eitaa logo
خُمـوٓلْ¹³⁵
153 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
1.2هزار ویدیو
20 فایل
در رهِ منزلِ لیلی که خطرهاست در آن؛ شرط اول قدم آن است که مجنون باشی:) به یادِ گمنامانِ زهرا..🌱 #فرزند‌شهید‌سید‌علی‌خامنه‌ای
مشاهده در ایتا
دانلود
محمد اسداللهی4_5857011575449193590.mp3
زمان: حجم: 2.8M
شهیده بانو جان علی فاضلة الرشیده بانو... دعا کنی بخت منم سپیده بانو...
از مقداد سوال شد که در هنگام حمله به خانه فاطمه سلام الله چه کردی؟ گفت : مامور به سکوت بودیم، اما دست بر قبضه شمشیر و چشم در چشم علی ؛ .
بیا امروز هم ... به رسم همیشه ... پای " ای کاش " را باز کنیم به قلب‌های مان .. ای کاش ... امروز را قرار گذاشته بودیم باب‌القاسم ... جمع شویم .. شیخ حامد کاشانی منبر برود از مظلومیت چهار امام بقیع بگوید و سیر تاریخی بقیع ... چه شد که حرم را ویران کردند و ... زیر لب الحمدلله‌ـی که حرم را ساخته‌اند حالا .. پای روضه باز شود به مجلس‌مان از گریز روضه‌ی حضرت صادق علیه‌السلام بعد هم حاج محمود بیاید و ... به رسم همیشه لب باز کند : یا حضرت زهرا ... امشب به ما رحم کن ! از امام باقر شروع کند خواندن و به خرابه برسد ... بعد هم با " علی‌الله"‌ـی گریز بزند به فاطمیه ... و ما گریه کنیم .. لطمه بزنیم ... غرق اشك و شور میان حلقه‌ی سینه زنی ... ذکر حسن جانم بگیریم و ... مست شویم ... مست حسن ! آخرش هم مهمان مضیفِ امام سجاد علیه‌السلام .. طعم نذریِ بقیع را بچشیم.. وقتی همه رفتند و... مثل ساعات آخر هیئت‌... خودی‌تر ها نشستند چای روضه بیاوریم ... تکیه به باب ام‌البنین... خیره به پرچم " نحن محبین‌الحسن " چشم‌های مان پر نور از چهار گنبد طلایی ... با معرفتی پیدا شود و زمزمه کند : کاش آقای‌مان هم بود ... همه‌ ای کاش بگوییم¹ و ... چشم انتظار آمدنش ... برنامه بریزیم برای زیارت کربلا ..! ببخشید کام‌تان را تلخ می‌کنم اما : کاش !!
فاطمه‌جان.. تقصیرِدست بسته‌ی‌من‌شد‌ حلالم‌کن💔
باید مُرد ، برای دلِ کودکی که گفت : [ کَلّمینے يـٰا أمّـٰاه أنا إبنُكَ الْحُسَين ]
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آتیش زدن به در، تا مادر بسوزه... 💔🥀
فاطمیه... بلند گریه کنید، مادر ِما بی‌گناه بود، مادر ِما پا به ماه بود . .💔🙂
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میگِه زِینَبِت: آغوشِ مادَر خُداحافِظ🥀🖤 لَبخَندِ حِیدَر خُداحافِظ🥀🖤
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
که به جز نام تو حرز است به بازوی علی...🥀
و علی‌‌ عليه‌السلام' زهـرایش‌ را‌ این‌ گونه‌ ، خطاب‌ می‌کرد .. آرام‌ و قرار دل‌ ِ علی :)
تو زمین خوردی علی افتاد از پا ناگهان جان حیدر راه اگر دارد بمانی، پس بمان
مَقر ابوالفضل العباس در منطقۀ تفحص، بدنهای شهداپیدا نمی‌شد. یکی گفت: بیایید به قمربنی‌هاشم متوسل بشویم. نشستيم و به دست‌های علمدار سیدالشهداء متوسل شديم. درست است که دست‌های قمربنی‌هاشم قطع شد، اما باب الحوائج است. خود سیدالشهدا هم وقتی کارش در کربلا گره میخوردبه عباس رو میكرد.نشستيم و متوسل شديم؛ بعد از آن بلند شديم و خاک‌ها رو به هم زديم. یک جنازه زیر خاک دیديم، او را بیرون آورديم.الله اکبر! دیديم اسم این شهید عباس است. شهید عباس امیری گفتيم: شاید پیدا شدن شهیدیبه نام عباس اتفاقی است. گشتيم و یک جنازۀ دیگر پیدا شد که دست راستش درعملیاتی دیگرقطع شده و مصنوعی بود. او را بیرون آوردند دیدند اسمش ابوالفضل است. فهمیدنداینجا خیمه گاه بنی هاشم است. گفتيم: اسم این مکان را بگذاریم مقر ابوالفضل العباس