eitaa logo
خزینة الجواهر
1.2هزار دنبال‌کننده
35هزار عکس
35.2هزار ویدیو
39.5هزار فایل
منبعی از محتوای ناب تبلیغی مناسبتی ارتباط باخادم كانال @a1nemati پستهای مفیدتان را به ما ارسال کنید
مشاهده در ایتا
دانلود
✳️دقت کنید!!✳️ 🔺موضوع👇👇🔺 ✍️ ✍️ دیگر نمی‌گویند دوره سلطان‌حسین است! در سال‌های اخیر، مخالفان جمهوری اسلامی بارها تلاش کرده‌اند تصویر ایران معاصر را با دوران‌های تاریخی یا نظام‌های سیاسی دیگر مقایسه کنند تا ضعف‌ها و ناکارآمدی‌های حکومت را برجسته سازند. در برهه‌ای، جمهوری اسلامی به‌صورت نمادی از دوره قاجار تصویر شد؛ دوره‌ای که به زعم این منتقدان، با فساد گسترده، ناتوانی مدیریتی و عقب‌ماندگی سیاسی شناخته می‌شد. در دوره‌ای دیگر، ایران به‌سان یک شورویِ منطقه‌ای معرفی شد، با تمرکز بر اقتدارگرایی، سرکوب سیاسی و تمرکز شدید قدرت. همچنین، برخی تحلیلگران و رسانه‌های منتقد، جمهوری اسلامی را به اواخر دوران پهلوی نسبت می‌دادند؛ دوره‌ای که به نظر آن‌ها، سرشار از ناکارآمدی، فساد اقتصادی و ضعف‌های ساختاری بود و نظام نمی‌توانست در برابر فشارهای داخلی و خارجی مقاومت مؤثر نشان دهد. این قیاس، با هدف القای تصویر ضعف و بحران، بارها در نوشته‌ها و مصاحبه‌ها تکرار شد. با این حال، بیشترین تکرار و بازنمایی در ۲ سال اخیر مربوط به شباهت جمهوری اسلامی با دوران شاه سلطان حسین بود. عباس میلانی، از چهره‌های مشهور این دیدگاه، بارها این مقایسه را پیش کشید و تلاش کرد تصویری از دولت ضعیف و عاجز را ترسیم کند. اما تجربه‌های اخیر، به‌ویژه جنگ ۱۲ روزه، نشان داد که جمهوری اسلامی در برابر تهدیدهای خارجی توان دفاعی و بازدارندگی واقعی دارد. شجاعت و همبستگی نیروهای ایران، بازدارندگی مؤثر در مقابل دشمنان و قدرت عملی نظام، بسیاری از قیاس‌های تاریخی را بی‌اثر کرد. به همین دلیل، میلانی و دیگر هم‌فکران او پس از این تجربه، دیگر از همان قالب‌های پیشین استفاده نکردند و ناچار شدند روایت‌های خود را بازنگری کنند تا کمتر دچار آناکرونیسم یا زمان‌پریشی باشند. از منظر نظامی و استراتژیک، این روند نشان‌دهنده یک تغییر کلان است: دیگر نمی‌توان با ساده‌سازی تاریخی و قیاس‌های سطحی، توان ملی، قدرت بازدارندگی و عقلانیت استراتژیک ایران را نادیده گرفت. این تغییر رویه، هم بازتاب‌دهنده واقعیت‌های ملموس دفاعی و امنیتی است و هم نشان می‌دهد که تحلیل‌های سیاسی باید با واقعیت‌های توانایی‌های نظامی و انسجام ملی سازگار شوند، نه صرفاً با روایت‌های تاریخی یا قیاس‌های استعاری. در نتیجه، تلاش برای نسبت دادن ایران معاصر به یک دوره تاریخی خاص، چه دوره قاجار، چه اواخر پهلوی یا دوران شاه سلطان حسین، اکنون دیگر کارآمد نیست و مخالفان جمهوری اسلامی ناچارند تحلیل‌های خود را با واقعیت‌های ملی و بازدارندگی نظامی هم‌راستا کنند. استقلال سیاسی و اقتدار نظامی خودبنیاد در دوره جمهوری اسلامی، مانع از تقلیل و شبیه‌دانستن آن با دوران پهلوی، قاجار یا اواخر صفویه است. 📘 مشرق؛ ✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
✳️ چوب حراج!!✳️ 🔺موضوع👇👇🔺 ✍️ ✍️ چوب حراج به مؤلفه‌هاي قدرت ملي دكتر محمود سريع‌القلم استاد تمام علوم سياسي و حقوق بين‌الملل در سايت جماران به نقل از اقتصادنيوز براي اولين‌بار از پرده بيرون آمده و نسبت به مسائل روز و تجاوز آمريكا و رژيم صهيونيستي و تبعات آن به ارائه راه‌حل‌هايي رسيده كه نقد آن خالي از لطف نيست! مضمون سخنان او بازتكرار بيانيه جبهه اصلاحات، بيانيه 180 نفر و بيانيه مهندس موسوي در تسليم بي‌قيدوشرط جمهوري اسلامي است. او تلاش دارد اهدافي كه آمريكا و رژيم صهيونيستي با تجاوز به خاك ايران به آن نرسيدند در قالب يك رهنمود علمي از باب آینده‌نگري ارائه دهد! او در بيان خود به‌عنوان يك حقوق‌دان و آشنا به مباحث حقوق بين‌الملل از به كاربردن كلمه «تجاوز» پرهيز دارد! اصرار دارد از واژه «عمليات 12 روزه» كه بيش از 5 بار از آن استفاده كرده به تحليل اين رويداد بزرگ بپردازد. او سه گزينه را در برابر جمهوري اسلامي براي برون‌رفت از تكرار «عمليات 12 روزه» مطرح مي‌كند: پ- ايران غني‌سازي صفر درصد را بپذيرد، برد موشك‌هاي خود را به 500 كيلومتر كاهش دهد. دراين‌صورت گشايش‌هاي قطره‌اي در اقتصاد ايران پيدا مي‌شود.پول‌هاي بلوكه شده ايران آزاد مي‌شود خطر جنگ، كاهش پيدا مي‌كند. 2- 2- گزينه دوم ايران نپذيرد ، مكانيزم ماشه فعال مي‌شود حملات نظامي و سايبري ادامه پيدا مي‌كند. 3- 3- گزينه سوم با ديپلماسي زمان بخرد تا در داخل براي گزينه اول يا دوم به اجماع برسد. 4- اين نوع نگاه كردن به صورت‌مسئله تجاوز نظامي آمريكا و رژيم صهيونيستي و راه‌حل ارائه دادن به دلايلي كه خود او در همين سخنراني مطرح كرده، غلط است. 5- دلايل زير در تخطئه اين سناريو‌ها و گزينه‌ها گفتني است: 6- الف- سريع‌القلم مي‌گويد: ايران در دو دايره متداخل تحولات جهاني و منطقه قرار گرفته است. اسرائيل دنبال تجزيه ايران و اگر نشد دنبال ايران ضعيف است. 7- خب اگر او به همين گفته خود اعتقاد دارد چرا با پيشنهاد القاي گزينه اول مي‌خواهد آمريكا را در تجزيه ايران و ايران ضعيف ياري كند. 8- ب- او مي‌گويد: «آمريكا 15 پايگاه نظامي در منطقه دارد. سنتكام مركز اصلي فناوري و قدرت نظامي در جهان است. ايران توان رويارويي با آمريكا را ندارد.» 9- اگر اين حرف قبل از «عمليات 12 روزه» گفته مي‌شد شايد پذيرفته بود. اما بعد از پاسخ كوبنده ايران به رژيم اشغالگر قدس و زدن العديد اين حرف چقدر واقعيت دارد كه ايران توان رويارويي با آمريكا را ندارد! 10- حال همين حرف را معكوس كنيم. آمريكا توان رويارويي با ايران را دارد؟ اگر دارد چرا به التماس آتش‌بس روي آورد!! ج- طرح اين گزينه‌ها درحالي‌كه هيچ رغبتي يا علامتي از سوي آمريكا براي آغاز مذاكرات ديده نمي‌شود، چه فايده‌اي دارد. اصلا براي طرف مقابل مذاكره موضوعيت ندارد، او به تجاوز فكر مي‌كند. حراج توانايي‌هاي قدرت ملي كه جهان را شگفت‌زده كرده است نوعي نسخه‌پيچي تسليم با چاشني دادن امتيازات بي‌حدوحصر است. 11- د- تجاوز آمريكا و رژيم صهيونيستي با التماس آتش‌بس متوقف شده است. 12- قرارداد و مذاكره‌اي در كار نبوده ما اكنون در حال «توقف جنگ» هستيم آن‌هم از سوي متجاوز، همه دنيا چنين وضعيتي را پيروزي ايران و شكست دشمن در رسيدن به اهداف خود مي‌دانند. بعد وسط این ماجرا يك كنش به اصطلاح علمي در حوزه حقوق بين‌الملل و روابط بين‌الملل از سوي يك استاد ايرانی اين رشته بیرون بیاید چه معنا دارد؟ مردم سؤال مي‌كنند بالاخره آقاي سريع‌القلم در گفت‌وگوهاي خيالي ايران و آمريكا جزء هيئت ايراني است يا جزء هيئت آمريكايي؟! 13- - آقاي سريع‌القلم بعد مي‌ آید دوقطبي‌هاي موهومي را ترسيم مي‌كند كه شنيدني است. او مي‌گويد؛ 14- - ايران بين تقابل با آ‌مريكا يا تمركز روي پيشرفت كشور يكي را بايد انتخاب كند. 15- - ايران بين اجراي عدالت در خاورميانه و زندگي براي شهروندان بايد يكي را انتخاب كند. 16- - ايران بين امنيت ملي مبتني بر ثروت يا امنيت ملي مبتني بر حضور نظامي يكي را انتخاب كند. نر- تكرار اين دوقطبي‌هاي موهوم كه طي نيم قرن اخير ثابت شده جزء القائات دشمن است از سوي يك استاد حقوق بين‌الملل چه فايده‌اي دارد؟ او در همين سخنراني اعتراف كرد اكنون ديگر سوريه‌اي وجود ندارد. شمال آن در اختيار تركيه و آمريكاست جنوب آن در تصرف اسرائيل است فقط دمشق و قسمتي از اطراف آن براي سوريه باقي مانده است. باند تبهكار جولاني براي پايان دادن به دوقطبي‌هاي موهوم بالا ، حكومت اسد را با كمك اردوغان سرنگون كردند. انديشيدن به دوقطبي‌هاي ياد شده با چاشني تسليم، نتيجه‌اش تجزيه است. 18- چرا آقاي سريع‌القلم بدون لاپوشاني ، نسخه تسليم ملت ايران و تجزيه كشور را مي‌پيچد؟!
19- ساده‌انگاري، اعتماد بي‌ حد و حصر به دشمن و خود دشمن‌ پنداري آقاي سريع‌القلم را به نسخه‌پيچي تسليم رسانده است. پرچم «پارادايم تغيير» مثل چوب در دو امدادي درآمده است، دوندگان به سوي تحكيم سلطه دشمن پس از شكست مفتضحانه آمريكا در فضاي رسانه‌اي راه انداخته‌اند. دونده اولي ميرحسين موسوي بود كه به دونده بعدي رساند اكنون چوب يا پرچم «پارادايم تغيير» به سريع‌القلم رسيده معلوم نيست نفر بعدي چه كسي باشد. آن‌ها بايد بدانند اين بازي «ته» ندارد. پايان خط آن فروش كشور و تسليم ملت است. دوندگان اين مسابقه كه در پيست دشمن بازي را اداره مي‌كنند شعار مرگ بر آمريكايي ملت ايران را در اين ورزشگاه سياسي- نظامی حداقل در نبرد 12 روزه گوش كنند بعد داد سخن بدهند. 📘الف، محمدکاظم انبارلویی ؛ ✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
✳️ بوی خیانت!!✳️ 🔺موضوع👇👇🔺 ✍️ ✍️ "جبهه اصلاحات" چه می گوید؟ بیانیه جبهه اصلاحات را با تعجب و تاسف خواندم . عمیقاً معتقدم که این بیانیه ، اعلامیه رسمی پایان سیاست ورزی جبهه اصلاحات در ساخت سیاسی ایران است . آن چنان مفاد بیانیه با واقعیت های جهان امروز و منطقه و بالاخص وقایع یکسال گذشته فاصله دارد که هر گونه احتمال اشتباه در تحلیل شرایط جهان و ژئوپلتیک منطقه را بطور کلی منتفی می نماید و متاسفانه جبهه اصلاحات را به جریان داخلی اجرای سیاست های بلوک غرب در ایران فرو می کاهد . گو اینکه این جبهه اساساً وقایع یکسان اخیر در منطقه و اهداف غرب در تغییر جدید ژئو پلتیک جهان معاصر و اهداف غرب و آمریکا برای ایران را نمی بیند و گوئی این بیانیه در ده سال قبل نوشته شده است . بدون تردید، نمی توان این بیانیه را با نگاهی ساده لوحانه تحلیل نمود . وقایع جهان معاصر و منطقه این اجازه را به هیچ تحلیل گر حتی غرب گرا هم نمی دهد . اگر بیانیه صرفاً به مطالبات سیاسی داخلی می پرداخت ، شاید چنین برداشت می شد که جبهه اصلاحات در پی سهم خواهی پس از همبستگی ملی در جریان جنگ دوازده روزه است . اما وقتی سخن از تعاملات سیاست خارجی از جمله اسنپ بک ومذاکرات "جامع " و مستقیم با آمریکا برای حل منازعات فی مابین می کند ، باید به اهداف پنهان این بیانیه شدیداً مشکوک شد . و جالب آنجاست که بیانیه در کنار در خواست مذاکره با غرب و اروپا ، هیچ اشاره ای به تضمین رفع تحریم های ظالمانه و غیر قانونی غرب علیه ملت ایران نمی کند . شاه بیت این بیانیه ، ضرورت پذیرش غنی سازی صفر درصدی اتمی توسط حکومت ایران است . که این همان درخواست امریکا و غرب علیرغم بر جام از حکومت ایران است . و بیانیه معلوم نمی نمایدکه آیا حکومت ایران باید صرفاً به این خواسته غرب تن دهد و یا خواسته های دیگر آنان را نیز بتدریج اجرائی کند ! ایالات متحده آمریکا به صراحت در خواست تعطیلی صنایع هسته ای کشور – محدود نمودن برد موشک های ایرانی و حضور ایران در منطقه است . اگر در مذاکرات آتی در خواست های خود را برای رفع تحریم ها مطرح نمایند ، باید به آن تن داد؟ و اصولاً استقلال کشور چگونه تضمین خواهد شد ؟ خاطرتان هست که در سالهای گذشته ، صنایع موشکی کشور مورد اعتراض آقایان بود . در حالیکه در همین جنگ دوازده روزه اگر موشک ها نبوده کشور کاملاً تسلیم می شد ؟ جبهه اصلاحات هرگز مسئولیت پذیر نیست . از سی و شش سال پس از پایان جنگ ایران و عراق می گذرد . در طی این مدت حدود بیست و هفت سال دولت ها در اختیار این جریان بوده است . و هم اکنون نیز چنین است . اما هرگز این جریان مسئولیت شرایط موجود را بعهده نمی گیرد. 📘الف، ناصر ایمانی؛ ✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
✳️ بوی خیانت!!✳️ 🔺موضوع👇👇🔺 ✍️ ✍️ تغییر پارادایم و ادعای اصلاح‌طلبان پارادایم، مفهومی است که توماس کوهن، فیلسوف علم، برای توضیح تحولات بنیادین در علم مطرح کرد. در نگاه او، پارادایم‌ها سنجش‌ناپذیر هستند؛ یعنی اصول و معیارهای یک پارادایم برای داوری درباره پارادایم دیگر به کار نمی‌آید. بنابراین، تغییر پارادایم چیزی بیش از اصلاحات جزئی است؛ بلکه به معنای جایگزینی کامل یک نظام دانایی و قدرت با نظامی دیگر است. از این منظر، ادعای تغییر پارادایم همواره حامل معنایی سیاسی-براندازانه است. چرا که چنین تغییری، کل چارچوب موجود را منسوخ و چارچوبی نو را جایگزین می‌کند. اما در گفتمان اصلاح‌طلبان ایرانی، همین ادعا بارها و بارها تکرار شده است؛ هرچند اغلب در پوشش «اصلاح در چارچوب». موارد زیر، نمونه‌‌هایی معادل تغییر پارادایم است: ۱. سعید حجاریان – «تغییر ریل» حجاریان، از نظریه‌پردازان اصلی اصلاحات، در گفت‌وگویی با ایران فردا (۱۳۷۸) صریحاً تأکید کرد که اصلاحات باید «ریل سیاست» را تغییر دهد نه صرفاً سرعت آن را. این تعبیر در منطق کوهنی چیزی جز تغییر پارادایم نیست؛ چرا که تغییر ریل یعنی ورود به مسیر دیگری که با مسیر پیشین اساساً متفاوت است. ۲. عبدالکریم سروش و پروتستانتیسم اسلامی سروش در دهه‌ی ۷۰ و ۸۰ بارها بر ضرورت یک «پروتستانتیسم اسلامی» تأکید کرد (مثلاً در گفت‌وگوهایش با نشریه کیان). او دین سنتی و فقهی را ناکافی دانست و خواستار بازسازی معرفتی اسلام شد. این رویکرد عملاً به معنای جایگزینی پارادایم سنتی-فقهی با پارادایم معرفتی جدید است؛ تغییری که دیگر از جنس اصلاح در چارچوب نیست. ۳. مصطفی تاج‌زاده و عبور از جمهوری اسلامی تاج‌زاده در سال‌های پس از ۱۳۸۸ بارها بر «عبور از جمهوری اسلامی» به سوی «جمهوری دموکراتیک» سخن گفت (برای نمونه در مصاحبه‌اش با بی‌بی‌سی فارسی، ۱۳۹۹). اصطلاح «عبور» اساساً معادل تغییر پارادایم است؛ چرا که عبور یعنی پشت‌سر گذاشتن کلیت نظم مستقر و وارد شدن به چارچوبی نو. ۴. میرحسین موسوی و جمهوری ایرانی در جریان اعتراضات ۱۳۸۸، شعار «جمهوری ایرانی» به عنوان یکی از نمادهای جنبش سبز مطرح شد. هرچند موسوی کوشید این شعار را تعدیل کند، اما نفس طرح چنین مفهومی عملاً به معنای تغییر پارادایم از «جمهوری اسلامی» به چارچوبی دیگر بود. در نهایت و پس از جنگ ۱۲ روزه، او به‌طور کامل، جانب ایده جمهوری ایرانی ایستاد و رادیکالیسم خود را به اوج رساند. ۵. گفتمان اخیر اصلاح‌طلبان و گذار به دموکراسی در دهه‌ اخیر، بسیاری از اصلاح‌طلبان از واژه‌ «گذار» استفاده کرده‌اند (از جمله تاج‌زاده، علوی‌تبار و برخی روشنفکران نزدیک به جنبش سبز). اما «گذار» در ادبیات علوم سیاسی چیزی جز تغییر پارادایم نیست. گذار به دموکراسی به معنای عبور کامل از چارچوب فعلی و استقرار چارچوب جدید است. از دیدگاه کوهنی، تغییر پارادایم همیشه با فسخ شدن برای پارادایم فعلی همراه است. این یعنی وقتی اصلاح‌طلبان از «تغییر ریل»، «پروتستانتیسم اسلامی»، «عبور»، «جمهوری ایرانی» یا «گذار» سخن می‌گویند، در واقع فراتر از اصلاحات جزئی حرکت می‌کنند. این گفتمان نشان می‌دهد که ادعای «اصلاح در چارچوب» با منطق تغییر پارادایم ناسازگار است و در عمل چیزی جز براندازی نرم یا نفی بنیادین نظم مستقر نیست. نکته نهایی این‌که ممکن گفته شود مقصود منادیان تغییر پارادایم در ایران، مقصودی اصطلاحی (مطابق معنای علمی دقیق) نیست بلکه مقصودی واژگانی است که بنابراین در پی واژگونی نیست. اما به هر روی، چه معنای واژگانی و چه معنای اصطلاحی پارادایم، متضمن و همراه با تغییرات در بنا(ساختار) و تغییر در مبنا (ارزش‌های اولیه جمهوری اسلامی) است. 📘الف؛ ✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
السلام علیک یا رسول الله السلام علیک یا حسن بن علی السلام علیک یا علی بن موسی الرضا 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 خدا حافظ پدر ، ای روح و جانم ، جان جانانم رسول الله حق و منتهای دین و ایمانم دلم شد غرق خون از داغ هجران و فراق تو کنار پیکرت بنشسته ام ، مشغول قرآنم تو رفتی زین سرا و ما به داغت مبتلا گشتیم ز جسمم پر‌گشوده جان ، الا ای جان جانانم نبی الله و ختم الانبیا بودی در این عالَم سفر کردی و تا عرش خدا رفتی پدر جانم ندارم طاقتی دیگر ز ظلم دشمنان یکدم برای چند روزی من در این غمخانه مهمانم جهان تاریک شد بعد از فراقت ای عزیز من بسویت پر گشایم تا بگویم شرح هجرانم من و حیدر ز هجرانت به دشمن مبتلا گشتیم به روح پاک و والایت قسم ، از غم پریشانم ز بعد از رفتنت بابا ، غم عالَم به ما رو کرد علی خانه نشین گشت و من از داغش نیستانم دلم می سوزد از بهر علیّ عالیِ اَعلی' که جانش را فدا کرده برای عهد و پیمانم تمام صورت ماهم ، سیه گردیده از سیلی به پهلویم لگد زد پشت در افتاده جانانم گهی با یادتان گریان ، گهی با یادتان نالان شده مسموم و خونین دل، تمام عشق و ایمانم فتاده در دلم داغی در این ماه صفر بابا گهی گویم حسن جانم ، گهی گویم رضا جانم شدم آغشته با داغ سه نور انور والا تمام عالَم هستی ، فدای جانِ جانانم 🖤🌹🖤🌹🖤🌹🖤🌹🖤🌹🖤 ۳۰ / ۵ / ۱۴۰۴ محمد صادق ربانی
➖فرمایش امیرالمومنین‌ «علیه‌السلام» هنگام تجهیز بدن پاک و مطهر پیامبر «‌صلی‌الله‌علیه‌وآله» 🔺«قَالَهُ وَ هُوَ يَلِي غُسْلَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ تَجْهِيزَهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ خَصَّصْتَ حَتَّى صِرْتَ مُسَلِّياً عَمَّنْ سِوَاكَ وَ عَمَّمْتَ حَتَّى صَارَ النَّاسُ فِيكَ سَوَاءً وَ لَوْ لَا أَنَّكَ أَمَرْتَ بِالصَّبْرِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْجَزَعِ لَأَنْفَدْنَا عَلَيْكَ مَاءَ الشُّئُونِ وَ لَكَانَ الدَّاءُ مُمَاطِلًا وَ الْكَمَدُ مُحَالِفاً وَ قَلَّا لَكَ وَ لَكِنَّهُ مَا لَا يُمْلَكُ رَدُّهُ وَ لَا يُسْتَطَاعُ دَفْعُهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي اذْكُرْنَا عِنْدَ رَبِّكَ وَ اجْعَلْنَا مِنْ بَالِك 🔸«این سخن را حضرت علی (علیه‌السلام) در حالی فرمود که خود مشغول غسل و تجهیز رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود: پدر و مادرم فدای تو باد! با وفات تو چیزی قطع شد که با وفات هیچ‌کس دیگر قطع نشده بود؛ از نبوت، خبر دادن، و اخبار آسمانی. تو چنان ویژه بودی که تسلی‌بخش دیگران شدی، و چنان فراگیر بودی که همه مردم در غم تو برابر شدند. اگر تو دستور به صبر نداده بودی و از بی‌تابی نهی نکرده بودی، اشک‌هایمان را برایت جاری می‌کردیم تا خشک شود، و اندوه همچون بیماری‌ای مزمن همراه ما می‌ماند و غم، هم‌نشین همیشگی‌مان می‌شد. اما این مصیبتی است که بازگشتش ممکن نیست و دفع آن در توان ما نیست. پدر و مادرم فدای تو باد! ما را نزد پروردگارت یاد کن و در خاطر خود نگه‌دار.» 🔺«قوله ع ما لم ينقطع إذ في موت غيره ص من الأنبياء كان يرجى نزول الوحي على غيره فأما هو ص فلما كان خاتم الأنبياء لم يرج ذلك قوله ع خصصت أي في المصيبة أي اختصت و امتازت مصيبتك في الشدة بين المصائب 🔸علامه مجلسي رحمة الله‌علیه: فرمایش حضرت (علیه‌السلام): «چیزی با وفات تو قطع شد که با وفات دیگر پیامبران قطع نمی‌شد؛ زیرا در وفات دیگر پیامبران، امید می‌رفت که وحی بر دیگری نازل شود. اما درباره تو، چون خاتم پیامبران بودی، دیگر امیدی به نزول وحی بر کسی نبود. و فرمودند: "مصیبت تو اختصاص یافت" یعنی مصیبت تو در میان همه مصیبت‌ها، از نظر شدت و عظمت، ممتاز و بی‌مانند شد.» 📚منابع: 1:نهج البلاغه لصبحی صالح، ص355 2:بحارالانوار، (ط – بیروت)، ج22، 542
شهادت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، سخت‌ترین و جان‌سوزترین بلایی است که بشریت از آغاز خلقت تا پایان قیامت متحمل شده است. ✍🏻با شهادت پیامبر اکرم «صلی‌الله‌علیه‌وآله»، برترین انسان و نخستین آفریده الهی از میان بشر رخت بربست. درک ژرفای این مصیبت، تنها برای کسانی ممکن است که از مقام عصمت برخوردارند؛ چرا که عظمت وجودی آن حضرت، فراتر از فهم معمول انسان‌هاست. از این‌رو، شهادت پیامبر «صلی‌الله‌علیه‌وآله»، دردناک‌ترین و سهمگین‌ترین واقعه‌ای است که در تاریخ خلقت رخ داده است؛ زیرا بشریت، از حضور بهترین آفریده خداوند متعال محروم گردید. 🔺أظْلَمَتِ اَلْأَرْضُ لِغَيْبَتِهِ وَ كَسَفَتِ اَلشَّمْسُ وَ اَلْقَمَرُ وَ اِنْتَثَرَتِ اَلنُّجُومُ لِمُصِيبَتِهِ وَ أَكْدَتِ اَلْآمَالُ وَ خَشَعَتِ اَلْجِبَالُ وَ أُضِيعَ اَلْحَرِيمُ وَ أُزِيلَتِ اَلْحُرْمَةُ عِنْدَ مَمَاتِهِ فَتِلْكَ وَ اَللَّهِ اَلنَّازِلَةُ اَلْكُبْرَى وَ اَلْمُصِيبَةُ اَلْعُظْمَى لاَ مِثْلُهَا نَازِلَةٌ 🔸حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها: زمین به سبب غیبت او تاریک شد، خورشید و ماه گرفتند، ستارگان از هم پاشیدند از شدت مصیبت او، امیدها نقش بر آب شد، کوه‌ها فروتن گشتند، حریم‌ها از بین رفت، و حرمت‌ها با وفات او از میان برداشته شد. به خدا سوگند، این همان نازله کبری و مصیبت عظماست؛ هیچ مصیبتی مانند آن نازل نشده و هیچ بلایی به این سرعت و شدت رخ نداده است. 🔺قالَ الإمام علي عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: عَلَى قَبْرِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ سَاعَةَ دَفْنِهِ: إِنَّ اَلصَّبْرَ لَجَمِيلٌ إِلاَّ عَنْكَ وَ إِنَّ اَلْجَزَعَ لَقَبِيحٌ إِلاَّ عَلَيْكَ وَ إِنَّ اَلْمُصَــابَ بِكَ لَجَلِيلٌ وَ إِنَّهُ قَبْلَكَ وَ بَعْدَكَ لَجَلَلٌ 🔸امام علی علیه‌السلام در کنار قبر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، در لحظه دفن ایشان فرمود: صبر، زیباست؛ جز در فراق تو. بی‌تابی، ناپسند است؛ جز بر مصیبت تو. مصیبت تو، عظیم و سنگین است؛ و همانا پیش از تو و پس از تو، هیچ مصیبتی به بزرگی آن نیست. 🔺«عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ رَجُلٍ‏ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص بَاتَ آلُ مُحَمَّدٍ ع بِأَطْوَلِ لَيْلَةٍ حَتَّى ظَنُّوا أَنْ لَا سَمَاءَ تُظِلُّهُمْ وَ لَا أَرْضَ تُقِلُّهُم‏» 🔸امام باقر (علیه السلام) فرمود: چون پيغمبر «صلی‌الله‌علیه‌وآله» از دنيا رفت، خاندان محمد «صلی‌الله‌علیه‌وآله» درازترين شب را گذراندند، تا آنكه پنداشتند نه آسمانى است كه بر آن‌ها سايه اندازد و نه زمينى كه آن‌ها را بردارد. 📚منابع: 1: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏2، ص: 206 2: حکمت ۲۹۲ نهج البلاغه 3: الكافي ج‏1، ص: 445