✳️ داستانهایبحارالانوار✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ ✍️بهترینِ اهل بهشت
مردی به همسرش گفت: برو خدمت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از ایشان بپرس آیا من از شیعیان شما هستم یا نه؟
آن زن خدمت حضرت زهرا رسید و مطلب را پرسید.
حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند:
«به همسرت بگو اگر آنچه را که دستور داده ایم بجا میآوری و از آنچه که نهی نموده ایم دوری میجویی از شیعیان ما هستی وگرنه شیعه ما نیستی.»
زن به منزل برگشت و فرمایش حضرت زهرا را برای همسرش نقل کرد.
مرد با شنیدن جواب حضرت سخت ناراحت شد و فریاد کشید:
وای بر من! چگونه ممکن است انسان به گناه و خطا آلوده نباشد؟ بنابراین من همیشه در آتش جهنم خواهم سوخت، زیرا هرکس از شیعیان ایشان نباشد همیشه در جهنم خواهد بود.
زن بار دیگر محضر حضرت فاطمه علیهاالسلام رسید و ناراحتی و سخنان همسرش را نزد آن حضرت بازگو نمود.
حضرت زهرا فرمودند:
«به همسرت بگو؛ آن طور که فکر میکنی نیست. اگرچه اینکه شیعیان ما بهترینهای اهل بهشتند ولی هر کس ما را و دوستان ما را دوست بدارد، دشمنِ دشمنان ما باشد و نیز دل و زبان او تسلیم ما شود، ولی در عمل با اوامر و نواهی ما مخالفت کرده، مرتکب گناه شود، گرچه از شیعیان واقعی ما نیست اما در عین حال او نیز در بهت خواهد بود، منتهی پس از پاک شدن گناه.
آری! به این طریق است که به گرفتاریهای (دنیوی) و یا به شکنجه مشکلات صحنه قیامت و یا سرانجام در طبقه اول دوزخ کیفر دیده، پس از پاک شدن از آلودگیهای گناه به خاطر ما از جهنم نجات یافته، در بهشت و در جوار رحمت ما منزل میگیرد.»
📚بحار،ج۶۸،ص۱۵۵
✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
✳️ داستانهایبحارالانوار✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ ✍️بخشش صله رحم و صدقه
يكى از خدمت گزاران امام صادق عليه السلام به نام سالمه مى گويد:
حضرت وقت احتضار (از شدت اثر سمى كه به او داده بودند) بى هوش بود، هنگامى كه به هوش آمد، فرمود:
به حسن افطس هفتاد دينار بدهيد و به فلانى اين مقدار و به ديگرى فلان مقدار.
عرض كردم : به كسى اين همه پول مى دهيد كه شمشير كشيد و قصد كشتن شما را داشت ؟
در پاسخ فرمود: آيا مايل نيستى من از كسانى باشم كه خداوند درباره آنها مى فرمايد:
((والذين يصلون ما امر الله به ان يوصل و يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب )) آرى ! اى سالمه !
خداوند بهشت را آفريد و بويش را خوب و مطبوع قرار داد و بوى دل انگيز بهشت از مسافت دو هزار سال به مشام مى رسد و همين بوى خوش به مشام دو دسته نمى رسد:
عاق پدر و مادر و قاطع صله ارحام .
📙داستان های بحارالانوارجلد
✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
➖لحظات آخر عمر مبارک پیامبر صلیاللهعلیهوآله
🛑«ثُمَّ قَالَ ع ادْعُوا لِي أَخِي وَ صَاحِبِي فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا ادْعُوا لَهُ عَلِيّاً فَإِنَّهُ لَا يُرِيدُ غَيْرَهُ فَدُعِيَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَلَمَّا دَنَا مِنْهُ أَوْمَأَ إِلَيْهِ فَأَكَبَّ عَلَيْهِ فَنَاجَاهُ رَسُولُ اللَّهِ ص طَوِيلًا ثُمَّ قَامَ فَجَلَسَ نَاحِيَةً حَتَّى أَغْفَى رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَ لَهُ النَّاسُ مَا الَّذِي أَوْعَزَ إِلَيْكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ فَقَالَ عَلَّمَنِي أَلْفَ بَابٍ فَتَحَ لِي كُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَابٍ وَ وَصَّانِي بِمَا أَنَا قَائِمٌ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ. ثُمَّ ثَقُلَ ع وَ حَضَرَهُ الْمَوْتُ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع حَاضِرٌ عِنْدَهُ فَلَمَّا قَرُبَ خُرُوجُ نَفْسِهِ قَالَ لَهُ ضَعْ رَأْسِي يَا عَلِيُّ فِي حَجْرِكَ فَقَدْ جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذَا فَاضَتْ نَفْسِي فَتَنَاوَلْهَا بِيَدِكَ وَ امْسَحْ بِهَا وَجْهَكَ ثُمَّ وَجِّهْنِي إِلَى الْقِبْلَةِ وَ تَوَلَّ أَمْرِي وَ صَلِّ عَلَيَّ أَوَّلَ النَّاسِ وَ لَا تُفَارِقْنِي حَتَّى تُوَارِيَنِي فِي رَمْسِي وَ اسْتَعِنْ بِاللَّهِ تَعَالَى فَأَخَذَ عَلِيٌّ ع رَأْسَهُ فَوَضَعَهُ فِي حَجْرِهِ فَأُغْمِيَ عَلَيْهِ فَأَكَبَّتْ فَاطِمَةُ ع تَنْظُرُ فِي وَجْهِهِ وَ تَنْدُبُهُ وَ تَبْكِي وَ تَقُولُ:
وَ أَبْيَضُ يُسْتَسْقَى الْغَمَامُ بِوَجْهِهِ ثِمَالُ الْيَتَامَى عِصْمَةٌ لِلْأَرَامِلِ فَفَتَحَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَيْنَيْهِ وَ قَالَ بِصَوْتٍ ضَئِيلٍ يَا بُنَيَّةِ هَذَا قَوْلُ عَمِّكِ أَبِي طَالِبٍ لَا تَقُولِيهِ وَ لَكِنْ قُولِي وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ فَبَكَتْ طَوِيلًا فَأَوْمَأَ إِلَيْهَا بِالدُّنُوِّ مِنْهُ فَدَنَتْ مِنْهُ فَأَسَرَّ إِلَيْهَا شَيْئاً .......
🔰مرحوم شیخ مفید نقل میکند:
سپس پیامبر فرمود: «برادرم و یارم را برایم بخوانید.»
امسلمه (رضیالله عنها) گفت: «علی را بخوانید، زیرا او جز علی کسی را نمیخواهد.»
پس امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را فراخواندند. وقتی علی نزدیک شد، پیامبر به او اشاره کرد. علی خم شد و پیامبر با او به مدت طولانی نجوا کرد.
سپس علی برخاست و در گوشهای نشست تا پیامبر به خواب رفت.
مردم از علی پرسیدند: «ای اباالحسن، پیامبر چه چیزی به تو سپرد؟»
علی فرمود: «هزار باب علم به من آموخت که از هر باب، هزار باب دیگر گشوده شد. و مرا به اموری وصیت کرد که انشاءالله به آنها عمل خواهم کرد.»
سپس حال پیامبر سنگین شد و مرگش فرا رسید، در حالی که امیرالمؤمنین نزد او حاضر بود.
وقتی لحظه جان دادن نزدیک شد، پیامبر فرمود:
«ای علی، سرم را در دامانت بگذار، که فرمان خداوند عزوجل فرا رسیده.
وقتی جانم بیرون رفت، آن را با دستت بگیر و با آن صورتت را مسح کن.
سپس مرا به سوی قبله برگردان، و امورم را به عهده بگیر.
اولین کسی باش که بر من نماز میخواند، و تا مرا در قبرم دفن نکردهای، از من جدا مشو.
و از خداوند تعالی یاری بجوی.»
پس علی (علیه السلام) سر پیامبر را در دامان خود نهاد. پیامبر بیهوش شد.
فاطمه (سلاماللهعلیها) خم شد و به چهره پدرش نگاه کرد، ناله زد و گریست و گفت:
«سفیدی که با چهرهاش از ابرها طلب باران میشود، پناه یتیمان و نگهبان بیوهزنان.»
پیامبر چشمانش را گشود و با صدایی ضعیف گفت:
«ای دخترم، این سخن عمویت ابوطالب است، آن را نگو. بلکه بگو:
و محمد نیست مگر فرستادهای، که پیش از او نیز پیامبرانی آمدهاند.
آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به عقب بازمیگردید؟»
فاطمه بسیار گریست.
پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود.
وقتی نزدیک شد، چیزی در گوشش گفت که چهرهاش از شادی درخشید.
سپس پیامبر از دنیا رفت، در حالی که دست راست امیرالمؤمنین زیر چانهاش بود و جانش در آن دست بیرون رفت.
علی آن را بالا آورد و با آن صورتش را مسح کرد، سپس او را به سوی قبله برگرداند، چشمانش را بست، رویش را پوشاند و به امور او پرداخت.
در روایت آمده است که از فاطمه «علیه السلام» پرسیدند:
«پیامبر چه چیزی در گوش تو گفت که اندوه و نگرانیات از وفات او برطرف شد؟»
فاطمه پاسخ داد:
«به من خبر داد که من نخستین فرد از اهلبیت او هستم که به او ملحق خواهم شد، و مدت زیادی پس از او زنده نخواهم ماند. همین باعث آرامش من شد.»
📚الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج1، ص: 188
➖چگونگی تجهیز و نمازخواندن بر پیکر پاک و مطهر پیامبر صلیعلیهوآله
🔺و لَمَّا أَرَادَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع غُسْلَهُ ص اسْتَدْعَى الْفَضْلَ بْنَ عَبَّاسٍ فَأَمَرَهُ أَنْ يُنَاوِلَهُ الْمَاءَ لِغُسْلِهِ بَعْدَ أَنْ عَصَبَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ شَقَّ قَمِيصَهُ مِنْ قِبَلِ جَيْبِهِ حَتَّى بَلَغَ بِهِ إِلَى سُرَّتِهِ وَ تَوَلَّى ع غُسْلَهُ وَ تَحْنِيطَهُ وَ تَكْفِينَهُ وَ الْفَضْلُ يُعَاطِيهِ الْمَاءَ وَ يُعِينُهُ عَلَيْهِ فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ غُسْلِهِ وَ تَجْهِيزِهِ تَقَدَّمَ فَصَلَّى عَلَيْهِ وَحْدَهُ لَمْ يَشْرَكْهُ مَعَهُ أَحَدٌ فِي الصَّلَاةِ عَلَيْهِ وَ كَانَ الْمُسْلِمُونَ فِي الْمَسْجِدِ يَخُوضُونَ فِيمَنْ يَؤُمُّهُمْ فِي الصَّلَاةِ عَلَيْهِ......
🔸مرحوم شیخ مفید نقل میکند:
و هنگامی که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) خواست پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را غسل دهد، فضل بن عباس را فراخواند و به او دستور داد که آب غسل را به او بدهد، پس از آنکه چشمان خود را بست (برای رعایت احترام). سپس پیراهن پیامبر را از قسمت گریبان شکافت تا به ناف رسید، و خود امیرالمؤمنین (علیهالسلام) غسل، حنوط و کفن کردن پیامبر را بر عهده گرفت، و فضل آب را به او میداد و در این کار کمکش میکرد.
پس از آنکه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) از غسل و تجهیز پیامبر فارغ شد، پیشقدم شد و به تنهایی بر او نماز خواند، و هیچکس در نماز بر پیامبر با او شریک نشد.
در آن هنگام، مسلمانان در مسجد مشغول بحث بودند که چه کسی باید امام جماعت نماز بر پیامبر باشد و او را کجا دفن کنند. پس امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نزد آنان آمد و فرمود:
«همانا رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) در حال حیات و پس از وفات، امام ماست. پس گروهگروه از شما وارد شوند و بدون امام جماعت بر او نماز بخوانند و بازگردند. و همانا خداوند هیچ پیامبری را در مکانی قبض روح نکرد، مگر آنکه آن مکان را برای قبر او برگزیده است. و من او را در همان حجرهای که در آن قبض روح شد دفن خواهم کرد.»
پس مردم این سخن را پذیرفتند و با آن موافقت کردند.
🔺« أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ كَيْفَ كَانَتِ الصَّلَاةُ عَلَى النَّبِيِّ ص قَالَ لَمَّا غَسَّلَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ كَفَّنَهُ سَجَّاهُ ثُمَّ أَدْخَلَ عَلَيْهِ عَشَرَةً فَدَارُوا حَوْلَهُ ثُمَّ وَقَفَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي وَسَطِهِمْ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ .....
🔸ابو مریم انصاری از امام باقر (علیه السلام) نقل میکند که گفت:
از ایشان پرسیدم نماز بر پیامبر (صلیه الله علیه و اله) چگونه بود؟ فرمود: هنگامی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) آن حضرت را غسل داد و کفن کرد، او را پوشاند، سپس ده نفر را وارد کرد. آنان گرد وجود پیامبر (صلی الله علیه و اله) طواف کردند، سپس امیرالمؤمنین (ع) در میان آنان ایستاد و گفت:
«همانا خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای کسانی که ایمان آوردهاید، بر او درود بفرستید و سلام گویید بهگونهای شایسته.»
پس مردم همان را گفتند که او گفت، تا آنکه همه اهل مدینه و اهل عوالی (نواحی اطراف مدینه) بر پیامبر (صلیه الله علیه و اله) نماز خواندند.
🔺«و أقول: الأظهر عندي أن أمير المؤمنين عليه السلام صلى عليه أولا مع سائر المعصومين و خواص الملائكة و خواص أصحابه، و كانت صلاة الناس عليه بهذا الوجه للتقية و المصلحة، لئلا يريد التقدم في هذه الصلاة غاصب الخلافة فيجعله فضيلة له و حجة على خلافته، كما احتجوا بالتقدم غصبا في حياته عليه السلام عليه »
🔸علامه مجلسي رحمة الله علیه:
من میگویم: آنچه نزد من روشنتر و آشکارتر است این است که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نخستین کسی بود که همراه با سایر معصومین، فرشتگان خاص، و یاران ویژهاش بر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نماز خواند. و نماز مردم بر آن حضرت به این شیوه (یعنی گروهگروه و بدون امام جماعت) بهخاطر تقیه و حفظ مصلحت انجام شد، تا مبادا غاصب خلافت بخواهد در این نماز پیشقدم شود و آن را فضیلتی برای خود و دلیلی بر خلافتش قرار دهد؛ همانگونه که در زمان حیات پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نیز با پیشدستی غاصبانه، بر آن حضرت احتجاج میکردند.
📚:منابع
1: الکافي: ج 1 ص 450
2: مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج5، ص: 265
3: الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج1، ص: 188
➖چه کسانی در تغسیل و تدفین بدن پاک و مطهر پیامبرصلیعلیهوآله شرکت نکردند؟
🔺«وَ لَمْ يَحْضُرْ دَفْنَ رَسُولِ اللَّهِ ص أَكْثَرُ النَّاسِ لِمَا جَرَى بَيْنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ مِنَ التَّشَاجُرِ فِي أَمْرِ الْخِلَافَةِ وَ فَاتَ أَكْثَرَهُمُ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ لِذَلِك»1
🔸مرحوم شیخ مفید:
در هنگام دفن پيغمبر، بر اثر آنكه بين مهاجر و انصار اختلاف شديدى در خصوص امر خلافت واقع شده بود بيشتر آنها در وقت دفن پيغمبر حضور نداشتند و حتى براى نماز بر بدن آن حضرت هم موفق نشدند.
🔺فوَ اللَّهِ مَا صَلَّيَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ لَقَدْ مَكَثَ ثَلَاثاً مَا دَفَنُوهُ، إِنَّهُ شَغَلَهُمْ مَا كَانَا يُبْرِمَان»2
🔸«به خدا سوگند، آن دو نفر بر پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله نماز نخواندند، و او را تا سه روز دفن نکردند؛ زیرا آنچه مشغولش بودند، آنان را از دفن پیامبر بازداشت.»
🔺«قالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع قَالَ النَّاسُ كَيْفَ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ فَقَالَ عَلِيٌّ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ إِمَامٌ حَيّاً وَ مَيِّتاً فَدَخَلَ عَلَيْهِ عَشَرَةً عَشَرَةً فَصَلَّوْا عَلَيْهِ يَوْمَ الْإِثْنَيْنِ وَ لَيْلَةَ الثَّلَاثَاءِ حَتَّى الصَّبَاحِ وَ يَوْمَ الثَّلَاثَاءِ حَتَّى صَلَّى عَلَيْهِ الْأَقْرِبَاءُ وَ الْخَوَاصُّ وَ لَمْ يَحْضُرْ أَهْلُ السَّقِيفَةِ وَ كَانَ عَلِيٌّ ع أَنْفَذَ إِلَيْهِمْ بُرَيْدَةَ وَ إِنَّمَا تَمَّتْ بَيْعَتُهُمْ بَعْدَ دَفْنِهِ» 3
🔸امام باقر (علیه السلام) فرمود:
مردم پرسیدند که چگونه باید بر پیامبر (صلی الله علیه و اله) نماز بخوانند؟
پس علی (علیه السلام) فرمود: همانا رسول خدا (صلیه الله علیه و اله) در حال حیات و پس از وفات، امام است.
پس گروهگروه، ده نفر ده نفر، وارد شدند و بر او نماز خواندند؛ این کار از روز دوشنبه آغاز شد و تا شب سهشنبه تا صبح ادامه یافت، و همچنین در روز سهشنبه ادامه داشت تا اینکه نزدیکان و خواص بر او نماز خواندند.
و اهل سقیفه (یعنی کسانی که مشغول بیعت بودند) در این مراسم حضور نداشتند.
و علی (علیه السلام) بریده را نزد آنان فرستاد، و بیعت آنان تنها پس از دفن پیامبر (صلی الله علیه و اله) انجام شد.(لذا در مراسم تدفین شرکت نکردند)
📚منابع:
1: الارشاد فی کعرفة حجج الله علی العباد، ج1، ص189
2: تقریب المعارف، ص251
3:مناقب ابن شهرآشوب: ج1 ص239
➖چرا بدن پاک و مطهر پیامبر صلیاللهعلیهوآله سه روز دفن نشد؟
🔺«مَا عَلِمْنَا بِدَفْنِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) حَتَّی سَمِعْنَا صَوْتَ الْمَسَاحِی فِی جَوْفِ لَیلَةِ الْأَرْبِعَاءِ»
🔸عائشه گفت:
ما از دفن پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) با خبر نشدیم تا اینکه صدای بیل و کلنگ را در شب چهارشنبه شنیدیم.
✍🏻 دلایل این تأخیر، آنگاه که از زبان ابن ابیالحدید معتزلی بیان میشود، شنیدنی و تأملبرانگیز است.
🔺و قوله ما قال إنما كان بعد الفراغ من البيعة و أنهم كانوا مشتغلين بها كما ذكر في الرواية الأخرى. و بقي الإشكال في قعود علي ع عن تجهيزه إذا كان أولئك مشتغلين بالبيعة فما الذي شغله هو فأقول يغلب على ظني إن صح ذلك أن يكون قد فعله شناعة على أبي بكر و أصحابه حيث فاته الأمر و استؤثر عليه به فأراد أن يتركه ص بحاله لا يحدث في جهازه أمرا ليثبت عند الناس أن الدنيا شغلتهم عن نبيهم ثلاثة أيام حتى آل أمره إلى ما ترون و قد كان ع يتطلب الحيلة في تهجين أمر أبي بكر حيث وقع في السقيفة ما وقع بكل طريق و يتعلق بأدنى سبب من أمور كان يعتمدها و أقوال كان يقولها فلعل هذا من جملة ذلك أو لعله إن صح ذلك فإنما تركه ص بوصية منه إليه و سر كانا يعلمانه في ذلك.
فإن قلت فلم لا يجوز أن يقال إن صح ذلك إنه أخر جهازه ليجتمع رأيه و رأي المهاجرين على كيفية غسله و تكفينه و نحو ذلك من أموره قلت لأن الرواية الأولى تبطل هذا الاحتمال و هي قوله ص لهم قبل موته يغسلني أهلي الأدنى
🔸و آنان مشغول بیعت بودند، همانطور که در روایت دیگر آمده است مچنان این اشکال باقی میماند که چرا علی (علیهالسلام) از تجهیز پیامبر (صلیه الله علیه و اله) خودداری کرد، اگر دیگران مشغول بیعت بودند، پس او به چه کاری مشغول بود؟
میگویم: اگر این مطلب صحیح باشد، گمان غالب من این است که علی (علیه السلام) این کار را از روی اعتراض نسبت به ابوبکر و یارانش انجام داد؛ زیرا خلافت از دست او رفت و دیگران آن را از آنِ خود کردند.
پس خواست که پیامبر (صلیالله علیهوآله) را به همان حال رها کند و در تجهیز او کاری نکند تا برای مردم روشن شود که دنیای آنان، ایشان را سه روز از پیامبرشان مشغول کرد تا اینکه کار به اینجا رسید که میبینید.
و علی (علیه السلام) در صدد بود که با هر راهی، کار ابوبکر را زشت جلوه دهد؛ چه با بهرهگیری از کوچکترین بهانهها در رفتارها و سخنانی که ابوبکر میگفت
. پس شاید این کار نیز از جمله همان اقدامات باشد.
یا شاید اگر این مطلب صحیح باشد ـ پیامبر (صلی الله علیه و اله) خود به علی (علیه السلام) وصیت کرده بود که او را به همان حال رها کند، و این رازی میان آن دو بود که فقط خودشان از آن آگاه بودند.
و اگر بگویی: چرا نمیتوان گفت که اگر این مطلب صحیح باشد، علی (علیه السلام) تجهیز پیامبر را به تأخیر انداخت تا نظر خودش و نظر مهاجرین درباره نحوه غسل و کفن و سایر امور مربوطه جمع شود این جمله به وصیت پیامبر اسلام حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله نسبت داده میشود، یعنی: «مرا خانوادهام غسل دهند.»
📚منابع:
1: تاریخ الاسلام ذهبی، ج۱، ص۵۸۲.
2: شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج13، ص: 37
➖. امیرالمؤمنین علیهالسلام؛ یگانه همراه پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» در لحظههای پایانی
✍🏻مناشده چیست:
مُناشَده به معنای قسم دادن مخاطب به خدا، پیامبر یا حقایق مقدس است تا او را وادار به بیان حقیقتی کند که در شرایط عادی از اقرار به آن خودداری میکند. در این شیوه، گوینده با تأکید و سوگند، وجدان مخاطب را بیدار کرده و او را به صداقت و اعتراف دعوت میکند مناشدههای امیرالمومنین علیهالسلام با موضوع «تدفین بدن پاک و مطهر پیامبرصلیاللهعلیهوآله» از این قبیل هستند
🔺قالَ: فَهَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ غَسَلَ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مَعَ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ بِالرَّوْحِ وَ الرَّيْحَانِ، تَقْلِبُهُ لِيَ الْمَلَائِكَةُ، وَ أَنَا أَسْمَعُ قَوْلَهُمْ، وَ هُمْ يَقُولُونَ:" اسْتُرُوا عَوْرَةَ نَبِيِّكُمْ سَتَرَكُمُ اللَّهُ" غَيْرِي قَالُوا: لَا.
قَالَ: فَهَلْ فِيكُمْ مَنْ كَفَّنَ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ وَضَعَهُ فِي حُفْرَتِهِ غَيْرِي قَالُوا: لَا.»
🔸امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:
: «آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا (صلى الله عليه و آله) را همراه با فرشتگان مقرب، با روح و ریحان غسل داده باشد؟ فرشتگان او را برای من میگرداندند، و من صدای آنان را میشنیدم، در حالی که میگفتند: "عورت پیامبرتان را بپوشانید، خداوند شما را بپوشاند." جز من؟»
گفتند: «نه.»
او گفت: «آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا (صلى الله عليه و آله) را کفن کرده و در قبرش نهاده باشد، جز من؟»
گفتند: «نه.»
🔺«قَالَ: فَأَنْشُدُكُمْ بِاللَّهِ، هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ غَسَلَ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) غَيْرِي قَالُوا: اللَّهُمَّ لَا.»
🔸امیرالمومنین علیهالسلام:
شما را قسم به خدا می¬دهم. ایا کسی در بین شما به غیر من، رسول الله را غسل داد ؟ همه گفتند خیر.
🔺«قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ غَسَّلَ رَسُولَ اللَّهِ وَ كَفَّنَهُ وَ لَحَدَهُ غَيْرِي؟ قَالُوا لَا قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ وَرِثَ سِلَاحَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ رَايَتَهُ وَ خَاتَمَهُ غَيْرِي؟ قَالُوا لَا قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ- هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ جَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَاقَ نِسَائِهِ بِيَدِهِ غَيْرِي؟ قَالُوا لَا
🔸امیرالمومنین علیهالسلام فرمود:
شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه هنگام وفات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله حضور داشته باشد؟ گفتند: نه.
فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را غسل داده و دفن و كفن كرده باشد؟ گفتند: نه.
فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله طلاق همسرانش را بدست او سپرده باشد؟ گفتند: نه.
📚منابع:
1: الامالی للطوسی، النص، ص547
2: الامالی للطوسی، النص، ص555
3: الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج1، ص: 138
➖حسادت عائشه از اینکه تنها امیرالمؤمنین علیهالسلام مأمور تجهیز بدن پاک و مطهر پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» بودند.
🔺قال أبو جعفر و روت عائشة أنهم اختلفوا في غسله هل يجرد أم لا فألقى الله عليهم السنة حتى ما منهم رجل إلا و ذقنه على صدره ثم كلمهم متكلم من ناحية البيت لا يدرى من هو غسلوا النبي و عليه ثيابه فقاموا إليه فغسلوه و عليه قميصه فكانت عائشة تقول لو استقبلت من أمري ما استدبرت ما غسله إلا نساؤه.
قلت حضرت عند محمد بن معد العلوي في داره ببغداد و عنده حسن بن معالي الحلي المعروف بابن الباقلاوي و هما يقرءان هذا الخبر و هذه الأحاديث من تاريخ الطبري فقال محمد بن معد لحسن بن معالي ما تراها قصدت بهذا القول قال حسدت أباك على ما كان يفتخر به من غسل رسول الله ص فضحك محمد فقال هبها استطاعت أن تزاحمه في الغسل هل تستطيع أن تزاحمه في غيره من خصائص
🔸ابوجعفر نقل کرده و عایشه روایت کرده که درباره غسل پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» اختلاف کردند؛ آیا باید لباسهایش را درآورند یا نه؟
پس خداوند خواب یا بیهوشی را بر آنان افکند، بهطوریکه هیچکس نبود مگر اینکه چانهاش بر سینهاش افتاده بود.
سپس صدایی از سمت خانه شنیده شد، کسی سخن گفت که معلوم نبود کیست.
او گفت: «پیامبر را با لباسهایش غسل دهید.»
پس آنان برخاستند و او را در حالی که پیراهن به تن داشت، غسل دادند.
عایشه میگفت: «اگر آنچه را اکنون میدانم، پیشتر میدانستم، هرگز اجازه نمیدادم جز زنان او را غسل دهند.»
🔸من (راوی) در خانه محمد بن معد علوی در بغداد حضور داشتم، و حسن بن معالی حلی معروف به ابن باقلاوی نیز آنجا بود.
آن دو مشغول خواندن این روایت از تاریخ طبری بودند.
محمد بن معد از حسن بن معالی پرسید: «به نظر تو، عایشه با این سخن چه قصدی داشت؟»
حسن پاسخ داد: «او به پدرت حسادت کرد، چون پدرت به غسل دادن پیامبر افتخار میکرد.»
محمد خندید و گفت: «فرض کنیم که او توانست در غسل با پدرم رقابت کند، آیا میتواند در دیگر ویژگیها و افتخارات با او رقابت کند؟(محمد بن معد العلوي از سادات بودند لذا از نسل امیرالمومنین علیه السلام محسوب میشدند)
📚:شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج13، ص: 38
✳️ حدیث ناب✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ ✍️ احادیث منتخب امام حسن مجتبی علیهالسلام
آخرین وصیت امام مجتبی به جناده
جنادهبنابیامیه گوید: پس از مسمومشدن امام حسن مجتبی(ع) خدمت ایشان رسیدم، تشتی مقابل حضرت بود و بر اثر سمّی که معاویه توسط جعده به ایشان خورانده بود، خون و پارههای جگر خود را درون آن میریخت!
عرض کردم: مولای من! «مَا لَكَ لَا تُعَالِجُ نَفْسَكَ؟»، چرا خودتان را معالجه و درمان نمیکنید؟
فرمود: «بِمَا ذَا أُعَالِجُ الْمَوْتَ»، مرگ را با چه میشود درمان کرد! [مرگ من حتمی شده است] گفتم: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»
سپس فرمود: دوازده نفر امر امامت را عهدهدار میشوند و «مَا مِنَّا إِلَّا مَسْمُومٌ أَوْ مَقْتُولٌ»، همۀ ما یا با سمّ از این دنیا میرویم یا با شمشیر.
عرض کردم: یابن رسولالله مرا موعظهای بفرمایید. فرمود: «نَعَم»
«اِسْتَعِدَّ لِسَفَرِكَ وَ حَصِّلْ زَادَكَ قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِكَ»
آماده سفر مرگ باش و زاد و توشهات را پیش از رسیدن مرگ مهیا کن. [بار سفر چه بستهای مرگ خبر نمیکند]
«وَ اعْلَمْ أَنَّكَ تَطْلُبُ الدُّنْيَا وَ الْمَوْتُ يَطْلُبُكَ»
بدان که تو دنبال دنیایی و مرگ به دنبال تو! [گریزی از مرگ نیست]
««وَ لَا تَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ الَّذِي لَمْ يَأْتِ عَلَى يَوْمِكَ الَّذِي أَنْتَ فِيهِ»
همّ و غصه فردایی که نیامده را امروز نخور. [دوراندیش باش؛ اما فکر مشکلات فردا نباش]
«وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَا تَكْسِبُ مِنَ الْمَالِ شَيْئاً فَوْقَ قُوتِكَ إِلَّا كُنْتَ فِيهِ خَازِناً لِغَيْرِكَ»
بدان هر مالی که بیش از خوراک و مایحتاج زندگیات بهدست آوری، در واقع خزانهدار و نگهبان دیگران هستی. [به مقداری که لازم داری دنبال پولوپله دنیا باش؛ چون بیش از حدّ ضرورت، همه مال ورثه توست و تو بیخود رنج تحصیل و نگهداری آن را متحمل خواهی شد]
«وَ اعْلَمْ أَنَّ فِي حَلَالِهَا حِسَابٌ وَ فِي حَرَامِهَا عِقَابٌ وَ فِي الشُّبُهَاتِ عِتَابٌ»
مالی که کسب کردهای، یا حلال است، پس باید حساب پس بدهی [که از کجا بهدست آوری و کجا مصرف کردی] یا حرام است که در قبالش عقاب میشوی، یا شبههناک است که [بهجهت بیاحتیاطی و ناپرهیزی از مال شبههناک] مورد عتاب و سرزنش قرار خواهی گرفت.
«فَأَنْزِلِ الدُّنْيَا بِمَنْزِلَةِ الْمَيْتَةِ، خُذْ مِنْهَا مَا يَكْفِيكَ، فَإِنْ كَانَ ذَلِكَ حَلَالًا كُنْتَ قَدْ زَهِدْتَ فِيهَا وَ إِنْ كَانَ حَرَاماً لَمْ يَكُنْ فِيهِ وِزْرٌ فَأَخَذْتَ كَمَا أَخَذْتَ مِنَ الْمَيْتَةِ وَ إِنْ كَانَ الْعِتَابُ فَإِنَّ الْعِتَابَ يَسِيرٌ»
نگاه تو به نعمتها و امکانات دنیا مانند نگاه به مرداری در بیابان باشد، [و تا میتوانی کمتر از آن مصرف کن، در نتیجه] اگر حلال باشد [ضرر نکردهای، نهایت اینکه] نسبت به حلال الهی زهد ورزیدی! اگر حرام باشد، از عقوبتش در امان ماندی! و اگر از موارد شبههناک باشد، کمتر توبیخ و سرزنش خواهی شد.
«وَ اعْمَلْ لِدُنْيَاكَ كَأَنَّكَ تَعِيشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لآِخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَداً»
[دغدغه دنیایت را نداشته باش] برای دنیا آنقدری تلاش کن که گویا همیشه در دنیا هستی، [اما لحظهای از آخرتت غفلت نکن] و برای آخرت آنگونه زحمت بکش که گویا همین فردا از دنیا خواهی رفت.
«وَ إِذَا أَرَدْتَ عِزّاً بِلَا عَشِيرَةٍ وَ هَيْبَةً بِلَا سُلْطَانٍ، فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِيَةِ اللَّهِ إِلَى عِزِّ طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»
اگر میخواهی بدون حسبونسب، از عزّت و محبوبیت برخوردار باشی و بدون پستومقام و ریاست، هیبت و ابّهت داشته باشی، از ذلّت نافرمانیِ خدا بهسمت عزّت فرمانبرداریاش کوچ کن.
«وَ إِذَا نَازَعَتْكَ إِلَى صُحْبَةِ الرِّجَالِ حَاجَةٌ، فَاصْحَبْ مَنْ إِذَا صَحِبْتَهُ زَانَكَ وَ إِذَا خَدَمْتَهُ صَانَكَ وَ إِذَا أَرَدْتَ مِنْهُ مَعُونَةً أَعَانَكَ و…»
اگـر نـیاز پیدا کردی که با دیگران معاشرت کنی با کسی معاشرت کن که تو را آبرو دهد، به هنگام خدمت حق تو را پاس دارد، اگر از او حاجت خواستی یاریت دهد، و سخن (راست و درست ) تو را تصدیق کند.
📘بـحـارالانـوار 44 / 138 ـ 140
✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
نمایی از دیپلماسی بیعزت
دیپلماسی بیعزت یعنی همین صحنهای که رهبران اروپایی چون فرمانداران یک ایالت، روبهروی ترامپ نشستند تا دستور بگیرند
اروپا که روزی مدعی استقلال و هویت تمدنی بود، امروز در مدار واشنگتن، از قاره کهن به قاره کهتر سقوط کرده است.