خُمـوٓلْ¹³⁵
_رفیقِ شهیدم، من از وحشتِ روزگارم به آغوشِ تو پرکشیدم:) "شهیدِ ۱۸ ساله ی مهمان قم، فاطمیه۱۴٠۴"
گفتم به کجا؟
گفت صدایم کردند..
گل بودم و از خار،جدایم کردند؛
گفتم که فرشته ها چه کردند؟ او گفت؛
_روزی خورِ سفره ی خدایم کردند:))
خدايا!
میدانی که در زندگی پرتلاطم خود، لحظهای تو را فراموش نکردم ..
[شھیدچمران]
#امام_علی (ع):
گاهی اوقـات مؤمن در حالت غم و اندوه
روز را به شب میرسـاند و شب را به صبح؛
چون مصلحت او چیزی غیر از غم نیست!
ــــــــــــ .
المؤمن،ج ۱، ص۴۴
خُمـوٓلْ¹³⁵
تو"من کم آوردم به ابلفضل" ترین حالت ِ ممکنم..
تو"من کم آوردم به ابلفضل" ترین حالت ِ ممکنم..