اگر ارتباطمان قطع شد، همدیگر را یا در قدس میبینیم؛ یا در بهشت.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
_روزنه
٢۴/اسفند/١۴٠۴
مسجد امام رضا علیه السلام
شانزده روز از روز اول جنگ میگذرد.
و پانزده روز از روز اولی که فهمیدیم، شیاطین عالم، رهبر ما را به آرزویش رساندند. به راستی این چه تناقضیست در میان مومنان، که شیاطین آنان را به خدا میرسانند؟
پانزده روز میگذرد از روزهای اولِ در خیابان بودن. ای آسمانِ بلندِ آبی، میبینی چگونه جوانانی که نه جنگ را دیده بودند نه خمینی را، اینگونه جان بر کف هرشب در خیابانها سنگرداری میکنند؟ این نورِ ایمان، همان است که آوینی فرمود؟ از مساجد میگیرند؟ عقل و منطق چه پاسخی در قبال عشق خواهند داشت وقتی مؤمنین تمام معادلات دنیوی را به هم میریزند. به دشمن میگویند بیا! ما منتظر نبرد با توایم تا بر تو پیروز شویم. که ما چه بکشیم چه کشته شویم، پیروزیم. بیایید ای شیاطین، بر مرزهای ایمان ما یورش بیاورید و ببینید چگونه خداوند از قلبهایمان محافظت میکند. از قلبهایی که در برابر او خاشع و در برابر شما سخت و غیرقابل نفوذاند.
مومنین، جمع تضادهای سخت و نرم، اشک میریزند و پرچم ایران را که امروز نماد آزادگیست، در خیابانها به اهتزاز در میآوردند.
و سرمای استخوان سوزِ اسفند، نمیتواند آتش ایمان در اعماق قلبشان را فروکش کند. چه کسی میداند که ٱن جوان بیست ساله اکنون چه ذکری بر لب دارد، هنگامی که استوار در کنار خیابان قدم برمیدارد؟
چه کسی میداند، چه تعداد از مردم قبل از راهپیمایی روز قدس، غسل شهادت کردهاند؟ فقط خدا میداند.
خدایی که ما را بر فراز قلههای رفیع تاریخ رسانده است. همانجایی که قوم یهود و مردم کوفه رسیدند. حال انتخاب با ماست، یا بر عهد خود وفا میکنیم و تاریخ را جور دیگری رقم خواهیم زد، یا ما هم همانند آن دو قوم، نفرین خواهیم شد.
تو بگو ای جوانِ پرشور، ای جوانِ رعنای حزباللهی، آیا خستگی جسمی، یا خستگی ذهنی آتش قلب تو را خاموش خواهد کرد؟ به گونهای که اهل کوفه را؟
اهل کوفه را که خوب میشناسی؛ میدانی که چطور علی را تنها گذاشتند.
علی...
علی را هم خوب میشناسی، همانیست که عمری برای برخاستن از جا، نامش را به لب آوردی.
حال بعد از این خستگی، چگونه خواهی توانست برای برخاستن یا علی بگویی؟ اصلاً چگونه میخواهی برخیزی؟
پس به جسم و ذهنت، ذکر یا علی(علیهالسلام) بده، تو از اهل کوفه نباش!
یاعلی...
يا کامرواها این وقت صبح بیدارن،
یا مریضهایی که تا صبح کتابِ آنسویمرگ رو میخوندن و کلا نخوابیدن.
مثل من!
هدایت شده از شادی بیهقی
صورتی خیلی رنگ غمانگیزی نیست؟
کیف و کفش صورتی بچهای میناب
دختر کاپشن صورتی کرمان
موشک صورتی
رنگ حماسه و غممون، صورتیه(: