بسم الله الرحمن الرحیم
➖خانوادهای نحس که هرکدام در شهادت سه امام شریک بودند
1. معرفی خانواد
2. پدر خانواده شریک در شهادت امیرالمومنین علیهالسلام
3. دختر خانواده شریک در شهادت امام حسنعلیهالسلام
4. پسر خانواده شریک در شهادت امام حسینعلیهالسلام
➖خانواده نحس اشعث
🛑عنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْأَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ ابْنَتُهُ جَعْدَةُ سَمَّتِ الْحَسَنَ وَ مُحَمَّدٌ ابْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ الْحُسَیْنِ علیه السلام.
🔰امام جعفر صادق علیه السّلام فرمودند:
اشعث بن قیس در ریختن خون حضرت امیر علیه السّلام شرکت داشت.
جعده دخترش امام حسن(علیه السلام) را مسموم نمود،
پسرش محمّد در ریختن خون امام حسین(علیه السلام) سهیم بود
📚:کافی ج۸ ص۱۶۷
➖خانواده نحس اشعث
پدر خانواده(اشعث بن قیس)
🛑و من كلام له (علیه السلام) قاله للأشعث بن قيس و هو على منبر الكوفة يخطب، فمضى في بعض كلامه شيء اعترضه الأشعث فيه، فقال: يا أميرالمؤمنين، هذه عليك لا لك، فخفض (علیه السلام) إليه بصره ثم قال:
مَا يُدْرِيكَ مَا عَلَيَّ مِمَّا لِي، عَلَيْكَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِينَ، حَائِكٌ ابْنُ حَائِكٍ، مُنَافِقٌ ابْنُ كَافِرٍ؛ وَ اللَّهِ لَقَدْ أَسَرَكَ الْكُفْرُ مَرَّةً وَ الْإِسْلَامُ أُخْرَى، فَمَا فَدَاكَ مِنْ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا مَالُكَ وَ لَا حَسَبُكَ، وَ إِنَّ امْرَأً دَلَّ عَلَى قَوْمِهِ السَّيْفَ وَ سَاقَ إِلَيْهِمُ الْحَتْفَ لَحَرِيٌّ أَنْ يَمْقُتَهُ الْأَقْرَبُ وَ لَا يَأْمَنَهُ الْأَبْعَدُ.
قال السيد الشريف يريد (علیه السلام) أنه أسِر في الكفر مرة و في الإسلام مرة. و أما قوله (علیه السلام) دل على قومه السيف فأراد به حديثا كان للأشعث مع خالد بن الوليد باليمامة غرّ فيه قومه و مكر بهم حتى أوقع بهم خالد و كان قومه بعد ذلك يسمّونه عرف النار و هو اسم للغادر عندهم(1)
🔰سخنى از آن حضرت (ع) اين سخن خطاب به اشعث بن قيس است:
امام در كوفه بر منبر سخن مى گفت. در سخن او عبارتى بود كه اشعث بر آن اعتراض كرد و گفت: يا امير المؤمنين اين كه گفتى به زيان توست نه به سود تو. امام تيز در او نگريست و گفت:
تو چه دانى، كه چه چيز به سود من است و چه چيز به زيان من. لعنت خدا بر تو باد و لعنت لعنت كنندگان. اى كه خود و پدرت همواره دروغى چند به هم مى بافته ايد. اى منافق فرزند كافر. به خدا سوگند، كه يك بار در زمان كافريت به اسارت افتاده اى و يك بار در زمان مسلمانيت، و در هر بار نه توانگريت تو را از بند اسارت رهانيد و نه جاه و منزلتت.
مردى كه شمشيرهاى كين را بر قوم خود رهنمون شود و مرگ را بر سر آنان راند، سزاوار است، كه خويشاوندانش دشمن دارند و بيگانگان از شر او ايمن ننشينند.
👈من (سید رضی) مى گويم:
«عبارت مردى كه شمشير كين را بر قوم خود رهنمون شود» اشارت است به ماجراى اشعث با خالد بن وليد در يمامه. اشعث قوم خود را بفريفت و بر آنها مكر كرد و خالد از آنان كشتار بسيار كرد. از آن پس، قوم اشعث او را «عرف النّار» مى ناميدند و اين نام را به كسى دهند كه بر آنها غدر كرده باشد.
➖شرکت در ترور امیرالمومنین علیه السلام👇
🛑فنزل على الأشعث بن قيس الكندي، فأقام عنده شهرا يستحد سيفه(2)
🔰ابن ملجم ملعون از مصر وارد منزل اشعث بن قیس شد و یک ماه در منزل وی بود و شمشیر خود را آماده میکرد
📚منابع:
1:خطبه ۱۹ نهج البلاغه
2 :تاريخ اليعقوبي ج 2 ص 212
➖خانواده نحس اشعث
دختر خانواده(جعده بنت اشعث)
🛑و لَمَّا اِسْتَقَرَّ اَلصُّلْحُ بَيْنَ اَلْحَسَنِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ وَ بَيْنَ مُعَاوِيَةَ عَلَى مَا ذَكَرْنَاهُ - خَرَجَ اَلْحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِلَى اَلْمَدِينَةِ فَأَقَامَ بِهَا كَاظِماً غَيْظَهُ لاَزِماً مَنْزِلَهُ مُنْتَظِراً لِأَمْرِ رَبِّهِ جَلَّ اِسْمُهُ إِلَى أَنْ تَمَّ لِمُعَاوِيَةَ عَشْرُ سِنِينَ مِنْ إِمَارَتِهِ وَ عَزَمَ عَلَى اَلْبَيْعَةِ لاِبْنِهِ يَزِيدَ فَدَسَّ إِلَى جَعْدَةَ بِنْتِ اَلْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ وَ كَانَتْ زَوْجَةَ اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَنْ حَمَلَهَا عَلَى سَمِّهِ وَ ضَمِنَ لَهَا أَنْ يُزَوِّجَهَا بِابْنِهِ يَزِيدَ وَ أَرْسَلَ إِلَيْهَا مِائَةَ أَلْفِ دِرْهَمٍ فَسَقَتْهُ جَعْدَةُ اَلسَّمَّ فَبَقِيَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَرِيضاً أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ مَضَى عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لِسَبِيلِهِ
فِي صَفَرٍ سَنَةَ خَمْسِينَ مِنَ اَلْهِجْرَةِ وَ لَهُ يَوْمَئِذٍ ثَمَانٌ وَ أَرْبَعُونَ سَنَةً فَكَانَتْ خِلاَفَتُهُ عَشْرَ سِنِينَ وَ تَوَلَّى أَخُوهُ وَ وَصِيُّهُ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ غُسْلَهُ وَ تَكْفِينَهُ وَ دَفَنَهُ عِنْدَ جَدَّتِهِ فَاطِمَةَ بِنْتِ أَسَدِ بْنِ هَاشِمِ بْنِ عَبْدِ مَنَافٍ رَحْمَةُ اَللَّهِ عَلَيْهَا بِالْبَقِيعِ .
🔰مرحوم شیخ مفید رحمه الله علیه:
چون كار صلح ميانۀ حسن عليه السّلام و معاويه چنانچه گفته شد به پايان رسيد آن حضرت به مدينه رفت و در حالى كه خشم خود را فرو مىنشاند و خانهنشين گشته چشم به راه دستور خداى عزّ و جّل بود در آنجا بماند،
از آن سو ده سال كه از خلافت معاويه گذشت تصميم گرفت براى پسرش يزيد از مردم بيعت بگيرد، پس مخفیانه كسى را به نزد جعده دختر اشعث بن قيس كه همسر حسن عليه السّلام بود فرستاد كه او را وادار به زهر دادن امام عليه السّلام كند و بعهده گرفت (كه چون اين كار را بكند) او را به همسرى پسرش يزيد در آورد و صد هزار درهم پول براى او فرستاد (كه اين جنايت را انجام دهد) جعدة آن حضرت را زهر خورانيد،
و چهل روز آن جناب بيمار بود و در ماه صفر سال پنجاه هجرى از دنيا رفت
و در آن زمان چهل و هشت سال از عمر شريفش گذشته بود، و مدت خلافتش ده سال كشيد، و كار غسل و كفن كردنش را برادر آن حضرت و وصيش حسين عليه السّلام انجام داد و او را در كنار قبر جدهاش فاطمه (مادر امير المؤمنين عليه السّلام) كه دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف رضى اللّٰه عنها بود در بقيع دفن كرد.
📚الارشاد ج ۲ ص ۱۵
➖خانواده نحس اشعث
پسر خانواده( محمد بن اشعث)
🛑 ثمَّ أَقْبَلَ آخَرُ مِنْ عَسْكَرِ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ يُقَالُ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ أَشْعَثَ بْنِ قَيْسٍ اَلْكِنْدِيُّ فَقَالَ يَا حُسَيْنَ بْنَ فَاطِمَةَ أَيَّةُ حُرْمَةٍ لَكَ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ لَيْسَتْ لِغَيْرِكَ قَالَ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ هَذِهِ اَلْآيَةُ - « إِنَّ اَللّٰهَ اِصْطَفىٰ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرٰاهِيمَ وَ آلَ عِمْرٰانَ عَلَى اَلْعٰالَمِينَ ذُرِّيَّةً » اَلْآيَةَ ثُمَّ قَالَ وَ اَللَّهِ إِنَّ مُحَمَّداً لَمِنْ آلِ إِبْرَاهِيمَ وَ إِنَّ اَلْعِتْرَةَ اَلْهَادِيَةَ لَمِنْ آلِ مُحَمَّدٍ.
مَنِ اَلرَّجُلُ؟
فَقِيلَ مُحَمَّدُ بْنُ أَشْعَثَ بْنِ قَيْسٍ اَلْكِنْدِيُّ فَرَفَعَ اَلْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ رَأْسَهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ فَقَالَ اَللَّهُمَّ أَرِ مُحَمَّدَ بْنَ اَلْأَشْعَثِ ذُلاًّ فِي هَذَا اَلْيَوْمِ لاَ تُعِزُّهُ بَعْدَ هَذَا اَلْيَوْمِ أَبَداً فَعَرَضَ لَهُ عَارِضٌ فَخَرَجَ مِنَ اَلْعَسْكَرِ يَتَبَرَّزُ فَسَلَّطَ اَللَّهُ عَلَيْهِ عَقْرَباً فَلَذَعَهُ فَمَاتَ بَادِيَ اَلْعَوْرَةِ
🔰شخص ديگرى از سپاه عمر سعد به نام محمد بن اشعث كندى جلو آمد و گفت:
اى حسين پسر فاطمه!تو از جانب پيامبر خدا چه حرمتى دارى كه ديگران ندارند؟
حسين عليه السّلام فرمود: إِنَّ اَللّٰهَ اِصْطَفىٰ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرٰاهِيمَ وَ آلَ عِمْرٰانَ عَلَى اَلْعٰالَمِينَ ذُرِّيَّةً
«خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را به جهانيان برگزيد كسانى كه از يكديگرند».
آنگاه فرمود:به خدا سوگند محمد صلّى اللّه عليه و آله از خاندان ابراهيم است و عزت از خاندان محمد صلّى اللّه عليه و آله هستند.
بعد فرمود:اين مرد كيست؟
گفتند:او محمد بن اشعث بن قيس كندى است.
حسين عليه السّلام سر سوى آسمان بلند كرد و گفت:خدايا!به او چنان خوارى نصيب كن كه هرگز عزيزش نسازى.
از آن پس او دچار عارضى شد و از سپاه كناره گرفت تا خود را پرستار باشد.
خداوند عقربى را بر او چيره ساخت تا او را گزيد و او درحالىكه شرم گاهش آشكار گشته بود،جان سپرد.
📚الأمالی (للصدوق) ج۱ ص۱۵۰
➖خوشحالی معاویه از شهادت امام حسن علیهالسلام
🔺فلما بلغ معاویة موته سمع تکبیره من الخضراء، فکبر اهل الشام لذلک التکبیر، فقالت فاختة بنت قریظة لمعاویة: اقر الله عینک ما الذی کبرت لاجله؟ فقال: مات الحسن، فقالت ا علی موت ابن فاطمة تکبر؟. فقال: والله ما کبرت شماتة بموته، ولکن استراح قلبی.
ودخل علیه ابن عباس رضی الله تعالی عنهما فقال له: یا ابن عباس هل تدری ما حدث فی اهل بیتک؟ فقال: لا ادری ما حدث؟ الا انی اراک مستبشرا وقد بلغنی تکبیرک وسجودک فقال: مات الحسن فقال ابن عباس یرحم الله ابا محمد ثلاثا، والله یامعاویة لاتسد حفرته حفرتک، ولایزید عمره فی عمرک، ولئن کنا قد اصبنا بالحسن، فلقد اصبنا بامام المتقین وخاتم النبیین، فجبر الله تلک الصدعة، وسکن تلک العبرة، وکان الله الخلف علینا من بعده.
🔸ابن خلکان نقل میکند:
زمانی که معاویه از وفات امام حسن با خبر شد، صدای تکبیرش از کاخ سبز شنیده شد، مردم شام به پیروی از او تکبیر گفتند، فاخته دختر قریظه (همسر معاویه) به او گفت: چشمت روشن، بهخاطر چه چیزی تکبیر گفتی؟
معاویه گفت: حسن از دنیا رفت، فاخته گفت: آیا برای مردن فرزند فاطمه تکبیر میگوئی معاویه گفت: به خدا قسم به خاطر شادمانی در مرگ او تکبیر نگفتم؛ ولی قلبم آسوده و راحت شد.
🔸ابن عباس بر معاویه وارد شد، معاویه به او گفت: آیا از اتفاقی که برای خانوادهات افتاده خبر داری؟
ابن عباس گفت: نمیدانم چه اتفاقی افتاده؛ ولی تو را شادمان و خندان میبینم و خبر تکبیر و سجده تو را شنیدهام.
معاویه گفت: حسن از دنیا رفت.
ابن عباس گفت: خدا ابومحمد را رحمت کند (اینجمله را سه بار گفت) سوگند به خدا که ای معاویه، بدن او قبر تو را نخواهد بست و کم شدن عمر او، بر عمر تو نخواهد افزود، اگر ما به امام حسن ملحق شویم، به پیشوای پرهیزگاران و انگشتر پیامبران ملحق شدهایم و خداوند این دوری را جبران و این اندوه را تسکین خواهد داد؛ و پس از آن خداوند برای ما جانشین انتخاب خواهد کرد.
📚: وفیات الاعیان ج ۲ ص۶۶
➖وقتی معاویه، جعده ملعونه را طرد کرد
(عليهمااللعنة و اللعذاب)
🔺قال ابو الحسن المدائنی: وکانت وفاته فی سنة تسع واربعین، وکان مرضه اربعین یوما، وکانت سنه سبعا واربعین سنة، دس الیه معاویة سما علی ید جعدة بنت الاشعث ابن قیس زوجة الحسن، وقال لها: ان قتلتیه بالسم فلک مائة الف، وازوجک یزید ابنی. فلما مات وفی لها بالمال، ولم یزوجها من یزید. قال: اخشی ان تصنع بابنی کما صنعت بابن رسول الله (صلیاللهعلیهوسلم)
🔸ابنابیالحدید نقل میکند:
ابوالحسن مدائنی گوید: امام حسن در سال ۴۹ هـ از دنیا رفت و چهل روز مریض بود، سن آن حضرت در هنگام وفات ۴۷ سال بود.
معاویه دسیسه کرد و به دست جعده دختر اشعث که همسر امام بود، سمی فرستاد و به او گفت: اگر او را با سم بکشی، به تو صد هزار [درهم] خواهم داد و نیز تو را به همسری یزید درمیآورم. وقتی امام حسن را به شهادت رساند، مال را به او داد
ولی او را به همسری یزید درنیاورد و به او گفت: میترسم همان کاری را که با فرزند رسول خدا کردی، با فرزند من هم انجام دهی
📚 ابنابيالحديد ج16ص11
➖حتی در ذکر نام امام حسن علیهالسلام نیز دشمنی خود را اظهار کردند
🛑مِنْ عَجِيبِ أَمْرِهِمْ وَ ظَاهِرِ بُغضِهِم لِأَهْلِ الْبَيْتِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ أَنَّهُمْ إِذَا ذَكَرُوا الْإِمامَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اَلَّذِي هُوَ وَلَدُ رَسُولِ اَللَّهِ وَ رَيْحَانَتُهُ وَ قُرَّةُ عَيْنِهِ وَ الَّذِي نحله اَلْإِمَامَةَ وَ شَهِدَ لَهُ بِالْجَنَّةِ حَذْفٌ مِنِ اِسْمُهُ اَلْأَلْفُ وَ اَللاَّمُ وَ يُقَالُ حَسَنُ بْنُ عَلِيٍ وَ لِأَوْلاَدِهِ أَوْلاَد حسن اِسْتِصْغَاراً لَهُ وَ اِحْتِقَاراً لِذِكْرِهِ ثُمَّ يَقُولُونَ مَعَ ذَلِك الْحَسَنِ الْبَصْرِيُّ فَيُثْبِتُونَ فِي اسْمِهِ الْأَلِفَ وَ اَللاَّمُ إِجْلاَلاً لَهُ وَ إِعْظَاماً وَ تَفْخِيماً لِذِكْرِهِ و إكْرَاماً وَ ذَلِكَ أَنَّ هَذَا اَلْبَصْرِيَّ كَانَ مُتَجَاوِزاً عَنْ وَلايَةِ أَهْلِ الْبَيْتِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ و هُوَ اَلْقَائِلُ فِي عُثْمَانَ قَتَلَهُ الْكُفَّارُ وَ خَذَلَهُ اَلْمُنَافِقُونَ وَ لَمْ يَكُنْ فِي اَلْمَدِينَةِ يَوْمَ قَتَلَهُ
🔰مرحوم کراجکی نقل میکند:
و من به عجب میآیم از امر دشمنان شیعه و از ظاهر دشمنی آنها با اهل بیت علیهمالسلام:
اینکه وقتی امام حسن بن علی علیهالسلام، که فرزند رسول الله، محبوب او و نور چشمان اوست، و امامتی که به او عطا شده و دربارهاش شهادت به بهشت داده شده است، یاد میشود، در ذکر نامش الف و لام حذف شده و گفته میشود: «حسن بن علی»، و برای پسرانش میگویند: «اولاد حسن»، که این تعبیر به نوعی کمارزشی و تحقیر نسبت به ذکر اوست.
در حالی که در همان حال، به «حسن بصری» اشاره میکنند(الحسن البصری) و نامش را با الفولام ذکر میکنند تا به او احترام بگذارند و ذکرش را بزرگ شمارند، و این در حالی است که حسن بصری از ولایت اهل بیت علیهمالسلام خارج شده و درباره عثمان گفت: «او را کافران کشتند و منافقین او را تنها گذاشتند»، و در روز قتل عثمان در مدینه حضور نداشت.
👇نکته👇
در ادبیات عرب به"ال" که در کلمه"الحسن" است الفولام زینت گفته میشود یعنی فقط برای زیبایی کلمه به کار میرود و اثر معنایی ندارد
📚التعجب من أغلاط العامة في مسألة الإمامة، ص: 115
➖دشمنی در اظهار نَسَب اهلالبیت علیهمالسلام
✍🏻 ائمه اطهار «علیهمالسلام» همواره بر این تأکید داشتند که فرزندان حقیقی پیامبر اکرم «صلیاللهعلیهوآله» هستند، نه صرفاً نوادگان ایشان آنان خود را امتداد رسالت نبوی و وارثان حقیقی علم، اخلاق و ولایت پیامبر معرفی میکردند. در مقابل، دشمنان اهلبیت «علیهمالسلام» تلاش میکردند ایشان را تنها «نوادگان» پیامبر بنامند تا پیوند معنوی و جایگاه الهی آنان را کمرنگ جلوه دهند و زمینهای برای ابراز دشمنی و انکار حقانیتشان فراهم سازند.
1: 🔺فَلَمَّا وُلِدَ الْحَسَنُ جَاءَ النَّبِيُّ فَقَالَ- يَا أَسْمَاءُ هَاتِ ابْنِي- فَدَفَعْتُهُ إِلَيْهِ فِي خِرْقَةٍ صَفْرَاء)۱
🔸وقتی امام حسن «علیهالسلام» به دنیا آمدند پیامبر صلیاللهعلیهواله فرمودند:
پسرم را برای من بیاورید .
2: 🔺أَمَّا الْحَسَنُ فَإِنَّهُ ابْنِي وَ وُلْدِي وَ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ قُرَّةُ عَيْنِي وَ ضِيَاءُ قَلْبِي وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي)2
🔸پیامبر صلیاللهعلیهواله فرمودند:
امام حسن علیهالسلام فرزند من و نور چشم و روشنائی قلب و ثمره قلب من است
3: 🔺أَنَا ابْنُ النَّبِيِّ النَّذِيرِ الْبَشِير)3
🔸امام حسن علیهالسلام هنگام ایراد خطبه در روز صلح فرمودند:
من پسر پیامبری هستم که نذیر و بشیر بود
👇تلاش دشمن👇
َ1️⃣: عَنْ ذَكْوَانَ مَوْلَى مُعَاوِيَةَ قَالَ: قَالَ مُعَاوِيَةُ لَا أَعْلَمَنَّ أَحَداً سَمَّى هَذَيْنِ الْغُلَامَيْنِ ابْنَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ لَكِنْ قُولُوا ابْنَيْ عَلِيٍّ ع قَالَ ذَكْوَانُ فَلَمَّا كَانَ بَعْدَ ذَلِكَ أَمَرَنِي أَنْ أَكْتُبَ بَنِيهِ فِي الشَّرَفِ قَالَ فَكَتَبْتُ بَنِيهِ وَ بَنِي بَنِيهِ وَ تَرَكْتُ بَنِي بَنَاتِهِ ثُمَّ أَتَيْتُهُ بِالْكِتَابِ فَنَظَرَ فِيهِ فَقَالَ وَيْحَكَ لَقَدْ أَغْفَلْتَ كِبَرَ بَنِيَّ فَقُلْتُ مَنْ فَقَالَ أَمَّا بَنُو فُلَانَةَ لِابْنَتِهِ بَنِيَّ أَمَّا بَنُو فُلَانَةَ لِابْنَتِهِ بَنِيَّ قَالَ قُلْتُ اللَّهَ أَ يَكُونُ بَنُو بَنَاتِكَ بَنِيكَ وَ لَا يَكُونُ بَنُو فَاطِمَةَ بَنِي رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ...
🔸ذكْوَان، غلام معاویه، میگوید:
معاویه گفت: «من هیچکس را نمیشناسم که این دو جوان را فرزندان رسول الله ص بنامد، اما بگویید فرزندان علی علیهالسلام.» ذَكْوَان گفت: «پس از آن، او به من سفارش کرد که نام فرزندانش را در فهرست شرافت بنویسم. من نام فرزندان و نوههای پسری او را نوشتم و از نام نوههای دختری او صرف نظر کردم.
سپس نزد او رفتم و کتاب را به او تقدیم کردم.
او نگاهی به آن انداخت و گفت: 'وای بر تو! تو بزرگترهای فرزندانم را نادیده گرفتی.' گفتم: 'چه کسانی را؟
او پاسخ داد: 'پسران فلانی، که دخترش از فرزندان من است؛ اما پسران فلانی، که دخترش از فرزندان من است.' گفتم: 'آیا فرزندان دخترانت فرزندانت هستند و فرزندان فاطمه، دختر رسول الله، فرزندان پیامبر نیستند؟' او گفت: 'چی بر تو بگذرد! خدا تو را بکشد! نگذار هیچکس از تو این را بشنود.
2️⃣: بعَثَ الْحَجَّاجُ إِلَى يَحْيَى بْنِ يَعْمُرَ فَقَالَ لَهُ أَنْتَ الَّذِي تَزْعُمُ أَنَّ ابْنَيْ عَلِيٍّ ابْنَا رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ نَعَمْ وَ أَتْلُو عَلَيْكَ بِذَلِكَ قُرْآناً قَالَ هَاتِ قَالَ أَعْطِنِي الْأَمَانَ قَالَ لَكَ الْأَمَانُ قَالَ أَ لَيْسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنا وَ نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ.....
🔸حجاج به یحیی بن یعمر پیام فرستاد و به او گفت: «آیا تو کسی هستی که میگویی فرزندان علی، فرزندان رسول الله ص هستند؟»
یحیی پاسخ داد: «بله، و من این را با قرآن بر تو قرائت میکنم.»
حجاج گفت: «بگو!»
یحیی گفت: «به من امان بده.»
حجاج پاسخ داد: «برای تو امان هست.»
یحیی سپس گفت: «آیا خداوند عز و جل نمیفرماید: [و وهبنا له اسحاق و یعقوب، هر دو را هدایت کردیم و نوح را پیشتر هدایت کردیم و از نسل او، داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون و این گونه محسنین را جزا میدهیم]؟»
سپس گفت: «و زکریا و یحیی و عیسی»، آیا برای عیسی پدر وجود داشت؟
حجاج پاسخ داد: «نه.»
یحیی اضافه کرد: «پس خداوند عز و جل او را در کتابش به ابراهیم نسبت داده است.»
حجاج گفت: «چه چیز تو را واداشت که چنین حدیثی را روایت کنی؟»
یحیی گفت: «خداوند در علمش از علمای خود پیمان گرفته که علمی را که آموختهاند، پنهان نکنند.»
📚منابع:
1: صحيفة الإمام الرضا عليه السلام، ص: 73
2: امالی طوسی ص 114
3: امالی طوسی ص 662
3: امالی طوسی 566
4: کشف الغمة ج1، ص: 550
5: امالی صدوق ص 662
✳️ شاخصه های عاقل✳️
🔺موضوع👇👇🔺
✍️ ✍️ سخن امام رضا(ع) درباره خصلتهایی که نشانه کمال عقل است
🔸امام رضا علیه السلام فرمودهاند عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده خصلت را در خود داشته باشد.
امام هشتم حضرت رضا علیه السلام فرمودند:
عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد:
لا يَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَكُونَ فيهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَيْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. يَسْتَكْثِرُ قَليلَ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ، وَ يَسْتَقِلُّ كَثيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَيْهِ، وَ لا يَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَيْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ.
ثُمَّ قالَ عليه السلام: أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قيلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ عليه السلام: لا يَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَيْرٌ مِنّى وَ أَتْقى»
1ـ از او اميد خير باشد
2ـ مردم از بدى او در امان باشند
3ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد
4ـ خير بسيار خود را اندك شمارد
5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود
6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود
7ـ فقر در راه خدايش از توانگرى محبوبتر باشد
8ـ خوارى در راه خدايش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد
9ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد
سپس فرمود: دهمین و چيست دهمین؟ به او گفته شد: چيست؟
فرمود: احدى را ننگرد جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزكارتر است.
📘 "تحف العقول، صفحه 443"
✍️دفتر مطالعات و تأمین محتوا