مدارا کن ای خاک با خوبِ من
با جونم با عشقم با محبوب من
مدارا کن ای خاک با پیکرش
بکش دست مِهرت رو روی سرش
باید که با درداش مدارا کنی
با زخم تنش خیلی خوب تا کنی
بگیر تو بغل پیکر زخمیشو
آروم تر نگه دار سر زخمیشو
که لب تشنه بود و دلش خسته بود
به نام حسین خیلی وابسته بود
@khetam
توبه کردم که دگر شعر نگویم ز فراق
این دل توبهشکن با غم عشقت چه کند؟
@khetam
آرام بگیر ای دل و کم گریه کن ای چشم
انگار نفهمیدی و انگار ندیدی
#فاضلنظری
@khetam
تسلی دل خود میدهم به ملک محبت
گهی به دانهٔ اشکی، گهی به شعلهٔ آهی
#فروغی_بسطامی
@khetam
اسم خود را حذف کردم از صف اهدای عضو
قلب عاشقها که دیگر قابل پیوند نیست
@khetam