➖چرا بدن پاک و مطهر پیامبر صلیاللهعلیهوآله سه روز دفن نشد؟
🔺«مَا عَلِمْنَا بِدَفْنِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) حَتَّی سَمِعْنَا صَوْتَ الْمَسَاحِی فِی جَوْفِ لَیلَةِ الْأَرْبِعَاءِ»
🔸عائشه گفت:
ما از دفن پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) با خبر نشدیم تا اینکه صدای بیل و کلنگ را در شب چهارشنبه شنیدیم.
✍🏻 دلایل این تأخیر، آنگاه که از زبان ابن ابیالحدید معتزلی بیان میشود، شنیدنی و تأملبرانگیز است.
🔺و قوله ما قال إنما كان بعد الفراغ من البيعة و أنهم كانوا مشتغلين بها كما ذكر في الرواية الأخرى. و بقي الإشكال في قعود علي ع عن تجهيزه إذا كان أولئك مشتغلين بالبيعة فما الذي شغله هو فأقول يغلب على ظني إن صح ذلك أن يكون قد فعله شناعة على أبي بكر و أصحابه حيث فاته الأمر و استؤثر عليه به فأراد أن يتركه ص بحاله لا يحدث في جهازه أمرا ليثبت عند الناس أن الدنيا شغلتهم عن نبيهم ثلاثة أيام حتى آل أمره إلى ما ترون و قد كان ع يتطلب الحيلة في تهجين أمر أبي بكر حيث وقع في السقيفة ما وقع بكل طريق و يتعلق بأدنى سبب من أمور كان يعتمدها و أقوال كان يقولها فلعل هذا من جملة ذلك أو لعله إن صح ذلك فإنما تركه ص بوصية منه إليه و سر كانا يعلمانه في ذلك.
فإن قلت فلم لا يجوز أن يقال إن صح ذلك إنه أخر جهازه ليجتمع رأيه و رأي المهاجرين على كيفية غسله و تكفينه و نحو ذلك من أموره قلت لأن الرواية الأولى تبطل هذا الاحتمال و هي قوله ص لهم قبل موته يغسلني أهلي الأدنى
🔸و آنان مشغول بیعت بودند، همانطور که در روایت دیگر آمده است مچنان این اشکال باقی میماند که چرا علی (علیهالسلام) از تجهیز پیامبر (صلیه الله علیه و اله) خودداری کرد، اگر دیگران مشغول بیعت بودند، پس او به چه کاری مشغول بود؟
میگویم: اگر این مطلب صحیح باشد، گمان غالب من این است که علی (علیه السلام) این کار را از روی اعتراض نسبت به ابوبکر و یارانش انجام داد؛ زیرا خلافت از دست او رفت و دیگران آن را از آنِ خود کردند.
پس خواست که پیامبر (صلیالله علیهوآله) را به همان حال رها کند و در تجهیز او کاری نکند تا برای مردم روشن شود که دنیای آنان، ایشان را سه روز از پیامبرشان مشغول کرد تا اینکه کار به اینجا رسید که میبینید.
و علی (علیه السلام) در صدد بود که با هر راهی، کار ابوبکر را زشت جلوه دهد؛ چه با بهرهگیری از کوچکترین بهانهها در رفتارها و سخنانی که ابوبکر میگفت
. پس شاید این کار نیز از جمله همان اقدامات باشد.
یا شاید اگر این مطلب صحیح باشد ـ پیامبر (صلی الله علیه و اله) خود به علی (علیه السلام) وصیت کرده بود که او را به همان حال رها کند، و این رازی میان آن دو بود که فقط خودشان از آن آگاه بودند.
و اگر بگویی: چرا نمیتوان گفت که اگر این مطلب صحیح باشد، علی (علیه السلام) تجهیز پیامبر را به تأخیر انداخت تا نظر خودش و نظر مهاجرین درباره نحوه غسل و کفن و سایر امور مربوطه جمع شود این جمله به وصیت پیامبر اسلام حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله نسبت داده میشود، یعنی: «مرا خانوادهام غسل دهند.»
📚منابع:
1: تاریخ الاسلام ذهبی، ج۱، ص۵۸۲.
2: شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج13، ص: 37
➖. امیرالمؤمنین علیهالسلام؛ یگانه همراه پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» در لحظههای پایانی
✍🏻مناشده چیست:
مُناشَده به معنای قسم دادن مخاطب به خدا، پیامبر یا حقایق مقدس است تا او را وادار به بیان حقیقتی کند که در شرایط عادی از اقرار به آن خودداری میکند. در این شیوه، گوینده با تأکید و سوگند، وجدان مخاطب را بیدار کرده و او را به صداقت و اعتراف دعوت میکند مناشدههای امیرالمومنین علیهالسلام با موضوع «تدفین بدن پاک و مطهر پیامبرصلیاللهعلیهوآله» از این قبیل هستند
🔺قالَ: فَهَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ غَسَلَ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مَعَ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ بِالرَّوْحِ وَ الرَّيْحَانِ، تَقْلِبُهُ لِيَ الْمَلَائِكَةُ، وَ أَنَا أَسْمَعُ قَوْلَهُمْ، وَ هُمْ يَقُولُونَ:" اسْتُرُوا عَوْرَةَ نَبِيِّكُمْ سَتَرَكُمُ اللَّهُ" غَيْرِي قَالُوا: لَا.
قَالَ: فَهَلْ فِيكُمْ مَنْ كَفَّنَ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ وَضَعَهُ فِي حُفْرَتِهِ غَيْرِي قَالُوا: لَا.»
🔸امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:
: «آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا (صلى الله عليه و آله) را همراه با فرشتگان مقرب، با روح و ریحان غسل داده باشد؟ فرشتگان او را برای من میگرداندند، و من صدای آنان را میشنیدم، در حالی که میگفتند: "عورت پیامبرتان را بپوشانید، خداوند شما را بپوشاند." جز من؟»
گفتند: «نه.»
او گفت: «آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا (صلى الله عليه و آله) را کفن کرده و در قبرش نهاده باشد، جز من؟»
گفتند: «نه.»
🔺«قَالَ: فَأَنْشُدُكُمْ بِاللَّهِ، هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ غَسَلَ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) غَيْرِي قَالُوا: اللَّهُمَّ لَا.»
🔸امیرالمومنین علیهالسلام:
شما را قسم به خدا می¬دهم. ایا کسی در بین شما به غیر من، رسول الله را غسل داد ؟ همه گفتند خیر.
🔺«قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ غَسَّلَ رَسُولَ اللَّهِ وَ كَفَّنَهُ وَ لَحَدَهُ غَيْرِي؟ قَالُوا لَا قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ وَرِثَ سِلَاحَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ رَايَتَهُ وَ خَاتَمَهُ غَيْرِي؟ قَالُوا لَا قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ- هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ جَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَاقَ نِسَائِهِ بِيَدِهِ غَيْرِي؟ قَالُوا لَا
🔸امیرالمومنین علیهالسلام فرمود:
شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه هنگام وفات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله حضور داشته باشد؟ گفتند: نه.
فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را غسل داده و دفن و كفن كرده باشد؟ گفتند: نه.
فرمود: شما را به خدا سوگند! آيا جز من كسى در ميان شما هست كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله طلاق همسرانش را بدست او سپرده باشد؟ گفتند: نه.
📚منابع:
1: الامالی للطوسی، النص، ص547
2: الامالی للطوسی، النص، ص555
3: الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج1، ص: 138
➖حسادت عائشه از اینکه تنها امیرالمؤمنین علیهالسلام مأمور تجهیز بدن پاک و مطهر پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» بودند.
🔺قال أبو جعفر و روت عائشة أنهم اختلفوا في غسله هل يجرد أم لا فألقى الله عليهم السنة حتى ما منهم رجل إلا و ذقنه على صدره ثم كلمهم متكلم من ناحية البيت لا يدرى من هو غسلوا النبي و عليه ثيابه فقاموا إليه فغسلوه و عليه قميصه فكانت عائشة تقول لو استقبلت من أمري ما استدبرت ما غسله إلا نساؤه.
قلت حضرت عند محمد بن معد العلوي في داره ببغداد و عنده حسن بن معالي الحلي المعروف بابن الباقلاوي و هما يقرءان هذا الخبر و هذه الأحاديث من تاريخ الطبري فقال محمد بن معد لحسن بن معالي ما تراها قصدت بهذا القول قال حسدت أباك على ما كان يفتخر به من غسل رسول الله ص فضحك محمد فقال هبها استطاعت أن تزاحمه في الغسل هل تستطيع أن تزاحمه في غيره من خصائص
🔸ابوجعفر نقل کرده و عایشه روایت کرده که درباره غسل پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» اختلاف کردند؛ آیا باید لباسهایش را درآورند یا نه؟
پس خداوند خواب یا بیهوشی را بر آنان افکند، بهطوریکه هیچکس نبود مگر اینکه چانهاش بر سینهاش افتاده بود.
سپس صدایی از سمت خانه شنیده شد، کسی سخن گفت که معلوم نبود کیست.
او گفت: «پیامبر را با لباسهایش غسل دهید.»
پس آنان برخاستند و او را در حالی که پیراهن به تن داشت، غسل دادند.
عایشه میگفت: «اگر آنچه را اکنون میدانم، پیشتر میدانستم، هرگز اجازه نمیدادم جز زنان او را غسل دهند.»
🔸من (راوی) در خانه محمد بن معد علوی در بغداد حضور داشتم، و حسن بن معالی حلی معروف به ابن باقلاوی نیز آنجا بود.
آن دو مشغول خواندن این روایت از تاریخ طبری بودند.
محمد بن معد از حسن بن معالی پرسید: «به نظر تو، عایشه با این سخن چه قصدی داشت؟»
حسن پاسخ داد: «او به پدرت حسادت کرد، چون پدرت به غسل دادن پیامبر افتخار میکرد.»
محمد خندید و گفت: «فرض کنیم که او توانست در غسل با پدرم رقابت کند، آیا میتواند در دیگر ویژگیها و افتخارات با او رقابت کند؟(محمد بن معد العلوي از سادات بودند لذا از نسل امیرالمومنین علیه السلام محسوب میشدند)
📚:شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج13، ص: 38
✳️ حدیث ناب✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ ✍️ احادیث منتخب امام حسن مجتبی علیهالسلام
آخرین وصیت امام مجتبی به جناده
جنادهبنابیامیه گوید: پس از مسمومشدن امام حسن مجتبی(ع) خدمت ایشان رسیدم، تشتی مقابل حضرت بود و بر اثر سمّی که معاویه توسط جعده به ایشان خورانده بود، خون و پارههای جگر خود را درون آن میریخت!
عرض کردم: مولای من! «مَا لَكَ لَا تُعَالِجُ نَفْسَكَ؟»، چرا خودتان را معالجه و درمان نمیکنید؟
فرمود: «بِمَا ذَا أُعَالِجُ الْمَوْتَ»، مرگ را با چه میشود درمان کرد! [مرگ من حتمی شده است] گفتم: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»
سپس فرمود: دوازده نفر امر امامت را عهدهدار میشوند و «مَا مِنَّا إِلَّا مَسْمُومٌ أَوْ مَقْتُولٌ»، همۀ ما یا با سمّ از این دنیا میرویم یا با شمشیر.
عرض کردم: یابن رسولالله مرا موعظهای بفرمایید. فرمود: «نَعَم»
«اِسْتَعِدَّ لِسَفَرِكَ وَ حَصِّلْ زَادَكَ قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِكَ»
آماده سفر مرگ باش و زاد و توشهات را پیش از رسیدن مرگ مهیا کن. [بار سفر چه بستهای مرگ خبر نمیکند]
«وَ اعْلَمْ أَنَّكَ تَطْلُبُ الدُّنْيَا وَ الْمَوْتُ يَطْلُبُكَ»
بدان که تو دنبال دنیایی و مرگ به دنبال تو! [گریزی از مرگ نیست]
««وَ لَا تَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ الَّذِي لَمْ يَأْتِ عَلَى يَوْمِكَ الَّذِي أَنْتَ فِيهِ»
همّ و غصه فردایی که نیامده را امروز نخور. [دوراندیش باش؛ اما فکر مشکلات فردا نباش]
«وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَا تَكْسِبُ مِنَ الْمَالِ شَيْئاً فَوْقَ قُوتِكَ إِلَّا كُنْتَ فِيهِ خَازِناً لِغَيْرِكَ»
بدان هر مالی که بیش از خوراک و مایحتاج زندگیات بهدست آوری، در واقع خزانهدار و نگهبان دیگران هستی. [به مقداری که لازم داری دنبال پولوپله دنیا باش؛ چون بیش از حدّ ضرورت، همه مال ورثه توست و تو بیخود رنج تحصیل و نگهداری آن را متحمل خواهی شد]
«وَ اعْلَمْ أَنَّ فِي حَلَالِهَا حِسَابٌ وَ فِي حَرَامِهَا عِقَابٌ وَ فِي الشُّبُهَاتِ عِتَابٌ»
مالی که کسب کردهای، یا حلال است، پس باید حساب پس بدهی [که از کجا بهدست آوری و کجا مصرف کردی] یا حرام است که در قبالش عقاب میشوی، یا شبههناک است که [بهجهت بیاحتیاطی و ناپرهیزی از مال شبههناک] مورد عتاب و سرزنش قرار خواهی گرفت.
«فَأَنْزِلِ الدُّنْيَا بِمَنْزِلَةِ الْمَيْتَةِ، خُذْ مِنْهَا مَا يَكْفِيكَ، فَإِنْ كَانَ ذَلِكَ حَلَالًا كُنْتَ قَدْ زَهِدْتَ فِيهَا وَ إِنْ كَانَ حَرَاماً لَمْ يَكُنْ فِيهِ وِزْرٌ فَأَخَذْتَ كَمَا أَخَذْتَ مِنَ الْمَيْتَةِ وَ إِنْ كَانَ الْعِتَابُ فَإِنَّ الْعِتَابَ يَسِيرٌ»
نگاه تو به نعمتها و امکانات دنیا مانند نگاه به مرداری در بیابان باشد، [و تا میتوانی کمتر از آن مصرف کن، در نتیجه] اگر حلال باشد [ضرر نکردهای، نهایت اینکه] نسبت به حلال الهی زهد ورزیدی! اگر حرام باشد، از عقوبتش در امان ماندی! و اگر از موارد شبههناک باشد، کمتر توبیخ و سرزنش خواهی شد.
«وَ اعْمَلْ لِدُنْيَاكَ كَأَنَّكَ تَعِيشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لآِخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَداً»
[دغدغه دنیایت را نداشته باش] برای دنیا آنقدری تلاش کن که گویا همیشه در دنیا هستی، [اما لحظهای از آخرتت غفلت نکن] و برای آخرت آنگونه زحمت بکش که گویا همین فردا از دنیا خواهی رفت.
«وَ إِذَا أَرَدْتَ عِزّاً بِلَا عَشِيرَةٍ وَ هَيْبَةً بِلَا سُلْطَانٍ، فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِيَةِ اللَّهِ إِلَى عِزِّ طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»
اگر میخواهی بدون حسبونسب، از عزّت و محبوبیت برخوردار باشی و بدون پستومقام و ریاست، هیبت و ابّهت داشته باشی، از ذلّت نافرمانیِ خدا بهسمت عزّت فرمانبرداریاش کوچ کن.
«وَ إِذَا نَازَعَتْكَ إِلَى صُحْبَةِ الرِّجَالِ حَاجَةٌ، فَاصْحَبْ مَنْ إِذَا صَحِبْتَهُ زَانَكَ وَ إِذَا خَدَمْتَهُ صَانَكَ وَ إِذَا أَرَدْتَ مِنْهُ مَعُونَةً أَعَانَكَ و…»
اگـر نـیاز پیدا کردی که با دیگران معاشرت کنی با کسی معاشرت کن که تو را آبرو دهد، به هنگام خدمت حق تو را پاس دارد، اگر از او حاجت خواستی یاریت دهد، و سخن (راست و درست ) تو را تصدیق کند.
📘بـحـارالانـوار 44 / 138 ـ 140
✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
نمایی از دیپلماسی بیعزت
دیپلماسی بیعزت یعنی همین صحنهای که رهبران اروپایی چون فرمانداران یک ایالت، روبهروی ترامپ نشستند تا دستور بگیرند
اروپا که روزی مدعی استقلال و هویت تمدنی بود، امروز در مدار واشنگتن، از قاره کهن به قاره کهتر سقوط کرده است.
✳️ تحریف✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ ✍️ ضرورت بازخوانی جریان تحریف
در عید قربان سال ۱۳۹۹ رهبر معظم انقلاب موضوع تحریم و رابطهی آن با جریان تحریف را بیان نمودند، ایشان فرمودند: "من به شما بگویم اگر جریان تحریف شکست بخورد جریان تحریم قطعا شکست خواهد خورد ..."
اما این جریان چگونه عمل میکند؟ هدفش چیست؟ و چه جریانهایی را شامل میشود؟
تلاش برای وارونه نمایی واقعیت با هدف تغییر محاسبات ذهنی مردم و مسئولان از اهداف این جریان است. ترویج روحیهی خودتحقیری در برابر غرب، عدم توجه به توان داخلی و کوچک نشان دادن ظرفیت مردم و کشور، بزرگنمایی توان دشمن، بزرگنمایی ضعفها، بمباران ذهن مخاطب باشیوه های مختلف، جابجا کردن مسائل اصلی و فرعی جامعه، تلاش برای راهاندازی جنبش تسلیم در مقابل دشمن و نشان دادن خودبه عنوان تنها قهرمانان نجات و اصلاح کشور از جملهی شیوههای عمل جریان تحریف است.
هدف این جریان ناامید کردن جامعه و مسئولان از راه طی شده است. ترویج ناامیدی شاه کلید اصلی هدف آنهاست، زیرا به خوبی میدانند یک جامعهی ناامید، یک جامعهی شکست خورده است.
جریان تحریف از دشمنان بیرون مرزها را شامل میشود تا هر جریان و با هر عنوانی در درون کشور که با حرف ها و رفتارهای خود، باعث ترویج ناامیدی در کشور شود خواه به اسم بیانیهی اخیر برخی از اصلاحطلبان باشد یا فلان بیانیهی جریان دیگر سیاسی که امید مردم و مقاومت مردم را نشانه بگیرد، خواه قصدش براندازی باشد یا بظاهر اصلاح.
لذا امروز هر روایت ما از پیروزی در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر، بیان نقاط قوت کشور، ظرفیت بالای جوانان، ترویج و تبلیغ عملی شعار ما میتوانیم و بیان سایر پیشرفتهای کشور، تیری است که به قلب دشمن و عقبهی داخلی آن در جریان تحریف فرو میرود.
و آخر اینکه جایگاه من و شما در تقابل با این جریان (تحریف) ضدایران اسلامی مقتدر کجاست؟
📘 مشرق؛
✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
✳️ خطای راهبردی✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ ✍️ شلیک به انسجام داخلی؛ یک خطای راهبردی
رهبر معظم انقلاب در آستانه چهلمین روز شهادت شهدای جنگ تحمیلی رژیم صهیونی علیه ایران پیامی صادر کردند که از آن تحت عنوان «تکالیف راهبردی ملت ایران» یاد شد. در بخشی از این پیام به «شکوهِ پایداریِ معجزهآسای ملت ایران در اتحاد و استحکام روحی و عزم راسخ آنان بر ایستادگیِ یکپارچه در میدان» اشاره شده است. از این رو، رهبر معظم انقلاب در میان تکالیف ترسیمی برای آینده، حفظ اتحاد ملی و شور و شوق و شعور انقلابی را بهعنوان باطلالسحر دشمنان ایران، وظیفهای همگانی دانستهاند. به همین خاطر تصریح نمودند که «حفظ عزت و آبروی کشور و ملت، تکلیف بیاغماض گویندگان و قلمزنان است.» دیگر هیچ صاحب تریبون و قلمی حق ندارد بر خلاف جهتی که ملت ترسیم و عمل کرده است سخنی بگوید یا بنویسد؛ در غیر اینصورت همین ملت آن را خطای راهبردی انگاشته و بیاغماض با آن برخورد خواهد کرد.
آنچه واضح است این است که دشمن از پا ننشسته و طرحهای خبیثانه خود را دنبال میکند. چند هفته پس از توقف جنگ ۱۲ روزه، یک اندیشکده آمریکایی در تحلیلی آشکارا از راهاندازی «کمپین تأثیرگذاری چندرسانهای آرام» در داخل ایران سخن گفت؛ کمپینی که مأموریتش شکلدهی به بحث داخلی علیه فعالیتهای هستهای ایران و القای این گزاره بود که «بلندپروازی هستهای منبع ناامنی است، نه امنیت.»
بلند کردن صداهایی برخلاف واقعیت درباره مباحث حساس از جمله فعالیت هستهای و غنیسازی، آن هم با تکرار همان فهرست دیکتهشده آمریکا، در این وضعیت جنگی توقف آتش، در خدمت دشمن است و او را نسبت به رسیدن به اهداف خود امیدوار میکند.
صحبتهای نتانیاهو با مردم ایران، آن هم بعد از خلق جنایتی آشکار علیه مردمان بیدفاع، بیانگر این است که بوی کباب به مشامشان خورده است. به قول آن ضربالمثل، مگس همیشه روی زخم مینشیند. چالشهای داخلی -که البته در هر کشوری وجود دارد- دشمن را حریص میکند که به سمت تحرکات بعدی گام بردارد. شکلگیری همکاری اخیر داعش با تروریستهای تجزیهطلب کرد در شمالغرب، بیارتباط با این تحرکات نیست.
از این رو، توجه و بازخوانی پیام رهبر معظم انقلاب که مبین تکالیف راهبردی ملت بود، اهمیت ویژهای پیدا میکند. طیف خودفروخته غربگرا، با وجود تجربیات مکرر از خباثتهای دشمن، هیچگاه در رابطه با دیدگاه خود در مواجهه با غرب تغییر موضع نداده و حتی پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه نیز همچنان به دنبال تغییر پارادایم است. «بیانیه تسلیمخواهی» از سوی جبهه اصلاحات، بوی همان کبابی است که دشمن را حریص میکند. برجستهسازی اختلافات، آن هم در شرایط فعلی، آوردهای جز التهابآفرینی اجتماعی ندارد؛ این به معنای یک خطای راهبردی است.
در حقیقت، عمال داخلی دشمن پس از طی کردن مراحل مختلف براندازی، اکنون در شرایط جنگی که یک مسأله ملی، آن هم در سطح کلان مطرح است، به دنبال پیش کشیدن اختلافات داخلی هستند که جز برای دشمن نفعی برای هیچ گروه سیاسی ندارد. بنابراین باید به عبارت «واعتصموا بحبل الله و لا تفرقوا» متمسک شویم و هر اقدام وحدتشکن را قویاً نفی کنیم تا انشاءالله شاهد هرچه بیشتر زبونی دشمن باشیم.
📘 مشرق؛
✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
✳️ ایده «اسرائیل بزرگ✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ ✍️ ایده «اسرائیل بزرگ»؛ جزئیات، جایگاه و چشمانداز
رویای «اسرائیل بزرگ» بهعنوان یک آرمان تاریخی و سیاسی از ادعاهای دینی مبتنی بر متون توراتی تا جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی مدرن در قلب گفتمان سیاسی اسرائیل و تنشهای منطقهای قرار داشته است. اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل که با صراحت از پیوند عمیق خود با این آرمان سخن گفت، بار دیگر این ایده را به کانون توجهات منطقهای و جهانی بازگرداند.
ریشهها
صهیونیست ها مدعی هستند که این ایده ریشه در متون توراتی دارد، بهویژه «سفر پیدایش» که در آن خداوند به حضرت ابراهیم (ع) وعده سرزمینی وسیع از نهر مصر تا فرات را میدهد.
در اواخر قرن نوزدهم تئودور هرتزل بنیانگذار جنبش صهیونیست، این مفهوم را در چارچوبی مدرن بازتعریف کرد. او در کنفرانس بازل (۱۸۹۷) تأسیس یک دولت یهودی را پیشنهاد کرد که میتوانست فراتر از فلسطین، مناطق استراتژیک خاورمیانه را در بر گیرد.
جریان صهیونیسم تجدیدنظرطلب به رهبری زیو ژابوتینسکی یکی از رهبران جنبش صهیونیسم و پدر معنوی حزب لیکود، این آرمان را با شعار «هر دو ساحل اردن از آن ماست» تقویت کرد.
طرح یینون در ۱۹۸۲ با پیشنهاد تجزیه کشورهای عربی به دولتهای کوچکتر بر اساس خطوط قومی و مذهبی، این آرمان را به یک استراتژی ژئوپلیتیکی تبدیل کرد.
محدوده سرزمینی
این طرح در گستردهترین تفسیر خود، سرزمینی از نیل تا فرات را شامل میشود که کشورهای متعددی را در بر میگیرد. طبق گزارشهای موجود، این طرح ادعای اشغال کامل فلسطین تاریخی، اردن و لبنان را دارد. همچنین حدود ۷۵درصد از خاک سوریه ، ۴۵درصد از عراق، ۴۰درصد از عربستان و ۳۰درصد از مصر و بخش هایی از کویت را هدف قرار داده است. برخی تفاسیر افراطیتر حتی بخشهایی از ترکیه و سودان را نیز شامل میشوند.
اقدامات اسرائیل در راستای اجرای ایده
اسرائیل از طریق مجموعهای از اقدامات نظامی، سیاسی و اقتصادی به دنبال تحقق این ایده بوده که شامل موارد زیر است:
اشغال سرزمینها و الحاق یکجانبه: جنگ ۱۹۶۷ نقطه آغاز گسترش سرزمینی اسرائیل بود. بیتالمقدس شرقی و بلندیهای جولان با قوانین یکجانبهای بهطور رسمی به اسرائیل ملحق شدند و کرانه باختری بدون اعلام رسمی الحاق اما با کنترل عملی از طریق شهرکسازی تحت اشغال مستقیم باقی ماند.
عملیات نظامی و ایجاد مناطق حائل: جنگ غزه و عملیات نظامی در جنوب لبنان و سوریه با هدف تضعیف گروههای مقاومت و ایجاد مناطق حائل را میتوان در همین چارچوب تلقی کرد.
ائتلافهای استراتژیک: همکاری با گروههای اقلیت مانند کردها و دروزیها از جمله حمایت از نیروهای دموکراتیک سوریه، برای ایجاد کمربند امنیتی در شرق فرات و گسترش نفوذ اسرائیل دنبال میشود.
جایگاه در استراتژیهای کلان اسرائیل
ایده «اسرائیل بزرگ» در استراتژیهای کلان اسرائیل جایگاهی محوری دارد و ترکیبی از باورهای ایدئولوژیک و محاسبات عملگرایانه را در بر میگیرد. اسرائیل از این طریق به دنبال مشروعیتبخشی دینی و سیاسی خود در داخل و همچنین تضعیف رقبای منطقهای از طریق استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» است.
چشمانداز ایده اسرائیل بزرگ
حامیان «اسرائیل بزرگ» معتقدند برتری نظامی اسرائیل و حمایت غرب بهویژه به رسمیت شناختن جولان و بیتالمقدس توسط آمریکا این پروژه را تقویت کرده است. اقدامات عملی مانند شهرکسازی گسترده، تصمیم کنست در ژوئیه ۲۰۲۵ برای الحاق کرانه باختری، نشانههایی از پیشرفت این ایده هستند. ضعف دولتهای عربی پس از تحولات منطقهای نیز فضایی برای نفوذ بیشتر اسرائیل فراهم کرده است. همچنین حمایت دیپلماتیک و نظامی غرب بهویژه از سوی آمریکا، به اسرائیل امکان داده تا سیاستهای توسعهطلبانه خود را با هزینه کمتری پیش ببرد.
با وجود این، پروژه «اسرائیل بزرگ» با موانع متعددی مواجه است که تحقق کامل آن را به چالشی پیچیده تبدیل میکند. ناتوانی اسرائیل در حفظ کنترل بر سینا (۱۹۷۹) و جنوب لبنان (۲۰۰۰) نشاندهنده محدودیتهای نظامی و سیاسی این رژیم در حفظ سرزمینهای اشغالی است. این موضوع به جنبشهایی مانند تحریم، سلب سرمایهگذاری و تحریمها (BDS) فرصت داده تا اسرائیل را بهعنوان یک رژیم آپارتاید معرفی کنند. از سوی دیگر اظهارات نتانیاهو موجی از محکومیتهای عربی و اسلامی را برانگیخت.
ایده «اسرائیل بزرگ» از یک وعده دینی به یک استراتژی ژئوپلیتیکی تبدیل شده که با ابزارهای نظامی، سیاسی، و اقتصادی پیش میرود. اظهارات نتانیاهو نشاندهنده بازگشت این ایده به گفتمان رسمی اسرائیل است اما تحقق آن با موانع متعددی مواجه است.
📘 مشرق؛
✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
✳️دقت کنید!!✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ ✍️ دیگر نمیگویند دوره سلطانحسین است!
در سالهای اخیر، مخالفان جمهوری اسلامی بارها تلاش کردهاند تصویر ایران معاصر را با دورانهای تاریخی یا نظامهای سیاسی دیگر مقایسه کنند تا ضعفها و ناکارآمدیهای حکومت را برجسته سازند. در برههای، جمهوری اسلامی بهصورت نمادی از دوره قاجار تصویر شد؛ دورهای که به زعم این منتقدان، با فساد گسترده، ناتوانی مدیریتی و عقبماندگی سیاسی شناخته میشد. در دورهای دیگر، ایران بهسان یک شورویِ منطقهای معرفی شد، با تمرکز بر اقتدارگرایی، سرکوب سیاسی و تمرکز شدید قدرت.
همچنین، برخی تحلیلگران و رسانههای منتقد، جمهوری اسلامی را به اواخر دوران پهلوی نسبت میدادند؛ دورهای که به نظر آنها، سرشار از ناکارآمدی، فساد اقتصادی و ضعفهای ساختاری بود و نظام نمیتوانست در برابر فشارهای داخلی و خارجی مقاومت مؤثر نشان دهد. این قیاس، با هدف القای تصویر ضعف و بحران، بارها در نوشتهها و مصاحبهها تکرار شد.
با این حال، بیشترین تکرار و بازنمایی در ۲ سال اخیر مربوط به شباهت جمهوری اسلامی با دوران شاه سلطان حسین بود. عباس میلانی، از چهرههای مشهور این دیدگاه، بارها این مقایسه را پیش کشید و تلاش کرد تصویری از دولت ضعیف و عاجز را ترسیم کند.
اما تجربههای اخیر، بهویژه جنگ ۱۲ روزه، نشان داد که جمهوری اسلامی در برابر تهدیدهای خارجی توان دفاعی و بازدارندگی واقعی دارد. شجاعت و همبستگی نیروهای ایران، بازدارندگی مؤثر در مقابل دشمنان و قدرت عملی نظام، بسیاری از قیاسهای تاریخی را بیاثر کرد. به همین دلیل، میلانی و دیگر همفکران او پس از این تجربه، دیگر از همان قالبهای پیشین استفاده نکردند و ناچار شدند روایتهای خود را بازنگری کنند تا کمتر دچار آناکرونیسم یا زمانپریشی باشند.
از منظر نظامی و استراتژیک، این روند نشاندهنده یک تغییر کلان است: دیگر نمیتوان با سادهسازی تاریخی و قیاسهای سطحی، توان ملی، قدرت بازدارندگی و عقلانیت استراتژیک ایران را نادیده گرفت. این تغییر رویه، هم بازتابدهنده واقعیتهای ملموس دفاعی و امنیتی است و هم نشان میدهد که تحلیلهای سیاسی باید با واقعیتهای تواناییهای نظامی و انسجام ملی سازگار شوند، نه صرفاً با روایتهای تاریخی یا قیاسهای استعاری.
در نتیجه، تلاش برای نسبت دادن ایران معاصر به یک دوره تاریخی خاص، چه دوره قاجار، چه اواخر پهلوی یا دوران شاه سلطان حسین، اکنون دیگر کارآمد نیست و مخالفان جمهوری اسلامی ناچارند تحلیلهای خود را با واقعیتهای ملی و بازدارندگی نظامی همراستا کنند.
استقلال سیاسی و اقتدار نظامی خودبنیاد در دوره جمهوری اسلامی، مانع از تقلیل و شبیهدانستن آن با دوران پهلوی، قاجار یا اواخر صفویه است.
📘 مشرق؛
✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
✳️ چوب حراج!!✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ ✍️ چوب حراج به مؤلفههاي قدرت ملي
دكتر محمود سريعالقلم استاد تمام علوم سياسي و حقوق بينالملل در سايت جماران به نقل از اقتصادنيوز براي اولينبار از پرده بيرون آمده و نسبت به مسائل روز و تجاوز آمريكا و رژيم صهيونيستي و تبعات آن به ارائه راهحلهايي رسيده كه نقد آن خالي از لطف نيست!
مضمون سخنان او بازتكرار بيانيه جبهه اصلاحات، بيانيه 180 نفر و بيانيه مهندس موسوي در تسليم بيقيدوشرط جمهوري اسلامي است. او تلاش دارد اهدافي كه آمريكا و رژيم صهيونيستي با تجاوز به خاك ايران به آن نرسيدند در قالب يك رهنمود علمي از باب آیندهنگري ارائه دهد!
او در بيان خود بهعنوان يك حقوقدان و آشنا به مباحث حقوق بينالملل از به كاربردن كلمه «تجاوز» پرهيز دارد! اصرار دارد از واژه «عمليات 12 روزه» كه بيش از 5 بار از آن استفاده كرده به تحليل اين رويداد بزرگ بپردازد.
او سه گزينه را در برابر جمهوري اسلامي براي برونرفت از تكرار «عمليات 12 روزه» مطرح ميكند:
پ- ايران غنيسازي صفر درصد را بپذيرد، برد موشكهاي خود را به 500 كيلومتر كاهش دهد. دراينصورت گشايشهاي قطرهاي در اقتصاد ايران پيدا ميشود.پولهاي بلوكه شده ايران آزاد ميشود خطر جنگ، كاهش پيدا ميكند.
2- 2- گزينه دوم ايران نپذيرد ، مكانيزم ماشه فعال ميشود حملات نظامي و سايبري ادامه پيدا ميكند.
3- 3- گزينه سوم با ديپلماسي زمان بخرد تا در داخل براي گزينه اول يا دوم به اجماع برسد.
4- اين نوع نگاه كردن به صورتمسئله تجاوز نظامي آمريكا و رژيم صهيونيستي و راهحل ارائه دادن به دلايلي كه خود او در همين سخنراني مطرح كرده، غلط است.
5- دلايل زير در تخطئه اين سناريوها و گزينهها گفتني است:
6- الف- سريعالقلم ميگويد: ايران در دو دايره متداخل تحولات جهاني و منطقه قرار گرفته است. اسرائيل دنبال تجزيه ايران و اگر نشد دنبال ايران ضعيف است.
7- خب اگر او به همين گفته خود اعتقاد دارد چرا با پيشنهاد القاي گزينه اول ميخواهد آمريكا را در تجزيه ايران و ايران ضعيف ياري كند.
8- ب- او ميگويد: «آمريكا 15 پايگاه نظامي در منطقه دارد. سنتكام مركز اصلي فناوري و قدرت نظامي در جهان است. ايران توان رويارويي با آمريكا را ندارد.»
9- اگر اين حرف قبل از «عمليات 12 روزه» گفته ميشد شايد پذيرفته بود. اما بعد از پاسخ كوبنده ايران به رژيم اشغالگر قدس و زدن العديد اين حرف چقدر واقعيت دارد كه ايران توان رويارويي با آمريكا را ندارد!
10- حال همين حرف را معكوس كنيم. آمريكا توان رويارويي با ايران را دارد؟ اگر دارد چرا به التماس آتشبس روي آورد!!
ج- طرح اين گزينهها درحاليكه هيچ رغبتي يا علامتي از سوي آمريكا براي آغاز مذاكرات ديده نميشود، چه فايدهاي دارد. اصلا براي طرف مقابل مذاكره موضوعيت ندارد، او به تجاوز فكر ميكند. حراج تواناييهاي قدرت ملي كه جهان را شگفتزده كرده است نوعي نسخهپيچي تسليم با چاشني دادن امتيازات بيحدوحصر است.
11- د- تجاوز آمريكا و رژيم صهيونيستي با التماس آتشبس متوقف شده است.
12- قرارداد و مذاكرهاي در كار نبوده ما اكنون در حال «توقف جنگ» هستيم آنهم از سوي متجاوز، همه دنيا چنين وضعيتي را پيروزي ايران و شكست دشمن در رسيدن به اهداف خود ميدانند. بعد وسط این ماجرا يك كنش به اصطلاح علمي در حوزه حقوق بينالملل و روابط بينالملل از سوي يك استاد ايرانی اين رشته بیرون بیاید چه معنا دارد؟ مردم سؤال ميكنند بالاخره آقاي سريعالقلم در گفتوگوهاي خيالي ايران و آمريكا جزء هيئت ايراني است يا جزء هيئت آمريكايي؟!
13- - آقاي سريعالقلم بعد مي آید دوقطبيهاي موهومي را ترسيم ميكند كه شنيدني است. او ميگويد؛
14- - ايران بين تقابل با آمريكا يا تمركز روي پيشرفت كشور يكي را بايد انتخاب كند.
15- - ايران بين اجراي عدالت در خاورميانه و زندگي براي شهروندان بايد يكي را انتخاب كند.
16- - ايران بين امنيت ملي مبتني بر ثروت يا امنيت ملي مبتني بر حضور نظامي يكي را انتخاب كند.
نر- تكرار اين دوقطبيهاي موهوم كه طي نيم قرن اخير ثابت شده جزء القائات دشمن است از سوي يك استاد حقوق بينالملل چه فايدهاي دارد؟ او در همين سخنراني اعتراف كرد اكنون ديگر سوريهاي وجود ندارد. شمال آن در اختيار تركيه و آمريكاست جنوب آن در تصرف اسرائيل است فقط دمشق و قسمتي از اطراف آن براي سوريه باقي مانده است.
باند تبهكار جولاني براي پايان دادن به دوقطبيهاي موهوم بالا ، حكومت اسد را با كمك اردوغان سرنگون كردند. انديشيدن به دوقطبيهاي ياد شده با چاشني تسليم، نتيجهاش تجزيه است.
18- چرا آقاي سريعالقلم بدون لاپوشاني ، نسخه تسليم ملت ايران و تجزيه كشور را ميپيچد؟!
19- سادهانگاري، اعتماد بي حد و حصر به دشمن و خود دشمن پنداري آقاي سريعالقلم را به نسخهپيچي تسليم رسانده است. پرچم «پارادايم تغيير» مثل چوب در دو امدادي درآمده است، دوندگان به سوي تحكيم سلطه دشمن پس از شكست مفتضحانه آمريكا در فضاي رسانهاي راه انداختهاند. دونده اولي ميرحسين موسوي بود كه به دونده بعدي رساند اكنون چوب يا پرچم «پارادايم تغيير» به سريعالقلم رسيده معلوم نيست نفر بعدي چه كسي باشد. آنها بايد بدانند اين بازي «ته» ندارد. پايان خط آن فروش كشور و تسليم ملت است. دوندگان اين مسابقه كه در پيست دشمن بازي را اداره ميكنند شعار مرگ بر آمريكايي ملت ايران را در اين ورزشگاه سياسي- نظامی حداقل در نبرد 12 روزه گوش كنند بعد داد سخن بدهند.
📘الف، محمدکاظم انبارلویی ؛
✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
✳️ بوی خیانت!!✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ ✍️ "جبهه اصلاحات" چه می گوید؟
بیانیه جبهه اصلاحات را با تعجب و تاسف خواندم . عمیقاً معتقدم که این بیانیه ، اعلامیه رسمی پایان سیاست ورزی جبهه اصلاحات در ساخت سیاسی ایران است .
آن چنان مفاد بیانیه با واقعیت های جهان امروز و منطقه و بالاخص وقایع یکسال گذشته فاصله دارد که هر گونه احتمال اشتباه در تحلیل شرایط جهان و ژئوپلتیک منطقه را بطور کلی منتفی می نماید و متاسفانه جبهه اصلاحات را به جریان داخلی اجرای سیاست های بلوک غرب در ایران فرو می کاهد . گو اینکه این جبهه اساساً وقایع یکسان اخیر در منطقه و اهداف غرب در تغییر جدید ژئو پلتیک جهان معاصر و اهداف غرب و آمریکا برای ایران را نمی بیند و گوئی این بیانیه در ده سال قبل نوشته شده است .
بدون تردید، نمی توان این بیانیه را با نگاهی ساده لوحانه تحلیل نمود .
وقایع جهان معاصر و منطقه این اجازه را به هیچ تحلیل گر حتی غرب گرا هم نمی دهد . اگر بیانیه صرفاً به مطالبات سیاسی داخلی می پرداخت ، شاید چنین برداشت می شد که جبهه اصلاحات در پی سهم خواهی پس از همبستگی ملی در جریان جنگ دوازده روزه است . اما وقتی سخن از تعاملات سیاست خارجی از جمله اسنپ بک ومذاکرات "جامع " و مستقیم با آمریکا برای حل منازعات فی مابین می کند ، باید به اهداف پنهان این بیانیه شدیداً مشکوک شد . و جالب آنجاست که بیانیه در کنار در خواست مذاکره با غرب و اروپا ، هیچ اشاره ای به تضمین رفع تحریم های ظالمانه و غیر قانونی غرب علیه ملت ایران نمی کند .
شاه بیت این بیانیه ، ضرورت پذیرش غنی سازی صفر درصدی اتمی توسط حکومت ایران است .
که این همان درخواست امریکا و غرب علیرغم بر جام از حکومت ایران است . و بیانیه معلوم نمی نمایدکه آیا حکومت ایران باید صرفاً به این خواسته غرب تن دهد و یا خواسته های دیگر آنان را نیز بتدریج اجرائی کند !
ایالات متحده آمریکا به صراحت در خواست تعطیلی صنایع هسته ای کشور – محدود نمودن برد موشک های ایرانی و حضور ایران در منطقه است . اگر در مذاکرات آتی در خواست های خود را برای رفع تحریم ها مطرح نمایند ، باید به آن تن داد؟ و اصولاً استقلال کشور چگونه تضمین خواهد شد ؟ خاطرتان هست که در سالهای گذشته ، صنایع موشکی کشور مورد اعتراض آقایان بود . در حالیکه در همین جنگ دوازده روزه اگر موشک ها نبوده کشور کاملاً تسلیم می شد ؟
جبهه اصلاحات هرگز مسئولیت پذیر نیست . از سی و شش سال پس از پایان جنگ ایران و عراق می گذرد . در طی این مدت حدود بیست و هفت سال دولت ها در اختیار این جریان بوده است . و هم اکنون نیز چنین است . اما هرگز این جریان مسئولیت شرایط موجود را بعهده نمی گیرد.
📘الف، ناصر ایمانی؛
✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا