⏬⏬⏬⏬⏬
١٢ - ألا و إنّ أهل البيت أبواب الحلم، و أنوار الظلم، و ضياء الأمم.
١٢ - آگاه باشيد كه خاندان پيامبر عليهم السلام درهاى حلم و بردبارى و روشنايى تاريكيها و نور دل امتها هستند.
١٣ - أنا و أهل بيتي أمان لأهل الأرض، كما أنّ النّجوم أمان لأهل السّماء.
١٣ - من و خاندانم براى اهل زمين مايه ايمنى از عذابيم همان گونه كه ستارگان امان براى اهل آسمانند.
١٤ - بنا اهتديتم الظّلماء، و تسنّمتم العلياء و بنا انفجرتم عن السّرار.
١٤ - (شما مردم) به وسيله ما از تاريكى گمراهى هدايت يافتيد و به مقام والاى انسانيت رسيديد و از شب تيره به صبح روشن وارد شديد.
١٥ - طريقتنا القصد و سنّتنا الرّشد.
١٥ - راه ما هدايت و سنت ما رشد و تعالى است.
١٦ - عليكم بحبّ آل نبيّكم، فإنّه حقّ اللّه عليكم، و الموجب على اللّه حقّكم، ألا ترون إلى قول اللّه تعالى:«قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى».
١٦ - بر شما باد، دوستى و محبت خاندان پيامبرتان زيرا كه آن حق خداست بر شما و واجب كننده حق شماست بر خدا، آيا به سخن خداوند متعال نمىنگريد كه فرمود: ((اى پيامبر) بگو: من از شما اجر و مزدى نمىخواهم مگر محبت و دوستى خاندانم را).
١٧ - من ركب غير سفينتنا غرق.
١٧ - كسى كه به غير كشتى دوستى و محبت ما سوار شود غرق خواهد شد.
١٨ - من تمسّك بنا لحق.
١٨ - هر كس به محبت ما چنگ زند، به ما خواهد پيوست.
١٩ - من تخلّف عنّا محق.
١٩ - هر كس از ما تخلّف و نافرمانى كند هلاك خواهد شد.
٢٠ - لنا على النّاس حقّ الطّاعة و الولاية، و لهم من اللّه حسن الجزاء.
٢٠ - حق ما بر مردم، اطاعت و ولايت است، و حق آنها از خداوند پاداش نيكو گرفتن است.
٢١ - من تولاّنا أهل البيت فليلبس للمحن إهابا.٦
٢١ - كسى كه ولايت ما اهل بيت را بپذيرد بايد براى پوشيدن جامه بلا آماده باشد.
٢٢ - نحن دعاة الحقّ و أئمّة الخلق و ألسنة الصّدق، من أطاعنا ملك و من عصانا هلك.
٢٢ - ما دعوت كنندگان به حق، و پيشوايان خلق، و زبانهاى راستگوى خداونديم، هر كس از ما پيروى كند به ملك و دولت رسد و هر كس از ما نافرمانى كند، هلاك گردد.
٢٣ - نحن باب حطّة، و هو باب السّلام، من دخله سلم و نجا، و من تخلّف عنه هلك.
٢٣ - ما درگاه ريزش گناهانيم و آن آستان سلامتى است پس كسى كه داخل آن شود به سلامت خواهد بود.
٢٤ - نحن أمناء اللّه سبحانه على عباده، و مقيموا الحقّ في بلاده، بنا ينجو الموالي، و بنا يهلك المعادي.
٢٤ - ما امينان خداوند سبحان بر بندگانيم و برپا دارنده حق در زمين اوييم، دوستان به واسطۀ ما نجات يابند و دشمنان به واسطه ما هلاك گردند.
٢٥ - هم دعائم الإسلام، و ولائج الاعتصام، بهم عاد الحقّ في نصابه، و انزاح الباطل عن مقامه، و انقطع لسانه عن منبته، عقلوا الدّين عقل وعاية و رعاية، لا عقل سماع و رواية.
هم كنوز الإيمان، و معادن الإحسان، إن حكموا عدلوا، و إن حاجّوا خصموا.
٢٥ - اهل بيت پيامبر عليهم السلام آنان ستونهاى اسلام و پناهگاه چنگ زنندگان به دامنشان هستند، به واسطه آنهاست، كه حق در مدار خود و باطل از جايش ريشه كن و زبانش از بيخ قطع مىگردد. آنان كسانىاند كه دين را يافتند از روى نگهداشتن و به گوش دل گرفتن نه از روى شنيدن و روايت كردن.
آنان گنجهاى ايمان و معدنهاى احسانند اگر داورى كنند به عدالت باشد و اگر دليل و برهان آورند مورد دشمنى قرار گيرند.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز بیست و هفتم
✅[٢٧] الإيمان و المؤمن راه هدايت
١ - سئل عن الايمان، فقال: الإيمان معرفة بالقلب، و إقرار باللّسان، و عمل بالأركان.
١ - در باره ايمان سؤال شد، امام عليه السلام فرمود:
ايمان شناخت و معرفت با قلب (عقل) و اقرار به زبان و عمل كردن به اعضا و جوارح است.
٢ - لا يصدق إيمان عبد حتّى يكون بما في يد اللّه أوثق منه بما في يده.
٢ - هيچ كس در ادعاى ايمان راستگو و صادق نمىباشد مگر زمانى كه اعتمادش به آنچه نزد خداوندست بيشتر از آنچه نزد خودش است، باشد.
٣ - فرض اللّه الإيمان تطهيرا من الشّرك.
٣ - خداوند براى پاكيزگى دلها از زنگار شرك، ايمان را واجب كرده است.
٤ - الإيمان أن تؤثر الصّدق حيث يضرّك على الكذب حيث ينفعك، و ألاّ يكون في حديثك فضل عن عملك (علمك) و أن تتّقي اللّه في حديث غيرك.
٤ - از نشانههاى ايمان اين است كه: راستى را كه به تو زيان و خسارت مىرساند بر دروغى كه به تو سود و بهره مىبخشد، مقدم دارى و گفتار و سخنت بيش از كردارت (علم و دانشت) نباشد، و اين كه به هنگام سخن گفتن و اظهار نظر در بارۀ ديگرى از خداوند بترسى.
٥ -[فى صفة المؤمن:] المؤمن بشره في وجهه، و حزنه في قلبه، أوسع شيء صدرا، و أذلّ شيء نفسا، يكره الرّفعة، و يشنأ السّمعة، طويل غمّه، بعيد همّه، كثير صمته، مشغول وقته، شكور صبور، مغمور بفكرته، ضنين بخلّته، سهل الخليقة، ليّن العريكة ، نفسه أصلب من الصّلد، و هو أذلّ من العبد.
٥ - در وصف مؤمن مىفرمايد: مؤمن كسى است كه شاديش در چهره و اندوهش در دل، سينهاش از هر چيز گشادهتر و نفسش از هر چيز خوارتر است، بلندپروازى را ناخوش و خودنمايى (رياكارى) را دشمن مىشمرد، اندوهش طولانى و همتش بلند، سكوتش بسيار و وقتش به تمام مشغول (كار خدايى) است، او بسيار شاكر و شكيبا و همواره در انديشه و تفكر است، و به درخواست خدا از ديگرى بخل مىورزد و اظهار حاجت نمىنمايد (با هر كسى زود طرح دوستى نمىريزد) اخلاقش ملايم، برخوردش توأم با نرمش است، دلش از سنگ خارا محكمتر و در پيشگاه خدا از غلامى خوارتر است.
٦ - للمؤمن ثلاث ساعات: ساعة يناجي فيها ربّه، و ساعة يرمّ معاشه، و ساعة يخلّي بين نفسه و بين لذّاتها فيما؟ يحلّ و يجمل.
٦ - ساعات مؤمن به سه بخش تقسيم مىشود:
بخشى را به مناجات پروردگارش مىگذراند، و بخشى را در پى سامان بخشيدن به زندگيش مىگذراند، و در بخشى ديگر، از لذتهاى حلال و دلپسند بهره مىبرد.
٧ - سئل عن الايمان؟ فقال: الإيمان على أربع دعائم: على الصّبر، و اليقين، و العدل، و الجهاد.
٧ - در باره ايمان سؤال شد، حضرت فرمود: ايمان بر چهار پايه استوار است: صبر، يقين، عدالت و پيكار در راه خدا.
٨ - أنا يعسوب المؤمنين، و المال يعسوب
الفجّار.
٨ - من پيشواى مؤمنانم و مال و ثروت پيشواى بدكاران است.
٩ - غيرة المرأة كفر، و غيرة الرّجل إيمان.
٩ - غيرت زن، كفر و غيرت مرد ايمان است (زن اگر به همسر ديگر مرد، حسادت كند، مخالفت با حكم خدا و كفر است، اما غيرت مرد نسبت به بيگانهاى كه قصد خيانت به همسرش را دارد، ايمان است.)
١٠ - سوسوا إيمانكم بالصّدقة٤.
١٠ - ايمانتان را با دادن صدقه، پاس داريد.
١١ - لا إيمان كالحياء و الصّبر.
١١ - هيچ ايمانى همانند حيا و صبر نيست.
١٢ -[الايمان] سبيل أبلج المنهاج، أنور السّراج، فبالايمان يستدلّ على الصالحات، و بالصالحات يستدلّ على الإيمان، و بالايمان يعمر العلم.
١٢ - ايمان، روشنترين راه و نورانىترين چراغ است، پس انسان در پرتو ايمان به سوى اعمال شايسته راهنمايى مىشود و با اعمال شايسته به ايمان استدلال مىشود، و با ايمان، كاخ علم و دانش آباد مىگردد.
١٣ - إنّ المؤمنين مستكينون، إنّ المؤمنين مشفقون، إنّ المؤمنين خائفون.
١٣ - به راستى مؤمنان، افرادى فروتن و مهربان و پند دهندهاند، و نسبت به مسئوليتشان ترسناكند.
١٤ - إنّ الإيمان يبدو لمظة٥ في القلب، كلّما ازداد الإيمان ازدادت اللّمظة.
١٤ - همانا ايمان ابتدا به صورت نقطه درخشانى در قلب آدمى ظاهر مىشود و هر چه ايمان افزوده شود به درخشندگى آن افزوده مىشود.
١٥ - المؤمن أخو المؤمن، فلا يغشّه، و لا يعيبه، و لا يدع نصرته.
١٥ - مؤمن، برادر مؤمن است، پس با او تقلّب نمىكند و از او عيب نمىگيرد و از ياريش سر باز نمىزند.
١٦ - لا تشاقق مؤمنا فتلح كما يلحى القضيب من لحائه.
١٦ - با مؤمن، دشمنى و عداوت نكن كه پوستت كنده مىشود چنانچه چوب از پوستش جدا مىشود (يعنى دشمنى با مؤمن موجب ريخته شدن حسنات انسان مىشود.)
١٧ - إتّقوا فراسة المؤمن، فإنّه ينظر بنور اللّه.
١٧ - از هوشيارى و زيركى مؤمن بترسيد زيرا او به نور خدا مىنگرد.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز بیست و هشتم
✅[٢٨] الباطل باطل، نادرست
١ - الرّاضي بفعل قوم كالدّاخل فيه معهم، و على كلّ داخل في باطل إثمان: إثم العمل به، و إثم الرّضى به.
١ - كسى كه به كار گروهى راضى باشد مانند همراه آنها در آن كار است، و بر كسى كه در كار باطل دخالت كند دو گناه است: گناه انجام كار، گناه رضايت به آن.
٢ - ألا و من أكله الحقّ فإلى الجنّة و من أكله الباطل فإلى النّار.
٢ - آگاه باشيد، آن كه در كام حق فرو رفت (يعنى شهيد شد) جايگاهش بهشت و آن كه در كام باطل رفت جايگاهش جهنم است.
٣ - أما إنّه ليس بين الحقّ و الباطل إلاّ أربع أصابع، فسئل عليه السلام عن معنى قوله هذا، فجمع أصابعه و وضعها بين اذنه و عينه ثم قال: الباطل أن تقول سمعت، و الحقّ أن تقول رأيت.
٣ - آگاه باشيد كه ميان حق و باطل چهار انگشت فاصله است: از امام عليه السلام معنى اين گفته سؤال شد، حضرت انگشتانش را كنار هم گذاشت و بين گوش و چشم خود قرار داد، سپس فرمود: باطل آن است كه بگويى شنيدم، و حق آن است كه بگويى ديدم.
٤ - الحقّ ينجي، و الباطل يردي.
٤ - حق، آدمى را نجات مىدهد و باطل به هلاكت مىاندازد.
٥ - قيل: فمن العاقل؟ قال عليه السلام: من رفض الباطل.
٥ - از امام عليه السلام سؤال شد: عاقل كيست؟ فرمود:
كسى كه باطل را رها كند.
٦ - رضى النّاس غاية لا تدرك، فتحرّ الخير بجهدك، و لا تبال بسخط من يرضيه الباطل.
٦ - رضايت مردم هدفى است كه قابل دسترسى نيست، بنا بر اين با جديت خود در جستجوى خير باش، و از خشم كسى كه باطل او را راضى مىكند پروا نداشته باش.
٧ - الفرقة أهل الباطل و إن كثروا، و الجماعة أهل الحقّ و إن قلّوا.
٧ - اهل باطل پراكندهاند اگر چه بسيار باشند و اهل حق متحدند اگر چه كم باشند.
٨ - الأباطيل موقعة في الأضاليل.
٨ - باطلها انسان را در ضلالت و گمراهى واقع مىسازد.
٩ - التّظافر على نصر الباطل لؤم و خيانة.
٩ - همكارى بر يارى باطل، پستى و خيانت است.
١٠ - من نصر الباطل ندم.
١٠ - آن كه باطل را يارى كند پشيمان گردد.
١١ - من ركب الباطل أهلكه مركبه.
١١ - آن كس كه بر مركب باطل سوار شد (يعنى به راه باطل برود)، همان مركب او را هلاكش خواهد كرد.
١٢ - من شهد لك بالباطل، شهد عليك بمثله.
١٢ - كسى كه به سود تو شهادت باطل دهد، روزى هم بر زيان تو شهادت باطل خواهد داد.
١٣ - لا يعزّ من لجأ إلى الباطل.
١٣ - آن كه به باطل پناه برد، عزيز و سربلند نمىشود.
١٤ - مستعمل الباطل معذّب ملوم.
١٤ - سرگرم به كار باطل، گرفتار عذاب و ملامت است.
١٥ - سئل عن امير المؤمنين: كم بين الحق و الباطل؟ فقال عليه السلام: أربع أصابع، و وضع أمير المؤمنين عليه السلام يده على اذونه و عينيه، فقال: ما رأته عيناك فهو الحق و ما سمعته اذناك فاكثره باطل.
١٥ - از امير المؤمنين عليه السلام سؤال شد: فاصله بين حق و باطل چقدر است؟ حضرت فرمود: چهار انگشت و دستش را روى گوش و چشمش گذاشت و فرمود:
آنچه كه دو چشم تو ببيند همان حق است و آنچه گوشهايت بشنود، بيشترش باطل است.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز بیست و نهم
✅[٢٩] البخل (الشّح): زفتى و تنگنظرى
١ - البخل جامع لمساوئ العيوب، و هو زمام يقاد به إلى كلّ سوء.
١ - بخل، جامع تمام عيبهاست و آن افسارى است كه آدمى را به سوى هر بدى مىكشاند.
٢ - البخل عار و الجبن منقصة و الفقر يخرس الفطن عن حجّته، و المقلّ غريب فى بلدته.
٢ - بخل، ننگ و ترس، نقصان است، و فقر، شخص زيرك را از بيان دليلش گنگ مىسازد و آدم فقير در شهر خودش هم غريب است.
٣ - عجبت للبخيل، يستعجل الفقر الّذي منه هرب، و يفوته الغنى الّذي إيّاه طلب، فيعيش في الدّنيا عيش الفقراء، و يحاسب في الآخرة حساب الأغنياء.
٣ - از بخيل تعجب مىكنم، زيرا او به شتاب به سوى فقرى مىرود كه از آن گريخته است و غنايى را كه خواهان آن است از دست مىدهد، در دنيا همچون تهيدستان زندگى مىكند و در آخرت چون توانگران مورد حسابرسى واقع مىشود.
٤ -[يا بنيّ] إيّاك و مصادقة البخيل، فإنّه يقعد عنك أحوج ما تكون إليه.
٤ - (اى فرزندم) از دوستى با افراد بخيل بپرهيز چرا كه در هنگام شدت نياز و حاجت به او، رهايت مىسازد.
٥ - خيار خصال النّساء شرار خصال الرّجال:
الزهو، و الجبن، و البخل، فإذا كانت المرأة مزهوّة لم تمكّن من نفسها، و إذا كانت بخيلة حفظت مالها، و مال بعلها، و إذا كانت جبانة فرقت من كلّ شيء يعرض لها.
٥ - خصلتهاى خوب زنان، خصلتهاى بد مردان است مانند: تكبّر، ترس و بخل، زيرا هرگاه زنى متكبر باشد بيگانه را به خود راه نمىدهد و اگر بخيل باشد مال خود و همسرش را حفظ مىكند و اگر ترسو باشد از هر چيز كه به آبرويش صدمه بزند فاصله مىگيرد.
٦ - إنّ البخل و الجبن و الحرص غرائز شتّى يجمعها سوء الظّنّ.
٦ - به راستى كه بخل، ترس و حرص غرايز و تمايلات متعددى هستند كه مجموعۀ آنها سوء ظن به خداوند متعال است.
٧ - كثرة العلل آية البخل.
٧ - بسيار بهانه آوردن نشانه بخل است.
٨ - أنفق في حقّ، و لا تكن خازنا لغيرك.
٨ - در راه خدا انفاق كن و نگهدارنده مال براى ديگران مباش.
٩ - الشّحّ يجلب الملامة.
٩ - بخل، ملامت و سرزنش را در پى دارد.
١٠ - [لا تكوننّ] على البخل أقوى منك على البذل.
١٠ - بخل و تنگ نظرى نبايد براى تو نيرومندتر از بخشش و گشاده دستى باشد.
١١ - بشّر مال البخيل بحادث أو وارث.
١١ - به مال بخيل مژده ده كه دچار حادثه مىشود يا نصيب بازماندگان مىگردد.
١٢ - لا برّ مع شحّ.
١٢ - هيچ نيكى، همراه بخل نخواهد بود.
١٣ - الشّحّ أضرّ على الإنسان من الفقر، لأنّ الفقير إذا وجد اتّسع، و الشّحيح لا يتّسع و إن وجد.
١٣ - براى انسان، بخل زيانبارتر از فقر و تنگدستى است زيرا فقير اگر مالى بيابد گشايشى براى اوست ولى بخيل هر چه بيابد گشايشى در زندگيش نيست.
١٤ - اجتماع المال عند البخلاء أحد الجدبين.
١٤ - جمع شدن مال نزد انسان بخيل يكى از دو قحطى و خشكسالى است.
١٥ - إيّاكم و الشحّ، فإنّه أهلك من كان قبلكم، و هو الّذي سفك دماء الرّجال، و هو الّذى قطع أرحامها، فاجتنبوه.
١٥ - از بخل بپرهيزيد زيرا بخل پيشينيان شما را هلاك كرد، بخل است كه خون مردان را ريخته و پيوند خويشاوندان را بريده است، پس از آن دورى كنيد.
١٦ - البخلاء من النّاس يكون تغافلهم عن عظيم الجرم أسهل عليهم من المكافأة على يسير الإحسان.
١٦ - نزد افراد بخيل، ناديده انگاشتن جرمى سنگين آسانتر است از پاداش دادن بر احسان اندك است.
١٧ - صديق البخيل من لم يجرّبه.
١٧ - دوست بخيل كسى است كه آزموده نشده است.
١٨ - غيظ البخيل على الجواد أعجب من بخله.
١٨ - خشم بخيل بر انسان بخشنده از بخل او شگفتآورتر است.
١٩ - لا تدخلنّ في مشورتك بخيلا، يعدل بك عن الفضل، و يعدك الفقر.
١٩ - مبادا با بخيل مشورت كنى زيرا تو را از بخشيدن منصرف و به فقر بيم مىدهد.
٢٠ - لا يبقي المال إلاّ البخيل، و البخيل معاقب.
٢٠ - مال را جز بخيل، نگاه ندارد و بخيل عقوبت عملش را خواهد ديد.
٢١ - لا مروّة لبخيل.
٢١ - براى بخيل، مروت و جوانمردى نيست.
٢٢ - لا تبخل فتفتقر، و لا تسرف فتفرط.
٢٢ - بخل نورز كه تنگدست و فقير خواهى شد و اسراف نكن كه از بين مىروى.
٢٣ - ما عقد إيمانه من بخل بإحسانه.
٢٣ - كسى كه از احسان به ديگران بخل ورزد رشتۀ ايمانش را محكم نبسته است.
٢٤ - ما أقبح البخل بذوي النّبل!
٢٤ - چه زشت است بخل ورزيدن به افراد با فضيلت.
٢٥ - ما أقبح البخل مع الإكثار!
٢٥ - چه زشت است بخل ورزيدن در حال دارايى.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز سیام
✅[٣٠] البدعة: نوآورى بر خلاف شرع
١ - لا تكونوا أنصاب [انصار] الفتن، و أعلام البدع، و الزموا ما عقد عليه حبل الجماعة، و بنيت عليه أركان الطّاعة.
١ - از نشانه [ياور] فتنهها و پرچم بدعتها نباشيد و آنچه را كه پيوند اجتماع به آن گره خورده و اركان اطاعت بر آن بنا شده، بر خود لازم شماريد.
٢ - إنّ شرّ النّاس عند اللّه إمام جائر، ضلّ و ضلّ به، فأمات سنّة مأخوذة (معلومة)، و أحيا بدعة متروكة.
٢ - بدترين مردم نزد پروردگار، پيشواى ستمگرى است كه خود گمراه و ديگران هم به وسيله او گمراه شوند و سنتهاى برگرفته از دين را نابود كند و نوآوريهاى ترك شدۀ خلاف دين را زنده سازد.
٣ - إنّما الناس رجلان: متّبع شرعة (شريعة) و مبتدع بدعة، ليس معه من اللّه سبحانه برهان و سنّة و لا ضياء حجّة.
٣ - مردم دو دستهاند: پيرو شريعت و پديد آورندۀ بدعت كه او را نه برهانى از سنت است و نه چراغى روشن از دليل و حجت.
٤ - ما احدثت بدعة إلاّ ترك بها سنّة، فاتّقوا البدع و الزموا المهيع إنّ عوازم الأمور أفضلها و إنّ محدثاتها شرارها.
٤ - هيچ بدعتى حاصل نشود مگر آن كه با آن سنتى از بين رود، پس از بدعت (نو آورى در دين) بپرهيزيد و پاى بند راه راست باشيد، امور اصيل پيشين (و آيين پاك حق) كه صحت آن مورد ترديد نيست، برترين امورات و بدعتها بدترين كارهاست.
٥ - طوبى لمن ذلّ فى نفسه و طاب كسبه و صلحت سريرته و حسنت خليقته و أنفق الفضل من ماله، و أمسك الفضل من لسانه، و عزل عن الناس شرّه، و وسعته السنّة، و لم ينسب إلى البدعة.
٥ - خوشا به حال كسى كه نفس خود را خوار كرد و كار و كسبش را پاكيزه نمود و باطنش را آراسته و خوى خود را نيكو ساخت زيادى مالش را بخشيد و زبان را از زيادهگويى فروبست، و شر خود را به مردم نرساند، و سنت برايش كافى بود، و خود را به نوآورى و بدعت منسوب نساخت.
٦ - من مشى إلى صاحب بدعة فوقّره فقد سعى في هدم الإسلام.
٦ - كسى كه به دنبال بدعت گذارى برود و او را بزرگ كند بطور قطع او در فروپاشى اسلام كوشيده است.
٧ - ما هدّم الدّين مثل البدع، و لا أفسد الرّجال مثل الطّمع.
٧ - هيچ چيز مانند بدعت و نو آورى، دين را از هم نمىپاشد و چيزى همانند طمع، مردم را به تباهى نمىكشاند.
٨ - ألسّنّة - و اللّه - سنة محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلم، و البدعة ما فارقها.
٨ - به خدا سوگند سنت الهى، سنت محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلم است و غير از آن بدعت و نوآورى است.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز سی و یکم
✅[٣١] البرّ: نيكوكارى و احسان
١ - برّ الوالدين من أكرم الطّبائع.
١ - نيكى به پدر و مادر از كريمترين خويهاست.
٢ - إنّ من كنوز البرّ الصّبر على الرّزايا، و كتمان المصائب.
٢ - از گنجهاى نيكى، صبر بر ناگواريها و پنهان ساختن مصيبتهاست.
٣ - لا برّ مع شحّ.
٣ - در بخل، نيكى نيست.
٤ - بالبرّ يستعبد الحرّ.
٤ - با نيكى، انسان آزاد، بنده مىشود.
٥ - إن تتعب في البرّ، فإنّ التّعب يزول، و البرّ يبقى.
٥ - اگر در راه نيكى به رنج و سختى بيفتى (مانعى ندارد، زيرا) سختى آن از بين مىرود و نيكى آن باقى مىماند.
٦ - أربع تدعو إلى الجنّة: كتمان المصيبة، و كتمان الصّدقة، و برّ الوالدين، و الإكثار من قول لا إله إلا الله.
٦ - چهار چيز آدمى را به بهشت فرا مىخواند: پنهان ساختن مصيبت، صدقه پنهانى، نيكى به پدر و مادر، بسيار گفتن «لا إله إلا الله».
٧ - البرّ ما سكنت إليه نفسك، و اطمأنّ إليه قلبك، و الإثم ما جال في نفسك، و تردّد في صدرك.
٧ - نيكوكارى آن است كه نفست به آن آرام گيرد، و دلت به آن اطمينان يابد، و گناه آن است كه در نفست اضطراب و در سينهات شك و ترديد بيندازد.
٨ - من أفضل أعمال البرّ الجود في العسر، و الصّدق في الغضب، و العفو عند القدرة.
٨ - از برترين كارهاى نيك، بخشندگى در حال تنگدستى، راستگويى در حال خشم، و عفو در عين قدرت است.٩ - موت الأبرار راحة لأنفسهم، و موت الفجّار راحة للعالم.
٩ - مرگ نيكوكاران آسايش براى خودشان، و مرگ بدكاران آسايش براى مردم جهان است.
١٠ - حياة الإنسان بالبرّ أكثر من حياته بالعمر.
١٠ - حيات انسان به نيكوكارى بيشتر از زندگيش به مدت عمر است.
١١ - البرّ عمل مصلح.
١١ - عمل نيك، اصلاح كننده (و سامان دهنده) است.
١٢ - البرّ أعجل شيء مثوبة.
١٢ - نيكى شتابندهترين چيز به پاداش (بهشت) است.
١٣ - نفوس الأبرار أبدا تأبى أفعال الفجّار.
١٣ - جانهاى نيكوكاران، هميشه از كردار بدان بيزار است.
١٤ - نفوس الأبرار نافرة عن نفوس الأشرار.
١٤ - روان نيكوكاران، از جانهاى اشرار نفرت دارد.
١٥ - مع البرّ تدرّ الرّحمة.
١٥ - با نيكوكارى، رحمت خداوند پياپى فرود مىآيد.
١٦ - من قرب برّه بعد صيته و ذكره.
١٦ - آن كه نيكىاش را به مردم نزديك سازد، آوازه و شهرتش را به دور دست خواهد رساند.
١٧ - من بذل برّه اشتهر ذكره.
١٧ - كسى كه نيكىاش را به مردم برساند، نام و ياد او شهرت يابد.
١٨ - الإسراف مذموم في كلّ شيء إلاّ في أفعال البرّ.
١٨ - زيادهروى در هر چيزى، جز در كارهاى نيك مذموم و ناپسند است.
١٩ - أفضل البرّ ما اصيب به أهله.
١٩ - برترين نيكيها آن است كه به اهل آن برسد.
٢٠ - أحقّ من بررت من لا يغفل برّك.
٢٠ - سزاوارترين فرد به نيكى تو، كسى است كه احسانت را از ياد نبرد.
٢١ - إنّكم مجازون بأفعالكم، فلا تفعلوا إلاّ برّا.
٢١ - همانا به كارهايتان پاداش داده مىشود، پس كارى جز نيكى نكنيد.
٢٢ - جماع الخير في أعمال البرّ.
٢٢ - گرد آمدن خوبيها، انجام كارهاى نيك است.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز سی و دوم
✅[٣٢] البغي: ستم و تجاوز
١ - من سلّ سيف البغي قتل به.
١ - آن كه تيغ ستم بركشد، خود با آن كشته شود.
٢ - الله اللّه فى عاجل البغي، و آجل وخامة الظلم.
٢ - خدا را، خدا را، از شتاب (كيفر) سركشى مراقب باشيد، و از سرانجام وخيم ستم بهراسيد.
٣ - و انّ البغى و الزّور يوتغان٢ [يذيعان] المرء فى دينه و دنياه، و يبديان خلله عند من يعيبه.
٣ - همانا ظلم و ستم و كارهاى خلاف حق، انسان را در دين و دنيايش به هلاكت مىاندازد، و نقايص و عيوبش را نزد عيب جويان آشكار و نمايان مىسازد.
٤ - قال لابنه الحسن عليهما السلام: لا تدعونّ إلى المبارزة، و إن دعيت إليها فأجب، فإنّ الداعي اليها باغ و الباغى مصروع.
٤ - امام عليه السلام به فرزندش حضرت حسن عليهما السلام فرمود:
كسى را به مبارزه دعوت نكن، اما اگر تو را به مبارزه طلبيدند اجابت كن، زيرا دعوت كننده به مبارزه ستمكار است و ستمكار در هر حال شكست خورده است.
٥ - ويل للباغين من أحكم الحاكمين.
٥ - واى بر ستمگران از احكم الحاكمين (يعنى از پروردگار).
٦ - البغي سائق الحين.
٦ - ستمگرى، انسان را به هلاكت سوق مىدهد.
٧ - البغي سائق إلى الشّرّ.
٧ - تجاوز و ستمگرى، آدمى را به بدى سوق مىدهد.
٨ - لا ظفر مع البغي.
٨ - پيروزى با ستمگرى به دست نمىآيد.
٩ - ألأم اللؤم البغي عند القدرة.
٩ - پست ترين پستىها، ستمگرى در حال قدرت است.
١٠ - أعجل العقوبة عقوبة البغي و الغدر و اليمين الكاذبة.
١٠ - سريعترين كيفرها، كيفر ستمگرى، نيرنگ و سوگند دروغ است.
١١ - البغي يسلب النّعمة.
١١ - ستمگرى، نعمت را از بين مىبرد.
١٢ - البغي يجلب النّقم.
١٢ - ستمگرى، جذب كننده بلاهاست.
١٣ - البغي يصرع الرّجال، و يدني الآجال.
١٣ - ستمگرى، مردان را درهم مىكوبد و مرگها را نزديك مىسازد.
١٤ - ما أعظم عقاب الباغي.
١٤ - چه سنگين است كيفر ستمگر.
١٥ - ما أقرب النّقمة من أهل البغي و العدوان.
١٥ - چه نزديك است عقوبت ستمكاران و متجاوزان.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز سی و سوم
✅[٣٣] التبذير بيهوده خرج كردن
١ - كن سمحا، و لا تكن مبذّرا، و كن مقدّرا، و لا تكن مقتّرا.
١ - بخشنده باش ولى ولخرج و اسراف كننده مباش، در زندگى حسابگر باش ولى سختگير مباش.
٢ - ألا إنّ إعطاء المال في غير حقّه تبذير و إسراف، و هو يرفع صاحبه في الدّنيا، و يضعه في الآخرة، و يكرمه في النّاس، و يهينه عند اللّه.
٢ - آگاه باشيد، بخشيدن مال در غير محلش تبذير و اسراف است، اين كار، شخص را در دنيا سربلند ولى در آخرت سرافكنده مىسازد، در ميان مردم او را اكرام و در نزد خداوند پست مىگرداند.
٣ - القليل مع التّدبير أبقى من الكثير مع التّبذير.
٣ - كم خرج كردن همراه با تدبير و درايت - اثرش - پايدارتر از مال بسيارى است كه همراه با تبذير باشد.
٤ - الإقتصاد ينمي القليل، و الإسراف يفني الجزيل.
٤ - ميانه روى در زندگى، مال كم را زياد ولى اسراف و زيادهروى مال زياد را فانى مىكند.
٥ - لا جهل كالتّبذير.
٥ - هيچ جهل و نادانى مانند تبذير نيست.
٦ - من العقل مجانبة التّبذير، و حسن التّدبير.
٦ - از نشانههاى خردمندى دورى كه از بيهوده خرج كردن و تدبير خوب (در كارها) است.
٧ - من افتخر بالتّبذير احتقر بالإفلاس.
٧ - كسى كه به تبذير (ولخرجى) افتخار كند با ورشكستگى و تهيدستى تحقير خواهد شد.
٨ - آفة الجود التّبذير.
٨ - آفت بخشندگى تبذير است.٩ - عليك بترك التّبذير و الإسراف، و التّخلّق بالعدل و الإنصاف.
٩ - بر تو باد به دورى از تبذير و اسراف و متخلق شدن به عدالت و انصاف.
١٠ - التّبذير قرين مفلس.
١٠ - بيهوده خرج كردن همنشين تهيدست است.
١١ - التّبذير عنوان الفاقة.
١١ - تبذير نشانه (سرآغاز) فقر و نادارى است.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز سی و چهارم
✅[٣٤] التّجربة: تجربه، آزمايش
١ - من لم ينفعه اللّه بالبلاء و التّجارب لم ينتفع بشيء من العظة.
١ - آن كه خداوند او را با گرفتاريها و آزمايشات سود نرساند از هيچ پند و اندرزى سود نخواهد برد.
٢ - إيّاك و الإتّكال على المنى فانّها بضائع النّوكى، و العقل حفظ التجارب و خير ما جرّبت ما وعظك.
٢ - از تكيه بر آرزوها بر حذر باش كه سرمايه احمقان است، كار عاقلانه نگهدارى تجربههاست و بهترين تجربه آن است كه تو را پند دهد.
٣ - إنّ معصية الناصح الشّفيق العالم المجرّب تورث الحسرة و تعقب النّدامة.
٣ - نافرمانى از دستور پند دهنده مهربان و دانشمند با تجربه، باعث حسرت مىشود و پشيمانى به دنبال دارد.
٤ - و اعلموا، أنّه ليس لهذا الجلد الرّقيق صبر على النّار، فارحموا نفوسكم فإنّكم قد جرّبتموها في مصائب الدّنيا.
٤ - آگاه باشيد اين پوست نازك بدن شما طاقت آتش جهنم را ندارد، پس به نفس خويش رحم كنيد، كه اين حقيقت را در مصائب و ناگواريهاى دنيا آزمودهايد.
٥ -[يا مالك!] توخّ منهم أهل التجربة و الحياء، من أهل البيوتات الصالحة و القدم فى الإسلام المستقدّمة، فإنّهم أكرم أخلاقا و أصح أعراضا [أغراضا] و أقلّ في المطامع إشراقا [اسرافا] و أبلغ فى الأمور نظرا.
٥ - [اى مالك!] كارمندانى را كه اهل تجربه و شرم و حيا، و از خانوادههاى صالح كه در اسلام پيشگامترند انتخاب كن، زيرا اخلاق آنها كريمتر و خانوادهشان پاكتر و كم طمعتر و در سنجش عواقب امور بيناترند.
٦ - إنّ الشّقيّ من حرم نفع ما أوتى من العقل و التّجربة.
٦ - بدبخت كسى است كه از عقل و تجربهاى كه نصيب او شده محروم ماند.
٧ - من التّوفيق حفظ التّجربة.
٧ - نگهدارى تجربه، بخشى از موفقيت است.
٨ - العاقل من وعظته التّجارب.
٨ - خردمند كسى است كه از تجربهها پند بگيرد.
٩ - العقل حفظ التّجارب.
٩ - خردمندى، حفظ و نگهدارى تجربههاست.
١٠ - لو لا التّجارب عميت المذاهب.
١٠ - اگر تجربهها نمىبود، مذاهب و روشهاى صحيح از بين مىرفت.
١١ - في التّجارب علم مستأنف.
١١ - در تجربهها، دانشى دوباره و نوين است.
١٢ - العقل غريزة تربّيها التّجارب.
١٢ - عقل غريزهاى است كه تجربهها تربيتش مىكنند.
١٣ - عليك بمجالسة أصحاب التّجارب، فإنّها تقوّم عليهم بأغلى الغلاء، و تأخذها منهم بأرخص الرّخص.
١٣ - بر تو باد به همنشينى با صاحبان تجربه، چرا كه آنها با گرانترين قيمت تجربهها را به دست آورده و تو، به ارزانترين قيمت از آنها فرا مىگيرى.
١٤ - التّجارب لا تنقضي، و العاقل منها في زيادة.
١٤ - تجربهها تمام شدنى نيست، و خردمند در حال زياد كردن آنهاست.
١٥ - التّجارب عقل مكتسب.
١٥ - تجربهها، خردى است به دست آوردنى.
١٦ - المجرّب أحكم من الطّبيب.
١٦ - كارآزموده از طبيب، كار آمدتر است.
١٧ - التّجربة تثمر الإعتبار.
١٧ - ثمرۀ تجربه، پند گرفتن است.
١٨ - التّجارب علم مستفاد.
١٨ - تجربهها، دانشى است سودمند.
١٩ - الحزم حفظ التّجربة.
١٩ - دور انديشى، نگهدارى تجربههاست.
٢٠ - الأيّام تفيد التّجارب.
٢٠ - روزها تجربه آموز است.
٢١ - الحازم من حنّكته التّجارب، و هذّبته النّوائب.
٢١ - دورانديش كسى است كه تجربهها او را خبير و ناملايمات پاكيزهاش كرده باشند.
٢٢ - حفظ التّجارب رأس العقل.
٢٢ - نگهدارى تجربهها، اوج خردمندى است.
٢٣ - ثمرة التّجربة حسن الإختيار.
٢٣ - نتيجه تجربه، به خوبى انتخاب كردن است.
٢٤ - رأي الرّجل على قدر تجربته.
٢٤ - رأى (و نظريه) مرد به اندازه تجربه اوست.
٢٥ - من غنى عن التّجارب عمي عن العواقب.
٢٥ - آن كه خود را از تجربهها بىنياز دانست از عاقبت كارها كور (و بىخبر) ماند.
٢٦ - من تجرّب يزدد حزما.
٢٦ - آن كه پيوسته تجربه آموزد، دورانديشىاش زياد گردد.
٢٧ - من أحكم من التّجارب سلم من العواطب.
٢٧ - آن كه خود را با تجربهها آماده و استوار سازد، از تباهى ها مصون ماند.
٢٨ - من كثرت تجربته قلّت غرّته.
٢٨ - آن كه تجربهاش زياد گردد، كمتر فريب خورد.
٢٩ - كفى بالتّجارب مؤدّبا.
٢٩ - تجربهها براى تربيت آدمى، كافى است.
٣٠ - في كلّ تجربة موعظة.
٣٠ - در هر تجربهاى پند و اندرزى نهفته است.
٣١ - كفى عظة لذوي الألباب ما جرّبوا.
٣١ - براى پند صاحبان عقل و خرد، آنچه را كه تجربه كردهاند كافى است.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز سی و پنجم
✅[٣٥] التدبير: اداره كردن، دورانديشى
١ - لا عقل كالتّدبير.
١ - هيچ عقل و درايتى مانند دورانديشى نيست.
٢ - التّدبير قبل العمل يؤمنك من النّدم.
٢ - دور انديشى قبل از انجام كار، تو را از پشيمانى در امان مىدارد.
٣ - حسن التّدبير مع الكفاف أكفى لك من الكثير مع الإسراف.
٣ - دور انديشى خوب همراه با كفاف براى تو كافىتر است از مقدار زياد همراه با اسراف.
٤ - لا مال لمن لا تدبير له.
٤ - آن كه دور انديشى ندارد، مال ندارد.
٥ - القليل مع التّدبير، أبقى من الكثير مع التّبذير.
٥ - مال اندك همراه با دورانديشى پايدارتر از مال بسيار با بيهوده خرج كردن است.
٦ - التّدبير قبل الفعل يؤمن العثار.
٦ دورانديشى قبل از كار، انسان را از لغزشها حفظ مىكند.
٧ - التّدبير نصف المعونة.
٧ - دور انديشى نيمى از كمك و يارى است.
٨ - أدلّ شيء على غزارة العقل حسن التّدبير.
٨ - بهترين دليل بر عقل زياد، تدبير خوب است.
٩ - آفة المعاش سوء التّدبير.
٩ - آفت زندگانى، بدانديشى است.
١٠ - سوء التّدبير مفتاح الفقر.
١٠ - بد انديشى كليد فقر و تهيدستى است.
١١ - سوء التّدبير سبب التّدمير.
١١ - تدبير نادرست سبب هلاكت و نابودى است.
١٢ - حسن التّدبير ينمي قليل المال، و سوء التّدبير يفني كثيره.
١٢ - با دور انديشى خوب، مال كم، بسيار و به عكس با بدانديشى مال بسيار فانى مىشود.
١٣ - صلاح العيش التّدبير.
١٣ - زندگى پاكيزه در سايه دور انديشى است.
١٤ - من ساء تدبيره كان هلاكه في تدبيره.
١٤ - آن كه تدبيرش بد شد، نابوديش در آن خواهد بود.
١٥ - من ساء تدبيره، تعجّل تدميره.
١٥ - آن كه بد انديشد، سرنگونىاش جلو مىافتد.
١٦ - لا فقر مع حسن تدبير.
١٦ - با دورانديشى خوب، فقر نخواهد بود.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز سی و ششم
✅[٣٦] التقوى: پرهيزكارى
١ - التّقى رئيس الأخلاق.
١ - پرهيز از گناه، رئيس اخلاق است.
٢ - لا كرم كالتّقوى.
٢ - هيچ بزرگوارى، مثل تقوا نيست.
٣ - لا يقلّ عمل مع التّقوى، و كيف يقلّ ما يتقبّل؟!
٣ - عملى كه همراه با تقوا باشد كم نيست، چگونه كم خواهد بود عملى كه مورد قبول درگاه خدا باشد.
٤ - لا عزّ أعزّ من التّقوى.
٤ - هيچ عزتى، عزيزتر و گرامىتر از پرهيزكارى نيست.
٥ - ألا و إنّ من صحّة البدن تقوى القلب.
٥ - آگاه باشيد كه پرهيزكارى دل، از صحت بدن است.
٦ - و عنه عليه السلام و قد رجع من صفّين، فأشرف على القبور بظاهر الكوفة: يا اهل الديار الموحشة و المحالّ المفقرة و القبور المظلمة... أنتم لنا فرط سابق و نحن لكم تبع لاحق... ثمّ التفت إلى أصحابه، فقال: أما لو أذن لهم فى الكلام لأخبروكم أنّ خير الّزاد التّقوى.
٦ - امام عليه السلام موقعى كه از نبرد صفين باز مىگشت به گورستانى كه پشت دروازه كوفه بود رسيد، و خطاب به مردگان كرد و فرمود: اى ساكنان خانههاى وحشتناك و محلههاى فقير و خالى از آب و نان و گورهاى تاريك و ظلمانى... شما پيشقراولان ما هستيد كه قبل از ما رفتيد و ما نيز به شما ملحق خواهيم شد... سپس رو به ياران خود كرد و فرمود: هرگاه به آنها اجازه سخن داده شود به شما خبر مىدادند كه بهترين توشه در سفر آخرت تقوا و پرهيزكارى است.
٧ - إتقّ اللّه بعض التّقى و إن قلّ، و اجعل بينك و بين اللّه سترا و إن رقّ.
٧ - تقوا پيشه كن گر چه كم باشد، ميان خود و خدا پرده قرار ده گر چه نازك باشد.
٨ - إتّق اللّه في كلّ صباح و مساء.
٨ - در هر صبح و شام رعايت تقوا كن.
٩ - اعلموا - عباد اللّه - أنّ المتّقين ذهبوا بعاجل الدّنيا و آجل الآخرة، فشاركوا أهل الدّنيا في دنياهم، و لم يشاركهم أهل الدّنيا فى آخرتهم، سكنوا الدّنيا بأفضل ما سكنت، و أكلوها بأفضل ما أكلت، فحظوا من الدّنيا بما حظي به المترفون، و أخذوا منها ما أخذه الجبابرة المتكبّرون، ثمّ انقلبوا عنها بالزّاد المبلّغ، و المتجر الرّابح، أصابوا لذّة زهد الدّنيا في دنياهم، و تيقّنوا أنّهم جيران اللّه غدا في آخرتهم لا تردّ لهم دعوة، و لا ينقص لهم نصيب من لذّة.
٩ - اى بندگان خدا، بدانيد كه پرهيزكاران دنيا را پشت سرگذاشتند هم از دنياى زودگذر و هم از سراى آخرت بهره گرفتند، در دنيا با مردم بودند ولى اهل دنيا در آخرت با آنها شريك نيستند، در دنيا [پرهيز كاران] برترين منزل را [كه زندگى ساده باشد] برگزيدند و برترين خوراكها را [كه ساده و حلال است] خوردند، همان لذتى كه خوشگذرانها از دنيا بردند نصيب آنان شد و هم آنچه جباران خودخواه از دنيا بر گرفتند آنان نيز برگرفتند، و از اين جهان با زاد و توشهاى كارآمد و تجارتى پر سود به جهان ابديت رفتند لذت بىعلاقه بودن به دنيا را بردند و يقين كردند كه در آخرت همسايگان خدايند، خواستههاى آنان در آخرت رد نمىشود و از لذّتشان هم كم نمىگردد.
١٠ - اوصيكم [عباد اللّه] بتقوى اللّه، فإنّها الزّمام و القوام، فتمسّكوا بوثائقها، و اعتصموا بحقائقها، تؤل بكم إلى أكنان
الدّعة.
١٠ - [اى بندگان خداوند] شما را به تقواى الهى سفارش مىكنم كه زمام [كارها] و پايدارى [سعادت] شما به آن بستگى دارد پس به وسيلههاى استوار تمسك جوييد و به تقواى حقيقى چنگ زنيد كه شما را به سر منزل آرامش مىرساند.
١١ - إنّ من صرّحت له العبر عمّا بين يديه من المثلات٤ حجزته التّقوى عن تقحّم الشّبهات.
١١ - كسى كه از سرگذشت و عاقبت بد پيشينيان عبرت گيرد تقوا او را از فرو رفتن در كارهاى مشتبه و مبهم باز خواهد داشت.
١٢ - اعلموا عباد اللّه أنّ التقوى دار حصن عزيز، و الفجور دار حصن ذليل... ألا و بالتّقوى تقطع حمّة الخطايا.
١٢ - اى بندگان خدا بدانيد كه تقوا پناهگاهى محكم و استوار است و بدكارى و گناه حصارى ذلتآور است... آگاه باشيد كه با پرهيزكارى مىتوان زهر گناهان را از بين برد.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز سی و هفتم
✅[٣٧] التواضع: فروتنى
١ - التّواضع سلّم الشّرف.
١ - فروتنى نردبان بزرگى و شرف است.
٢ - من تواضع قلبه للّه لم يسأم بدنه طاعة اللّه.
٢ - آن كسى كه دلش براى خدا متواضع و فروتن باشد بدنش از فرمانبردارى خدا خسته و كسل نگردد.
٣ - التّواضع زينة الحسب.
٣ - تواضع زينت و آرايش حسب [و اصالت] است.
٤ - التّواضع يكسبك السّلامة.
٤ - فروتنى برايت سلامتى به دنبال دارد.
٥ - زينة الشريف التّواضع.
٥ - زينت فرد بزرگوار و شريف، فروتنى و تواضع است.
٦ - الق النّاس عند حاجتهم بالبشر و التّواضع، فإن نابتك نائبة، و حالت بك حال، لقيتهم و قد أمنت ذلّة التّنصّل إليهم و التّواضع.
٦ - با آنانى كه دست نياز به سويت دراز مىكنند با خوشرويى و فروتنى برخورد كن كه اگر بر تو مصيبت و ناراحتى پديد آمد در ديدار با آنها از خوارى رفتن به نزدشان و فروتنى در برابرشان آسوده و راحت باشى.
٧ - التّواضع إحدى مصائد الشّرف.
٧ - فروتنى و تواضع از جايگاههاى كسب شرافت و بزرگى است.
٨ - تواضع الرّجل في مرتبته ذبّ للشماتة عنه عند سقطته.
٨ - فروتنى مرد در پست و مقام، وى را هنگام سقوط [از مقامش] از گزند شماتت و سرزنش باز مىدارد.
٩ - ثمرة التّواضع المحبّة.
٩ - نتيجۀ فروتنى، مهر و محبت است.
١٠ - التكّبّر على المتكبّرين هو التّواضع بعينه.
١٠ - تكبر و غرور با متكبران همانند تواضع و فروتنى است.
١١ - التّواضع نعمة لا يفطن لها الحاسد.
١١ - فروتنى نعمتى است كه حسود آن را درك نمىكند.
١٢ - اصحب السّلطان بالحذر، و الصديق بالتّواضع.
١٢ - با فرمانروا از روى ترس و پرهيز و با دوست از روى تواضع و فروتنى همراهى كن.
١٣ - التّواضع رأس العقل، و التّكبّر رأس الجهل.
١٣ - فروتنى اساس خردمندى و تكبر و غرور اساس جهل و نادانى است.
١٤ - التّواضع مع الرّفعة كالعفو مع القدرة.
١٤ - فروتنى و تواضع در حال رفعت و بلندى مانند گذشت در حال قدرت است.
١٥ - التّواضع زكاة الشّرف.
١٥ - فروتنى، زكات بزرگى و شرف است.
١٦ - التّواضع يرفع الوضيع.
١٦ - فروتنى، افتاده را بالا مىبرد.
١٧ - التّواضع ثمرة العلم.
١٧ - فروتنى، نتيجه و حاصل دانش است.
١٨ - أشرف الخلائق التّواضع و الحلم و لين الجانب.
١٨ - برترين خلق و خوى، فروتنى و بردبارى و به نرمى رفتار كردن است.
١٩ - أعظم النّاس رفعة من وضع نفسه.
١٩ - بلند مرتبهترين مردم كسى است كه نفس خود را كوچك و متواضع قرار دهد.
٢٠ - تواضع للّه يرفعك.
٢٠ - در برابر خداوند فروتن و متواضع باش، كه تو را سربلند مىكند.
٢١ - تواضع الشّريف يدعو إلى كرامته.
٢١ - فروتنى و تواضع شريف و بزرگوار، او را به بزرگى مىرساند.
٢٢ - حاصل التّواضع الشّرف.
٢٢ - حاصل فروتنى و تواضع، شرافت، و بزرگوارى است.
٢٣ - ما اكتسب الشّرف بمثل التّواضع.
٢٣ - چيزى همچون تواضع، بزرگوارى و شرافت در پىندارد.
٢٤ - ما تواضع أحد إلاّ زاده اللّه تعالى جلالة.
٢٤ - هيچ كس فروتنى نكرد جز آن كه خداوند متعال بر جلال و بزرگىاش افزود.
٢٥ - وجيه النّاس من تواضع مع رفعة، و ذلّ مع منعة.
٢٥ - آبرومندترين مردم كسى است كه با داشتن رفعت و مقام فروتنى كند، و با بزرگى و ارجمندى كوچكى نمايد.
٢٦ - تواضعوا لمن تتعلّمون منه العلم و لمن تعلّمونه و لا تكونوا من جبابرة العلماء فلا يقوم جهلكم بعلمكم.
٢٦ - در برابر كسى كه از او دانش مىآموزيد و يا به او دانش مىآموزيد متواضع و فروتن باشيد، مبادا از دانشمندان جبار و گردنكش از كار در آييد كه در اين صورت جهلتان به پايه دانشتان نخواهد رسيد [ و در شمار نادان هستيد].
🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan