eitaa logo
خزینة الجواهر
1.2هزار دنبال‌کننده
35هزار عکس
35.2هزار ویدیو
39.5هزار فایل
منبعی از محتوای ناب تبلیغی مناسبتی ارتباط باخادم كانال @a1nemati پستهای مفیدتان را به ما ارسال کنید
مشاهده در ایتا
دانلود
✳️ داستان‌های‌بحارالانوار✳️ 🔺موضوع👇👇🔺 ✍️ ✍️بهترینِ اهل بهشت مردی به همسرش گفت: برو خدمت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از ایشان بپرس آیا من از شیعیان شما هستم یا نه؟ آن زن خدمت حضرت زهرا رسید و مطلب را پرسید. حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند: «به همسرت بگو اگر آنچه را که دستور داده ایم بجا می‌آوری و از آنچه که نهی نموده ایم دوری می‌جویی از شیعیان ما هستی وگرنه شیعه ما نیستی.» زن به منزل برگشت و فرمایش حضرت زهرا را برای همسرش نقل کرد. مرد با شنیدن جواب حضرت سخت ناراحت شد و فریاد کشید: وای بر من! چگونه ممکن است انسان به گناه و خطا آلوده نباشد؟ بنابراین من همیشه در آتش جهنم خواهم سوخت، زیرا هرکس از شیعیان ایشان نباشد همیشه در جهنم خواهد بود. زن بار دیگر محضر حضرت فاطمه علیهاالسلام رسید و ناراحتی و سخنان همسرش را نزد آن حضرت بازگو نمود. حضرت زهرا فرمودند: «به همسرت بگو؛ آن طور که فکر می‌کنی نیست. اگرچه اینکه شیعیان ما بهترین‌های اهل بهشتند ولی هر کس ما را و دوستان ما را دوست بدارد، دشمنِ دشمنان ما باشد و نیز دل و زبان او تسلیم ما شود، ولی در عمل با اوامر و نواهی ما مخالفت کرده، مرتکب گناه شود، گرچه از شیعیان واقعی ما نیست اما در عین حال او نیز در بهت خواهد بود، منتهی پس از پاک شدن گناه. آری! به این طریق است که به گرفتاریهای (دنیوی) و یا به شکنجه مشکلات صحنه قیامت و یا سرانجام در طبقه اول دوزخ کیفر دیده، پس از پاک شدن از آلودگیهای گناه به خاطر ما از جهنم نجات یافته، در بهشت و در جوار رحمت ما منزل می‌گیرد.» 📚بحار،ج۶۸،ص۱۵۵ ✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
✳️ داستان‌های‌بحارالانوار✳️ 🔺موضوع👇👇🔺 ✍️ ✍️بخشش صله رحم و صدقه يكى از خدمت گزاران امام صادق عليه السلام به نام سالمه مى گويد: حضرت وقت احتضار (از شدت اثر سمى كه به او داده بودند) بى هوش بود، هنگامى كه به هوش آمد، فرمود: به حسن افطس هفتاد دينار بدهيد و به فلانى اين مقدار و به ديگرى فلان مقدار. عرض كردم : به كسى اين همه پول مى دهيد كه شمشير كشيد و قصد كشتن شما را داشت ؟ در پاسخ فرمود: آيا مايل نيستى من از كسانى باشم كه خداوند درباره آنها مى فرمايد: ((والذين يصلون ما امر الله به ان يوصل و يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب )) آرى ! اى سالمه ! خداوند بهشت را آفريد و بويش را خوب و مطبوع قرار داد و بوى دل انگيز بهشت از مسافت دو هزار سال به مشام مى رسد و همين بوى خوش به مشام دو دسته نمى رسد: عاق پدر و مادر و قاطع صله ارحام . 📙داستان های بحارالانوارجلد ✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
➖لحظات آخر عمر مبارک پیامبر صلی‌‌الله‌علیه‌و‌آله 🛑«ثُمَّ قَالَ ع ادْعُوا لِي أَخِي وَ صَاحِبِي فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا ادْعُوا لَهُ عَلِيّاً فَإِنَّهُ لَا يُرِيدُ غَيْرَهُ فَدُعِيَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَلَمَّا دَنَا مِنْهُ أَوْمَأَ إِلَيْهِ فَأَكَبَّ عَلَيْهِ فَنَاجَاهُ رَسُولُ اللَّهِ ص طَوِيلًا ثُمَّ قَامَ فَجَلَسَ نَاحِيَةً حَتَّى أَغْفَى رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَ لَهُ النَّاسُ مَا الَّذِي أَوْعَزَ إِلَيْكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ فَقَالَ عَلَّمَنِي أَلْفَ بَابٍ فَتَحَ لِي كُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَابٍ وَ وَصَّانِي بِمَا أَنَا قَائِمٌ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ. ثُمَّ ثَقُلَ ع وَ حَضَرَهُ الْمَوْتُ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع حَاضِرٌ عِنْدَهُ فَلَمَّا قَرُبَ خُرُوجُ نَفْسِهِ قَالَ لَهُ ضَعْ رَأْسِي يَا عَلِيُّ فِي حَجْرِكَ فَقَدْ جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذَا فَاضَتْ نَفْسِي فَتَنَاوَلْهَا بِيَدِكَ وَ امْسَحْ بِهَا وَجْهَكَ ثُمَّ وَجِّهْنِي إِلَى الْقِبْلَةِ وَ تَوَلَّ أَمْرِي وَ صَلِّ عَلَيَّ أَوَّلَ النَّاسِ وَ لَا تُفَارِقْنِي حَتَّى تُوَارِيَنِي فِي رَمْسِي وَ اسْتَعِنْ بِاللَّهِ تَعَالَى فَأَخَذَ عَلِيٌّ ع رَأْسَهُ فَوَضَعَهُ فِي حَجْرِهِ فَأُغْمِيَ عَلَيْهِ فَأَكَبَّتْ فَاطِمَةُ ع تَنْظُرُ فِي وَجْهِهِ وَ تَنْدُبُهُ وَ تَبْكِي وَ تَقُولُ: وَ أَبْيَضُ يُسْتَسْقَى الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ‏ ثِمَالُ‏ الْيَتَامَى عِصْمَةٌ لِلْأَرَامِلِ‏ فَفَتَحَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَيْنَيْهِ وَ قَالَ بِصَوْتٍ ضَئِيلٍ يَا بُنَيَّةِ هَذَا قَوْلُ عَمِّكِ أَبِي طَالِبٍ لَا تَقُولِيهِ وَ لَكِنْ قُولِي‏ وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ‏ فَبَكَتْ طَوِيلًا فَأَوْمَأَ إِلَيْهَا بِالدُّنُوِّ مِنْهُ فَدَنَتْ مِنْهُ فَأَسَرَّ إِلَيْهَا شَيْئاً ....... 🔰مرحوم شیخ مفید نقل می‌کند: سپس پیامبر فرمود: «برادرم و یارم را برایم بخوانید.» ام‌سلمه (رضی‌الله عنها) گفت: «علی را بخوانید، زیرا او جز علی کسی را نمی‌خواهد.» پس امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) را فراخواندند. وقتی علی نزدیک شد، پیامبر به او اشاره کرد. علی خم شد و پیامبر با او به مدت طولانی نجوا کرد. سپس علی برخاست و در گوشه‌ای نشست تا پیامبر به خواب رفت. مردم از علی پرسیدند: «ای اباالحسن، پیامبر چه چیزی به تو سپرد؟» علی فرمود: «هزار باب علم به من آموخت که از هر باب، هزار باب دیگر گشوده شد. و مرا به اموری وصیت کرد که ان‌شاءالله به آن‌ها عمل خواهم کرد.» سپس حال پیامبر سنگین شد و مرگش فرا رسید، در حالی که امیرالمؤمنین نزد او حاضر بود. وقتی لحظه جان دادن نزدیک شد، پیامبر فرمود: «ای علی، سرم را در دامانت بگذار، که فرمان خداوند عزوجل فرا رسیده. وقتی جانم بیرون رفت، آن را با دستت بگیر و با آن صورتت را مسح کن. سپس مرا به سوی قبله برگردان، و امورم را به عهده بگیر. اولین کسی باش که بر من نماز می‌خواند، و تا مرا در قبرم دفن نکرده‌ای، از من جدا مشو. و از خداوند تعالی یاری بجوی.» پس علی (علیه السلام) سر پیامبر را در دامان خود نهاد. پیامبر بی‌هوش شد. فاطمه (سلام‌الله‌علیها) خم شد و به چهره پدرش نگاه کرد، ناله زد و گریست و گفت: «سفیدی که با چهره‌اش از ابرها طلب باران می‌شود، پناه یتیمان و نگهبان بیوه‌زنان.» پیامبر چشمانش را گشود و با صدایی ضعیف گفت: «ای دخترم، این سخن عمویت ابوطالب است، آن را نگو. بلکه بگو: و محمد نیست مگر فرستاده‌ای، که پیش از او نیز پیامبرانی آمده‌اند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به عقب بازمی‌گردید؟» فاطمه بسیار گریست. پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود. وقتی نزدیک شد، چیزی در گوشش گفت که چهره‌اش از شادی درخشید. سپس پیامبر از دنیا رفت، در حالی که دست راست امیرالمؤمنین زیر چانه‌اش بود و جانش در آن دست بیرون رفت. علی آن را بالا آورد و با آن صورتش را مسح کرد، سپس او را به سوی قبله برگرداند، چشمانش را بست، رویش را پوشاند و به امور او پرداخت. در روایت آمده است که از فاطمه «علیه السلام» پرسیدند: «پیامبر چه چیزی در گوش تو گفت که اندوه و نگرانی‌ات از وفات او برطرف شد؟» فاطمه پاسخ داد: «به من خبر داد که من نخستین فرد از اهل‌بیت او هستم که به او ملحق خواهم شد، و مدت زیادی پس از او زنده نخواهم ماند. همین باعث آرامش من شد.» 📚الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏1، ص: 188