هدایت شده از بَچِّههِیئَتي
کربلایی حسین ستوده04091218.mp3
زمان:
حجم:
8.9M
من اینو باور دارم
از حرم تو¹³³ به نجف در داره..
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گزارش_ویدیویی
"دلهای ما با یادشان میتپد؛
آیا صدای همهمهی باد را میشنوید؟ آنها در هر نسیم حضور دارند:)) ✨🍃
#همرنگ_یار
#رنگ_آمیزی_مزار_شهدا
#گروه_جهادی_شهیده_راضیه_کشاورز
یا ربّ؛
در آغوشم بگیر و نجاتم بده ؛
قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینه ها میبینمش ...!
خُمـوٓلْ¹³⁵
آقای سردار حاجیزاده؛ شما همون روز که با مظلومیت گفتی: «گردن من از مو باریکتره،» همون روز شهید شدی
تولدت مبارک آقای امیرعلی:)💔
خُمـوٓلْ¹³⁵
من سوریه نبودم :)
من شهادت را به چشم ندیدم..
هرچه ماند برایم حسرت بود؛💔
هدایت شده از گروه جهادی سرداران مقاومت
🕊•#دلنوشت
❚ یک دعوت متفاوت🍃👌
پیش رنگ ها نشسته بودم و آن ها را جابجا میکردم ، قلمو ها را پاک میکردم و در جعبه میگذاشتم .
درحال و هوای خودم بودم که یک دختر نوجوان پیش من آمد ، در کناره من نشست و شروع به صحبت کردن کرد ؛
- سلام خسته نباشید ، شما اینجا چه کاری انجام میدید ؟؟
+ سلام خیلی ممنون 🍃
ما اینجا نوشته های مزار شهدا را رنگ میکنیم
- واقعا ، میشه من هم انجام بدم ؟😃
+ بله چرا که نه 😄
-راستش من پدربزرگم شهید شده مزارش هم کنار اون امامزاده هست ، من اصلا نمیخواستم امروز بیام اینجا ، به اصرار مادرم اومدم الان نزدیک ۱ سال میشه که من نیومدم سر مزار پدربزرگم ، وقتی وارد اینجا شدم صدای مداحی که به گوشم خورد حالم عوض شد ، اومدم سر مزارش دیدم رنگ کردن اینجا دلم شکست یه نگاهی دور و بر کردم دیدم هم سن سال های من همه نشستن دارن رنگ میکنن ، من هم اومدم پیش شما یه قلمو و رنگ بگیرم شده در حد یک کلمه رنگ کنم .🥲
بین حرف زدن هایش گریه میکرد ، قطره های اشک بود که از چشمانش سرازیر میشد ، خوب حالش درک میکردم شهدا خواسته بودن که او امروز به اینجا بیاید یا شاید هم پدر بزرگ شهیدش ...
خلاصه اینکه بعضی وقت ها شهدا این طوری دعوت میکنن🙂🍀
✍🏻ف-الف
•تـوهـمبـیـاکـنـارمـونرفـیـقجـان🌻𐙚
@sardaran_moghavemat