوب به امام زمان(عج) می باشد، این گونه به شیر خواره ی امام حسین(ع) سلام داده شده است.
📋《السَّلَامُ عَلَى عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ(ع) الطِّفْلِ الرَّضِيعِ الْمَرْمِيِّ الصَّرِيعِ الْمُتَشَحِّطِ دَماً الْمُصَعَّدِ دَمُهُ فِي السَّمَاءِ الْمَذْبُوحِ بِالسَّهْمِ فِي حَجْرِ أَبِيهِ لَعَنَ اللَّهُ رَامِيَهُ حَرْمَلَةَ بْنَ كَاهِلٍ الْأَسَدِيَّ وَ ذَوِيه》
♦️سلام بر عبداللّه بن الحسين(ع)، كودك شيرخواره، تير خورده، ضربت خورده به خون تيپده كه خونش به آسمان، پرتاب شد و در دامان پدرش، با تير، سر بُريده شد!
خدا لعنت كند حَرمَلَه بن كاهِل اسدى و همراهانش را كه به او تير زدند.(۲۰)
📚منابع :
۱)مثیر الاحزان ابن نما حلّی، ص۷۰
۲)اللهوف ابن طاووس، ص۱۱۶
۳)الفتوح ابن اعثم، ج۵، ص۱۱۵
۴)بحارالانوار مجلسی، ج۴۵، ص۴۶
۵)الاحتجاج طبرسی، ج۲، ص۳۰۱
۶)اللهوف ابن طاووس، ص۱۱۷
۷)تذكرة الخواص ابن جوزی، ص۲۵۲
۸)الوثائق الرسميّة حسینی قزوينی، ص۲۳۷
۹)يَنابيع المودة قُندوزی، ج۳، ص۷۹
۱۰)بحارالانوار مجلسی، ج۴۵، ص۴۶
۱۱)ثمرات الأعواد خطیب الهاشمی، ج۲، ص۶۳
۱۲)البداية و النهاية ابن کثیر دمشقی، ج۸، ص۱۸۶
۱۳)اللهوف ابن طاووس، ص۱۱۷
۱۴)بحارالانوار مجلسی، ج۴۵، ص۴۶
۱۵)بحارالانوار مجلسی، ج۴۵، ص۴۷
۱۶)تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۴۵
۱۷)مثیر الاحزان ابن نما حلّی، ص۷۸
۱۸)الاحتجاج طبرسی، ج۲، ص۳۰۱
۱۹)الإرشاد شیخ مفید، ج۲، ص۱۰۸
۲۰)بحارالانوار مجلسی، ج۹۸، ص۲۷۰
@AsnadolMasaeb
17.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴
🎙روضه #حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام توسط #استاد_میرزا_محمدی در حسینیه امام خمینی در حضور #مقام_معظم_رهبری :👆
@AsnadolMasaeb
🔸🔶《اَلسَّلَامُ عَلَی عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ(علیه السلام)》🔶🔸
✅در کربلا فقط خون سه نفر به آسمان پرتاپ شد!
1️⃣خون #حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام !
✍در منابع آمده است که بعد از شهادت حضرت علی اصغر(ع)؛
📋《فَتَلَقَّى حُسَينُ(ع) دَمَهُ فِى يَدِهِ وَ ألقَاهُ نَحوَ السَمَاءِ》
♦️امام حسين(ع) دست بُرد زیر قنداقه و خون را در كف دست جمع كرد و به هوا پرتاپ کرد.(۱)
امام باقر(ع) در اینباره می فرماید :
📋《فَلَمْ یَسْقُطْ مِنْ ذلِکَ الدَّمِ قَطْرَهٌ إِلَى الْأَرْضِ》
♦️از خون گلوى على اصغر که امام(علیه السلام)آن را به آسمان پاشید، قطرهاى به زمین برنگشت.(۲)
2⃣خون #حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام :
✍امام صادق(ع) در زیارت نامه حضرت علی اکبر(ع) می فرماید :
📋《بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی مِنْ مُقَدَّمٍ بَیْنَ یَدِی أَبِیکَ یَحْتَسِبُکَ وَ یَبْکِی عَلَیْکَ مُحْتَرِقاً عَلَیْکَ قَلْبُهُ یَرْفَعُ دَمَکَ بِکَفِّهِ إِلَی أَعْنَانِ السَّمَاءِ لَا یَرْجِعُ مِنْهُ قَطْرَةٌ》
♦️پدر و مادرم به فدایت که در جلوی پدرت روی زمین افتادی و او بر تو گریه میکرد در حالیکه قلبش سوخته بود در مصیبت تو و خون تو را به آسمان پاشید و قطرهای از آن به زمین بازنگشت.(۳)
3️⃣1⃣خون #امام_حسین_علیه_السلام :
✍در مقاتل آمده است که بعد از شهادت یاران و اصحاب امام حسین(ع)؛
📋《فَاعْتَرَضَهُ خَیْلُ ابْنِ سَعْدٍ فَرَمَى رَجُلٌ مِنْ بَنِی دَارِمٍ الْحُسَیْنَ(ع) بِسَهْمٍ فَأَثْبَتَهُ فِی حَنَکِهِ الشَّرِیفِ فَانْتَزَعَ وَ بَسَطَ یَدَیْهِ تَحْتَ حَنَکِهِ حَتَّى امْتَلَأَتْ رَاحَتَاهُ مِنَ الدَّمِ ثُمَّ رَمَى بِهِ وَ قَالَ : اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْکُو إِلَیْکَ مَا یُفْعَلُ بِابْنِ بِنْتِ نَبِیِّکَ!》
♦️سپاه عمر بن سعد متعرّض امام حسین(ع) شد و در این هنگام، مردى از بنى دارم تیرى به سوى امام حسین(ع) پرتاپ کرد که به زیر زنخ امام(ع) اصابت کرد، امام(ع) تیر را بیرون کشید و دست زیر زنخ گرفت تا دو کف دست از خون آکنده شد و آن را پرتاب کرد و فرمود :
خداوندا حقّا از آنچه به فرزند دختر پیامبر(ع) شده و مى شود نزدت شکایت دارم.(۴)
{وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ}
📝شعر :
وقتی که تیر کین به گلوی تو جا گرفت
خون تو را به عرش فشاندم، خدا گرفت
گردیـد دفـن، پیکر پاکت بـه دست من
پیش از همه تو را بـه بغل کربلا گرفت
میخواستم چو لاله کنم هدیهات به دوست
دشمن ز من به تیر سه شعبه تو را گرفت
از بس مصیبت تـو عظیم است، بهر تو
بــاید تمــام سـال دمـادم عزا گرفت
تیر آمد و ز حلق تو بر قلب من نشست
از آن گذشت و جا به دل مصطفی گرفت
👤سازگار
📚منابع :
۱)البداية و النهاية ابن کثیر دمشقی، ج۸، ص۱۸۶
۲)اللهوف ابن طاووس، ص۱۱۷
۳)كامل الزيارات ابن قولویه، ص۲۵۳
۴)الإرشاد شیخ مفید، ج۲، ص۱۰۹
@AsnadolMasaeb
9️⃣1️⃣«کوچکترین» و «پیرترین» شهید کربلا در روز عاشورا به ترتیب این شهدا بودند.
۱) #حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
📚الإرشاد شیخ مفید، ج۲، ص۱۰۸
┈┉┅━❀━┅┉┈
۲) #حبیب_بن_مظاهر_رحمه_الله
📚نفس المهموم محدث قمی، ج۲، ص۲۷
#نکته_های_کربلا
@AsnadolMasaeb
9️⃣1️⃣«کوچکترین» و «پیرترین» شهید کربلا در روز عاشورا به ترتیب این شهدا بودند.
۱) #حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
📚الإرشاد شیخ مفید، ج۲، ص۱۰۸
┈┉┅━❀━┅┉┈
۲) #حبیب_بن_مظاهر_رحمه_الله
📚نفس المهموم محدث قمی، ج۲، ص۲۷
#نکته_های_کربلا
@AsnadolMasaeb
9️⃣1️⃣«کوچکترین» و «پیرترین» شهید کربلا در روز عاشورا به ترتیب این شهدا بودند.
۱) #حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
📚الإرشاد شیخ مفید، ج۲، ص۱۰۸
┈┉┅━❀━┅┉┈
۲) #حبیب_بن_مظاهر_رحمه_الله
📚نفس المهموم محدث قمی، ج۲، ص۲۷
#نکته_های_کربلا
@AsnadolMasaeb