توخیلی زیبایی
نه فقط بخاطر چهرت!
بخاطر قلب بزرگ و مهربونت، بخاطر تکیه گاه بودنت، بخاطر سنگ صبور بودنت، بخاطر لبخندهای دلنشینت، بخاطر امنیت و اهمیتی که به اطرافیانت میدی. با وجود تو زندگی خیلی قشنگ تره.
گفتم: «عیبی نداره.»
امّا عیب داشت. کم نه، تا دلت بخواهد عیب داشت. اگر عیب نداشتن را زمین بگیریم فاصلهی حرف من با آن تا کرهی ماه بود.
سالها بعد آنها نمیدانند. قرار هم نیست بدانند که چه چیزهایی تحمل کردیم، تا همهچیز آرام باقی بماند!
آخرش دستاش-که میلرزید- رو کشید روی موهاش،چشماشو بوسید و گفت:
به همین برکت دلم برات تنگ شده بود..
بعد اشکاشو پاک کرد، زد عکس بعدی..!
تو میتوانستی به چشمانم نگاه کنی و گلویم را با چاقوی تیز ببُری و من میتوانستم در آخرین نفس از تو به خاطر خونی شدن دست هایت معذرت بخواهم .
تو هم از چشم افتادی و هم از طاقِ دلم. به نظرت پرنده لونهاشو روی درختِ بیریشه میسازه؟ لیاقتم اینه خونهم جایی باشه که ترس از طوفان نداشته باشم. تو خیلی بیریشهای.