✳️ امان از شر شیاطین ✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ توصیههای حجتالاسلام قرائتی برای امان از شر شیاطین
مقابله و رهایی از شر دشمنان، نه مختص به امروز است و نه دیروز و فردا؛ دشمنان همواره در تمام طول تاریخ وجود داشتهاند و گاهی مثل جنگ ۱۲ روزه نیز ممکن است از حد خود تجاوز کرده و کار را به درگیری نظامی بکشانند اما آنچه مسلم است اینکه در کنار تمام ابزارهای فیزیکی و سختافزاری، نباید از آیه ۳ سوره احزاب و توکل به خداوندی که تعیینکننده امور و حافظ بندگان است، غافل شد. خداوند در این آیه میفرماید: «وَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ ۚ وَکَفَیٰ بِاللَّهِ وَکِیلًا؛ بر خدا توکل کن و همین بس که خداوند حافظ و مدافع (انسان) باشد.»
وقتی دعا میتواند قضاوقدر را هم تغییر دهد
همانطور که میدانید توکل به معنای اعتماد، تکیه و واگذارکردن امور به خداوندی است که بدون اراده او اتفاقی رخ نمیدهد و این اراده نیز با استفاده از ابزار قدرتمندی چون دعا و نیایش میتواند به سمت بهترین اتفاقات سوق پیدا کرده و حتی تقدیر الهی را تغییر دهد، همانطور که رسول اکرم (ص) میفرماید: «لا یَرُدُّ القَضاءَ إلاَّ الدُّعاءُ؛ قضا را چیزی جز دعا بر نمیگرداند.» (مکارمالاخلاق)؛ دقیقاً به همین دلیل است که در فرهنگ ما ایرانیها، دعا و خواندن برخی اذکار و آیات جایگاه ویژهای دارد و در شرایط مختلف و به لطف خداوند میتواند گره از امورات بسیاری باز کند. در همین راستا حجتالاسلام قرائتی استاد خوشرو و خوشبیانی که در تفسیر آیات قرآن تبحر خاصی دارد و همه او را بهعنوان فردی مأنوس و آشنا با کلام الهی میشناسیم، توصیههایی دارد تا سایه دشمنان به بهترین نحو ممکن از سرمان کم شود. این روحانی محبوب که این روزها به سبب شرایط جسمانی خاصش، کمتر از وجودش بهره میبریم، در گفتوگو با خبرگزاری فارس به چند توصیه مهم بسنده کرده و میگوید: «هرآنچه آقا میگویند، طبق همان عمل کنید. همچنین برای حفظ از خطرات، آنچه در روایات آمده باید موردتوجه قرار گیرد که مهمترین این موارد صدقه دادن، مداومت بر خواندن آیتالکرسی و چهارقل (کافرون، توحید، فلق و ناس) است تا انشاءالله ایمنی در برابر خطرات و بلایا حاصل شود.»
رهایی از دشمن و شیاطین با چند آیه و سوره خاص
حجتالاسلام قرائتی که تمام عمر با قرآن مانوس بوده، در بین تمام آیات الهی، روی خواندن چهارقل و آیتالکرسی تأکید دارد، اما مگر این آیات و سورهها چه ویژگیهایی دارند که اکثر اساتید مذهبی، خواندن آنها را توصیه میکنند؟ امام محمدباقر (ع) از امیرالمؤمنین (ع) روایت فرمودهاند: «هنگامی که آیتالکرسی نازل شد، رسول خدا (ص) فرمود آیتالکرسی آیهای است که از گنج عرش نازل شده و زمانی که این آیه نازل گشت هر بتی که در جهان بود با صورت به زمین خورد.» آیتالکرسی بهعنوان آیه ۲۵۵ سوره بقره، از فضائل بسیاری برخوردار است که با مروری بر معانی و تفاسیر آن میتوان به اهمیت و جایگاه این آیات پی برد، آیاتی که بیانگر صفاتی از خداوند همچون وحدانیت، علم، قدرت، حیات، مالکیت بر هستی و شفاعت هستند و اعلام میکنند که کرسی خداوند پهنای آسمانها و زمین را دربرگرفته و حفظ و نگهداری از آنها برای خداوند دشوار نیست. دفع بلا، استجابت دعا، حفاظت و ایمنی در برابر شیاطین، بخشی از فضائل آیتالکرسی به شمار میرود که به همین جهت نیز همواره نسبت به خواندن آنها در شرایط خاص توصیه میشود.
همچنین چهارقل نیز بهمانند آیتالکرسی به طور خاص از چنان فضایل و معجزاتی برخوردارند که میتوانند در دفع چشمزخم، سحر و جادو، بلا و آفت، و بیماریها مؤثر واقع شوند. در حدیثی از پیامبر (ص) که به حدیث ذاتالقلاقل شهرت دارد، خواندن چهارقل برای تعویذ و درامانماندن خود، فرزندان و اموال از هر نوع گزند و آسیبی توصیه شده است. (بحارالانوار). همچنین خوب است بدانید که عالمان دینی معتقدند چهارقل یک سیر و ترتیبی دارند که باید به ترتیب سورههای کافرون، توحید، فلق و ناس خوانده شوند. احتمالاً اگر مروری بر معنای این ۴ سوره کوتاه داشته باشید بهخوبی متوجه میشوید که هر فردی با خواندن چهارقل چگونه برای رهایی از کفار و شیاطین خودش را به خدا میسپارد و شاید راز برکات و اثربخشی این سورهها نیز در تفسیر همین آیات نهفته است.
📚 خبرگزاری فارس
✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
✳️ باج دادن دشمن✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ یمن، آمریکا را مجبور به باج دادن کرد
در تحولی بسیار مهم در مناسبات ژئوپلیتیک منطقه شاخ آفریقا، مقامات سومالیلند پیشنهاد بیسابقهای را روی میز واشنگتن گذاشتهاند: به رسمیت شناختن استقلال سومالیلند در برابر امتیازهای استراتژیک به آمریکاییها از جمله پایگاه دریایی در کرانه راهبردی خلیج عدن و دسترسی به مواد معدنی کمیاب خاکی.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ براساس گزارش اختصاصی بلومبرگ، سومالیلند که سالهاست سودای استقلال از سومالی را دارد، با امید به تثبیت جایگاه جهانی و تحکیم مناسبات اقتصادی و نظامی، پیشنهاد ساخت و واگذاری یک پایگاه قدرتمند نظامی در شرق آفریقا را مطرح کرده؛ پایگاهی درست در گوشه تنگه بابالمندب، شاهراه کاریزماتیک تجارت جهانی که اتصالدهنده خلیج عدن به دریای سرخ و کانال سوئز محسوب میشود.
این پیشنهاد در شرایطی ارائه میشود که تحرکات نظامی یمنیها و تنشهای رو به افزایش میان یمن با آمریکا و رژیم صهیونیستی، اهمیت استقرار نظامی واشنگتن در این محدوده را بیشازپیش برجسته ساخته است. آمریکا برای محافظت از خط تجاری تنگه بابالمندب که سالانه میلیاردها دلار کالا از آن عبور میکنند، بارها با حملات یمنیها مواجه شده است. تسلط بر این تنگه و برپایی یک پایگاه مدرن، به آمریکا این امکان را میدهد تا عملاً بر دومین گذرگاه راهبُردی تجارت دریایی جهان بعد از تنگه هرمز، نیمنگاهی مستقل و اثرگذار داشته باشد.در کنار مزیت نظامی، سومالیلند حاضر شده سهم قابل توجهی از معادن عناصر کمیاب خاکی را در اختیار آمریکا بگذارد؛ عناصری که جزء مواد اولیه حیاتی برای صنایع فناوری نوین، ریزتراشهها و حتی تسلیحات پیشرفته به شمار میآیند. این معامله بالقوه میتواند وابستگی آمریکا به زنجیره تأمین آسیای شرقی بهویژه چین، را کاهش داده و موقعیتی حیاتی را در زنجیره جهانی فناوری برای واشنگتن رقم بزند.به گفته کارشناسان ژئوپلیتیکی، پذیرش این پیشنهاد از سوی کاخ سفید، میتواند فصل تازهای از رقابتهای ژئوپلیتیکی در شاخ آفریقا و غرب آسیا رقم بزند و بازار انرژی و عبور کالا را وارد حساسیتی بیسابقه کند. هنوز واکنش رسمی واشنگتن درباره این درخواست منتشر نشده، اما لابیگریهای سومالیلند و اهمیت ژئواستراتژیک منطقه، آمریکا را در وضعیتی قرار داده که احتمال «آری» به این معامله بزرگ، بیش از هر زمان دیگری است.
📚 خبرگزاری فارس
✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
🦋 منبر کوتاه
بسم الله الرحمن الرحیم
🕊 حدیثی مهدوی از امام حسن مجتبی علیهما السلام
قال الامام الحسن المجتبی علیه السلام:
«...مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا وَ يَقَعُ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ
إِلَّا الْقَائِمُ الَّذِي يُصَلِّي رُوحُ اللَّهِ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ علیهالسلام خَلْفَهُ
فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْفِي وِلَادَتَهُ وَ يُغَيِّبُ شَخْصَهُ
لِئَلَّا يَكُونَ لِأَحَدٍ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ إِذَا خَرَجَ
ذَلِكَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخِي الْحُسَيْنِ
ابْن سَيِّدَةِ الْإِمَاءِ
يُطِيلُ اللَّهُ عُمُرَهُ فِي غَيْبَتِهِ
ثُمَّ يُظْهِرُهُ بِقُدْرَتِهِ فِي صُورَةِ شَابٍّ دُونَ أَرْبَعِينَ سَنَةً
ذَلِكَ لِيُعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.»
کمال الدین، مرحوم صدوق قمی, ص۳۱۶.
🦋 منبر کوتاه
بسم الله الرحمن الرحیم
🦋 منبر کوتاه
بسم الله الرحمن الرحیم
🕊 حدیث اربعینی
➖چهارده توصیه امام صادق(علیه السلام) برای زائران امام حسين(علیه السلام)
🛑عنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ(علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِذَا خَرَجْنَا إِلَى أَبِيكَ أَ فَكُنَّا فِي حَجٍّ قَالَ بَلَى قُلْتُ فَيَلْزَمُنَا مَا يَلْزَمُ الْحَاجَّ قَالَ مِنْ مَا ذَا قُلْتُ مِنَ الْأَشْيَاءِ الَّتِي يَلْزَمُ الْحَاجَّ قَالَ يَلْزَمُكَ حُسْنُ الصَّحَابَةِ لِمَنْ يَصْحَبُكَ وَ يَلْزَمُكَ قِلَّةُ الْكَلَامِ إِلَّا بِخَيْرٍ وَ يَلْزَمُكَ كَثْرَةُ ذِكْرِ اللهِ وَ يَلْزَمُكَ نَظَافَةُ الثِّيَابِ وَ يَلْزَمُكَ الْغُسْلُ قَبْلَ أَنْ تَأْتِيَ الْحَائِرَ وَ يَلْزَمُكَ الْخُشُوعُ وَ كَثْرَةُ الصَّلَاةِ وَ الصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ يَلْزَمُكَ التَّوْقِيرُ لِأَخْذِ مَا لَيْسَ لَكَ وَ يَلْزَمُكَ أَنْ تَغُضَّ بَصَرَكَ وَ يَلْزَمُكَ أَنْ تَعُودَ إِلَى أَهْلِ الْحَاجَةِ مِنْ إِخْوَانِكَ إِذَا رَأَيْتَ مُنْقَطِعاً وَ الْمُوَاسَاةُ وَ يَلْزَمُكَ التَّقِيَّةُ الَّتِي قِوَامُ دِينِكَ بِهَا وَ الْوَرَعُ عَمَّا نُهِيتَ عَنْهُ وَ الْخُصُومَةِ وَ كَثْرَةِ الْأَيْمَانِ وَ الْجِدَالِ الَّذِي فِيهِ الْأَيْمَانُ فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ تَمَّ حَجُّكَ وَ عُمْرَتُكَ وَ اسْتَوْجَبْتَ مِنَ الَّذِي طَلَبْتَ مَا عِنْدَهُ بِنَفَقَتِكَ وَ اغْتِرَابِكَ عَنْ أَهْلِكَ وَ رَغْبَتِكَ فِيمَا رَغِبْتَ أَنْ تَنْصَرِفَ بِالْمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ».
🔰راوی میگويد به امام صادق(علیه السلام) عرض كردم:
اگر به زيارت پدر شما برويم حج كردهايم؟
فرمود: آرى.
پرسيدم: پس آنچه بر حاجى لازم است بر ما نيز لازم است؟
فرمود: چه چيز؟
عرض كردم: چيزهايى كه براى حاجى لازم است.
فرمود: لازم است؛
با همسفرت خوش رفتار باشى،
كمتر حرف بزنى، مگر در خير و خوبى،
فراوان به ياد خدا باشي،
لباست تميز باشد،
پيش از رسيدن به حائر [حسينى] غسل كنى،
خاشع باشى،
و نماز زياد بخوانى،
و بر محمّد و آل محمّد بسيار صلوات فرستى،
از برداشتن آنچه مال تو نيست خوددارى كنى،
چشمت را [از حرام] فرو بندى،
اگر ديدى يكى از همسفرانت، توشهاش تمام شده و از سفر بازمانده، لازم است به او رسيدگى و كمك مالى كنى،
تقيّه را(كه قوام و استحكام دين تو به آن است) رعايت كنى،
و از محرمات و آنچه نهي شدهاي پرهيز کني،
و از دلخوري و قسم خوردن زياد و جر و بحث، كه در آن سوگند خورده شود، دورى كنى.
پس، اگر اينها را رعايت كردى حج و عمره تو به طور كامل انجام شده است.
و بخاطر هزينهها و دور شدن از خانوادهات و خودداری از آنچه به آن مايل هستى، از کسي(خدايی) كه آنچه نزدش بوده و تو آن را طلب كردى، استحقاق پيدا مى كنى كه از سفرت برگردی در حالى كه مغفرت و رحمت و رضوانش شامل تو شده باشد.
📚: كامل الزيارات ۱۳۰
➖قاتلین کربلاء چه کسانی بودند؟ شیعیان؟ یا عثمانیمذهبان؟)1
🕌 تعریف و شاکلهٔ فکری عثمانیّه
فرقهٔ عثمانیّه به گروهی اطلاق میشود که:
- در محبت و حمایت از خلیفهٔ سوم، عثمان بن عفّان، افراط میکردند؛
- با امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام دشمنی ورزیده و او را خلیفهای مشروع نمیدانستند؛
- ایشان را در واقعهٔ قتل عثمان، همدست با قاتلان قلمداد میکردند.
⚔️ موضعگیری سیاسی و نقش در قیام کربلا
- پیروان عثمانیّه در دورهٔ خلافت امام علی (علیه السلام) و پس از آن، در صف مخالفان اهلبیت قرار گرفتند.
- در سپاه عمر بن سعد (لعنهالله علیه) که با امام حسین (علیه السلام) در کربلا جنگید، اکثریت با عثمانیمذهبان بود.
- پاسخ مشهور برخی از سربازان عمر سعد به حضرت سیدالشهدا (علیه السلام):
- «بُغْضاً لِأَبِیکَ»
یعنی: از سر دشمنی با پدرت، علی بن ابیطالب علیهماالسلام، قصد جان تو را داریم.
✅ بر این اساس، روشن است که در لشکر عمر سعد، شیعهای حضور نداشت و فضای اعتقادی آن کاملاً متأثر از تفکر عثمانیّه بود
➖عثمانیه در کربلاء)2
✍🏻واقعهی کربلا، در اصل، تجلّی تقابل میان مکتب عثمانی و مکتب علوی بود.به همین سبب، تعابیرِ رایج در میان جنگجویانِ هر دو جبهه، بازتابی از این اختلاف عقیدتی است. دو گزارش پیشرو، بهروشنی نمایانگر این تضاد هستند؛ -
🔺قال حدثنى يحيى بن هانئ بن عروة أن نافع ابن هلال كان يقاتل يومئذ وهو يقول * أنا الجملى أنا على دين على * قال فخرج إليه رجل يقال له مزاحم ابن حريث فقال أنا على دين عثمان فقال له أنت على دين شيطان)1
🔸یحیى بن هانئ بن عروه روایت کرده است:
نافع بن هلال در آن روز (روز عاشورا) در حال نبرد بود و همزمان چنین میگفت:
«من از قبیله جَمل هستم، و بر دین علی علیهالسلام هستم.»
در این هنگام، مردی به نام مزاحم بن حریث در برابر او ظاهر شد و گفت:
«من بر دین عثمان هستم!»
نافع در پاسخ به او گفت:
«تو بر دین شیطان هستی!»
🔺 وخرج يزيد بن معقل لعنه الله [من عسكر عمر بن سعد] ، فقال :
يا بُرير بن حُضير ، كيف ترى الله صنع بك؟
قال [بُرير] : صنع الله والله بي خيراً ، و صنع الله بك شرّاً.
قال [يزيد بن معقل] : كذبت وقبل اليوم ما كنت كذّاباً ، هل تذكر ـ وأنا أُماشيك في بني لوذان ـ وأنت تقول إنّ عثمان بن عفّان كان على نفسه مسرفاً ، و إنّ معاوية بن أبي سفيان ضالّ ، و إنّ إمام الهدى والحقّ علي بن أبي طالب عليهالسلام.
فقال له بُرير : أشهد أنّ هذا رأيي و قولي.
فقال له يزيد بن معقل : فإنّي أشهد أنّك من الضالّين.
فقال له بُرير بن حُضير : هل لك فلأباهلك ولندع الله أنْ يلعن الكاذب وأنْ يقتل المبطل ، ثمّ أخرج فلأبارزك.
فخرجا فرفعا أيديهما إلى الله يدعوانه أنْ يلعن الكاذب ، و أن يقتل المحقُّ المبطلَ.
ثمّ برز كلّ واحد منهما لصاحبه فاختلفا ضربتين ، فضرب يزيد بن معقل بُرير بن حُضير ضربة خفيفةً لمْ تضرّه شيئاً ، وضربه بُريرُ بن حُضير ضربة قَدَّتِ المغفر وبلغت الدّماغ ، فخرّ كأنّما هوى من حالق [مرتفع] وإنّ سيف ابن حُضير لثابت في رأسه ، فكأنّي أنظر إليه ينضنضه [يتحركه ليخرجه] من رأسه)2
🔸یزید بن معقل (لعنت خدا بر او) از لشکر عمر بن سعد بیرون آمد و گفت:
ای بُریر بن خُضَیر، نظرت درباره کاری که خدا با تو کرده چیست؟
بُریر پاسخ داد:
خدا با من بهراستی نیکی کرده، ولی با تو بدی کرده است.
یزید گفت:
دروغ گفتی؛ و پیش از این تو را دروغگو نمیشناختم. آیا به یاد داریوقتی با هم در میان قبیله بنی لوذان راه میرفتیم—که میگفتی عثمان بن عفان فردی افراطی است، معاویه بن ابیسفیان گمراه است، و امام هدایت و حق علی بن ابیطالب علیهالسلام است؟
بُریر گفت:
گواهی میدهم که این نظر و باور من است.
یزید بن معقل پاسخ داد:
پس من نیز گواهی میدهم که تو از گمراهان هستی.
بُریر گفت:
اگر مایلی، با هم مباهله کنیم و از خدا بخواهیم که دروغگو را لعنت کند و باطلگو را بکشد. سپس بیرون بیا تا با هم نبرد کنیم.
آندو بیرون آمدند، دستهایشان را به سوی خدا بلند کردند و دعا کردند که خدا دروغگو را لعنت کند و حقگو، باطلگو را بکشد.
سپس هر یک به نبرد با دیگری پرداختند. ضربهای میان آنها رد و بدل شد:
- یزید ضربهای سبک به بُریر زد که هیچ آسیبی نداشت.
- بُریر ضربهای وارد کرد که کلاهخود یزید را شکافت و تا مغزش رسید.
یزید به زمین افتاد، گویی از بلندی سقوط کرده باشد. شمشیر بُریر در سر او فرو رفته بود، و من گویی میدیدم که دارد شمشیر را از سرش بیرون میکشد...
📚منابع:
1: تاريخ الطبري ج 4 ص331
2: التاريخ للطبري ٤، ص ٣٢٨
➖عثمانیه در کربلا)3
✍️با توجه به اینکه سپاه مقابل از پیروان مذهب عثمانی است و در دل خود نسبت به امیرالمؤمنین علیهالسلام بغض و کینه دارد، لذا امام حسین علیهالسلام باید در برابر این دشمنی آشکار، از مقام و منزلت امیرالمؤمنین علیهالسلام با صلابت و روشنگری دفاع کند
👇متن رجز👇
🛑كفر القوم وقدما رغبوا * عن ثواب الله رب الثقلين قتلوا قدما عليا وابنه * حسن الخير كريم الطرفين حنقا منهم وقالوا اجمعوا * نفتك الآن جميعا بالحسين يالقوم من أناس رذل جمعوا * الجمع لأهل الحرمين ثم صاروا وتواصوا كلهم * باحتياج لرضاء الملحدين لم يخافوا الله في سفك دمي * لعبيد الله نسل الكافرين وابن سعد قد رماني عنوة * بجنود كوكوف الهاطلين لا لشئ كان مني قبل ذا * غير فخري بضياء الفرقدين بعلي الخير من بعد النبي * والنبي القرشي الوالدين خيرة الله من الخلق أبي * ثم أمي فأنا ابن الخيرتين فضة قد خلقت من ذهب * فأنا الفضة وابن الذهبين من له جد كجدي في الورى * أو كشيخي فإنا ابن القمرين فاطم الزهراء أمي وأبي * قاصم الكفر ببدر وحنين عروة الدين علي المرتضى * هادم الجيش مصلي القبلتين وله في يوم أحد وقعة * شفت الغل بقبض العسكرين ثم بالأحزاب والفتح معا * كان فيها حتف أهل القبلتين في سبيل الله ماذا صنعت * أمة السوء معا بالعترتين عترة البر التقي المصطفى * وعلى القرم يوم الجحفلين عبد الله غلاما يافعا * وقريش يعبدون الوثنين وقلى الأوثان لم يسجد لها * مع قريش لا ولا طرفة عين طعن الأبطال لما برزوا * يوم بدر وتبوك وحنين
📚:الإحتجاج ج 2 ص301
➖عثمانيه در کربلاء)4
✍🏻(منع آب نُمود تفکر عثمانی در کربلاء)
پس از واقعهی قتل عثمان، برخی از طرفداران اندیشهی عثمانی، رویکردی سیاسی اتخاذ کردند که بر پایهی آن، همانگونه که عثمان با لب تشنه از دنیا رفت، شیعیان نیز باید با لب تشنه جان بسپارند. این دیدگاه در تاریخ، بهعنوان یکی از ویژگیها و شعارهای سیاسی گروهی از عثمانیمذهبان شناخته شده است. با این وجود، چنین ادعایی تا امروز بهطور قطعی اثبات نشده است؛ بهویژه آنکه در منابع اهل سنت بهصراحت نقل شده است که امیرالمؤمنین علیهالسلام به عثمان آب رساندهاند.
🔺قالوا: وورد كتاب ابن زياد على عمر بن سعد، ان امنع الحسين واصحابه الماء، فلا يذوقوا منه حسوة كما فعلوا بالتقى عثمان بن عفان.(1)
🔸نامهای از ابن زیاد به عمر بن سعد رسید:
که در آن دستور داده بود: «حسین و یارانش را از آب محروم کن، بهگونهای که حتی یک جرعه از آن ننوشند؛ همانطور که با پرهیزکار عثمان بن عفان چنین کردند.»
👇 منع آب در صفین👇
🔺فقال الوليد ابن عقبه: امنعهم الماء كما منعوه عثمان بن عفان رضى الله عنه، حصروه اربعين صباحا يمنعونه برد الماء، و لين الطعام، اقتلهم(2)
🔸ولید بن عقبه به معاویه گفت: آب را از آنان( لشگر امیرالمومنین علیه السلام در جنگ صفین) منع کن همانگونه که آنان آب را از عثمان بن عفان منع کردند که او را چهل روز محاصره کردند و از رسیدن آب خنگ و غذا لین به او ممانعت کردند، پس آنان را بکش.
📚منابع:
1:الأخبار الطوال ج1ص255
2تاريخ الأمم و الملوك ج4 ص 572
➖عثمانيه در کربلاء)5
✍🏻پس از قتل عثمان، بنیامیه که خود در این واقعه نقش داشتند، بلافاصله امیرالمؤمنین علیهالسلام را متهم به مشارکت در قتل او کردند. آنان با طرح ادعای خونخواهی عثمان، جنگهای جمل و صفین را به راه انداختند تا اهداف سیاسی خود را پیش ببرند
🔺لوْ أَمَرْتُ بِهِ لَكُنْتُ قَاتِلًا أَوْ نَهَيْتُ عَنْهُ لَكُنْتُ نَاصِراً غَيْرَ أَنَّ مَنْ نَصَرَهُ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَقُولَ خَذَلَهُ مَنْ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ وَ مَنْ خَذَلَهُ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَقُولَ نَصَرَهُ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ أَنَا جَامِعٌ لَكُمْ أَمْرَهُ اسْتَأْثَرَ فَأَسَاءَ الْأَثَرَةَ وَ جَزِعْتُمْ فَأَسَأْتُمُ الْجَزَعَ وَ لِلَّهِ حُكْمٌ وَاقِعٌ فِي الْمُسْتَأْثِرِ وَ الْجَازِع(۱)
🔸امیرالمومنین علیهالسلام:
اگر به كشتن او امر داده بودم هر آينه كشنده او بودم، و اگر جلوگيرى كرده بودم هر آينه ياورش بودم (پس كشندگان او در اين باب با من شور نكردند تا آنان را امر يا نهى كرده باشم) ليكن (مىدانم) كسيكه يارى كرد او را (مروان بن حكم و جمعى از بنى اميّه) نمىتوانند بگويند: من بهترم از كسيكه خوار كرد (يارى ننمود) او را، و كسيكه خوار كرد او را (گروهى از مهاجرين و انصار) نمىتواند بگويد: يارى نمود او را كسيكه از من بهتر است (غرض حضرت در اينجا نكوهش عثمان است)
👇خلافت عثمان👇
🔺إلَى أَنْ قَامَ ثَالِثُ الْقَوْمِ نَافِجاً حِضْنَيْهِ بَيْنَ نَثِيلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ وَ قَامَ مَعَهُ بَنُو أَبِيهِ يَخْضَمُونَ مَالَ اللَّهِ- [خَضْمَ] خِضْمَةَ الْإِبِلِ نِبْتَةَ الرَّبِيعِ إِلَى أَنِ انْتَكَثَ عَلَيْهِ فَتْلُهُ وَ أَجْهَزَ عَلَيْهِ عَمَلُهُ وَ كَبَتْ بِهِ بِطْنَتُهُ(۲)
🔸امیرالمومنین علیهالسلام:
تا اینکه سومى به حكومت رسيد كه برنامه اى جز انباشتن شكم و تخليه آن نداشت، و دودمان پدرى او (بنى اميّه) به همراهى او برخاستند، و چون شترى كه گياه تازه بهار را با ولع میخورد به غارت بيت المال دست زدند، در نتيجه اين اوضاع رشته اش پنبه شد، و اعمالش كار او را تمام ساخت، و شكمبارگى سرنگونش نمود
👇آنقدر دفاع کرد👇
🔺الله لقد نصر عثمان نصرا لو كان المحصور جعفر بن أبي طالب لم يبذل له إلا مثل(3)
🔸بخدا علی بن ابی طالب آنقدری عثمان را یاری کرد که اگر جعفر بن ابی طالب در محاصره بود همان اندازه به او یاری می رساند.
🔺عن أبيه علي بن الحسين ع قال قال لي مروان ما كان في القوم أدفع عن صاحبنا من صاحبكم قلت فما بالكم تسبونه على المنابر قال إنه لا يستقيم لنا الأمر إلا بذلك.(۴)
🔸امام سجاد علیهالسلام، نقل شده که فرمود: مروان به من گفت:
«در میان مردم، هیچکس از صاحب شما (یعنی امیرالمؤمنین علیهالسلام) بیشتر دفعکنندهی آسیب از صاحب ما (عثمان) نبود.»
گفتم: «پس چرا او را بر منبرها دشنام میدهید؟»
مروان پاسخ داد: «کار ما جز با این دشنامدادن سامان نمیگیرد.»
👇عثمان تشنه نبود👇
منابع متعددی از علمای اهل سنت تصریح کردهاند که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در جریان محاصره عثمان بنعفان، تمام تلاش خود را برای رساندن آب به وی انجام دادند. برخی از این منابع حتی تأکید دارند که ایشان در این اقدام موفق بودند و توانستند آب را به عثمان برسانند5.
👈 از اینرو، ادعای تشنه بودن عثمان هنگام قتل، ساخته و پرداخته دستگاه تبلیغاتی بنیامیه بوده و فاقد اعتبار تاریخی است.
📚منابع:
1:نهج البلاغة ص: 73
2:نهج البلاغة ص: 49
3:شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج4، ص: 67
4:شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج13، ص: 220
5: انساب الاشراف ج۵ص ۷۱ _تاریخ مدینه الدمشق ج۱۶ص۲۱۲ _تجارب الامم ج۱ص۲۸۶
➖عثمانیه در کربلاء)۶
✍🏻“اینکه چرا امیرالمومنین علیهالسلام میکوشید تا خود را از اتهام مشارکت در قتل عثمان مبرا سازد، با وجود آنکه عثمان از دیدگاه ایشان خلیفهای غاصب بود اما با در نظر گرفتن سوءاستفادههای احتمالی گروههای فرصتطلب (شیاطین انس و جن) از پیامدهای این واقعه، حضرت لازم دیدند تا با تمام توان خویش، اثرات مخرب این اتفاق را به حداقل برسانند.”
🔺«فنصب معاوية القميص على منبر دمشق »1
🔸همسر عثمان پیراهن خونین عثمان را برای معاویه به شام فرستاد و معاویه پیراهن عثمان را بر منبر دمشق آویزان کرد.
🔺«تلْبِيسُهُمَا عَلَى النَّاسِ بِدَمِ عُثْمَانَ»2
🔸مرحوم شیخ طوسی در کتاب الامالی، از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل میکند:
طلحه و زبیر با شعار خونخواهی عثمان، مردم را فریب دادند.
🔺«عَنْ عَبْدِ الصَّمَدِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع وَ قَدْ سَأَلَهُ عُمَارَةُ الْهَمْدَانِيُّ فَقَالَ لَهُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ إِنَّ نَاساً يُعَيِّرُونَّا وَ يَقُولُونَ إِنَّكُمْ تَزْعُمُونَ أَنَّهُ سَيَكُونُ صَوْتٌ مِنَ السَّمَاءِ فَقَالَ لَهُ لَا تَرْوِ عَنِّي وَ ارْوِهِ عَنْ أَبِي كَانَ أَبِي يَقُولُ هُوَ فِي كِتَابِ اللَّهِ- إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ فَيُؤْمِنُ أَهْلُ الْأَرْضِ جَمِيعاً لِلصَّوْتِ الْأَوَّلِ فَإِذَا كَانَ مِنَ الْغَدِ صَعِدَ إِبْلِيسُ اللَّعِينُ حَتَّى يَتَوَارَى مِنَ الْأَرْض فِي جَوِّ السَّمَاءِ ثُمَّ يُنَادِي أَلَا إِنَّ عُثْمَانَ قُتِلَ مَظْلُوماً فَاطْلُبُوا بِدَمِهِ فَيَرْجِعُ مَنْ أَرَادَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ سُوءاً وَ يَقُولُونَ هَذَا سِحْرُ الشِّيعَةِ وَ حَتَّى يَتَنَاوَلُونَا وَ يَقُولُونَ هُوَ مِنْ سِحْرِهِمْ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ »3.
🔸عبدالصمدبنبشير از امام صادق روايت كرده كه عماره همدانى از آن حضرت پرسيد:
خداوند حال شما را اصلاح فرمايد همانا مردمى(مخالفین شیعه) ما را سرزنش مىكنند و مىگويند شما چنين مىپنداريد كه در آينده نزديك، آوازى از آسمان برخواهد خواست. پس آن حضرت فرمود: از من روايت نكن، بلكه آن را از پدرم بازگو كن كه پدرم مىفرمود: اين مطلب در كتاب خداست كه اگر ما بخواهيم آيتى از آسمان بر ايشان فرو فرستيم كه گردنهاى ايشان براى آن خاضع گردد، پس مردم روى زمين جملگى به آواز نخستين ايمان آورند و چون فردا در رسد، ابليس لعين بالا رود تا اينكه در فضاى آسمان از ديد زمين پنهان شود، سپس آواز مىدهد آگاه باشيد كه عثمان مظلومانه كشته شد، خونش را مطالبه كنيد. پس هر كس كه خداى عزّوجلّ برايش بدى خواسته باشد، باز گردد و گويند اين سحر شيعيان است، تا آن¬جا كه ما را ناسزا گويند و ادعا كنند آن از سحر آل محمد است و اين خود مصداق فرمايش خداى عزّوجلّ است كه «و اگر آيتى ببينند، روى گردانند و گويند سحر سابقهدارى است».
📚: منابع:
1: تاريخ الاسلام ذهبی، ج3، ص. 452
2: الامالی، ص715.
3: الغیبة للنعمانی261
✳️ لَیْسَ مِنَّا ✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ لیس منا در روایات به چه معناست؟
تعبیر لیس منا در روایات به چه معناست؟ در آیات و روایات زیادی به عبارت «لیس منا» بر میخوریم که معانی مختلفی میتوان از آن برداشت کرد. خداوند مشرکان و گناهکارانی که به نوعی وابسته به یکی از اولیای خدا هستند را از آنان نمیداند، مانند آنچه قرآن کریم از نوح پیامبر(ع) نقل میکند، زمانی که آنحضرت از خداوند درخواست نمود که خدایا فرزندم از اهل من است و او را نجات ده، و پاسخ شنید که او از اهل تو نیست.[1]
در همین راستا و در روایات متعددی از اهلبیت(ع) عبارت «لیس منا (از ما نیست)» و یا عباراتی مشابه با آن وجود دارد که ظاهر معنایش آن است که افراد مندرج در این روایات، هیچ ارتباطی با ائمه(ع) ندارند!
تعبیر لیس منا در روایات به چه معناست؟
آنچه در مورد چنین روایاتی میتوان گفت؛ آن است که اگرچه مقصود از عبارت یادشده، خروج از پیروی مکتب اهلبیت(ع) و توصیههای آن پیشوایان است، اما واضح است همانگونه که تسلیمبودن در برابر دستورات قرآن و اوامر الهی، دارای مراتب است، خروج از تسلیم و پیروی ائمه(ع) نیز مراتبی دارد و اینگونه نیست که هر فردی که مصداق یکی از این روایات باشد را به صورت کامل، خارج از دایره شیعیان و یا مسلمانان بدانیم!
از اینرو اگر به عنوان نمونه، امامی بفرماید: هر کس از ما نباشد از دایره اسلام بیرون است. منظور از اسلام در این روایت و نظیر آن، تسلیم شدن محض و پیرویکردن کامل از دستورات پیامبر اسلام(ص) و قرآن کریم است، نه خروج از اسلام به معنای اصطلاحی آن؛ چون میدانیم کسانی که شهادتین را بر زبان جاری کنند، مسلمان محسوب میشوند، اما با نگاهی متعبدانهتر، آنانی که وصیت پیامبر(ص) را نادیده گرفتند، در حقیقت به طور کامل تسلیم حق نشدهاند.
به هر حال، عبارت «لیس منا»، و تعابیری شبیه آنرا در برخی روایات میتوانیم اینگونه تفسیر کنیم که رفتار افرادی که در روایات به آنها اشاره شده، به شیوهای نیست که اساسا بتوان مرتکبان چنین رفتاری را شیعه نامید، اما در برخی روایات دیگر که از همین تعبیر استفاده کردهاند، سخن امام(ع) ناظر به آن است که کسانی نیز وجود دارند که اگرچه مسلمان و شیعه هستند، اما در ردیف شیعیانی نیستند که ولایتمداری و پیروی آنان از معصومان(ع) در عالیترین درجات ممکن قرار داشته باشد.
روایاتی که در آنها تعبیر لیس منا (از ما نیست) به کار رفته
با توجه به توضیحات یاد شده به برخی روایات دارای تعبیر لیس منا در این زمینه اشاره میکنیم:
«از ما نیست کسی که هر روز خود را محاسبه نکند».[2] « از ما نیست کسی که همراه و همنشین خوبی برای همصحبت و همنشین خود نباشد».[3] «هر کس از ما دوری کند و میل و رغبت به ما نداشته باشد از ما نیست و هر کس از ما نباشد از دایره اسلام بیرون است».[4] «از ما نیست و کرامتی ندارد کسی که در شهری با جمعیت صد هزار یا بیشتر از آن زندگی کرده و فردی باتقواتر از او را بتوان در آن شهریافت!(یعنی یک فرد شیعی باید همواره باتقواتر از دیگران باشد)».[5] «از ما نیست کسی که به بزرگان ما احترام نگذاشته و برای خردسالان ما دلسوزی نکند».[6] «از ما نیست کسی که نسبت به مسلمان دیگری مکر و حیله کند».[7] «از ما نیست کسی که هنگام غضب، نتواند نفس خود را کنترل کند».[8] « از ما نیست کسی که بر سر مسلمانی کلاه بگذارد». [9] و …
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📚:
[1] ر. ک: فرزند نوح(ع) عمل غیر صالح.
[2] «لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ خَیْراً [حَسَناً] اسْتَزَادَ اللَّهَ مِنْهُ وَ حَمِدَ اللَّهَ عَلَیْهِ وَ إِنْ عَمِلَ شَرّاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَیْه». کوفى اهوازى، حسین بن سعید، الزهد، ص 76، قم، المطبعة العلمیة، چاپ دوم، 1402ق.
[3] «لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُحْسِنْ صُحْبَةَ مَنْ صَحِبَهُ وَ مُرَافَقَةَ مَنْ رَافَقَهُ وَ مُمَالَحَةَ مَنْ مَالَحَهُ وَ مُحَالَفَةَ مَنْ حَالَفَه». برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج 2، ص 357، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق.
[4] «مَنْ رَغِبَ عَنَّا لَیْسَ مِنَّا وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ مِنَّا [مَعَنَا] فَلَیْسَ مِنَ الْإِسْلَام». کوفى، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، ص 284، تهران، مؤسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی، چاپ اول، 1410ق.
[5] «لَیْسَ مِنَّا وَ لَا کَرَامَةَ مَنْ کَانَ فِی مِصْرٍ فِیهِ مِائَةُ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ وَ کَانَ فِی ذَلِکَ الْمِصْرِ أَحَدٌ أَوْرَعَ مِنْهُ». کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، ج 2، ص 78، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
🔊 #ردیه_10
🔰 پاسخ به شبهه«حماسه ایرانیان و دوگانه ملت-امت»
🔹"دوگانه امت و ملت" که پس از پیروزی در جنگ تحمیلی 12 روزه از سوی برخی مطرح گردید، موجب تلخ کامی مردم شد و از این رهگذر تلاش کردند تا وحدت به وجود آمده در میان آحاد ملت را خدشهدار نمایند.
🔸 این در حالی است که مردم ایران که به گفته سردار سلیمانی «ملت امام حسین(ع)» هستند با وجود تنوع فرهنگی، مذهبی و سیاسی، حول محور «عنصر ولایت» وحدت و انسجام یافته اند.
🔹 در این شماره از ردیه با عنوان «حماسه ایرانیان و دوگانه امت یا ملت» تلاش میکنیم به این شبهه که عامل وحدتبخش ایرانیان چه بوده است به صورت تفصیلی پاسخ دهیم.
🔸 "ردّیه" پاسخی به شبهات بنیادین، اساسی و پایهای است؛ شبهاتی که سبب ایجاد شک و تردید در مبانی و بنیادهای اعتقادی، باورهای مهم و تأثیرگذار دینی شده و ذهن و عاطفه مخاطبان را با چالش روبرو میکند.
عناوین این شماره:
🔸 تقابل اسلام و ایران در ادبیات روشنفکری
🔹 تعامل بین اسلام و ایران
🔸 صفويه و شکلگيري هويت جديد ايرانيان
🔹 عنصر ولایت مهمترین عنصر فرهنگ سیاسی ایرانیان
🔸 همراهی امت و ملت در حمایت از منافع یکدیگر
◄مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات (حوزههای علمیه)
➡️ @spasokh
🌓 وسعت ایران از دیروز تا امروز
👈 عبرتی تلخ برای این روزهای ما
✍️ حجتالاسلام دکتر مسلم محمدی؛ رئیس دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران
🔘 آیا میدانستید:
مساحت ایران ما ازچه زمانی تا کنو ن ۱/۶۴۸/۱۹۵ کیلومتر مربع بوده ونقشه آن از شیر شرره به شکل گربه درآمده؟ از این رو تلخ نامه زیر را با دقت بخوانید.
1️⃣ . حدود ٢١٠ سال پیش در زمان فتحعلی شاه قاجار به موجب قرارداد ننگین گلستان در سال ١١٩٢ شمسی (۱۸۱۳ میلادی) کشورهای فعلی «قفقاز، ارمنستان، گرجستان، داغستان، چچن و اینگوش و سواحل ارزشمند دریای کاسپین» به مساحت حدود ٢٣٠ هزار کیلومتر مربع از ایران جدا شده و به روسیه تزاری تقدیم گردید!
2️⃣ . حدود ١٩۵ سال پیش و باز هم درزمان فتحعلیشاه قاجار به موجب قرارداد ننگین ترکمنچای درسال ١٢٠٧ شمسی (۱۸۲۸ میلادی)، منطقهی «ایروان، نخجوان و بخشهایی از تالش و آذربایجان» و در مجموع حدود ۳۰ هزار کیلومتر مربع دیگر از ایران جدا شد و باز هم به امپراتوری روسیه تقدیم شد!
3️⃣. حدود ١۶٧ سال پیش در زمان ناصرالدین شاه قاجار به موجب معاهده ننگین پاریس در سال ١٢٣۵ شمسی (۱۸۵۶ میلادی) مناطق «هرات و افغانستان و بلوچستان و مکران» به مساحت ٩٧۵/۲۲۵ کیلومتر مربع با فشار انگلیس از ایران جدا شد!
4️⃣. حدود ١۵٢ سال پیش و باز هم در زمان ناصرالدین شاه قاجار به موجب قرارداد ننگین حکمیت «گلد اسمیت» در سال ١٢۵٠ شمسی (۱٨٧١ میلادی)، و باز هم تحت فشار انگلیس مناطقی از « سیستان و بلوچستان » به مساحت ٣۵٠/٠٠٠ کیلومترمربع از ایران جدا شد!
5️⃣. حدود ١۴٢ سال پیش باز هم در زمان ناصرالدین شاه قاجار به موجب «پیمان آخال» در سال ١٢۶٠ شمسی (۱۸۸١ میلادی) کشورهای فعلی «ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان» به مساحت ١/٢٢۶/۵٠٠ کیلومترمربع از ایران جدا شده و باز هم به امپراتوری روسیه تقدیم شد!
6️⃣. حدود ١٠۴ سال پیش در سال ١٢٩٨ شمسی (١٩١٩ میلادی) در زمان احمد شاه قاجار و دولت وثوقالدوله براساس پیمان منطقهای مستشاران انگلیس، برخی جزایر نفتخیز خلیج فارس به مساحت ۴٠۵/٢٨٧ کیلومترمربع رسماً از ایران جدا شد!
7️⃣ . حدود ٨۶ سال پیش در سال ۱۳۱۶ شمسی (۱۹۳۷ میلادی) در زمان رضا شاه پهلوی با امضای پیمان ننگین سعدآباد با کشورهای همسایه (عراق، ترکیه و افغانستان) بخشهای عظیمی از ایران با دسیسه انگلیس جدا شد؛ از جمله «ارتفاعات سوقالجیشی آرارات» به ترکیه؛ بخش عظیمی از «اروندرود» به عراق؛ و «دشت وسیع نااُمید» به مساحت ۳ هزار کیلومتر به افغانستان بخشیده شد!
8️⃣. حدود ۶٩ سال پیش در سال ١٣٣٣ شمسی (١٩۵۴ میلادی) در زمان محمد رضا شاه پهلوی، بندر استراتژیک «فیروزه» در شرق دریای خزر از ایران جدا و به شوروی واگذار گردید!
9️⃣. و باز هم در زمان محمدرضا شاه در سال ١٣۵٠ شمسی (١٩٧١ میلادی) با فشار انگلیس، مجمع الجزایر بحرین به مساحت بیش از ٧٠٠ کیلومتر مربع با انبوهی از مخازن نفت و گاز از ایران جدا و مسنقل شد!!!
♨️ با کمال تأسف باید این حقیقت تلخ را بدانیم که این مقدار تجزیه و جدایی بیش از ٣ میلیون و ۵٠٠ هزار کیلومتر مربع از خاک ایران به واسطه سستی و خیانت پادشاهان میهنفروش در کل تاریخ جهان بیسابقه است و ایران امروز با مساحت ١/۶۴٨/١٩۵ کیلومتر مربع کمتر از یکسوم مساحت ایران بزرگ دویست سال قبل را دارد!!!👈 به لطف همت دلاور مردان مرید خمینی از سال ۱۳۵۷ تا کنون ذره ای از خاک پر گهر این دیار از مام میهن خویش جدا نشد!
🔘 میرزاده عشقی در یکی از شعرهای خود درباره وطن فروشی وثوق الدوله به انگلیسی ها که در اواخر قاجار و اوائل پهلوی صاحب منصب بود، چنین سروده:
رفت شاه و رفت ملک و رفت تاج و رفت تخت
باغبان، زحمت مکش کز ریشه کندند این درخت
ای وثوق الدوله! ایران، ملک بابایت نبود
اجرت المثل متاع، بچگیهایت نبود
🔺 جالب آنکه خود عشقی بخاطر همین سر پر شور در مبارزه با استبداد، پیش از آنکه به ۳۰ سالگی برسد؛ توسط عوامل رضاخان به قتل رسید.
✍️ همه این اتفاقات تلخ در حدود دو قرن گذشته رخ داده است پس چشم هایمان را باز کنیم که این روزها نیز محورهای عبری و غربی با حمایت پشت صحنه دو محور دیگر یعنی عربی و ترکی به کمتر از تجزیه و تیکه پاره شدن مام میهن ما راضی نخواهند شد!
🔺هرکه نامخت ازگذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار
▫️باشگاه استادان معارف اسلامی
:: میزمعارف ااا @mizemaaref