...
جان مےدهم ازحسرت
دیدار تو چون صبـــــ 🌤ح
باشدڪه چو خورشید
درخشان به در آیے💐
#شهیدمحمدابراهیم_همت
#روزتون_منور_بہنگاهشهید☺️❤️
@kheiybar
🍃⚡️
💫 #امامرضا (ع) فرمودند:
«پدرم را در خواب دیدم؛ ایشان فرمودند:
فرزنــدم، هــرگاه مشکلی برایت پیش آمد،☝️
بسیار بگو: #یا_رئوف_یا_رحیم»👌❤️
📗 مهج الدعوات. ص ۳۳۳
#حدیث_رضوے❤️
@kheiybar
#شهدای_خیبر
۱۵ اسفند ۱۳۶۲ عملیات خیبر سالروز شهادت💔 سردار بزرگ و دلاور سپاه اسلام قائم مقام شجاع و دریادل لشکر ۲۷ محمد رسول الله ص شهید اکبر زجاجی🌹
ولادت فروردین ۱۳۳۸ ، کاشان دیپلم هنرستان دانشجوی مقطع کارشناسی رشتۀ تکنولوژی👌 در انستیتو تکنولوژی اصفهان شرکت فعال✌️ در راهپیمایی های ضد رژیم شاه و مجروحیت از ناحیۀ گوش و صورت در یکی از این تظاهرات عزیمت به خرمشهر💔 ، سپس به سوسنگرد و بعد به کردستان با آغاز جنگ تحمیلی فرماندهی یکی از محورها در مریوان مسئولیت قائم مقامی لشکر۲۷ محمد رسول الله ص در اردیبهشت ۱۳۶۲🍃
شهادت پانزدهم اسفند ۱۳۶۲ ، طی عملیات خیبر ، در جزیرۀ جنوبی مجنون💔
منبع اطلاعات کتاب شراره های خورشید ، صفحه ۱۱۳ 📚
@kheiybar
#چـاבڕاڹہ°°
#شہیٖداݩہ°🕊°
خۅݩ تو💔°
روے ایݩ خآڪ ـہا ریخٺہ اَمّا°☝️°
خیآݪ نَڪُݩ اے شہــید
کِہ مݩ از ایݩ حآݪۅ هَوآ بۍ نَصیبمـ
مݩ ـہر چہ بَر حُسِیݩـ💚 گِریہ ڪردهام
بآراݩ اشڪ ـہآیم
تآرو پُودِ🔗 چآدُرَم را آبیاري ڪردهاݩد
حآݪا ایݩ مݩ هَستموچآدُرے
ڪہ حآݪو هَواے شَہآدٺـ💔 دارَد
حآݪا ایݩ مَݩ هستموچآدُرے
ڪه پَرچَمـ🏴 یآزینَبـ💚مے رویانَد•••
مےبینے؟
حآݪوهواۍشَهادٺـ💔
گِرفتہ چآدر مــݩ
@kheiybar
#عکسکمتردیدهشده
#شهیدحاجمحمدابراهیمهمت
و معاون باوفا و گمنامش شهید اکبر زجاجی به مناسبت سالگرد شهادت💔 شهید اکبر زجاجی صبح روز سهشنبه پانزدهم اسفند، وقتی اکبر برای سرکشی از نیروهای مستقر در خط گردان سلمان ،به پد شرقی جزیره ی جنوبی مجنون رفت🍃، #حاجهمت بی صبرانه منتظر بود تا اکبر به قرارگاه برگردد😞 هرکس از خط بر می گشت ، #حاجی از او سراغ زجاجی را می گرفت و می گفت چرا اکبر با من تماس نميگيرد؟😢 هیچ کس هم جرات نمیکرد تا خبر شهادت💔 او را به #حاجی بدهد دست آخر ،وقتی به #حاجهمت گفتیم اکبر مجروح شده، باور نکرد و گفت اگر اکبر شهید شده، به من بگویید😔 ناچار حقیقت ماجرا را به ایشان گفتیم #حاجی وقتی مطمئن شد، اکبر زجاجی شهید شد💔 ،به بیرون قرارگاه رفت صورتش را به سمت هور برگرداند و چند لحظه در سکوت به هور برگرداند😢 و چند لحظه در سکوت به هور خیره شد، بعد فقط یک جمله به زبان آورد خوشا به حال اکبر من ميدانستم اگر شرایط فراهم بود، #حاجی برای شهادت معاون باوفای خودش، چه بسا چندین ساعت گریه میکرد💔
راوی:شهیدسعیدمهتدی
کتاب شراره های خورشید📒
@kheiybar