وَ شھید چمران چِ زیبا میگـه(؛
حسین جانم . .
دردمندم ، دلشکـسته ام ،
وَ احساس میکنم كِ جز تو دارویۍ دیگر
تسکینبخشِ قلب سوزانم نیست :)!
نجوای ِشهید ؛
دلنوشته ی ِعارفانه ی شهید
احمدرضا احدی ؛
ــ
[ دیگر نمی خواهم زنده بمانم .
من محتاج نیست شدنم ؛ محتاج تو هستم . .
خدایا ، بگو ببارد باران ؛
کویر شوره زار قلبم سال هاست سترون مانده است .
دیگر طاقت دوری از باران را ندارم .
خدایا ، دوست دارم تنهای ِتنها بیایم ؛
گمنام ِگمنام ، دور از هر هویتی . .
اگر بگویی لیاقت نداری ،
خواهم گفت : لیاقت کدام یك از
الطاف تو را داشته ام ؟
دوست دارم سوختن را ،
فنا شدن را ، از همه جا جاری شدن را ،
و به سوی کمال ِانقطاع روان شدن را . .
[ شهید احمدرضا احدی
رتبه اول کنکور پزشکی
۱۳۶۴]
إِنَّ الإِنسانَ لَفِی خُسرٍ
یعنی آدم بمیرد
و روی ماهت را نبیند..
#أبانامهدي