eitaa logo
خزینة الجواهر
1.2هزار دنبال‌کننده
35هزار عکس
35.2هزار ویدیو
39.5هزار فایل
منبعی از محتوای ناب تبلیغی مناسبتی ارتباط باخادم كانال @a1nemati پستهای مفیدتان را به ما ارسال کنید
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از قاسم روانبخش
♦️ آیت‌الله مصباح دلم را شکست. 🔻چند روز قبل جمله‌ای از آیت‌الله مصباح پرسیدم که راجع به استادشان مرحوم آیت‌الله بهجت بود؛ ایشان فرمودند یادم نمی‌آید، من دیگر پیر شده‌ام؛ سپس با مزاح گفتند فلانی نمیدانم دیگر به درد قبرستان قم نو میخورم؟ نمیدانم آنجا مرا راه میدهند یا باید به بهشت‌معصومه بروم؟ 🔻بنده که از این جمله غمگین شده و دلم شکسته بود، برای تلطیف فضا جریانی را عرض کردم و گفتم: یک زمانی یکی از دوستان به من می‌گفت اگر انقلاب نمی‌شد و امام (ره) قیام نمی‌کرد، الآن باید در قبرستان‌ها سر قبرها قرآن میخواندیم. 🔻آیت‌الله مصباح‌یزدی فرمودند: " اگر امام خمینی و انقلاب نبود، معلوم نبود قرآنی باشد که ما بخوانیم..." 🔰حسین جلالی http://eitaa.com/joinchat/3376414733Cd4a3b5953e
براى كودكان بالاى شش سال و نوجوانانى كه خجالتى هستند، يا وقت خود را پاى تلوزيون يا كامپيوتر ميگذراند يا حرمت نفس پاينى دارند دو كار انجام بدهيد؛ آنها را درگير ورزش مخصوصا ورزش گروهى كنيد. شرايطى را مهيا كنيد آنها وقت خود را با همسالان و دوستان خوبشان بگذرانند. آنها را با دوستانشان به پارك يا رستوران ببريد يا دوستانشان را دعوت كنيد. ورزش و دوست پايه هاى اصلى سلامت بچه ها از شش سالگى به بعد ميباشد.
700 سال پیش در اصفهان مسجدی می ساختند: کار تمام شده بود و کارگران در حال انجام خرده کاری های پایانی بودند پیرزنی از انجا رد میشد . ناگهان پیرزن ایستاد و گفت بنظرم مناره مسجد کج است! کارگران خندیدند ولی معمار با صدای بلند فریاد زد ساکت ! چوب بیاورید . کارگر بیاورید . چوب را به مناره تکیه دهید . حالا همه باهم . فشااار دهید . فشااااااااااار !!! و مرتب از پیرزن می پرسید مادر درست شد؟ بعد از چند دقیقه پیرزن گفت درست شد و دعا کنان دور شد . کارگران گفتند مگر می شود مناره را با فشار صاف کرد ؟ معمار گفت : نه ! ولی میتوان جلوی شایعه را گرفت ! اگر پیرزن می رفت و به اشتباه به مردم میگفت مناره کج است و شایعه کج بودن مناره بالا میگرفت . دیگر هرگز نمیشد مناره را در نظر مردم صاف کرد. ولی من الان با یک چوب و کمی فشار ، مناره را برای همیشه صاف کردم!!! از شایعه بترسید ! در تجارت و کسب و کارتان ، حتی در زندگیتان از شایعه بترسید ! اگر به موقع وارد عمل شوید براحتی مناره زندگیتان صاف خواهد شد
هدایت شده از کتاب خوب📚
"عصر سی ان ان و هالیوود" در کتاب حاضر، نویسنده تلاش کرده است با الهام از نظریات بودریار، لاکان و ادوارد سعید نقش رسانه‌های امریکا (روزنامه‌ها و تلویزیون) و نیز سینما (هالیوود) را در تعریف و تعیین منافع و هویت‌سازی ملی نشان دهد. برای نمونه، رسانه‌های امریکا، ازجمله هالیوود در فیلم‌های پرفروش خود در دههٔ ۸۰ و ۹۰ با بازتولید تصویرهای کلیشه‌ای از مردم خاورمیانه، مردم خود را در برابر (دیگری) تعریف می‌کنند. خاورمیانه سرزمینی مرموز، پیچیده و خارج از زمان نشان داده می‌شود: منطقه‌ای که «نفت» دارد ولی مردم آن نه‌تنها به‌نحو وصف‌ناشدنی و غیرقابل تحملی مثل «ما» نیستند، بلکه «دیگرانی» هستند که برای موجودیت، امنیت و سرانجام تمدن «ما» خطرناک‌اند.   📚انتشارات نشر نی نویسنده محمد مهدی سمتی #رسانه #جامعه_شناسی 📗📘📙 @ketabe_khoob
آتش بیاران ایرانهراسی در لندن دوستم خبرنگار انگلیسی مقیم کابل است. میگوید ویدیوی منتسب به بدرفتاری پلیس ایران با مهاجران افغانستانی بمب خبری شده و احساسات ضدایرانی در افغانستان را بشدت تحریک کرده. منبعش را میپرسم، توییت ستار سعیدی، خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی را برایم میفرستد. از آقای ستار سعیدی که رسما تخریبچی رابطه دو ملت و مامور تفرقه و افزایش ایرانهراسی شده ده سوال میپرسم: جناب آقای ستار سعیدی ۱- به نظر شما که سالها کار تلویزیونی کردید صدا و تصویر ویدیو سینک و همزمان است؟ ۲- آیا هیچ نشانه‌ای، حتی یک پرچم ایران، می‌بینید که محتمل کند این فیلم در یک پاسگاه در ایران فیلمبرداری شده؟ ۳- از نظر عقلانی ممکن نیست این ویدیو مثلا در قندهار ساخته شده باشد؟ ۴- منبع شما برای این ویدیو چیست؟ از کجا آن را برداشتید؟ آیا این اصل اولیه خبرنگاری نیست که منبع را در پایین توییت ذکر کنید؟ ۵- منبع اولیه این ویدیو در فارسی، آمدنیوز است. زردنامه‌ای متعلق به فردی که مشکوک به عدم سلامت روانی و دماغی است. چگونه خبرنگار بی‌بی‌سی به آمدنیوز استناد میکند؟ ۶- آیا جنس تصویر این ویدیو عادی است؟ آیا شباهتی به دوربین موبایلهای امروزی دارد؟ ۷- از خودتان پرسیدید چگونه این ویدیو به بیرون درز کرده؟ یا چرا؟ ۸- قبل از بازنشر این کلیپ و اعتبار دادن به چیزی که میتواند باشد به سوالهای بالا اصلا فکر کردید؟ چند ثانیه؟ ۹- پلیس ایران دیروز اعلام کرد که «بلافاصله بعد از انتشار این ویدیو بررسیهایی انجام داده و مشخص شده انی واقعه در هیچکدام از مقرهای ناجا رخ نداده و بنابراین شناسایی و دستگیری عاملان تهیه این فیلم در دستور کار پلیس قرار گرفته». آیا شما که از اعتبار بی‌بی‌سی مدعی انصاف و بیطرفی برای انتشار یک فیک_نیوز خرج کرده بودید احساس وظیفه کردید که تکذیبیه پلیس ایران را هم منتشر کنید؟ ۱۰- بهتر از من میدانید سعودی و اسراییل و آمریکا بشدت دنبال افزایش شکاف میان ایران وهمسایگانش هستند. به ویژه عراق و افغانستان. تابستان دیدیم که ویدیوهای دروغین از ایران چگونه منجر به حمله به کنسول ایران در بصره شد. سوال اینست: منفعت شخص شما و بی‌بی‌سی در افزایش این شکاف چیت؟ علی علیزاده @jedaal https://twitter.com/SattarSaeedi/status/1074931705365086208
🚦در صحنۀ تاریک تئاتر، اگر نورافکن را متمرکز کنیم روی بازیگرِ بالای سن، چیز دیگری جز آن شخص دیده نمی‌شود. به همین ترتیب، وقتی رسانه‌ها خود را وقفِ اخبارِ سلبریتی‌ها می‌کنند، مشکلات واقعی جامعه به فضای تاریکِ فراموشی سپرده می‌شود. ازآن‌پس، تا حرفی از دهان یک هنرپیشه خارج نشود، رسمیت پیدا نمی‌کند: جامعۀ ما دچار خشکسالی یا کودک‌آزاری است، تنها اگر پُست اینستاگرام یک بازیگر چنین بگوید. در این اوضاع، سیاست به‌دست افرادی می‌افتد که زندگی‌شان هیچ ربطی به مردم عادی ندارد! ▫️ترجمان علوم انسانی
پدیده نشخوار ذهنی منفی چیست؟! 💡همه ما، گفتگوی درونی داریم. از لحظه ای که بیدار می شویم تا زمانی که می خوابیم یک نفر همیشه درون سر ما دارد حرف می زند. همین الان که دارید این متن را می خوانید هم او دارد حرف می زند. همه ما این گفتگوی درونی را داریم. این گفتگوی درونی گاهی اوقات به نشخوار ذهنی منفی تبدیل می شود. 📌بگذارید اول نشخوار را توضیح دهم: چندین هزار سال پیش، بعضی از حیوانات برای حفظ امنیت خود مجبور بودند که به هنگام پیدا کردن غذا، با شتاب آن را بدون جویدن ببلعند و دوباره به مخفیگاه خود باز گردند. سپس در آنجا با خیال آسوده، آرام می گرفتند و غذایی را که قبلاً بلعیده بودند، بالا می آوردند و می جویدند و دوباره می بلعیدند. گاهی اوقات ما انسان ها نیز دچار مساله ای مانند نشخوار می شویم. یعنی به یک موضوع بارها و بارها فکر می کنیم. ما گیر می افتیم در یک حلقه بی پایان و بی نتیجه فکر کردن به یک موضوع و مدام آن را می بلعیم و دوباره آن را می آوریم بالا و دوباره آن را می جویم. در گفتگوهای تکراری درونی یا نشخوار ذهنی مدام به نکات منفی، خاطرات منفی و جنبه های منفی فکر می کنیم و بعد از مدتی به آن اعتیاد پیدا می کنیم. همانند حیواناتی که از اول اهل نشخوار نبودند اما اکنون دیگر معده شان کاملا متناسب نشخوار شده است. این نشخوار منفی می تواند گریبان همه ما را بگیرد. از فردی که همسرش به وی خیانت کرده تا کارآفرینی که ورشکست شده، تا کاندیدایی که در انتخابات رای نیاورده یا روزنامه نگاری که به ناحق زندانی شده، ورزشکاری که مصدوم شده و دیگر نمی تواند ورزش حرفه ای کند و فردی که در آزمون دکتری به نتیجه نرسیده. سرمایه گذاری که سرمایه اش از بین رفته است. ☑️و اما برای رهایی از دام گفتگوهای درونی منفی تکراری (نشخوار ذهنی) چه می توان کرد؟ 1⃣تكنيك برگردانی مثبت یا انحراف فکر: به صورت ارادي به چيزي توجه كنيد كه مثبت است. بازي هاي فكري کنيد. هر کاری كه مستلزم به كارگيري فكر است. تلفن را برداريد و به دوستان زنگ بزنيد. خلاصه فقط ذهنتان را با هر چيز كوچكي مشغول کنید. يك عدد پيچيده مثل 958354را درنظربگیرید و هفت تا هفت تا از آن كم كنيد. اين تكنيك بخاطر اينست كه مكانيزم ذهن طوريست كه در يك آن نمي تواند به دونقطه توجه كند. 2⃣تکنیک تاخير فكر: براي آمدن فكرهای منفی تکراری به ذهنتان وقت تعيين كنيد و وقتي اين افكار خواستند به ذهنتان وارد شوند به آنها بگوييد كه بروند و در فلان ساعت كه به آنها اختصاص داده ايد بيايند و تدريجا اين ساعات را محدودتر كنيد. این نشان می دهد که شما ارباب هستید و آن ها (افکار منفی تکراری) نوکر. 3⃣تکنیک تدوین فکر: قلم و كاغذ برداريد و همگي افكار منفي خود را بنويسيد ترجیحا با زبان طنز! نوشتن بار سنگين افكار فكري را سبك كرده و گاه با خواندن نوشته ها ممكن است شما را به خنده يا شگفتي از افكار غيرمنطقي خود وادارد. در عين حال وقتي فكرتان را نوشتيد راحت تر مي‌توانيد آن را بررسي كنيد و خطاهايش را شناسايي نماييد. 4⃣تکنیک تصور بدترین حالت ممکن و اقدام: در نگاه اول ممکن است این روش اشتباه به نظر برسد اما دو فایده اساسی دارد. به جای اینکه مدام در مورد نگرانی های آینده فکر کنید. به بدترین حالت ممکن فکر کنید. زمانی که به بدترین حالت ممکن فکر میکنید، میبینید آنقدرها هم بد نیست و تنها این ذهن شماست که آن را بزرگ کرده است. همین طور شما می توانید خود را برای اقدامات جبرانی و پیشگیرانه بعدی آماده کنید. به جای ترس از اقدام، بزنید به قلب ماجرا و دست به کار شوید. 5⃣تکنیک تعریف ماموریت جدید: نشخوار ذهنی، فكر زايد است و فكر زايد زاييده وقت زايد و وقت زايد زاييده بيكاري، با دست زدن به يك فعاليت كه شما را در حالت برانگيختگي قرار دهد مي‌توانيد از حالت نشخوار ذهنی فاصله بگيريد. مثلا اگر در کارآفرینی شکست خورده اید، یک ایده جدید را دنبال کنید. اگر دیگر نمی توانید ورزش حرفه ای کنید، خوب به مربی شدن فکر کنید! اگر به تازگی جدا شده اید، به تمام کارهایی فکر کنید که در زمان زندگی مشترک فرصتش را نداشتید انجام دهید. خداوند درها و دریچه های بسیاری را پیش روی ما قرار داده است. اما گاهی اوقات آنچنان به درهای بسته نگاه می کنیم که صدها در و دریچه دیگر را نمی بینیم. به خدا نگویید چه مشکلات بزرگی دارید بلکه به مشکلات بگویید چه خدای بزرگی دارید. 🖊عارفه پورفتحیه کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
هدایت شده از میز معارف
موضوع : 🔅 پرهیز از بی‌حوصلگی و تنبلی🔅 بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم الحمدلله رب العالمین 📝متن و شرح : عَن عَبدِاللهِ بنِ سِنان فی حدیثٍ قالْ قالَ أبوعبدالله علیه‌السلام: وَ إِیَّاکَ وَ خَصْلَتَیْنِ الضَّجَرَ وَ الْکَسَلَ فَإِنَّکَ إِنْ ضَجِرْتَ لَمْ تَصْبِرْ عَلَى حَقٍّ وَ إِنْ کَسِلْتَ لَمْ تُؤَدِّ حَقّاً. از دو خصلت بپرهیز: کم‌حوصلگى و تنبلى؛ زیرا اگر کم‌حوصله شوى بر حق صبر نمیکنی، و اگر تنبل شوی حق را ادا نمیکنی. الضَّجرَ وَ الکَسَل «ضَجر»، به معنای دلتنگ شدن و ملول شدن و بی‌حوصله شدن است. انسان یک وقتی از یک وضعیّتی، از یک حادثه‌ای مثلاً -یا از وضع مزاجی خودش، یا از کاری که به عهده‌ی او هست- ملول میشود، دلتنگ میشود. میفرماید مراقب باش دچار این دلتنگی نشوی، دچار این ملالت نشوی، دچار این کم‌حوصلگی نشوی، کم‌حوصلگی؛ این ضَجر است. «کَسَل»، عبارت است از تنبلی، تنبلی؛ یک کاری را انسان تأخیر بیندازد به‌خاطر تنبلی؛ مطالعه‌ای دارد، کاری دارد، اشتغالی دارد، دنبال‌گیری‌ای دارد، تنبلی کند و این کار را نکند. میفرماید از این دو چیز پرهیز کن. [درباره‌ی] این مسئله‌ی ضَجر که بی‌حوصلگی است، این را ما به شما جوانها عرض کنیم که یکی از بزرگ‌ترین نِعَم الهی برای انسانی که جوان هست، حوصله است. حالا این [چیزی] که ما -امثال بنده که وارد وادی پیری شدیم و مبالغی در این وادی پیش رفتیم- خوب درک میکنیم و جوانها درست توجه ندارند به این نعمت بزرگ، یکی‌اش این است؛ نعمت حوصله، حوصله. حوصله که بود، انسان از قوای خود استفاده میکند، از نیروهای خود استفاده میکند. فرض بفرمایید یک مطلبی را میخواهید تحقیق کنید، یک مسئله‌ی علمی را میخواهید تحقیق کنید، یک وقت آدم باحوصله هست، یک وقت بی‌حوصله هست؛ بی‌حوصله که باشد یک مقداری جلو میرود بعد رها میکند. آدم باحوصله نه، همین‌طور هِی دنبال میکند، تحقیق میکند، هِی إن قُلت می‌آورد، اشکالی به نظرش میرسد، آن اشکال را دفع میکند، باز اشکال دیگری به نظرش میرسد، باز یک راه جدیدی به نظرش میرسد. حوصله این است. انسان از نیروی ذهنش استفاده میکند. از نیروی بدنی هم همین‌جور است. گاهی انسان به‌خاطر بی‌حوصلگی از قوای بدنی استفاده نمیکند. حوصله این‌قدر اهمّیّت دارد. این ضَجر که فرمودند، بی‌حوصلگی و ملالت، دلزدگی، اینها همه‌اش یکی است، در واقع ابعاد یک حالت است که هرکدام یک بخشی از این حالت را بیان میکند. تنبلی هم همین‌جور [است]، تنبلی هم مثلاً [اینکه] فرض کنید صبح -حالا بعد از نماز- خواب رفته، گرفته خوابیده است؛ کار واجبی هم دارد، تنبلی میکند، بلند نمیشود. پهلوی زن و بچه‌اش نشسته است، تنبلی میکند؛ در یک جلسه‌ای نشسته است، تنبلی میکند؛ حرکت نمیکند، راه نمیرود. یعنی این دو خصوصیّت، دو خصوصیّتی است که یک انسان را از عمل، عمل -که عمل در اسلام فوق‌العاده مورد اهمّیّت است- باز میدارد؛ از عمل صالح که عِدل ایمان است؛ شما در قرآن ملاحظه میکنید عِدل ایمان، عمل صالح است [باز میدارد]. عمل صالح هم خب کار است دیگر، عمل است، تحرّک است، فعّالیّت است؛ اگر ضَجر بود یا اگر کَسَل بود، انسان این عمل صالح را انجام نمیدهد. بعد فرمود: فَإنَّکَ إن ضَجِرتَ لَم تَصبِر عَلی حَقٍّ آن نقطه‌ی اصلی را امام (سلام‌الله‌علیه) مورد توجّه قرار میدهند. ما حالا به جوانب قضیه می‌پردازیم. امام (علیه‌السلام) آن اصل مطلب را، نقطه‌ی اساسی را مورد توجّه قرار میدهند؛ میفرماید اگر «ضَجِرتَ» یعنی اگر بی‌حوصله شدی، بر حق صبر نمیکنی. یک راه حقّی است، یک کلمه‌ی حقّی است، یک مسیر حقّی است که شما آن را انتخاب کردید؛ وقتی دچار بی‌حوصلگی شدید، پایداری در آن نمی‌کنید. یک مقداری سخت میگذرد، مشکل درست میشود، بی‌حوصله میشوید، رها میکنید. بی‌حوصلگی خاصیّتش این است که انسان بر حق که بایستی پایداری کند، پافشاری کند، بر سر حق بماند، انسان از این محروم میماند. وقتی که [انسان] دچار ضَجر و دچار همین حالت ملالت و حالت بی‌حوصلگی شد، بر حق پافشاری نمیکند.
هدایت شده از میز معارف
فَإنَّکَ إن ضَجِرتَ لَم تَصبِر عَلی حَقٍّ و إن کَسِلتَ لَم تُؤَدِّ حَقّاً وقتی دچار «کَسَل» یعنی تنبلی شدی، آن وقت حق را ادا نمی‌کنی، آن کاری را که باید انجام بدهی، حقّی را که باید ادا بکنی، آن را ادا نمیکنی به خاطر تنبلی؛ به خاطر تن‌پروری و تنبلی. اینکه در دعاهای متعددی [آمده]: «اللّهُمَّ إنّی أعوذُ بِکَ مِنَ الکَسَلَ» [به این خاطر است]. این در چندین دعا هست، حالا یک دعا «مِنَ الکَسَلِ وَ الضَّجر»، یک دعا «مِنَ الکَسَلِ وَ الهَرَم»؛ «هَرَم» یعنی پیری، پیری در اینجا مراد پیری سنّی نیست، پیری روحی است. گاهی انسان سنّاً جوان است اما روحاً پیر است؛ گاهی عکسش هم هست، سنّاً پیر است اما روحاً جوان و بانشاط هست. این[جا] به خدای متعال انسان پناه میبرد در دعا از کَسَل؛ حالا کَسَل همراه با ضَجر یا کَسَل همراه با هَرَم. ۱) الامالی شیخ صدوق، صفحه‌ی ۶۳۶ 📌نشانی اینترنتی: http://farsi.khamenei.ir/video-content?id=35269
هدایت شده از میز معارف
🔰🔰 ✅دشمن را اشتباه نگیریم تکیه‌ی ما بر دشمنیِ دشمنان خارجی به معنای اغماض از ضعفهای درونی خودمان نیست. این را به شما جوانهای عزیزم عرض بکنم؛ ما در درون خودمان ضعفهایی داریم؛ دشمن در موارد زیادی از ضعفهای ما استفاده میکند؛ این ضعفها را باید برطرف کنیم. ما ضعف در سیاست‌گذاری داریم؛ ضعف در اجرا داریم؛ ضعف در تلاش داریم؛ گاهی دچار تنبلی و دچار کاهلی در حرکتهای خودمان میشویم؛ ضعف در [تشخیص‌] اولویّتهای کشور داریم؛ گاهی اوقات سر یک چیز جزئی، گروه‌هایی در درون کشور از خودمان با همدیگر درگیر میشوند، سر یک امری که ضرورتی هم ندارد، لزومی هم ندارد؛ از دشمن غافل [میشویم‌]؛ اینها ضعفهای ما است؛ این ضعفها را بایستی برطرف کرد. لکن وجود دشمن -دشمنی که آگاه است، دشمنی که پول خرج میکند، دشمنی که اگر بتواند از هیچ جنایتی فروگذار نمیکند- یک چیزی است که نباید مغفولٌ‌عنه بماند. بعضی‌ها به بهانه‌ی همین مسائل جزئی داخلی، دشمن خارجی را فراموش میکنند، آمریکا را فراموش میکنند. اینکه امام (رضوان‌الله‌علیه) مکرّر تکرار میکردند که هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید، به‌خاطر این است؛ بر سر یکدیگر کمتر فریاد بکشید. نمیگویم انتقاد نکنیم؛ نه، بالاخره جامعه، جامعه‌ی آزادی است، افکار آزادند، حقّ انتقاد وجود دارد، انتقاد هم مایه‌ی پیشرفت است امّا دشمن اصلی را با دشمنان درجه‌ی دو و با دوستانی که با آنها اختلاف نظر داریم و دشمن هم حتّی نیستند، اشتباه نگیریم؛ دشمن اصلی جای دیگر است. دشمن اصلی آن دشمنی است که با همه‌ی توان درصدد این است که دستاورد عظیم ملّت ایران را از او بگیرد؛ این دستاورد عبارت است از حضور ملّت، حاکمیّت ملّی، نفوذ افکار قرآنی و اسلامی در میان مردم؛ این آن دستاورد بزرگ است که ما را به پیشرفت میرساند؛ تا امروز هم پیشرفتهای زیادی کرده‌ایم، بعد از این هم همین ما را به آرمانهایمان خواهد رساند. (94/8/12 بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان) ✅ضعفها مربوط به مدیریت ماست دشمن در تبلیغات وسیع خود تلاش میکند که کمبود‌های معیشتی و اقتصادی کشور را به نظام اسلامی و به جمهوری اسلامی نسبت بدهد؛ خدماتی که نظام اسلامی و جمهوری اسلامی به ایران و ملّت ایران در این مدّت کرده است، یک خدمات برجسته و فوق‌العاده است. اگر وضع ملّت را و وضع کشور را مقایسه کنیم با قبل از دوران اسلامی یعنی در دوران طاغوت، آن‌وقت معلوم میشود که چه خدمات بزرگ و ارزشمندی را نظام اسلامی تقدیم کرده است. بله، ضعفهایی وجود دارد؛ این ضعفها مربوط به مدیریّت ماها است، این مربوط به کمبود‌ها و ناتوانایی‌های مدیرانی است که در بخشهای مختلف مشغول کار بوده‌اند. (96/1/10 بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی)