#معجزهای_از_شهیدهمت
پس از شهادت ابراهیم ما زندگی خیلی سختی داشتیم😰
فرزند کوچکم بیمار شده بود 😑
شبی دلم گرفت و نشستم با روح #حاجی دعوا کردن😡
گفتم #حاجی خودت رفتی به بهشتت رسیدی😍 منو با این سختی تنها گذاشتی،😒 بچت داره میمیره بیا بچتو ببین مرد😑
دیدم #حاجی اومد تو اتاق نشست و بچمو بغل کرد و بعد گذاشت زمین رفت
رفتم سمت بچه دیدم تبش قطع شده گفتم شاید داره میمیره و سردی کرده😭 😱
فرداش بردم دکتر
دکتر گفت خانوم این بچه که چیزیش نیس چرا اوردیش دکتر....😳
فهمیدم #ابراهیمم اومده....💔😭
راوی:همسر
#محمدابراهیم_همت
#فرمانده_دلهـــا🌹
@kheiybar
✅ حضور سرکار #خانم_الهام_چرخنده بازیگر معروف و پر افتخار عرصه ی سینما بر سر مزار سردار خیبر😍☝️
#حاج_محمد_ابراهیم_همت و شهدای شهرستان شهرضا و تجدید میثاق با شهدا و شرکت در گردهمایی عظیم دختران پر افتخار مجموعه ی فرهنگی ،مذهبی #دختران_آیینه❤️
#شهید_محمد_ابراهیم_همت
#شهرضا_اصفهان
#مزار_حاجی🌹
@kheiybar
اَز اِبراهیمهمت تا خُدا❤
🌸رمــــان #بـنـده_نـفــــس_تـا_بـنـــده_شـهـدا🌸
💖💐💕🔆💕💐💖
#داستــان_دنبــــاله_دار📚داستان واقعی و بسیار جذاب
#بنده_نفس_تا_بنده_شهدا
#قسمت_اول
از پارتی با بچه ها زدیم بیرون پشت فراری قرمز رنگم نشستم
موهامو باد به بازی گرفته بود
#پانیذ هم نشست تو ماشین من
آریا و آرمان و سینا هم ب ترتیب سوار ماشین هاشون شدن......
شروع کردیم به لای کشیدن تو خیابونهای شلوغ پلوغ تهران ...
بنز آرمان نزدیک ماشینم شد زد به شیشه
آرمان :#ترلان سیگار میکشی ؟؟؟
قهقهه ای زدم و گفتم آره
پانیذ: #ترلان معلومه داری چه غلطی میکنی؟
اونقدر تو پارتی خوردی و .... الانم داری سیگار میکشی
سنگ کوب میکنیا
-إه پانیذ همش یه نخ سیگاره
آرمان:پانیذ حسود نشو
بیا #ترلان عزیزم بیا بکش
قهقهه های مستانه ی منو دوستام فضای خیابان پر کرده بود
شالم قشنگ افتاده بود کف ماشین
یه تکیه پارچه ک مجبور بودیم چون تو این مملکت قانونه بندازیم سرمون
تا ساعت ۲نصف شب تو خیابونای جردن ،فرشته دور دور میکردیم
ساعت نزدیکای ۳بود که راهی خونه شدم .....
#ادامه_دارد
#نویسنده: بانو....ش
@kheiybar
اَز اِبراهیمهمت تا خُدا❤
💖💐💕🔆💕💐💖 #داستــان_دنبــــاله_دار📚داستان واقعی و بسیار جذاب #بنده_نفس_تا_بنده_شهدا #قسمت_اول از پ
💖💐💕🔆💕💐💖
#داستــان_دنبــــاله_دار📚داستان واقعی و بسیار جذاب #بنده_نفس_تا_بنده_شهدا
#قسمت_دوم
وارد خونه شدم
بابا و مامان ک #اروپا بودن
#ترنم هم خونه خودش بود
#تیام با دوستاشون ر رفته بودن شمال ویلامون ....
#سوگل خانم مستخدم خونمون خواب بود
رفتم اتاقم
عکس جنیفر لوپز، ریحانا .....بود
من #حنانه_معروفی ۱۶سالمه
اسممو پدربزرگم گذاشته البته فقط تو
شناسنامه حنانه هستم اما همه #ترلان
صدام میکنند....
#ترلان،#ترنم، #تیام سه تا بچه هستیم
زندگی ما و پدر و مادرمون غرق در
سفرهای اروپایی و پارتی و گشت گذار
با دوستامون میگذره
خوش گذرونی های مختلف
عوض کردن مدل به مدل ماشین ها
-سوووووگل
سوووووگگگگگل
سوگل
سوگل نفس نفس زنان :جانم خانم
چیزی شده؟
-منو صبح بیدار نکن نمیرم مدرسه
سوگل:خانم خاک برسرم البته فضولی ها
اگه بازم غیبت کنید
اخراجتون میکنن
لیوانی که دم دستم بود پرت کردم براش
-بتوچه
برو بیرون
نمی خواد بگی چیکارکنم
ساعت ۴بود که خوابم برد ........
#ادامه_دارد
#نویسنده: بانو....ش
@kheiybar