Mojtaba Mamezani Khodaei Khoda Gharibe_(www.new-song.ir).mp3
6.71M
🎵 #یک_تلنگر_بسیارزیبا👌👌
✨ خدایی خدا غریبه😭😭
#خداااا_شهیدم_کن😭😭
🎤🎤 #مجتبی #رمضانی
🍃🌹🍃🌹
@kheiybar
اَز اِبراهیمهمت تا خُدا❤
بیان ویژگیهای #شهیدهمت و خاکسپاری وی به دست استاد حسین انصاریان👇 در طول هشت سال دفاع مقدّس، به خص
بیان ویژگیهای #شهیدهمت و خاکسپاری وی به دست استاد حسین انصاریان👇
مطلب جالبى که در دوکوهه پیش آمد، از این قرار بود که چون دوکوهه همیشه پر از نیرو بود✌️ و بیش از پنج ـ شش حمام سرپایى وجود نداشت، چند نفر از دوستان اهل خیرم ـ از جمله مرحوم حاج احمد نمازى و حاج عبداللّه مهدیان ـ را به دوکوهه بردم و ایشان کمک کردند🙂 و پنجاه حمام در آن منطقه براى رفاه نیروهاى اسلام ساخته شد.👌
استقرار بنده در دوکوهه بیشتر بود و از آنجا به لشکرهاى مختلفى مانند لشکر شیراز، لشکر کرمان، لشکر اصفهان، لشکر محمّد رسول الله (ص) و . . . سرکشى مى کردم .🍃
از موارد جالب و به یادماندنى آن جلسات ده شب سخنرانى🎤 در غرب کشور و در ارتفاعات کوه هاى صعب العبور بین کرمانشاه و ایلام که اردوگاه سپاه بود که شب هاى فراموش نشدنى🤗 و ماندگارى بودند که براى من، یادآور شب عاشورا بود. آن قدر آن جلسه با معنویت بود که حتّى یک شب در هنگام سخنرانى، انگار پرده کنار رفت و شب عاشورا در نظرم مجسّم شد.💔
یادى از #شهیدهمت و خطشکنان
بعد از پایان جنگ و حال و هواى جبهه ها، جوانانى به آن صورت از تعلقات آزاد باشند و اهل معرفت و عاشق وصل الهى و مصرّ در رسیدن به شهادت ندیدم؛ یاد همه آن ها به خیر باد!🌹
#ادامهدارد...
@kheiybar
#حدیث_رمضان✨
#پيـامبـراکـرمـ (ص):
بدبخـتـ واقعى😞 كسى است
كه این ماه( #رمضان ) را پشت سر گذارد و
#گناهانش آمرزیده نشود.😔💔
📚ميزان الحكمه ، ح 7458
@kheiybar
مدام بیسیم📞 میزدند:"ما راهمان را گم کردیم.نمیدانیم کجاهستیم یا به کدام طرف میرویم.نیروهای خودی یا دشمن"♨️ درچادرفرماندهی، چشمها😢مثل آسمان پاییزی میباریدند. #همت سرش را میان بازوهایش گرفت وبا اندوه گفت:خدایا!☝️خودت کمک کن💔
حاج احمد بادل شکسته،مانده بود چه کند.ازچادربیرون آمد.هواتاریک بود🌑 و زوزه خمپاره های💣 سرگردان،با رعدوبرق آسمان⚡️،هم صدایی میکرد. #حاجی فریاد زد:خدایا ازتو مهربانترسراغ ندارم.مگر تو...
گریه امانش نداد😞.باحال زار،همانطور زیرآسمان ایستاد وخودش رابه رگبار باران سپرد🌧.نفهمید چه مدت گذشت،ناگهان فریادتکبیر✌️،او را بخود آورد
#حاجهمت فریاد زد:حاجی! حاج احمد کجایی؟بچه ها نجات پیدا کردند🙂 حاجی بداخل چادر دوید،بی سیم روشن بودوصدای کبوترجلودار میآمد:ما الان روی دشمن مسلط هستیم👌.نمیدانیم چطور به اینجا هدایت شدیم؛ولی از این نقطه،کاملاً روی دشمن مسلطیم.منتظردستور شماییم.بگوییدچکار کنیم🙂
حاج احمد گوشی را بدستش گرفت وگفت:اطرافتون چه خبره؟کجا هستید؟ جلودار ادامه داد:آنطرف دشت عباس،دشمن بامدرنترین تانکها مستأصل مانده که چه کند همه زمین گیر هستند.آمارغنائم خیلی بالاست💪
چادرفرماندهی پر از اشک بود ولبخند. اشک شوق وذکر تشکر از خدا❤️
🔹بعد از آزادسازی خرمشهر✌️
۷ خرداد ۶۱ در دارخویین_انرژیاتمی
مقر تیپ ۲۷ محمدرسولالله س🔹
@kheiybar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥ببینید
| دختر: حاج آقا من تو حرم امام رضا (ع) #چادر می پوشم اما برم بیرون نمی پوشم،⛔️
یه چیزی بگو قانع بشم‼
ببین و منتشر کن👌👌👌
@kheiybar