eitaa logo
خزینة الجواهر
1.2هزار دنبال‌کننده
35هزار عکس
35.2هزار ویدیو
39.5هزار فایل
منبعی از محتوای ناب تبلیغی مناسبتی ارتباط باخادم كانال @a1nemati پستهای مفیدتان را به ما ارسال کنید
مشاهده در ایتا
دانلود
وی در ادامه مطرح کرد: بهتر است به جای کلمه نارسای رحلت برای نبی مکرم اسلام(ص) از کلمه شهادت استفاده کنیم، زیرا نبی مکرم اسلام(ع) همانند اهل بیتش با مسموم شدن به شهادت رسیده است. آیت الله عندلیب همدانی گفت: طلاب علوم دینی بهتر است
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
علیه السلام مسافری که اجل گشت همسفرش سفر رسیده به پایان در آخر صفرش  هنوز آید از آن حجره ی غریب به گوش  صدای ناله ی آهسته ی پسر پسرش  چه خوب اجر رسالت به مصطفی دادند  که پاره ی جگرش، پاره پاره شد چگرش اگر چه کار گذشته، اجل شتاب مکن  جواد آمده از ره به دیدن پدرش  ز اشک های جوادالائمه پیدا بود که شسته دست دگر از جهان محتضرش  پسر به صورت بابا نهاد صورت خویش  پدر گرفت به زحمت سرشک از بصرش 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
علیه السلام آسمان زیر پرت بود زمین افتادی  یک عبا روی سرت بود زمین افتادی  نه صدای تو به گوش کسی آن روز رسید  نه کسی دور و برت بود زمین افتادی  صورتت خاکی و دستار و عبایت خاکی  مادرت در نظرت بود زمین افتادی  «زهر از جان تو آقا جگرت را می خواست»  آتشی بر جگرت بود زمین افتادی  ناله می کرد جوادت به سرش می زد آه  اشک در چشم ترت بود زمین افتادی  مثل یک مار گزیده به خودت پیچیدی  خوب شد که پسرت بود زمین افتادی  ولی افسوس به میدان دل خون برد حسین  نیزه از پشت زدند و به زمین خورد حسین 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
علیه السلام من حسینم که صفا بخش دو عالم هستم سالها صاحب شبهای محرم هستم من حسینم که برایم همه زاری دارند تا بیایند حرم لحظه شماری دارند سالها هست که من اینهمه زائر دارم یک جهان منبری و شاعر و ذاکر دارم عاشقان روز و شب و سال به من می گریند خوب و بد باز به هر حال به من می گریند همه هستند عزادار، چهل شب گریان به من و حال پریشانی زینب گریان اربعین را همه دیدید چه شد دور و برم چقدر زائر دلسوخته آمد به حرم گر چه در هر دو جهان عاشق و مجنون دارم ولی از غربت یک مرد دلی خون دارم نام او می برم و لرزه می افتد به تنم من جگر سوخته ی غربت و داغ حسنم تو که زوار نداری به فدای تو حسین حرم انگار نداری به فدای تو حسین دوستان تو کم و دشمن تو بسیار است آنچه در دور و بر خویش نداری یار است مثل تو هیچ کسی این همه بی زائر نیست در همه سال چرا روضه ی تو دائر نیست روضه هم باشد اگر باز همه بی خبرند گریه کن هات برادر چقدر مختصرند یاد داری چقدر عبد و مطیعت بودم سالها زائر شبهای بقیعت بودم کاش می شد بدهم باز خدا را قسمت تا که زوار خودم را بفرستم حرمت چقدر طعنه به تنهایی تو همسر زد دوست زد زخم زبان،دشمن تو خنجر زد پشت خیمه همۀ لشگر تو آماده تا که بیرون بکشند از قدمت سجاده دوستانت همگی عرض ارادت دارند جنگ بر پا نشده نیت غارت دارند باز هم شکر که در خیمه نیامد آتش یا که بی تاب نشد هیچ کسی وقت عطش گر چه بر خیمه ی تو پنجه گشودند حسن زن و فرزند تو در خیمه نبودند حسن از تو سجاده و از من بدنم غارت شد زنده بودم به خدا پیرهنم غارت شد 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
سلام الله علیها یارسول الله برخیز ارمغان آورده‌ام از یتیمانِ حرم یک کاروان آورده‌ام دستباف مادرم شد، پاره پاره پیرهن زین سفر بنگر چه سوغاتی گران آورده‌ام رفتم از پیشَت اگر با لشگری از محرمان کاروان را همره نامحرمان آورده‌ام آستین ها شد بجای چادرِ زنها حجاب با چه وضعی دختران را نزدتان آورده‌ام از کنیزک خواندن ناموس، نشنیده بگیر من اماناتِ ترا با نیمه جان آورده‌ام این عبا، عمّامه، این شمشیر، این هم خاتمت من دلی پُر نزد تو از ساربان آورده‌ام داغ هفتادو دوتن، یک صبح دیدم تا غروب خود مپرس از من چرا قدّی کمان آورده‌ام از جوانان بنی هاشم فقط سجاد ماند جمع را همراهِ مولای جوان آورده ام یارسول الله، یاجدّا حسینت کشته شد خویش را از قتلگه بر سرزنان آورده‌ام کوفیان می‌خواستند از دین نماند، هیچ چیز پرچم اسلام، با نطق و بیان آورده‌ام همچو صدها خطبه، فریاد رقیه کار کرد گر چه از آن نیمه شب دردی نهان آورده 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
زهری پلید بر جگرش کارگر شده آقای غصه ها نفسش مختصر شده کم کم تمام حجم تنش آب میشود مانند فاطمه بدنش آب میشود خواهر رسید و فاجعه را در نظاره شد از شعله های خون لبش در شراره شد میدید زخم کوچه دهان باز کرده است راز مگوی کوچه زبان باز کرده است از عهد کودکی جگرش پاره پاره است "او کشته ی شکستن یک گوشواره است" در کوچه دست سنگ دلی از سرش گذشت یادش نمیرود که چه بر مادرش گذشت از ضرب کینه چادر مادر به گل نشست همراه گوشواره غرور پسر شکست دیوار را هنوز به یادش می آورد مسمار را که هیچ ز خاطر نمی برد سم را بهانه کرد که راحت شود مگر از خاطرات کوچه و کابوس میخ و در 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
بخشش و جود و کرم در انحصار مجتبی ست گردش مهر و ملک دور مدار مجتبی ست خانه اش مهمان سرای مردم بیچاره بود نان گرم و روی خوش اینها شعار مجتبی ست در ملائک هیبتی مافوق اسرافیل نیست او ولی خود بی گمان محو وقار مجتبی ست هر شب از عرش خدا او میهمان دارد ولی با جذامی ها نشستن افتخار مجتبی ست او ولی الله باشد در قیام و در سکوت آفرینش مهره ای در اختیار مجتبی ست "در حریم حضرت خورشید جای ذره نیست" آفتاب از شرم خود آیینه دار مجتبی ست صلح او پایه گذار انقلاب عشق بود در حقیقت کربلا هم یادگار مجتبی ست مرد میدان جمل پی کرد چشم فتنه را این فقط یک گوشه ای از اقتدار مجتبی ست 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از اشعار ناب آیینی
مولای ما کریم ولیکن غریب بود او دست گیر خلق ولی بی حبیب بود با او مدینه شد وطن بی نیازها بعد از خدا سخاوت او بی رقیب بود غیر از نمک به زخم دل خود دوا نداشت با آنکه بر تمامی عالم طبیب بود از دشمنان که کینه ی بسیار دیده است در بین دوستان خودش هم غریب بود در کوچه زخم خورده ی لبخند قنفذ و... در خانه هم اسیر زنی نانجیب بود شرحش هزار روضه ی مکشوفه می شود در محضر امام مغیره خطیب بود کابوس کوچه موی سرش را سفید کرد از کودکی ز حادثه ای بی شکیب بود دستی سیاه زندگی اش را سیاه کرد دستی که از مروت دل بی نصیب بود دل خونِ روزگار که در آخرین نفس پیش حسین راویِ شیب الخضیب بود 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
منبر وروضه ی بسیار عالی مرحوم حجت الاسلام والمسلمین اسدی درسالگردشهادت امام مجتبی در مسجد حوزه آیت الله آخوند معصومی همدان
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
بهجة النظر في إثبات الوصاية و الإمامة للأئمة الإثني عشر، ص: 63 5- ابن بابويه في كتاب النصوص على الأئمّة الاثني عشر عليهم السّلام، قال: حدّثني محمّد بن وهبان بن محمّد البصريّ، قال: حدّثني داود بن الهيثم بن إسحاق النحويّ، قال: حدّثني إسحاق بن البهلول بن حسان، قال: حدّثني طلحة بن زيد الرقيّ، عن زبير بن عطاء، عن عمر بن هاني العبسيّ عن جنادة بن أبي أميّة قال: دخلت على الحسن بن علي بن أبي طالب عليه السّلام في مرضه الّذي توفّي فيه، و بين يديه طشت يقذف عليه‏ الدّم و تخرج كبده قطعة قطعة من السمّ الّذي سقاه معاوية لعنه اللّه، فقلت: يا مولاى مالك لا تعالج نفسك؟ قال: يا عبد اللّه بما ذا أعالج الموت؟ قلت: إنّا للّه و إنا إليه راجعون. ثمّ التفت إليّ فقال: و اللّه لعهد عهده إلينا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله أنّ هذا الأمر يملكه أحد عشر إماما من ولد علي و فاطمة؛ ما منّا إلّا مقتول أو مسموم. ثمّ رفعت الطشت و اتّكأ صلوات اللّه عليه. قال، فقلت له: عظني يا ابن رسول اللّه؛ قال: نعم. استعدّ لسفرك، و حصّل زادك قبل حلول أجلك، و اعلم أنّك تطلب الدنيا و الموت يطلبك؛ و لا تحمل همّ يومك الّذي لم يأت على يومك الّذي أنت فيه؛ و اعلم أنّك لا تكسب من المال شيئا فوق قوتك الّا كنت فيه خازنا لغيرك؛ و اعلم أنّ في حلالها حسابا و في حرامها عقابا و في الشبهات عتاب، فأنزل الدنيا بمنزلة الميتة، خذ منها ما يفيك‏ فإن كان ذلك حلالا، كنت قد زهدت فيها؛ و إن كان حراما لم تكن أخذت من الميتة، و إن كان عتابا فإنّ العتاب يسير؛ و اعمل لدنياك كأنّك تعيش أبدا، و اعمل لآخرتك كأنّك تموت غدا؛ و إذا أردت عزّا بلا عشيرة و هيبة بلا سلطان، فاخرج من ذلّ معصية اللّه الى [عزّ] طاعته؛ و إذا نازعتك الى صحبة الرّجال حاجة، فاصحب من إذا صحبته زانك، و اذا أخذت منه‏ صانك، و إذا أردت منه مؤنة مانك‏ ، و إن قلت صدّق قولك، و إن صلت شدّ صولك، و إن مددت يدك بفضل‏ ______________________________ (1)- في المصدر: عمير. (2)- في المصدر: فيه. (3)- في المصدر أثنا عشر و هو تصحيف. (4)- في المصدر: يكفيك. (5)- في المصدر: خدمته. (6)- في المصدر: معونة فاتك؛ و في النسخة البدل معونة عانك (أعانك). (7)- في المتن: صدّ. مدّها، و إن بدت [منك‏] ثلمة سدّها، و إن رأى منك حسنة عدّها، و إن سألته أعطاك، و إن سكتّ عنه ابتداك؛ و إن نزلت بك إحدى الملمّات آساك؛ اصحب من لا يأتيك منه البوائق، و لا يختلف عليك منه الطرائق، و لا يخذلك عند الحقائق، و إن تنازعتما منفسا أثرك. قال: ثمّ انقطع نفسه و اصفرّ لونه حتّى خشيت عليه، و دخل الحسين بن علي عليه السّلام و الأسود بن أبي الأسود فانكبّ عليه حتّى قبّل رأسه و بين عينيه، ثمّ قعد عنده فتسارّا جميعا، فقال ابن أبي الأسود: إنّا للّه إنّ الحسن قد نعيت إليه نفسه و قد أوصى إلى الحسين. و توفّي صلّى اللّه عليه و اله يوم الخميس في آخر صفر سنة خمسين من الهجرة، و له سبع و أربعون سنة، و دفن بالبقيع‏ .
آخرین موعظه ی امام حسن خطاب به جناده در بستر شهادت حضرت امام مجتبی علیه السلام