از عشق ترسیدن کار اشتباهی است؛
گاهی آدمی باید خود را به دست جلّاد بسپارد...
_ خویش؛ _
اين سَر كه ز انديشه مرا بر سر زانوست
گر بر سَرِ زانوی تو میبود چه میبود؟
_ طالبآملی؛ _
از تماشای تو چون خلق نیارند ایمان؟
کافر است آن که تو را بیند و بیدین نشود.
_ صائبتبریزی؛ _