برای چندین و چندباره ، برای دویدنِ
«عقاب» گرداگردِ کاروان ، برای بانگِ : منم عباسبن علی:)
برای لبخندِ رباب در تاریکیِ مسیر وقتی به کجاوهاش سر میزنی
برای تنِ سَبُکِ دخترت برای گوشتِ ریخته از ترس برای صورتِ آب شده از غم ؛
گریه میکنیم..:))
https://eitaa.com/nokare_shahid_333/6521
بخوانید و آگاه باشید ..
تاریخ دوباره تکرار میشود؛
در سمت درست بایستید
هدایت شده از مثلا پرایوت
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر زود از محرم پارسال گذشت..
چه خاطرات و اتفاقاتی رو پشت سر گذاشتیم و حالا به این نقطه رسیدیم؛
هیچ چیز دیگه مثل قبل نمیشه و این خیلی درد داره ..
شاید پارسال خیلی کم برای ارباب گریه کردیم ،شاید کم گذاشتیم ،نمیدونم..
ولی هرچی که بود انشاالله امسال بتونیم اندازه کل این یک سال اشک بریزیم و از جون برای محرمش مایه بذاریم:))
حیّعلیالعزایحسین:)