هدایت شده از "پیامهایذخیرهشده"
چهل روز است که مادر چشم انتظار پسر جوانش است که برگردد.
چهل روز است دختر هشت ساله، به مدرسه نرفته.
چهل روز بچه ها دیگر پدرشان را در آغوش نکشیدهاند.
چهل روز است که آن دختر دهه هشتادی، تنها همدمش پیراهن همسر جوانش است.
چهل روز است مادر جوان، نوزاد چهل روزهاش را با نبودن پدرش بزرگ میکند.
چهل روز است که عدهای خون مردم بیگناه را بر در و دیوار شهر برجای گذاشتند؛ زدند، شکستند، کشتند، سربریدند و سوزاندند و نابود کردند..