آسمونُ خیلی دوست دارم ؛
خصوصا این وقتِ دمِ صبح که انگار از دلِ شب، آروم آروم ، داره بیرون میاد . میشه ساعتها به این بومِ بلندِ آبی خیره موند و بازم سیر نشد ؛
از این سکوتِ نرم، از این ابرهای سرگردون، از این آبیِ دور و دوستداشتنی .
دلم برای آسمون تنگ میشه ؛
کاش میشد تکهای از آبیِ اونُ چند تا از ابرهاشُ مثل نشونی از یه رویای قدیمی ، به سینهام سنجاق کنم ؛
برای روزهای تاریکم، برای وقتهایی که بیآسمون و بینفس میشم و بعد، فقط یادم بمونه هنوز هم میشه به جایی دل بست که بالای سرِمونه و همیشه ، حتی در دلِ شب، راهِ خودشُ به صبح پیدا میکنه .
- خضراء
مَرا به وَصل برسانی یا واگذاری ؛
میانِ هِجران و وصال ، دوستت دارم :))
_ آقایاباعبدالله ؛
به قول حاج میثم مطیعی ؛
ما بعد از حاج قاسم فهمیدیم ؛
علمدار بره و برنگرده یعنی چی :)
@khazrae40 Rooz - Mohsen Chavoshi.mp3
زمان:
حجم:
8.2M
_ چِهل روزِ یه پلک رو هَم نذاشتَم :))
خضرآء
_ چِهل روزِ یه پلک رو هَم نذاشتَم :))
چیکار میکنی آقای چاووشی با ما ؟!
- حاوی ِمقادیرِ بسیار زیادی غم :))