هدایت شده از خضرآء
.
جنگ پایان خواهد یافت و رهبران با هم گرم خواهند گرفت.
و باقى میماند آن مادر پیرى که چشم به راه فرزند شهیدش است؛ و آن دختر جوانى که منتظر معشوق خویش است؛ و فرزندانى که به انتظار پدر قهرمانشان نشستهاند.
نمیدانم چه کسى وطن را فروخت اما دیدم چه کسى بهاى آن را پرداخت. .
- محمود درویش
هدایت شده از "پیامهایذخیرهشده"
شب قدر است و جا خوش کرده بغضی در گلوی من
مقدّر میشود آیا برایم اربعین امشب؟
هدایت شده از رویای یک دیدار
+ آقا؟
- بله؟
+ شما بابای من را ندیدی؟
او یک رَدای سبز دارد، همیشه برای ما غذا میآورد و یک کوله روی پشتش است.
- اسمش چیست؟
+ نمیدانم، هربار پرسیدم، نگفت!
- چه کارش داری؟
+ میخواهم خبر خوشی به او بدهم، خبر کشتهشدنِ علی را.
- از این خبر خوشحال میشود؟
+ آری مطمئنم او از خوشحالیِ من، خوشحال میشود.
- مرگِ علی را جلوی او آرزو میکردی؟
+ آری، همیشه غذا که میآورد جلویش علی را نفرین میکردم، او هم دستهایش را بالا میبرد و میگفت: خدایا مرگ علی را برسان...