گهی گریان، گهی خندان، گهی چون اَبر سرگردان، گهی عاقلتر از عاقل ، گهی نادانتر از نادان
خسته شدم از وانمود کردن به این که اوضاع خوبه، این همه درد، داره قلب منو مچاله میکنه!
تلويزيون تو را نشان می دهد، كتابها تو را مىخوانند، پيادهروها تو را قدم می زنند، خوابها تو را می بينند عزيزم!
همه از اينجا رفتهاند تو كه تنهاترين مرغابى جهانى چرا از من مهاجرت نميكنى؟
قربان مردمک های سرگردان چشمهایت بروم.
قربان غم و شادی ات بروم.
تو چه هستی که جز در تو آرام نمیگیرم.