⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز سی و چهارم
✅[٣٤] التّجربة: تجربه، آزمايش
١ - من لم ينفعه اللّه بالبلاء و التّجارب لم ينتفع بشيء من العظة.
١ - آن كه خداوند او را با گرفتاريها و آزمايشات سود نرساند از هيچ پند و اندرزى سود نخواهد برد.
٢ - إيّاك و الإتّكال على المنى فانّها بضائع النّوكى، و العقل حفظ التجارب و خير ما جرّبت ما وعظك.
٢ - از تكيه بر آرزوها بر حذر باش كه سرمايه احمقان است، كار عاقلانه نگهدارى تجربههاست و بهترين تجربه آن است كه تو را پند دهد.
٣ - إنّ معصية الناصح الشّفيق العالم المجرّب تورث الحسرة و تعقب النّدامة.
٣ - نافرمانى از دستور پند دهنده مهربان و دانشمند با تجربه، باعث حسرت مىشود و پشيمانى به دنبال دارد.
٤ - و اعلموا، أنّه ليس لهذا الجلد الرّقيق صبر على النّار، فارحموا نفوسكم فإنّكم قد جرّبتموها في مصائب الدّنيا.
٤ - آگاه باشيد اين پوست نازك بدن شما طاقت آتش جهنم را ندارد، پس به نفس خويش رحم كنيد، كه اين حقيقت را در مصائب و ناگواريهاى دنيا آزمودهايد.
٥ -[يا مالك!] توخّ منهم أهل التجربة و الحياء، من أهل البيوتات الصالحة و القدم فى الإسلام المستقدّمة، فإنّهم أكرم أخلاقا و أصح أعراضا [أغراضا] و أقلّ في المطامع إشراقا [اسرافا] و أبلغ فى الأمور نظرا.
٥ - [اى مالك!] كارمندانى را كه اهل تجربه و شرم و حيا، و از خانوادههاى صالح كه در اسلام پيشگامترند انتخاب كن، زيرا اخلاق آنها كريمتر و خانوادهشان پاكتر و كم طمعتر و در سنجش عواقب امور بيناترند.
٦ - إنّ الشّقيّ من حرم نفع ما أوتى من العقل و التّجربة.
٦ - بدبخت كسى است كه از عقل و تجربهاى كه نصيب او شده محروم ماند.
٧ - من التّوفيق حفظ التّجربة.
٧ - نگهدارى تجربه، بخشى از موفقيت است.
٨ - العاقل من وعظته التّجارب.
٨ - خردمند كسى است كه از تجربهها پند بگيرد.
٩ - العقل حفظ التّجارب.
٩ - خردمندى، حفظ و نگهدارى تجربههاست.
١٠ - لو لا التّجارب عميت المذاهب.
١٠ - اگر تجربهها نمىبود، مذاهب و روشهاى صحيح از بين مىرفت.
١١ - في التّجارب علم مستأنف.
١١ - در تجربهها، دانشى دوباره و نوين است.
١٢ - العقل غريزة تربّيها التّجارب.
١٢ - عقل غريزهاى است كه تجربهها تربيتش مىكنند.
١٣ - عليك بمجالسة أصحاب التّجارب، فإنّها تقوّم عليهم بأغلى الغلاء، و تأخذها منهم بأرخص الرّخص.
١٣ - بر تو باد به همنشينى با صاحبان تجربه، چرا كه آنها با گرانترين قيمت تجربهها را به دست آورده و تو، به ارزانترين قيمت از آنها فرا مىگيرى.
١٤ - التّجارب لا تنقضي، و العاقل منها في زيادة.
١٤ - تجربهها تمام شدنى نيست، و خردمند در حال زياد كردن آنهاست.
١٥ - التّجارب عقل مكتسب.
١٥ - تجربهها، خردى است به دست آوردنى.
١٦ - المجرّب أحكم من الطّبيب.
١٦ - كارآزموده از طبيب، كار آمدتر است.
١٧ - التّجربة تثمر الإعتبار.
١٧ - ثمرۀ تجربه، پند گرفتن است.
١٨ - التّجارب علم مستفاد.
١٨ - تجربهها، دانشى است سودمند.
١٩ - الحزم حفظ التّجربة.
١٩ - دور انديشى، نگهدارى تجربههاست.
٢٠ - الأيّام تفيد التّجارب.
٢٠ - روزها تجربه آموز است.
٢١ - الحازم من حنّكته التّجارب، و هذّبته النّوائب.
٢١ - دورانديش كسى است كه تجربهها او را خبير و ناملايمات پاكيزهاش كرده باشند.
٢٢ - حفظ التّجارب رأس العقل.
٢٢ - نگهدارى تجربهها، اوج خردمندى است.
٢٣ - ثمرة التّجربة حسن الإختيار.
٢٣ - نتيجه تجربه، به خوبى انتخاب كردن است.
٢٤ - رأي الرّجل على قدر تجربته.
٢٤ - رأى (و نظريه) مرد به اندازه تجربه اوست.
٢٥ - من غنى عن التّجارب عمي عن العواقب.
٢٥ - آن كه خود را از تجربهها بىنياز دانست از عاقبت كارها كور (و بىخبر) ماند.
٢٦ - من تجرّب يزدد حزما.
٢٦ - آن كه پيوسته تجربه آموزد، دورانديشىاش زياد گردد.
٢٧ - من أحكم من التّجارب سلم من العواطب.
٢٧ - آن كه خود را با تجربهها آماده و استوار سازد، از تباهى ها مصون ماند.
٢٨ - من كثرت تجربته قلّت غرّته.
٢٨ - آن كه تجربهاش زياد گردد، كمتر فريب خورد.
٢٩ - كفى بالتّجارب مؤدّبا.
٢٩ - تجربهها براى تربيت آدمى، كافى است.
٣٠ - في كلّ تجربة موعظة.
٣٠ - در هر تجربهاى پند و اندرزى نهفته است.
٣١ - كفى عظة لذوي الألباب ما جرّبوا.
٣١ - براى پند صاحبان عقل و خرد، آنچه را كه تجربه كردهاند كافى است.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز سی و پنجم
✅[٣٥] التدبير: اداره كردن، دورانديشى
١ - لا عقل كالتّدبير.
١ - هيچ عقل و درايتى مانند دورانديشى نيست.
٢ - التّدبير قبل العمل يؤمنك من النّدم.
٢ - دور انديشى قبل از انجام كار، تو را از پشيمانى در امان مىدارد.
٣ - حسن التّدبير مع الكفاف أكفى لك من الكثير مع الإسراف.
٣ - دور انديشى خوب همراه با كفاف براى تو كافىتر است از مقدار زياد همراه با اسراف.
٤ - لا مال لمن لا تدبير له.
٤ - آن كه دور انديشى ندارد، مال ندارد.
٥ - القليل مع التّدبير، أبقى من الكثير مع التّبذير.
٥ - مال اندك همراه با دورانديشى پايدارتر از مال بسيار با بيهوده خرج كردن است.
٦ - التّدبير قبل الفعل يؤمن العثار.
٦ دورانديشى قبل از كار، انسان را از لغزشها حفظ مىكند.
٧ - التّدبير نصف المعونة.
٧ - دور انديشى نيمى از كمك و يارى است.
٨ - أدلّ شيء على غزارة العقل حسن التّدبير.
٨ - بهترين دليل بر عقل زياد، تدبير خوب است.
٩ - آفة المعاش سوء التّدبير.
٩ - آفت زندگانى، بدانديشى است.
١٠ - سوء التّدبير مفتاح الفقر.
١٠ - بد انديشى كليد فقر و تهيدستى است.
١١ - سوء التّدبير سبب التّدمير.
١١ - تدبير نادرست سبب هلاكت و نابودى است.
١٢ - حسن التّدبير ينمي قليل المال، و سوء التّدبير يفني كثيره.
١٢ - با دور انديشى خوب، مال كم، بسيار و به عكس با بدانديشى مال بسيار فانى مىشود.
١٣ - صلاح العيش التّدبير.
١٣ - زندگى پاكيزه در سايه دور انديشى است.
١٤ - من ساء تدبيره كان هلاكه في تدبيره.
١٤ - آن كه تدبيرش بد شد، نابوديش در آن خواهد بود.
١٥ - من ساء تدبيره، تعجّل تدميره.
١٥ - آن كه بد انديشد، سرنگونىاش جلو مىافتد.
١٦ - لا فقر مع حسن تدبير.
١٦ - با دورانديشى خوب، فقر نخواهد بود.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز سی و ششم
✅[٣٦] التقوى: پرهيزكارى
١ - التّقى رئيس الأخلاق.
١ - پرهيز از گناه، رئيس اخلاق است.
٢ - لا كرم كالتّقوى.
٢ - هيچ بزرگوارى، مثل تقوا نيست.
٣ - لا يقلّ عمل مع التّقوى، و كيف يقلّ ما يتقبّل؟!
٣ - عملى كه همراه با تقوا باشد كم نيست، چگونه كم خواهد بود عملى كه مورد قبول درگاه خدا باشد.
٤ - لا عزّ أعزّ من التّقوى.
٤ - هيچ عزتى، عزيزتر و گرامىتر از پرهيزكارى نيست.
٥ - ألا و إنّ من صحّة البدن تقوى القلب.
٥ - آگاه باشيد كه پرهيزكارى دل، از صحت بدن است.
٦ - و عنه عليه السلام و قد رجع من صفّين، فأشرف على القبور بظاهر الكوفة: يا اهل الديار الموحشة و المحالّ المفقرة و القبور المظلمة... أنتم لنا فرط سابق و نحن لكم تبع لاحق... ثمّ التفت إلى أصحابه، فقال: أما لو أذن لهم فى الكلام لأخبروكم أنّ خير الّزاد التّقوى.
٦ - امام عليه السلام موقعى كه از نبرد صفين باز مىگشت به گورستانى كه پشت دروازه كوفه بود رسيد، و خطاب به مردگان كرد و فرمود: اى ساكنان خانههاى وحشتناك و محلههاى فقير و خالى از آب و نان و گورهاى تاريك و ظلمانى... شما پيشقراولان ما هستيد كه قبل از ما رفتيد و ما نيز به شما ملحق خواهيم شد... سپس رو به ياران خود كرد و فرمود: هرگاه به آنها اجازه سخن داده شود به شما خبر مىدادند كه بهترين توشه در سفر آخرت تقوا و پرهيزكارى است.
٧ - إتقّ اللّه بعض التّقى و إن قلّ، و اجعل بينك و بين اللّه سترا و إن رقّ.
٧ - تقوا پيشه كن گر چه كم باشد، ميان خود و خدا پرده قرار ده گر چه نازك باشد.
٨ - إتّق اللّه في كلّ صباح و مساء.
٨ - در هر صبح و شام رعايت تقوا كن.
٩ - اعلموا - عباد اللّه - أنّ المتّقين ذهبوا بعاجل الدّنيا و آجل الآخرة، فشاركوا أهل الدّنيا في دنياهم، و لم يشاركهم أهل الدّنيا فى آخرتهم، سكنوا الدّنيا بأفضل ما سكنت، و أكلوها بأفضل ما أكلت، فحظوا من الدّنيا بما حظي به المترفون، و أخذوا منها ما أخذه الجبابرة المتكبّرون، ثمّ انقلبوا عنها بالزّاد المبلّغ، و المتجر الرّابح، أصابوا لذّة زهد الدّنيا في دنياهم، و تيقّنوا أنّهم جيران اللّه غدا في آخرتهم لا تردّ لهم دعوة، و لا ينقص لهم نصيب من لذّة.
٩ - اى بندگان خدا، بدانيد كه پرهيزكاران دنيا را پشت سرگذاشتند هم از دنياى زودگذر و هم از سراى آخرت بهره گرفتند، در دنيا با مردم بودند ولى اهل دنيا در آخرت با آنها شريك نيستند، در دنيا [پرهيز كاران] برترين منزل را [كه زندگى ساده باشد] برگزيدند و برترين خوراكها را [كه ساده و حلال است] خوردند، همان لذتى كه خوشگذرانها از دنيا بردند نصيب آنان شد و هم آنچه جباران خودخواه از دنيا بر گرفتند آنان نيز برگرفتند، و از اين جهان با زاد و توشهاى كارآمد و تجارتى پر سود به جهان ابديت رفتند لذت بىعلاقه بودن به دنيا را بردند و يقين كردند كه در آخرت همسايگان خدايند، خواستههاى آنان در آخرت رد نمىشود و از لذّتشان هم كم نمىگردد.
١٠ - اوصيكم [عباد اللّه] بتقوى اللّه، فإنّها الزّمام و القوام، فتمسّكوا بوثائقها، و اعتصموا بحقائقها، تؤل بكم إلى أكنان
الدّعة.
١٠ - [اى بندگان خداوند] شما را به تقواى الهى سفارش مىكنم كه زمام [كارها] و پايدارى [سعادت] شما به آن بستگى دارد پس به وسيلههاى استوار تمسك جوييد و به تقواى حقيقى چنگ زنيد كه شما را به سر منزل آرامش مىرساند.
١١ - إنّ من صرّحت له العبر عمّا بين يديه من المثلات٤ حجزته التّقوى عن تقحّم الشّبهات.
١١ - كسى كه از سرگذشت و عاقبت بد پيشينيان عبرت گيرد تقوا او را از فرو رفتن در كارهاى مشتبه و مبهم باز خواهد داشت.
١٢ - اعلموا عباد اللّه أنّ التقوى دار حصن عزيز، و الفجور دار حصن ذليل... ألا و بالتّقوى تقطع حمّة الخطايا.
١٢ - اى بندگان خدا بدانيد كه تقوا پناهگاهى محكم و استوار است و بدكارى و گناه حصارى ذلتآور است... آگاه باشيد كه با پرهيزكارى مىتوان زهر گناهان را از بين برد.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز سی و هفتم
✅[٣٧] التواضع: فروتنى
١ - التّواضع سلّم الشّرف.
١ - فروتنى نردبان بزرگى و شرف است.
٢ - من تواضع قلبه للّه لم يسأم بدنه طاعة اللّه.
٢ - آن كسى كه دلش براى خدا متواضع و فروتن باشد بدنش از فرمانبردارى خدا خسته و كسل نگردد.
٣ - التّواضع زينة الحسب.
٣ - تواضع زينت و آرايش حسب [و اصالت] است.
٤ - التّواضع يكسبك السّلامة.
٤ - فروتنى برايت سلامتى به دنبال دارد.
٥ - زينة الشريف التّواضع.
٥ - زينت فرد بزرگوار و شريف، فروتنى و تواضع است.
٦ - الق النّاس عند حاجتهم بالبشر و التّواضع، فإن نابتك نائبة، و حالت بك حال، لقيتهم و قد أمنت ذلّة التّنصّل إليهم و التّواضع.
٦ - با آنانى كه دست نياز به سويت دراز مىكنند با خوشرويى و فروتنى برخورد كن كه اگر بر تو مصيبت و ناراحتى پديد آمد در ديدار با آنها از خوارى رفتن به نزدشان و فروتنى در برابرشان آسوده و راحت باشى.
٧ - التّواضع إحدى مصائد الشّرف.
٧ - فروتنى و تواضع از جايگاههاى كسب شرافت و بزرگى است.
٨ - تواضع الرّجل في مرتبته ذبّ للشماتة عنه عند سقطته.
٨ - فروتنى مرد در پست و مقام، وى را هنگام سقوط [از مقامش] از گزند شماتت و سرزنش باز مىدارد.
٩ - ثمرة التّواضع المحبّة.
٩ - نتيجۀ فروتنى، مهر و محبت است.
١٠ - التكّبّر على المتكبّرين هو التّواضع بعينه.
١٠ - تكبر و غرور با متكبران همانند تواضع و فروتنى است.
١١ - التّواضع نعمة لا يفطن لها الحاسد.
١١ - فروتنى نعمتى است كه حسود آن را درك نمىكند.
١٢ - اصحب السّلطان بالحذر، و الصديق بالتّواضع.
١٢ - با فرمانروا از روى ترس و پرهيز و با دوست از روى تواضع و فروتنى همراهى كن.
١٣ - التّواضع رأس العقل، و التّكبّر رأس الجهل.
١٣ - فروتنى اساس خردمندى و تكبر و غرور اساس جهل و نادانى است.
١٤ - التّواضع مع الرّفعة كالعفو مع القدرة.
١٤ - فروتنى و تواضع در حال رفعت و بلندى مانند گذشت در حال قدرت است.
١٥ - التّواضع زكاة الشّرف.
١٥ - فروتنى، زكات بزرگى و شرف است.
١٦ - التّواضع يرفع الوضيع.
١٦ - فروتنى، افتاده را بالا مىبرد.
١٧ - التّواضع ثمرة العلم.
١٧ - فروتنى، نتيجه و حاصل دانش است.
١٨ - أشرف الخلائق التّواضع و الحلم و لين الجانب.
١٨ - برترين خلق و خوى، فروتنى و بردبارى و به نرمى رفتار كردن است.
١٩ - أعظم النّاس رفعة من وضع نفسه.
١٩ - بلند مرتبهترين مردم كسى است كه نفس خود را كوچك و متواضع قرار دهد.
٢٠ - تواضع للّه يرفعك.
٢٠ - در برابر خداوند فروتن و متواضع باش، كه تو را سربلند مىكند.
٢١ - تواضع الشّريف يدعو إلى كرامته.
٢١ - فروتنى و تواضع شريف و بزرگوار، او را به بزرگى مىرساند.
٢٢ - حاصل التّواضع الشّرف.
٢٢ - حاصل فروتنى و تواضع، شرافت، و بزرگوارى است.
٢٣ - ما اكتسب الشّرف بمثل التّواضع.
٢٣ - چيزى همچون تواضع، بزرگوارى و شرافت در پىندارد.
٢٤ - ما تواضع أحد إلاّ زاده اللّه تعالى جلالة.
٢٤ - هيچ كس فروتنى نكرد جز آن كه خداوند متعال بر جلال و بزرگىاش افزود.
٢٥ - وجيه النّاس من تواضع مع رفعة، و ذلّ مع منعة.
٢٥ - آبرومندترين مردم كسى است كه با داشتن رفعت و مقام فروتنى كند، و با بزرگى و ارجمندى كوچكى نمايد.
٢٦ - تواضعوا لمن تتعلّمون منه العلم و لمن تعلّمونه و لا تكونوا من جبابرة العلماء فلا يقوم جهلكم بعلمكم.
٢٦ - در برابر كسى كه از او دانش مىآموزيد و يا به او دانش مىآموزيد متواضع و فروتن باشيد، مبادا از دانشمندان جبار و گردنكش از كار در آييد كه در اين صورت جهلتان به پايه دانشتان نخواهد رسيد [ و در شمار نادان هستيد].
🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز سی و هشتم
✅[٣٨] التّواني: سستى، كاهلى
١ - من أطاع التّواني ضيّع الحقوق، و من أطاع الواشي ضيّع الصديق.
١ - هر كه در كارش سستى كند حقوق ديگران را ضايع خواهد كرد و كسى كه از گفته سخن چين پيروى نمايد دوست خود را از دست مىدهد.
٢ - من سبب الحرمان التّواني.
٢ - سستى يكى از اسباب ناكامى و حرمان است.
٣ - التّواني إضاعة.
٣ - سستى مايۀ از دست دادن [فرصت] است.
٤ - في التّواني و العجز انتجت الهلكة.
٤ - سستى و ضعف هلاكت و نابودى در پى دارد.
٥ - بالتّواني يكون الفوت.
٥ - با سستى و ضعف، وقت از دست مىرود.
٦ - من ترك العجب و التّواني لم ينزل به مكروه.
٦ - هر كه خود پسندى و سستى را كنار گذارد، ناخوشايندى به وى نرسد.
٧ - من التّواني تولّد الكسل.
٧ - از سستى، كسالت به وجود آيد.
٨ - من أطاع التّواني أحاطت به النّدامة.
٨ - هر كه سستى و كاهلى را پيروى كند ندامت و پشيمانى او را در ميان گيرد.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز سی و نهم
✅[٣٩] التّوبة: ندامت و بازگشت به خدا
١ - لا شفيع أنجح من التّوبة.
١ - هيچ شفاعت كنندهاى موفقتر از توبه نيست.
٢ - لا خير في الدّنيا إلاّ لرجلين: رجل أذنب ذنوبا فهو يتداركها بالتّوبة، و رجل يسارع في الخيرات.
٢ - در دنيا هيچ خيرى نيست مگر براى دو فرد: آن كه گناهانى كرده و با توبه جبران مىكند و آن كه در كارهاى خوب مىشتابد.
٣ - قال عليه السلام لرجل سأله أن يعظه: لا تكن ممّن يرجو الآخرة بغير العمل، و يرجّي التّوبة بطول الأمل... إن عرضت له شهوة أسلف المعصية و سوّف التّوبة.
٣ - امام عليه السلام در پاسخ كسى كه تقاضاى موعظه كرد، فرمود: از كسانى مباش كه بدون عمل اميد به سعادت آخرت دارند، و به واسطه آرزوهاى بلند اميد قبول توبه را دارند... و اگر شهوت به او روى آورد نافرمانى پيش گرفته و توبه و بازگشت را پشت سر اندازد.
٤ - ما كان اللّه ليفتح على عبد باب الشكر و يغلق عنه باب الزّيادة... و لا ليفتح لعبد باب التّوبة و يغلق عنه باب المغفرة.
٤ - اين طور نيست كه خداوند در سپاسگزارى و شكر را بر بندهاى بگشايد ولى در فزونى را بر او ببندد... و ممكن نيست كه در توبه را به روى كسى باز كند و در آمرزش را به رويش مسدود نمايد.
٥ - ما أهمّني ذنب امهلت بعده حتّى أصلّي ركعتين، و أسأل اللّه العافية.
٥ - گناهى كه بعد از آن، مهلت دو ركعت نماز و درخواست عافيت از خدا داشته باشم برايم مهم نيست.
٦ - بادروا المعاد، و سابقوا الآجال، فإنّ النّاس يوشك أن ينقطع بهم الأمل، و يرهقهم الأجل، و يسدّ عنهم باب التّوبة.
٦ - به سوى قيامت (با اعمالتان) بشتابيد و قبل از فرا رسيدن مرگها كار كنيد، زيرا زود است كه آرزوى مردم قطع گردد و مرگ آنها را در كام خود فرو برد و در توبه به رويشان بسته شود.
٧ - كم من عاكف على ذنبه تاب في آخر عمره.
٧ - چه بسا افرادى كه در گناه فرو رفته و در آخر عمر موفق به توبه مىشوند.
٨ - لا تيأسنّ من الذّنب و باب التّوبة مفتوح.
٨ - نبايد از گناه خود مأيوس باشى در حالى كه باب توبه به رويت باز است.
٩ - خياركم كلّ مفتّن توّاب.
٩ - بهترين شما كسانى هستند كه بسيار آبديده و بسيار توبه كننده باشند.
١٠ - أفضل ما لقيت اللّه به، نصيحة من قلب، و توبة من ذنب.
١٠ - برترين چيزى كه با آن خدا را ملاقات مىكنى نصيحتى است كه از دل برآيد و توبۀ از گناه است.
١١ - العجب لمن يهلك و معه النّجاة! قيل له: و ما هي؟ قال عليه السلام: التّوبة و الاستغفار.
١١ - شگفت است از كسى كه هلاك مىشود در حالى كه نجات دهندهاش با اوست. سؤال شد: نجات دهنده آن چيست؟ فرمود: توبه و استغفار.
١٢ - نحن نريد ألاّ نموت حتّى نتوب و نحن لا نتوب حتى نموت!
١٢ - ما مىخواهيم تا از دنيا نرفتهايم توبه كنيم -متأسفانه- مىميريم در حالى كه توبه نكردهايم.
١٣ - شفيع المذنب إقراره، و توبته اعتذاره.
١٣ - شفيع گناهكار، اقرارش به گناه و توبه او عذرخواهىاش از گناه است.
١٤ - و قيل له عليه السلام: ما التّوبة النّصوح؟ فقال عليه السلام:
ندم بالقلب، و استغفار باللّسان، و عقد على أن لا يعود.
١٤ - به امام عليه السلام گفته شد: توبه نصوح چيست؟ فرمود:
پشيمانى به دل و طلب مغفرت به زبان و پيمان قلبى به بازنگشتن به گناه است.
١٥ - و قال عليه السلام في صفة التّائبين: غرسوا أشجار ذنوبهم نصب عيون قلوبهم و سقوها بمياه النّدم، فأثمرت لهم السّلامة و أعقبتهم الرّضى و الكرامة.
١٥ - امام عليه السلام در وصف توبه كنندگان فرمود: درختان گناهانشان را مقابل چشم دلشان نشاندهاند و به آبهاى پشيمانى آبياريشان سازند پس برايشان ميوههاى سلامتى به بار آورده و خشنودى و بزرگوارى (خدا) را به دنبال خواهد داشت.
١٦ - ترك الخطيئة أيسر من طلب التّوبة.
١٦ - ترك گناه آسانتر از طلب توبه است.
١٧ - يسير التّوبة و الاستغفار يمحّص المعاصي و الإصرار.
١٧ - اندكى توبه و استغفار، همه گناهان و اصرار بر آنها را از بين مىبرد.
١٨ - بالتّوبة تكفّر الذّنوب.
١٨ - با توبه گناهان پوشيده مىگردد.
١٩ - ثمرة التّوبة استدراك فوارط النّفس.
١٩ - ميوۀ توبه، جبران كوتاهيهاى نفس است.
٢٠ - حسن التّوبة يمحو الحوبة.
٢٠ - توبۀ خوب، گناه را محو مىسازد.
٢١ - من تاب فقد أناب.
٢١ - هر كه توبه كند، به راه راست گردد.
٢٢ - من أعطي التّوبة لم يحرم القبول.
٢٢ - به هر كس توفيق توبه داده شد، از قبول آن محروم نخواهد شد.
٢٣ - لا دين لمسوّف بتوبته.
٢٣ - آن كه توبهاش را به امروز و فردا مىافكند، دين ندارد.
٢٤ - ألا تائب من خطيئته قبل حضور منيّته.
٢٤ - آيا كسى نيست كه پيش از فرا رسيدن مرگش از گناهش توبه كند؟
٢٥ - التوبة تطهّر القلوب، و تغسل الذنوب.
٢٥ - توبه (از گناه)، دلها را پاك و گناهان را مىشويد.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز چهلم
✅[٤٠] التّوحيد: اعتراف به يگانگى خداوند
١ - أوّل الدين معرفته و كمال معرفته التّصديق به، و كمال التصديق به توحيده، و كمال توحيده الإخلاص له، و كمال الإخلاص له نفى الصفات عنه.
١ - سر آغاز دين شناخت خداست و كمال شناخت باور داشتن او، و درست باور داشتن او، اعتراف به يگانه بودن اوست، و اعتراف به يگانگى او، خالص نمودن اطاعت اوست و كمال اخلاص او، نفى تمام صفتها از اوست.
٢ - و أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، الأوّل لا شيء قبله و الآخر لا غاية له، لا تقع الأوهام على صفة و لا تعقد القلوب منه على كيفيّة.
٢ - و گواهى مىدهم كه خدايى نيست جز خداى يكتا و يگانه، كه بىشريك و بىهمتاست، آغاز و اول است و قبل از او چيزى نيست و آخر است و نهايتى براى او نيست، نه پندارها براى او صفتى مىدانند و نه عقلها اثبات چگونگى او را مىتوانند.
٣ - فتبارك اللّه الذي لا يبلغه بعد الهمم و لا يناله حدس الفطن، الأوّل الذي لا غاية له فينتهى و لا آخر له فينقضى.
٣ - برتر و بزرگ است خدايى كه انديشههاى ژرفنگر، حدس زيركىها به حقيقت شناخت او نرسد، ابتدا و آغاز است كه آخر و نهايتش نيست تا به آخر برسد و آخرى ندارد تا سپرى شود.٤ - و الحمد للّه و الكائن قبل أن يكون كرسىّ أو عرش أو سماء أو أرض أو جانّ، أو إنس لا يدرك بوهم، و لا يقدّر بفهم، و لا يشغله سائل و لا ينقصه نائل، و لا يبصر بعين و لا يحدّ بأين، و لا يوصف بالأزواج و لا يخلق بعلاج و لا يدرك بالحواس و لا يقاس بالناس.
٤ - سپاس خدايى را كه بوده و هست، پيش از آن كه كرسى يا عرش يا آسمان يا زمين يا پرى يا انسان پديد آمده است. نه خيال درك او را تواند و نه فهم اندازۀ او بداند. نه پرسش كنندهاى او را از كار متوقف كند، و نه عطا خواهندهاى در خزانهاش كاستى پديد آورد. بدون ديده بيناست و نمىتوان گفت كه كجاست. با همتاى وصف نگردد و با تمرين نمىآفريند، حواس نتواند او را درك كند و او را با مردم نتوان سنجيد.
٥ -[هو الّذي] واحد لا بعدد و دائم لا بأمد و قائم لا بعمد تتلقّاه الأذهان لا بمشاعرة و تشهد له المرائي لا بمحاضرة.
٥ - [اوست خدايى كه] يگانه است نه به شمارش، و جاودان و به خود پايدار است، بر پاست نه با نگاهدارندهاى، ذهنها او را مىشناسند و به درك او نرسند، هر جا بر وجود او شهادت دهد بدون آن كه در آن باشد.
٦ - ما وحدّه من كيّفه، و لا حقيقته أصاب من مثّله، و لا إيّاه عنى من شبّهه و لا صمده من أشار إليه و توهّمه.
٦ - بىهمتايش ندانسته كسى كه براى او چگونگى و كيفيت بپندارد، و به حقيقت او نرسيده است كسى كه برايش همانند و همتايى بپندارد، و به او نپرداخته كسى كه او را به چيزى مانند كند، و قصد او نكرده كسى كه به او اشاره كند يا به خيالش آورده باشد.
٧ - و اعلم يا بنىّ أنّه لو كان لربّك شريك لأتتك رسله و لرأيت آثار ملكه و سلطانه، و لعرفت أفعاله و صفاته و لكنّه إله واحد كما وصف نفسه.
٧ - بدان اى فرزندم! اگر خدايت شريكى داشت پيامبرانش نزد تو مىآمدند و نشانههاى سلطنت و قدرت او را مىديدى، و از رفتار و صفتهايش آگاه مىشدى، ليكن او خدايى است يكتا چنان كه خود خويش را وصف كرده است.
٨ - التّوحيد ألاّ تتوهّمه.
٨ - حقيقت توحيد آن است كه خدا را در وهم و خيال نياورى.
٩ - التّوحيد حياة النّفس.
٩ - اقرار به يگانگى خداوند، زنده كنندۀ جان است.
١٠ - من عرف اللّه توحّد.
١٠ - هر كه خدا را شناخت، او را يكتا بداند.
١١ - من وحّد اللّه سبحانه لم يشبّهه بالخلق.
١١ - آن كه خدا را يكتا بداند، او را به مخلوق تشبيه و همانند نكند.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز چهل و یکم
✅[٤١] التوفيق: موفقيت در كارها، آماده شدن وسايل خير
١ - من التّوفيق حفظ التّجربة.
١ - نگهدارى تجربه بخشى از موفقيت است.
٢ - لا قائد كالتّوفيق.
٢ - هيچ پيشوايى مانند موفقيت نيست.
٣ - التّوفيق خير قائد.
٣ - موفقيت، بهترين پيشواست.
٤ - من التّوفيق الوقوف عند الحيرة.
٤ - توقف و دقت در امورى كه موجب سرگردانى است، بخشى از موفقيت است.
٥ - الشيء الّذي لا يستغني عنه أحد هو التّوفيق.
٥ - موفقيت يافتن [به انجام خوبيها] چيزى است كه هيچ كس از آن بىنياز نيست.
٦ - أجلّ ما ينزل من السّماء التّوفيق.
٦ - بزرگترين چيزى كه از آسمان فرود آمده، موفقيت است.
٧ - التّوفيق رحمة.
٧ - موفقيت، رحمت خداوند است.
٨ - التّوفيق و الخذلان يتجاذبان النّفس، فأيّهما غلب كانت في حيّزه.
٨ - موفقيت و ناموفق بودن دو عاملى است كه نفس و روح آدمى را به خود سوى فرا مىخوانند، هر كدام بر ديگرى پيروز شد، نفس در بند او خواهد بود.
٩ - التّوفيق رأس النجاح.
٩ - موفقيت [در كارها] اساس رستگارى است.
١٠ - التّوفيق رأس السّعادة.
١٠ - موفقيت، اساس سعادت و خوشبختى است.
١١ - التّوفيق من جذبات الرّب.
١١ - موفقيت از جاذبهها و كششهاى خداوندى است.
١٢ - حسن التّوفيق خير معين، و حسن العمل خير قرين.
١٢ - به خوبى موفق شدن، بهترين ياور و كار نيك بهترين همنشين است.
١٣ - كيف يتمتّع بالعبادة من لم يعنه التّوفيق؟!
١٣ - چگونه مىتواند از بندگى خداوند بهرهمند گردد كسى كه توفيق [الهى] ياورش نباشد.
١٤ - من أمدّه التّوفيق أحسن العمل.
١٤ - آن كه موفقيت، يار و مددكارش باشد كارش را به خوبى انجام خواهد داد.
١٥ - من لم يمدّه التّوفيق لم ينب إلى الحقّ.
١٥ - آن كه را موفقيت، يار و مددكار نباشد به سوى حق باز نگردد.
١٦ - لا ينفع العلم بغير توفيق.
١٦ - دانش بدون توفيق الهى سودمند نيست.
١٧ - لا معونة كالتّوفيق.
١٧ - هيچ يارى دهندهاى مانند موفقيت نيست.
١٨ - لم يوفّق من استحسن القبيح، و أعرض عن النّصيح.
١٨ - آن كه ناپسند را نيكو شمرد و از پند دلسوز روگرداند، موفقيت شامل حالش نمىشود.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز چهل و دوم
✅[٤٢] التهمة: تهمت، نسبت دادن
١ - من وضع نفسه مواضع التّهمة فلا يلومنّ من أساء به الظنّ.
١ - هر كه خود را در موضعهاى تهمت قرار دهد نبايد كسى را كه به او سوء ظن [و گمان بد] دارد، سرزنش كند.
٢ - ضع أمر أخيك على أحسنه حتى يأتيك ما يغلبك منه، و لا تظنّنّ بكلمة خرجت من أخيك سوءا و أنت تجد لها في الخير محملا.
٢ - رفتار برادرت را بر خوبى قرار ده تا دليلى بر خلاف آن برايت آورده شود، و سخنى كه برادرت مىگويد تا زمانى كه راه گريزى براى آن مىيابى به بدى برداشت مكن.
٣ - من دخل مداخل السوء اتّهم.
٣ - هر كه به محلهاى بد وارد شود، متهم خواهد شد.
٤ - من قرب من الدّنيّة اتّهم.
٤ - كسى كه به كارهاى پست نزديك شود، متهم خواهد شد.
٥ - إتّهموا عقولكم فإنّه من التّقة بما يكون في الخطاء.
٥ - خردهاى خود را [به خطا] متهم كنيد زيرا انسان از زيادى اطمينان به عقلش به خطا مىافتد.
٦ - ربّ ناصح من الدّنيا عندك متّهم.
٦ - چه بسا پند دهندهاى در باره بدى دنيا، كه خود نزد تو متهم به دنيا پرستى است.
٧ - من اتّهم نفسه أمن خداع الشيطان.
٧ - آن كه نفس خود را [به خطا كارى] متهم كند، از فريبهاى شيطان در امان است.
٨ - من وثق بقسم اللّه لم يتّهمه فى الرّزق.
٨ - كسى كه به قسمتهاى خداوند اعتماد داشته باشد، در باره روزى خدا را متهم نكند.
٩ - من حصّن سرّه منك فقد اتّهمك.
٩ - هر كه راز خويش را از تو حفظ كند، تو را متهم كرده [و تو را دوست صميمى ندانسته است].
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز چهل و سوم
✅[٤٣] الثّقة: اعتماد، اطمينان
١ - لا يصدق إيمان عبد حتّى يكون بما في يد اللّه أوثق منه بما في يده.
١ - ايمان بندهاى تصديق و تاييد نمىشود مگر به آنچه در دست خداست اعتماد بيشترى داشته باشد از آنچه در دست خود اوست.
٢ - لا ينبغي للعبد أن يثق بخصلتين: العافية و الغنى بينا تراه معافّى إذ سقم و بينا تراه غنيّا إذ افتقر.
٢ - شايسته نيست كه بندۀ خدا به دو چيز اعتماد كند: به سلامتى و ثروت، زيرا مىبينى انسانى را كه سالم است، ناگاه بيمار مىشود و كسى كه ثروتمند است ناگهان فقير و مستمند مىگردد.
٣ - لا مظاهرة أوثق من المشاورة.
٣ - هيچ پشتيبانى مطمئنتر از مشورت نيست.
٤ - قلّة الثّقة بغير اللّه ذلّة.
٤ - اطمينان به غير خدا [هر چند اندك باشد] خوارى است.
٥ - من لم يثق لم يوثق به.
٥ - كسى كه اعتماد نكند، به او اعتماد نخواهند كرد.
٦ - أسوأ الناس حالا من لا يثق بأحد لسوء ظنّه، و لا يثق به أحد لسوء أثره.
٦ - بدحالترين مردم كسى است كه از روى بدگمانى به كسى اعتماد نكند و هيچ كس هم به خاطر آثار عملش به او اعتماد نكند.
٧ - الثّقة باللّه أقوى أمل.
٧ - اعتماد به خدا، استوارترين آرزو است.
٨ - أصل الرضى حسن الثّقة باللّه.
٨ - اعتماد خوب به خدا داشتن، ريشه رضايت و خشنودى است.
٩ - الثّقة بالنّفس من أوثق فرص الشّيطان.
٩ - اعتماد به نفس [تنها و خدا را فراموش كردن] از محكمترين كمينگاههاى شيطان است.
١٠ - من وثق بأنّ ما قدّر اللّه له لن يفوته استراح قلبه.
١٠ - هر كس به آن چيزى كه خداوند برايش تقدير كرده اطمينان كند، هرگز آرامش دل را از دست نخواهد داد.
١١ - من وثق باللّه صان يقينه.
١١ - هر كه به خداوند اعتماد داشته باشد، يقين خود را حفظ كرده است.
١٢ - من وثق باللّه توكّل عليه.
١٢ - هر كه به خدا اطمينان داشته باشد، به او توكل خواهد كرد.
١٣ - من وثق باللّه غنى.
١٣ - كسى كه به خدا اعتماد كند، بىنياز گردد.
١٤ - من وثق بقسم اللّه لم يتّهمه في الرّزق.
١٤ - آن كه به قسمتهاى خداوند مطمئن شود به رزق و روزى كه به وى داده شده خداوند را متهم نمىسازد [كه چرا كم عطا كرده است].
١٥ - من وثق بنفسه خانته.
١٥ - هر كه به نفس خود اعتماد كند [و به خدا اعتماد نكند، نفسش] به او خيانت مىكند.
١٦ - من وثق باحسانك أشفق على سلطانك.
١٦ - هر كه به احسان تو اعتماد كند، سلطنت و قدرت تو را خواهان است.
١٧ - من الذي يثق بك إذا غدرت بذوي عهدك؟
١٧ - تو كه با هم پيمان خود بىوفايى كنى ديگر چه كسى به تو اطمينان خواهد كرد؟
١٨ - هلك من رضي عن نفسه و وثق بما تسوّله له.
١٨ - كسى كه از نفس خود راضى باشد و هر چه برايش بيارايد اعتماد به آن كند، هلاك و نابود خواهد شد.
١٩ - لا تثق بمن يذيع سرّك.
١٩ - به آن كسى كه راز تو را فاش مىكند، اعتماد نكن.
٢٠ - لا تثقنّ بعهد من لا دين له.
٢٠ - به پيمان كسى كه دين ندارد، اطمينان نداشته باش.
٢١ - كن بعدوّك العاقل أوثق منك بصديقك الجاهل.
٢١ - به دشمن دانا بيشتر اطمينان داشته باش تا به دوست نادان.
٢٢ - كفى بالمرء غرورا أن يثق بكلّما تسوّل له نفسه.
٢٢ - براى فريب خوردن مرد همين بس كه هر چه نفسش برايش بيارايد، اعتماد كند.
٢٣ - كفى بالمرء سعادة أن يوثق به في امور الدّين و الدّنيا.
٢٣ - براى سعادت مرد همين بس كه در امور دين و دنيا مورد اعتماد باشد.
٢٤ - إيّاك و الثقة بنفسك فإنّ ذلك من أكبر مصائد الشيطان.
٢٤ - بر تو باد به دورى از اين كه فقط به خودت اعتماد كنى كه اين از بزرگترين شكارگاههاى شيطان است.
٢٥ - أوثق عرى الإيمان الحبّ في اللّه و البغض في اللّه.
٢٥ - محكمترين رشته ايمان دوستى و دشمنى براى خدا داشتن است.
٢٦ - شرّ النّاس من لا يثق بأحد لسوء فعله.
٢٦ - بدترين مردم كسى است كه به خاطر كار بدش به هيچ كسى اعتماد نكند.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan
⬅️مطالعه روزانه سخنان حضرت امیر علیهالسلام
🗓روز چهل و چهارم
✅[٤٤] الثّناء: مدح و ستايش
١ - اللّهم و لكلّ مثن على من أثنى عليه من مثوبة من جزاء أو عارفة من عطاء، و قد رجوتك دليلا على ذخائر الرحمة و كنوز المغفرة.
١ - پروردگارا، براى هر ستايشگرى بر ستايش كنندهاش ثوابى از جزا يا عطايى نيكو است، من به تو اميدوارم تا مرا به سوى ذخاير رحمت و گنجينههاى آمرزشت راهنمايى كنى.
٢ - و قد كرهت ان يكون جال في ظنّكم أنّى احبّ الإطراء و استماع الثّناء، و لست - بحمد اللّه - كذلك.
٢ - خوش ندارم كه حتى در ذهن شما خطور كند كه من مدح و ستايش را دوست دارم و از شنيدن آن لذت مىبرم، و بحمد اللّه چنين نيستم.
٣ - و ليس لمواضع المعروف في غير حقّه و عند غير أهله من الحظّ فيما أتى إلاّ محمدة اللّئام، و مثناء الأشرار و مقالة الجهّال ما دام منعما عليهم.
٣ - براى آن كه نيكيها را در غير موردش و در اختيار غير اهلش قرار دهد، بهرهاى جز ستايش انسانهاى پست و درود گفتن ناكسان و گفتار نادانان نيست، و اينها نيز تا وقتى كه به آنها بخشش مىكند، مىباشد.
٤ - الثّناء بأكثر من الاستحقاق ملق، و التّقصير عن الاستحقاق عيّ أو حسد.
٤ - ستايش بيش از شايستگى تملق و چاپلوسى است و كمتر از شايستگى، درماندگى و يا حسد است.
٥ - أقبح الصّدق ثناء المرء على نفسه.
٥ - زشتترين سخن راست، ستايش آدمى از نفس خويش است.
٦ - إيّاك أن تثني على أحد بما ليس فيه، فإنّ فعله يصدق عن وصفه، و يكذّبك.
٦ - از ستايش كسى به آنچه در او نيست بر حذر باش زيرا عمل او ماهيتش را تصديق و ستايش بيجاى تو را تكذيب مىكند.
٧ - إذا مدحت فاختصر.
٧ - اگر كسى را ستايش كردى، سخن را كوتاه كن.
٨ - تزكية الأشرار من أعظم الأوزار.
٨ - منزه كردن بدكاران، از بزرگترين گناهان است.
٩ - حبّ الإطراء و المدح من أوثق فرص الشّيطان.
٩ - دوست داشتن خوش آمد گويى و مديحهسرايى، از محكمترين كمينگاههاى شيطان است.
١٠ - خير الثّناء ما جرى على ألسنة الأبرار.
١٠ - بهترين ستايشها آن است كه بر زبان نيكوكاران جارى شود.
١١ - شرّ الثّناء ما جرى على ألسنة الأشرار.
١١ - بدترين ستايشها آن است كه بر زبان بدكاران جارى شود.
١٢ - كثرة الثّناء ملق، يحدث الزّهو،٥ و يدني من العزّة.
١٢ - ستايش بسيار، چاپلوسى است، تكبر (و فخر) را پديد آورد و از عزّت دور مىسازد.
١٣ - من مدحك فقد ذبحك.
١٣ - كسى كه (بيجا) تو را مدح كند، تو را سر بريده است.
١٤ - من مدحك بما ليس فيك فهو ذمّ لك إن عقلت.
١٤ - كسى كه تو را به آنچه در تو نيست بستايد، اگر تعقل كنى تو را نكوهش كرده است.
١٥ - من أثني عليه بما ليس فيه سخر به.
١٥ - هر كس به آنچه كه در او نيست ستايش شود، به همان چيز مسخره شده است.
١٦ - من مدح نفسه فقد ذبحها.
١٦ - كسى كه نفس خود را مدح كند، آن را سر بريده است.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺
@khoddamiyan