eitaa logo
اَز اِبراهیم‌همت تا خُدا❤
38.2هزار دنبال‌کننده
21.4هزار عکس
3.3هزار ویدیو
15 فایل
این‌شعر پراز برات #ابرآهیمـ است #بےسَر و #مخلص،ذات #ابرآهیمـ است تغییرمسیرخیلے از آدمها اینهاهمہ‌معجزات #ابرآهیمـ است😍 خادم‌الشهدا👈 @shahiidhemat تبلیغات ارزان⬇ https://eitaa.com/joinchat/3688497312Ce08ce141d8 نذورات‌ مهدوی @seshanbehmahdaviii
مشاهده در ایتا
دانلود
به بهانه #سالروز_تولدحضرتــ_آقا هر چند همه دوستــ دارند شما را #آقا صدا کنند ولےبه جمع دانشجویان که می رسید، قامتــ استاد برازنده شماست🙂در میان نظامیان ڪه می آیید، هیبتــ فرماندهی تان دل دوستان را شاد و دل دشمنانتان را می لرزاند🙂✌️ روز پدر که می آید می شوید مهربانترین بابا ی دنیا ❤ روز جانباز که می شود، همه دستــ جانباز شما را به هم نشان می دهند🍃 ۹ دی که می رسد قصه علی می شوید در جمل💪 راستی اصلا مهم نیستــ تاریخ تولدتان ۲۹ فروردین استــ یا ۲۴ تیر؛ما حتی ۶ تیر هم به شکرانه ی اینکه خدا☝️ دوباره شما را به ما بخشید برایتان تولد میگیریم همه اینها بهانه استــ آقاجان بهانه ایستــ ڪه ما یادمان نرود خدا نعمتی چون شما😍را به ما داده استــ، خدا را برای این نعمتــ شکر می‌گوییم🌹 پی نوشت: تاریخ تولد🎈 دقیق ایشان به گفته ی ایشان ۲۹فروردین می باشد ولی در شناسنامه ۲۴ تیر نوشته شده سایه تان از سرمان کم نشود حضرت یار☺️❤️ #تولدتون_مبارڪ✨🎊 #حضرت_آقا #امام_خامنه‌اے @kheiybar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. دلت‌کہ‌ گرفت💔 بارفیقے دردو دِل کن کہ آسمانے باشد🕊 این زمینے‌هـا درڪارِ خود ماندھ‌اند...🙂☝️ . . #رفیق‌شهیدم #حاج_ابراهیم باز پنج‌شنبه و یادشهدا #باصلوات🌹 @kheiybar
اَز اِبراهیم‌همت تا خُدا❤
همين موضوع، بعضي از نيروهاي سپاه را عصباني كـرد. آنهـا بـه خـود حـق ميدادند عصباني شوند؛ چرا كه ميگف
بر اساس زندگی شهید معلم فراری ۳ ❤️سلاح زیر برف❤️ در حالي كه در ماشين لندكروز، سه نفـر آدم عـادي هـم زوركـي جـا ميشوند. به هر ترتيب كه شده، كاك سـيروس و خودشـان را در لنـدكروز جـا ميكنند و راه ميافتند.🍃 شيشه‌ها از سرما يخ زده است. موسي برف پاك كنها را روشن ميكنـد؛ امـا آنها هم هيچ كاري نميتوانند بكنند.☹️ ، كليد برف پاك كنها را خاموش ميكند و ميگويد: «اينها برف پاككن است، نه يخ پاك كن !»😒 خيابانها خلوت است. صدايي جز زوزة باد و عوعوي سگها شنيده نميشود. از دور دست، گاه صداي تيراندازي🔫 به اين صداها اضافه ميشود. موسـي بـه كـاك سيروس فكر ميكند. كاك سيروس حرفي نميزند. به روبه رو خيـره شـده و در فكر فرو رفته است. سرما رفته رفته به درون استخوانها نفوذ ميكند و آن سه نفـر را در خود مچاله ميكند🤕. كه از ناراحتي سينوزيت رنج ميبـرد، دسـتش را روي پيشاني ميگذارد و چشمانش را به هم ميگذارد. موسي متوجـه مـيشـود، چفيه‌اش را باز ميكند و به او ميدهد. ـ ببند دور پيشانيات... اگر گرم بشود، دردش ساكت ميشود.🤒 ، چفيه را ميگيرد و آن را با دستهاي لرزانش محكم بـه دور پيشـانياش ميبندد. لندكروز به جادهاي كوهستاني مي رسد. كاك سـيروس، موسـي را راهنمـايي ميكند. حالا صداي تيراندازيها🔫 بلندتر از قبل به گوش ميرسد. ديگر هيچ موجود زنده و وسيلة نقليهاي در جاده ديده نميشود. رفته رفته شك و نگراني😣 مثـل يـك
اَز اِبراهیم‌همت تا خُدا❤
#رمان_شهیدهمت بر اساس زندگی شهید معلم فراری ۳ #فصل_پنجم ❤️سلاح زیر برف❤️ در حالي كه در ماشين لند
كركس به دل موسي مينشيند. او به حرفهاي نيروها دربارة مشكوك بـودن كـاك سيروس و اعتماد بيش از حد فكر ميكند.😐 لندكروز از سربالايي جاده بسختي بالا ميرود. بر شدت سرما افزوده ميشـود😇. موسي، لرزش تن را احساس ميكند. او در حين گذر از پيچ جاده، پاهـاي كسي را ميبيند كه از زير برفها بيرون زده است😱. كاك سيروس و هـم ايـن صحنه را ميبينند. كاك سيروس محكم ميزند روي داشبورد و ميگويد: «نگه دار «! موسي ميزند روي ترمز. كاك سيروس از لندكروز پايين ميپرد و خـودش را به او ميرساند. دوان دوان به دنبالش مـيرود. موسـي از اطـراف مراقبـت ميكند تا مبادا تلهاي در كار باشد😕. ، لولة سلاحي را ميبيند كه از زير برفها بيرون آمده است. كاك سيروس، برفها را كنار ميزند. پيرمردي سلاح به دست نمايان ميشود. كـاك سـيروس بـا تعجب ميگويد😨: «اين كاك نايب، نگهبان جاده است. از سرما يخ زده.»😢 ، صورتش را به سينة كاك نايب ميچسباند و به صـداي قلـبش گـوش ميدهد. سپس شروع ميكند بـه دادن تـنفس مصـنوعي و مـيگويـد: «بايـد زود برسانيمش بيمارستان.»😥 ، زير بغلهاي كاك نايب را ميگيرد و از زمـين بلنـدش مـيكنـد. كـاك سيروس، با يك دست، پاهاي كاك نايب را بلند ميكند و با دستي ديگر، سلاح او را برميدارد. ميخواهد كاك نايب را پشت لندكروز سوار كنـد؛ امـا او را جلو ميبرد روي صندلي مينشاند. ميگويد: «اگر پشت ماشين سوارش كنـيم، تـا آنجا ميميرد😥. بايد تا بيمارستان بدنس را گرم نگه داريم.»🤒🤕 ... @kheiybar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
#اقتدا به #مولاحسین‌علیه‌السلام به شوخی بهش گفته بودند:☺️ #حاجی! تو چشم های خیلی زیبایی داری و از ناحیه ی چشم شهید می شوی💔🕊 ولی گویا این یک شوخی نبود بلکه پیش بینی ای بود که به واقعیّت پیوست😔. چشم هایی که نگاهش، بیانگر هزاران هزار درد دل و مظلومیت خاندان اهل بیت علیهم السلام و شیعیان دل سوخته ی تاریخ بود🍃 با ترکشی از ناحیه ی خون آشامان تاریخ، تقدیم آستان حضرت دوست شد.💔 اما نه فقط چشمهایش، بلکه چونکه خودش می گفت: «علی وار زیستن و علی وار شهید شدن، حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست دارم»💔 و دوست داشت همچون مولایش اَباعبدالله علیه السلام، بی سر و همچون آقایش اباالفضل علیه السلام بی دست باشد.😞 عاشقانه به مولایش اقتدا کرد و عارفانه به زمره ی اصحاب حسین بن علی علیهماالسلام پیوست.🕊🕊 هرگـاه #شب‌جمعه شهـدا را يـاد ڪرديد، آنها شمـا را نزد #سیدالشهدا(ع) یاد مے ڪننـد.💔 بیاد #شهید_ابراهیم_همت #ابراهیم_جان_التماس_دعا😔 @kheiybar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❣ #سلام_امام_زمانم❣ ڪرده ام نذرے چشمانِ تو امسالم را اَحسنُ الحال نما با نگهٺ حالم را💔 زده ام دسٺِ تَفأل بہ دلِ دیوانٺ بہ ظهورِ گـلِ زهرا برسان فالم را🕊 ❤️تعجیل در #ظهور3 صلوات❤️ @emame_zamanam
🍃🌺🍃 هر لبخندت شکوفه قرمزی ست که بهار امسال را قشنگ تر میکند...😍 #شهید_ابراهیم_همت #روزتون_متبرڪ_به_لبخندشهید☺️❤️ @kheiybar
#حدیث_مهدوے 🌺 #امام‌باقرعلیه‌السلام میفرمایند: «زمانی بر مردم می آيد که امامشان غايب شود🍃. پس خوشا به حال آن ها که در آن زمان بر امر [ولايت] ما ثابت بمانند...»👌❤️ 📚کمال الدين، ج١، باب٣٢، ص۶۰۲ @emame_zamanam
#معجزه_شهید_همت از زبان یکی از استاد دانشگاه 💢 یه شب خواب بودم که تو خواب دیدم دارن در میزنن. در رو که باز کردم دیدم #شهید_همت با یه موتور تریل جلو در خونه وایساده و میگه سوار شو بریم. 🔹ازش پرسیدم، کجا؟ گفت یه نفر به کمک ما احتیاج داره؛ سوار شدم و رفتیم. 🔸سرعتش زیاد نبود طوری که بتونم آدرس خیابون‌ها رو خوب ببینم، وقتی رسیدیم از خواب پریدم. 💠 از چند نفر پرسیم که تعبیر این خواب چیه گفتن خوب معلومه باید بری به اون آدرس ببینی کی به کمکت احتیاج داره. ✉️ هر جوری بود خودم و به اون آدرس رسوندم، در زدم. در رو که باز کردن دیدم یه پسر جوون اومد جلوی در؛ نه من اونو می‌شناختم نه اون من و. 🍃گفت بفرمایید چیکار دارید، ازش پرسیم که با #شهید_همت کاری داشته؟ یهو زد زیر گریه!!😭 🔻گفت چند وقته می‌خوام خودکشی کنم😔. دیروز داشتم تو خیابون راه می‌رفتم و به این فکر می‌کردم که چه جوری خودم رو خلاص کنم که یه دفعه چشمم افتاد به یه تابلو که روش نوشته شده بود #اتوبان_شهید_همت. 🍃 گفتم میگن شماها زنده‌اید اگه درسته یه نفر رو بفرستید سراغم که من از خودکشی منصرف بشم😔 و الان شما اومدید اینجا و میگید که از طرف #شهید_همت اومدید...😔 😭 ▫️همـــــت دلـــــها▫️ #شهید_حاج‌ابراهیم_همـــــت❤️ @kheiybar