✳️ بوی خیانت!!✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ ✍️ تغییر پارادایم و ادعای اصلاحطلبان
پارادایم، مفهومی است که توماس کوهن، فیلسوف علم، برای توضیح تحولات بنیادین در علم مطرح کرد. در نگاه او، پارادایمها سنجشناپذیر هستند؛ یعنی اصول و معیارهای یک پارادایم برای داوری درباره پارادایم دیگر به کار نمیآید. بنابراین، تغییر پارادایم چیزی بیش از اصلاحات جزئی است؛ بلکه به معنای جایگزینی کامل یک نظام دانایی و قدرت با نظامی دیگر است.
از این منظر، ادعای تغییر پارادایم همواره حامل معنایی سیاسی-براندازانه است. چرا که چنین تغییری، کل چارچوب موجود را منسوخ و چارچوبی نو را جایگزین میکند.
اما در گفتمان اصلاحطلبان ایرانی، همین ادعا بارها و بارها تکرار شده است؛ هرچند اغلب در پوشش «اصلاح در چارچوب». موارد زیر، نمونههایی معادل تغییر پارادایم است:
۱. سعید حجاریان – «تغییر ریل»
حجاریان، از نظریهپردازان اصلی اصلاحات، در گفتوگویی با ایران فردا (۱۳۷۸) صریحاً تأکید کرد که اصلاحات باید «ریل سیاست» را تغییر دهد نه صرفاً سرعت آن را. این تعبیر در منطق کوهنی چیزی جز تغییر پارادایم نیست؛ چرا که تغییر ریل یعنی ورود به مسیر دیگری که با مسیر پیشین اساساً متفاوت است.
۲. عبدالکریم سروش و پروتستانتیسم اسلامی
سروش در دههی ۷۰ و ۸۰ بارها بر ضرورت یک «پروتستانتیسم اسلامی» تأکید کرد (مثلاً در گفتوگوهایش با نشریه کیان). او دین سنتی و فقهی را ناکافی دانست و خواستار بازسازی معرفتی اسلام شد. این رویکرد عملاً به معنای جایگزینی پارادایم سنتی-فقهی با پارادایم معرفتی جدید است؛ تغییری که دیگر از جنس اصلاح در چارچوب نیست.
۳. مصطفی تاجزاده و عبور از جمهوری اسلامی
تاجزاده در سالهای پس از ۱۳۸۸ بارها بر «عبور از جمهوری اسلامی» به سوی «جمهوری دموکراتیک» سخن گفت (برای نمونه در مصاحبهاش با بیبیسی فارسی، ۱۳۹۹). اصطلاح «عبور» اساساً معادل تغییر پارادایم است؛ چرا که عبور یعنی پشتسر گذاشتن کلیت نظم مستقر و وارد شدن به چارچوبی نو.
۴. میرحسین موسوی و جمهوری ایرانی
در جریان اعتراضات ۱۳۸۸، شعار «جمهوری ایرانی» به عنوان یکی از نمادهای جنبش سبز مطرح شد. هرچند موسوی کوشید این شعار را تعدیل کند، اما نفس طرح چنین مفهومی عملاً به معنای تغییر پارادایم از «جمهوری اسلامی» به چارچوبی دیگر بود. در نهایت و پس از جنگ ۱۲ روزه، او بهطور کامل، جانب ایده جمهوری ایرانی ایستاد و رادیکالیسم خود را به اوج رساند.
۵. گفتمان اخیر اصلاحطلبان و گذار به دموکراسی
در دهه اخیر، بسیاری از اصلاحطلبان از واژه «گذار» استفاده کردهاند (از جمله تاجزاده، علویتبار و برخی روشنفکران نزدیک به جنبش سبز). اما «گذار» در ادبیات علوم سیاسی چیزی جز تغییر پارادایم نیست. گذار به دموکراسی به معنای عبور کامل از چارچوب فعلی و استقرار چارچوب جدید است.
از دیدگاه کوهنی، تغییر پارادایم همیشه با فسخ شدن برای پارادایم فعلی همراه است. این یعنی وقتی اصلاحطلبان از «تغییر ریل»، «پروتستانتیسم اسلامی»، «عبور»، «جمهوری ایرانی» یا «گذار» سخن میگویند، در واقع فراتر از اصلاحات جزئی حرکت میکنند. این گفتمان نشان میدهد که ادعای «اصلاح در چارچوب» با منطق تغییر پارادایم ناسازگار است و در عمل چیزی جز براندازی نرم یا نفی بنیادین نظم مستقر نیست.
نکته نهایی اینکه ممکن گفته شود مقصود منادیان تغییر پارادایم در ایران، مقصودی اصطلاحی (مطابق معنای علمی دقیق) نیست بلکه مقصودی واژگانی است که بنابراین در پی واژگونی نیست. اما به هر روی، چه معنای واژگانی و چه معنای اصطلاحی پارادایم، متضمن و همراه با تغییرات در بنا(ساختار) و تغییر در مبنا (ارزشهای اولیه جمهوری اسلامی) است.
📘الف؛
✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا
السلام علیک یا رسول الله
السلام علیک یا حسن بن علی
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
خدا حافظ پدر ، ای روح و جانم ، جان جانانم
رسول الله حق و منتهای دین و ایمانم
دلم شد غرق خون از داغ هجران و فراق تو
کنار پیکرت بنشسته ام ، مشغول قرآنم
تو رفتی زین سرا و ما به داغت مبتلا گشتیم
ز جسمم پرگشوده جان ، الا ای جان جانانم
نبی الله و ختم الانبیا بودی در این عالَم
سفر کردی و تا عرش خدا رفتی پدر جانم
ندارم طاقتی دیگر ز ظلم دشمنان یکدم
برای چند روزی من در این غمخانه مهمانم
جهان تاریک شد بعد از فراقت ای عزیز من
بسویت پر گشایم تا بگویم شرح هجرانم
من و حیدر ز هجرانت به دشمن مبتلا گشتیم
به روح پاک و والایت قسم ، از غم پریشانم
ز بعد از رفتنت بابا ، غم عالَم به ما رو کرد
علی خانه نشین گشت و من از داغش نیستانم
دلم می سوزد از بهر علیّ عالیِ اَعلی'
که جانش را فدا کرده برای عهد و پیمانم
تمام صورت ماهم ، سیه گردیده از سیلی
به پهلویم لگد زد پشت در افتاده جانانم
گهی با یادتان گریان ، گهی با یادتان نالان
شده مسموم و خونین دل، تمام عشق و ایمانم
فتاده در دلم داغی در این ماه صفر بابا
گهی گویم حسن جانم ، گهی گویم رضا جانم
شدم آغشته با داغ سه نور انور والا
تمام عالَم هستی ، فدای جانِ جانانم
🖤🌹🖤🌹🖤🌹🖤🌹🖤🌹🖤
۳۰ / ۵ / ۱۴۰۴ محمد صادق ربانی
➖فرمایش امیرالمومنین «علیهالسلام» هنگام تجهیز بدن پاک و مطهر پیامبر «صلیاللهعلیهوآله»
🔺«قَالَهُ وَ هُوَ يَلِي غُسْلَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ تَجْهِيزَهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ خَصَّصْتَ حَتَّى صِرْتَ مُسَلِّياً عَمَّنْ سِوَاكَ وَ عَمَّمْتَ حَتَّى صَارَ النَّاسُ فِيكَ سَوَاءً وَ لَوْ لَا أَنَّكَ أَمَرْتَ بِالصَّبْرِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْجَزَعِ لَأَنْفَدْنَا عَلَيْكَ مَاءَ الشُّئُونِ وَ لَكَانَ الدَّاءُ مُمَاطِلًا وَ الْكَمَدُ مُحَالِفاً وَ قَلَّا لَكَ وَ لَكِنَّهُ مَا لَا يُمْلَكُ رَدُّهُ وَ لَا يُسْتَطَاعُ دَفْعُهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي اذْكُرْنَا عِنْدَ رَبِّكَ وَ اجْعَلْنَا مِنْ بَالِك
🔸«این سخن را حضرت علی (علیهالسلام) در حالی فرمود که خود مشغول غسل و تجهیز رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) بود:
پدر و مادرم فدای تو باد! با وفات تو چیزی قطع شد که با وفات هیچکس دیگر قطع نشده بود؛ از نبوت، خبر دادن، و اخبار آسمانی.
تو چنان ویژه بودی که تسلیبخش دیگران شدی، و چنان فراگیر بودی که همه مردم در غم تو برابر شدند.
اگر تو دستور به صبر نداده بودی و از بیتابی نهی نکرده بودی، اشکهایمان را برایت جاری میکردیم تا خشک شود، و اندوه همچون بیماریای مزمن همراه ما میماند و غم، همنشین همیشگیمان میشد.
اما این مصیبتی است که بازگشتش ممکن نیست و دفع آن در توان ما نیست.
پدر و مادرم فدای تو باد! ما را نزد پروردگارت یاد کن و در خاطر خود نگهدار.»
🔺«قوله ع ما لم ينقطع إذ في موت غيره ص من الأنبياء كان يرجى نزول الوحي على غيره فأما هو ص فلما كان خاتم الأنبياء لم يرج ذلك قوله ع خصصت أي في المصيبة أي اختصت و امتازت مصيبتك في الشدة بين المصائب
🔸علامه مجلسي رحمة اللهعلیه:
فرمایش حضرت (علیهالسلام):
«چیزی با وفات تو قطع شد که با وفات دیگر پیامبران قطع نمیشد؛ زیرا در وفات دیگر پیامبران، امید میرفت که وحی بر دیگری نازل شود. اما درباره تو، چون خاتم پیامبران بودی، دیگر امیدی به نزول وحی بر کسی نبود.
و فرمودند: "مصیبت تو اختصاص یافت" یعنی مصیبت تو در میان همه مصیبتها، از نظر شدت و عظمت، ممتاز و بیمانند شد.»
📚منابع:
1:نهج البلاغه لصبحی صالح، ص355
2:بحارالانوار، (ط – بیروت)، ج22، 542
➖شهادت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، سختترین و جانسوزترین بلایی است که بشریت از آغاز خلقت تا پایان قیامت متحمل شده است.
✍🏻با شهادت پیامبر اکرم «صلیاللهعلیهوآله»، برترین انسان و نخستین آفریده الهی از میان بشر رخت بربست. درک ژرفای این مصیبت، تنها برای کسانی ممکن است که از مقام عصمت برخوردارند؛ چرا که عظمت وجودی آن حضرت، فراتر از فهم معمول انسانهاست.
از اینرو، شهادت پیامبر «صلیاللهعلیهوآله»، دردناکترین و سهمگینترین واقعهای است که در تاریخ خلقت رخ داده است؛ زیرا بشریت، از حضور بهترین آفریده خداوند متعال محروم گردید.
🔺أظْلَمَتِ اَلْأَرْضُ لِغَيْبَتِهِ وَ كَسَفَتِ اَلشَّمْسُ وَ اَلْقَمَرُ وَ اِنْتَثَرَتِ اَلنُّجُومُ لِمُصِيبَتِهِ وَ أَكْدَتِ اَلْآمَالُ وَ خَشَعَتِ اَلْجِبَالُ وَ أُضِيعَ اَلْحَرِيمُ وَ أُزِيلَتِ اَلْحُرْمَةُ عِنْدَ مَمَاتِهِ فَتِلْكَ وَ اَللَّهِ اَلنَّازِلَةُ اَلْكُبْرَى وَ اَلْمُصِيبَةُ اَلْعُظْمَى لاَ مِثْلُهَا نَازِلَةٌ
🔸حضرت زهرا سلاماللهعلیها:
زمین به سبب غیبت او تاریک شد، خورشید و ماه گرفتند، ستارگان از هم پاشیدند از شدت مصیبت او، امیدها نقش بر آب شد، کوهها فروتن گشتند، حریمها از بین رفت، و حرمتها با وفات او از میان برداشته شد. به خدا سوگند، این همان نازله کبری و مصیبت عظماست؛ هیچ مصیبتی مانند آن نازل نشده و هیچ بلایی به این سرعت و شدت رخ نداده است.
🔺قالَ الإمام علي عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: عَلَى قَبْرِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ سَاعَةَ دَفْنِهِ: إِنَّ اَلصَّبْرَ لَجَمِيلٌ إِلاَّ عَنْكَ وَ إِنَّ اَلْجَزَعَ لَقَبِيحٌ إِلاَّ عَلَيْكَ وَ إِنَّ اَلْمُصَــابَ بِكَ لَجَلِيلٌ وَ إِنَّهُ قَبْلَكَ وَ بَعْدَكَ لَجَلَلٌ
🔸امام علی علیهالسلام در کنار قبر پیامبر صلیاللهعلیهوآله، در لحظه دفن ایشان فرمود:
صبر، زیباست؛ جز در فراق تو.
بیتابی، ناپسند است؛ جز بر مصیبت تو.
مصیبت تو، عظیم و سنگین است؛
و همانا پیش از تو و پس از تو، هیچ مصیبتی به بزرگی آن نیست.
🔺«عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص بَاتَ آلُ مُحَمَّدٍ ع بِأَطْوَلِ لَيْلَةٍ حَتَّى ظَنُّوا أَنْ لَا سَمَاءَ تُظِلُّهُمْ وَ لَا أَرْضَ تُقِلُّهُم»
🔸امام باقر (علیه السلام) فرمود:
چون پيغمبر «صلیاللهعلیهوآله» از دنيا رفت، خاندان محمد «صلیاللهعلیهوآله» درازترين شب را گذراندند، تا آنكه پنداشتند نه آسمانى است كه بر آنها سايه اندازد و نه زمينى كه آنها را بردارد.
📚منابع:
1: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج2، ص: 206
2: حکمت ۲۹۲ نهج البلاغه
3: الكافي ج1، ص: 445
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم
➖خانوادهای نحس که هرکدام در شهادت سه امام شریک بودند
1. معرفی خانواد
2. پدر خانواده شریک در شهادت امیرالمومنین علیهالسلام
3. دختر خانواده شریک در شهادت امام حسنعلیهالسلام
4. پسر خانواده شریک در شهادت امام حسینعلیهالسلام
➖خانواده نحس اشعث
🛑عنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ ابْنَتُهُ جَعْدَةُ سَمَّتِ الْحَسَنَ وَ مُحَمَّدٌ ابْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ الْحُسَیْنِ علیه السلام.
🔰امام جعفر صادق علیه السّلام فرمودند:
اشعث بن قیس در ریختن خون حضرت امیر علیه السّلام شرکت داشت.
جعده دخترش امام حسن(علیه السلام) را مسموم نمود،
پسرش محمّد در ریختن خون امام حسین(علیه السلام) سهیم بود
📚:کافی ج۸ ص۱۶۷
➖خانواده نحس اشعث
پدر خانواده(اشعث بن قیس)
🛑و من كلام له (علیه السلام) قاله للأشعث بن قيس و هو على منبر الكوفة يخطب، فمضى في بعض كلامه شيء اعترضه الأشعث فيه، فقال: يا أميرالمؤمنين، هذه عليك لا لك، فخفض (علیه السلام) إليه بصره ثم قال:
مَا يُدْرِيكَ مَا عَلَيَّ مِمَّا لِي، عَلَيْكَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِينَ، حَائِكٌ ابْنُ حَائِكٍ، مُنَافِقٌ ابْنُ كَافِرٍ؛ وَ اللَّهِ لَقَدْ أَسَرَكَ الْكُفْرُ مَرَّةً وَ الْإِسْلَامُ أُخْرَى، فَمَا فَدَاكَ مِنْ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا مَالُكَ وَ لَا حَسَبُكَ، وَ إِنَّ امْرَأً دَلَّ عَلَى قَوْمِهِ السَّيْفَ وَ سَاقَ إِلَيْهِمُ الْحَتْفَ لَحَرِيٌّ أَنْ يَمْقُتَهُ الْأَقْرَبُ وَ لَا يَأْمَنَهُ الْأَبْعَدُ.
قال السيد الشريف يريد (علیه السلام) أنه أسِر في الكفر مرة و في الإسلام مرة. و أما قوله (علیه السلام) دل على قومه السيف فأراد به حديثا كان للأشعث مع خالد بن الوليد باليمامة غرّ فيه قومه و مكر بهم حتى أوقع بهم خالد و كان قومه بعد ذلك يسمّونه عرف النار و هو اسم للغادر عندهم(1)
🔰سخنى از آن حضرت (ع) اين سخن خطاب به اشعث بن قيس است:
امام در كوفه بر منبر سخن مى گفت. در سخن او عبارتى بود كه اشعث بر آن اعتراض كرد و گفت: يا امير المؤمنين اين كه گفتى به زيان توست نه به سود تو. امام تيز در او نگريست و گفت:
تو چه دانى، كه چه چيز به سود من است و چه چيز به زيان من. لعنت خدا بر تو باد و لعنت لعنت كنندگان. اى كه خود و پدرت همواره دروغى چند به هم مى بافته ايد. اى منافق فرزند كافر. به خدا سوگند، كه يك بار در زمان كافريت به اسارت افتاده اى و يك بار در زمان مسلمانيت، و در هر بار نه توانگريت تو را از بند اسارت رهانيد و نه جاه و منزلتت.
مردى كه شمشيرهاى كين را بر قوم خود رهنمون شود و مرگ را بر سر آنان راند، سزاوار است، كه خويشاوندانش دشمن دارند و بيگانگان از شر او ايمن ننشينند.
👈من (سید رضی) مى گويم:
«عبارت مردى كه شمشير كين را بر قوم خود رهنمون شود» اشارت است به ماجراى اشعث با خالد بن وليد در يمامه. اشعث قوم خود را بفريفت و بر آنها مكر كرد و خالد از آنان كشتار بسيار كرد. از آن پس، قوم اشعث او را «عرف النّار» مى ناميدند و اين نام را به كسى دهند كه بر آنها غدر كرده باشد.
➖شرکت در ترور امیرالمومنین علیه السلام👇
🛑فنزل على الأشعث بن قيس الكندي، فأقام عنده شهرا يستحد سيفه(2)
🔰ابن ملجم ملعون از مصر وارد منزل اشعث بن قیس شد و یک ماه در منزل وی بود و شمشیر خود را آماده میکرد
📚منابع:
1:خطبه ۱۹ نهج البلاغه
2 :تاريخ اليعقوبي ج 2 ص 212