یعنی میشه امسال بیام پیشت و بشنوم که میگن؛
ماي بارد . . .
ماي بارد . . .
إشرب ماي بارد یا زائر
غیر از کتابخواندن، دیگر هیچ پناهی نداشتم. چیز دیگری نبود که احترامم را به محیط اطراف برانگیزد و حتی اندکی توجهم را جلب کند.