به مظلومیتِ نوشابهٔ زرد فکر می کنم.
به اینکه سالهاست نارنجی بودنش نادیده گرفته شده و نمیتواند مقاومتی هم از خود نشان دهد.
نوشابهٔ زرد همیشه با خود فکر می کند، اولین نفری که به او گفت «نوشابهٔ زرد» چه خصومتی با او داشته است؟
اصلا چرا بقیه حرفِ اشتباهِ او را قبول و بعد تکرار کرده اند؟
نوشابهٔ زرد شاید هر شب قبل از خواب آرزو می کند فردا که بیدار می شود واقعا زرد باشد.
شاید هم تا حالا چندین بار سعی کرده به خود تلقین کند واقعا زرد است.
به راستی هیچکدام از ما را توانِ تحملِ نوشابهٔ زرد بودن هست؟
آهنگای محسن چاووشی یه جوریه اگه حالت خوب باشه هم گوش بدی، بعدش فکر میکنی حتما یه خاکی به سرت شده
چه كنم؟
دل به كه بندم؟
به كجا روى كنم؟
بازگو
اى به كنار دگرى خفتهى من...
-سیمین بهبهانی
ز اندوه شبانگاهی خود با تو چه گویم
شب خفته چه داند اثر دیده ی بیخواب
- ملک الشعرا بهار