هدایت شده از - قرین -
فکر کنم یکی از بهترین دعاها برای آدمیزاد
اینه که دعا کنیم دلش برای کسی تنگ نشه: )
جانباز اعصاب و روان جنگ بود. رزیدنتی در حیاط، همراهیاش میکرد.
ناگهان با فریاد، خودش را روی آسفالت پرت کرد و گوشهایش را گرفت؛ با سرعت، خودم را به او رساندم. تمام ریشِ سفیدش، خیس و خاکی شده بود و صورتش در برخورد با آسفالت زخم برداشته بود؛ وقتی صدایش کردم، پیرمرد داشت زار زار گریه میکرد و بدنش از ترس خشک شده بود.
پرسیدم: پدرجان چی شده؟
با صدایی که از وحشت میلرزید، گفت: هواپیماهای عراقی، عراقیا میخوان بمباران کنن.!
تازه متوجه موضوع شدم. سرم را روبه آسمان کردم و هواپیمای مسافربریِ فرودگاهِ مهرآباد را که زوزه کشان از بالای سرمان میگذشت را تماشا کردم و به این فکر میکردم که سالها پیش، وقتیکه تن او از جبهه برگشت، روانش را جا گذاشت؛ او سالهاست که روانش شهید شده است ولی افسوس که
«کَس را دیدِ جان دستور نیست.»
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جوونی کردم حسین؛
میخوام برگردم حسین!
کو بغلت!؟
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلتنگم دلتنگِ لبخند آقای شهیدمـ💔؛
دلتنگم دلتنگِ عشقی که مثل شو ندیدمـ..