من آدمهاییرو دوست دارم که از تغییر فصل، صدای بارون، تماشای ماه، بوی قهوه تازه دم شده و شبهای پر ستاره هیجان زده میشن ؛
کسی چون من اگر دیدی برای ماندنت جان داد
از او بستان تو جانش را ولی با او بمان لطفا..
- شهریار
،،
هم میترسم دوستت داشته باشم، آنوقت
بروی و درد بکشم. هم میترسم دوستت نداشته باشم، که فرصت «عاشق تو بودن»
از دستم میرود و پشیمان میشوم.
حالا تو بگو!
چطور عاشقت باشم و درد نکشم،
و چطور عاشقت نباشم و پشیمان نشوم؟!
- نزار قبانی