eitaa logo
اَز اِبراهیم‌همت تا خُدا❤
38.2هزار دنبال‌کننده
21.4هزار عکس
3.3هزار ویدیو
15 فایل
این‌شعر پراز برات #ابرآهیمـ است #بےسَر و #مخلص،ذات #ابرآهیمـ است تغییرمسیرخیلے از آدمها اینهاهمہ‌معجزات #ابرآهیمـ است😍 خادم‌الشهدا👈 @shahiidhemat تبلیغات ارزان⬇ https://eitaa.com/joinchat/3688497312Ce08ce141d8 نذورات‌ مهدوی @seshanbehmahdaviii
مشاهده در ایتا
دانلود
خوشا آنان ڪہ امشب ڪربلایند ارادٺ بر حسیـن را ، مدعــایند🌱 برهنہ پا و سرمــسٺ ابوالفضل✨ غزل با عشـــــق مولا میسرایند🌸 💔 @kheiybar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹ببینید | توضیح و تصحیح رهبر انقلاب درباره آمار تلفات کرونا که در بیانات امروز به آن اشاره کردند☝️ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی زنده تلوزیونی امروز به مناسبت ولادت حضرت ولیعصر (عج) با اشاره به آمار مبتلایان به ، اشتباها از لفظ کشته‌شدگان استفاده کردند🌱 که این موضوع در پایان و پس از اتمام پخش سخنرانی توسط رهبر انقلاب اصلاح شد.✔️ 💻 @Khamenei_ir
🔰پویش قرائت هرشب ساعت ۸ به وقت امام رضا 🌹 @kheiybar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. هرڪس شھدا را یاد ڪند شھدا او را نزد 💔 یاد میڪند 📎 یادشان ڪنیم با ذڪر صلوات تا یادمان ڪنند🌱 @kheiybar
📙 ✨ به روایت همسر قسمت 9⃣ گفتم : " حالا تعارف را می گذاریم کنار، می رویم سر اصل مطلب.مطلب این بود که خیلی از خانواده ها راضی نمی شدند دختر هایشان را به سپاهی یا رزمنده بدهند، و بخصوص خانواده من.🙄گفتم :" خانواده من تیپ خاص خودشان را دارند، به این سادگی ها با این چیزها کنار نمی آیند.اول باید راضی شان کنید،بعد هم این که باید بدانند من اصلاً مهریه نمی خواهم. "🙂گفت :"منطقه وقت این جور کارها را ندارم.عصبانی شدم، بلند شدم سریع از اتاق بروم بیرون، که برگشت گفت" وقت ندارم ولی نگفتم که توکل ندارم،😌☝️ شما نگذاشتید من حرفم تمام شود .ازم خواهش کرد بگیرم بشینم. نشستم.گفت خطبه عقد من و شما خیلی وقت ست که جاری شده. "😍نفهمیدم. گذاشتم باز به حساب بی احترامی.گفت :" توی سفر حجم، در تمام لحظه هایی که دور خانه خدا🕋 طواف می کردم، فقط شما را کنارم می دیدم. آنجا خودم را لعنت می کردم.به خودم می گفتم این نفس پلید من ست، نفس اماره ی من ست، که نمی گذارد من به عبادتم برسم. ولی بعد که برگشتم پاوه دیدم تان به خودم گفتم این قسمتم بوده که....... "😌گفتم : "من سر حرف خودم هستم، در هر حال، هستم.راضی کردن خانواده ام با شما. حرف آخر. "😊یک ماه بعد رفت خانه مان، بعد از عملیاتی سخت، که عده‌ای از بچه‌های اصفهان در آن شهید شده بودند. با آمبولانس آمد، خسته و خاکی و خونین، به خواستگاری کسی که خانه هم نبود،رفته بود پاوه.👌به ابراهیم گفته بودند" این دختر خواستگار زیاد داشته.گفته بوده :" شاید این بار با دفعه های قبل فرق داشته باشد.گفته بودند: " نیستش الان.گفته بوده : " بزرگ ترش که هستند. رضایت شما هم برای من شرط ست. "☺️گفته بودند :" ولی اصل ماجرا اوست، نه ما که بیاییم مثلا چیزی بگوییم.گفته بوده :" خدای او هم بزرگ ست. همین طور که خدای من. "😌مادرم میگفت :" نمی دانم چرا نرم شدیم، یا بد قلقی نکردیم، یا جواب رد ندادیم. من اصلاً آماده شده بودم بگم، شرط اول مان این است که داماد سپاهی نباشد،ولی نمی دونم چرا این طور شد. شاید قسمت بوده. "☺️فکر کنم یک روز قبل از عقد بود، ابراهیم ازم پرسید :" اگر اسیر شدم یا مجروح بازم حاضرید کنارم زندگی کنید؟" گفتم : " این روزها فقط فهمیدم که آرم سپاه را باید خونین ببینم. "💔ما اصلاً مراسم نگرفتیم. من بودم و ابراهیم و خانواده هایمان.با لباس سپاهی آمده بود سر عقد، آن هم مال خودش کهنه شده بود و لباس برادرش را قرض گرفته بود، رفتیم خانه آقای روحانی، که بعد امام جمعه اصفهان شده بود، برای خواندن خطبه عقد.😌 من اصرار داشتم اگر می شود بروی خدمت امام. گفت :" هر کاری، هر چیزی بخواهید دریغ نمی کنم، فقط خواهشم این است که نخواهید لحظه ای عمر مردی را صرف عقد خودم بکنم که کارهای مهم تری دارد. من نمی توانم سر پل صراط جواب این قصورم را بدهم. "🙁😢 پدرم روی مهریه اصرار داشت. کوتاه نمی آمد.به ابراهیم گفتم :" مگر قرار نبود شما با هم صحبت کنید؟گفت :" آخر زشت نیست آدم بیاید به پدر عروسش بگوید من می‌خواهم دخترتان را بدون مهریه، عقد کنم!؟"😒 به پدرم گفت" من جفت خود را پیدا کردم، بخاطر پول و مادیات از دستش نمی دهم، هر چی شما تعیین کنید من قبول دارم و پاش امضاء می کنم. این حرف را با تمام وجودم گفتم، مطمئن باشید. "😊پدرم گفت :" هر طور خودتان صلاح می دانید، من دیگر اصرار به چیزی نمی کنم. خطبه عقد را خواندند. آن شب ابراهیم چه حالی داشت، همه اش نوحه می خواند، گریه می کرد،😢 همان " کربلا یا کربلا " را می خواند. قرآن هم می خواند، فقط سوره یاسین را. سوره را با سوز عجیبی می خواند. طوری که بهش حسودی می کردم. عادتم شد بهش حسودی کنم. عادتم شد شوهر خودم ندانمش. عادتم شد رقیب خودم بدانمش که در مسابقه یی با هم رقابت میکنیم.😞 آخرش هم او جلو زد.🕊 ... @kheiybar
🌸ختم صلوات به نیابت از ✨شهید محمد ابراهیم همت✨ ✨شهید حاج قاسم سلیمانی✨ هدیه به { آقا ابوالفضل‌العباس،بی‌بی‌ ام البنین و حضرت‌زینب س‌} برای سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام زمان عج💐 🌺مهلت صلوات فرستادن فرداشب تا ساعت ۲۱🌺 ✨حاجت‌روایی اعضای کانال ان‌شاءالله✨ تعداد صلوات های خودتون رو به این آیدی بفرستین👇👇 @Behzadii
👤استاد : ‏ساعت هایمان را کوک کنیم ! یٰا صٰاحِبَ الزْمانْ اَدْرِکنٰا وَ انْظُرْ إِلَیْنَا نَظْرَةً رَحِیمَة... ❇️پویش همگانی ‎ ( دعای ‎ ) به نیت تعجیل در (عج)🌹 و رفع گرفتاری از مردم رأس ساعت ده شب به مدت چهل شب✅ @kheiybar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دسٺ مرا بگیر که در ابتدای راه وامانده اسٺ‌نفس‌ضعیف‌وذلیل‌من🍁 آقاخودٺ برا ظهورٺ دعابخوان😔 دل‌خوش‌نکن‌به‌چندنفر از قبیلہ‌من💔 @kheiybar
صبح آمده بلند شو که خورشید تویی😍 در دانا نا امیدی آرزو تویی✨ در پایکوبی طلوع صبح در گلشن وجود آن گل که🌱 به روی صبح خندید تویی😊 🌹 @kheiybar