٫٫
من شعر نوشتم که دلش رام ِمن ِخسته شود ،
او شعر ِمرا برده ، که دل از کَس ِدیگر ببرد . !
٫٫
دو برابر مرگمان مُردهایم ،
و نصف زندگیمان ،
زندگی نکردهایم !
_ [ بهرامبیضایی ] .
خَضراء ؛
وقتی میخنده، از زبان مولانا بهش بگید :
من بهشتم همه در دیدن خندیدن توست . .
تا تو باشی نشوم خیره به لبهای کسی !
خَضراء ؛
درجهان ِ پوشیدهازلبخندهای ِدروغ، روح ِ منمیان ِ نقابهانفسکممیآورد. راستیچونپرندهایتبعی
درهجدهسالگیام،مرگمثلسایهایلاغرازلایدر سرکمیکشدونفسهایمرامیشمارد.
خانهپرازقدمهایمضطرباست؛دستهاییکه هردودقیقهبرسینهاممینشینندتاببینندهنوزتپشیماندهاستیانه.
منامادردلاینهراس،مثلشمعینیمسوخته میسوزموآرزومیکنمروزیزندگیامبهجای «زندهاست؟»با«چقدرزیست …»سنجیدهشود.
#خودنوشت
#وصفحال