خیالی نیست، دیگر دردهایم را نمیگویم
به روی دردهای کهنهام تشدید بگذارید..!
_ امیدصباغنو؛ _
آمدم شاعر شدم کم کم فراموشت کنم
شعر هم از روی دوشم هیچ باری کم نکرد...
_ لاادری؛ _
بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است ،
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست..
_ فاضلنظری؛ _
تو بودی اما با من، نه!
همراه من بودی اما برای من، نه!
و چه تلخ است بودن هایی که،
از نبودن ها بدتر است..
_ خویش؛ -
نوشته بود:
«الحب الي يوصل للبكاء عمره ما كان كذب»
عشقی که به گریه رسیده باشد هرگز دروغ نبوده.
_ ناشناس؛ _