غافلان تشدید میخوانند و عشاق تو تاج
ای بنازم میم نامت با مشدّد بودنش...
فیلم محمد رسول الله(ص) پخش میشود...
در صحنهای، دایهی پیامبر(ص) حليمه، قبل از رسیدن به مکه در راه مانده و تشنهاند.
مردی یهودی مسیرش به آنان میرسد و تمام مشک آب را میبخشد به مادر نوزاد به بغل...
مَردش میگوید: بزرگی کردید.
در سرم میپیچد، چه لحظهی آشنایی...
در صحرای کربلا هم مادری نوزاد داشت، آن مسلمانان که هیچ
کاش یک یهودی بود به تو آب میرساند...
پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
اللَه اللَه تو فراموش مکن صحبت ما را
قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد
سستعهدی که تحمل نکند بار جفا را
گر مُخَیَّر بکنندم به قیامت که چه خواهی
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما
هدایت شده از 🪁اَندَرونی
بقول یه بزرگی امشب میگفت لیاقت هرچی رو داشته باشی مشغول همونی
مسئله این هستش که عزیزان،
تا واقعا از ته ذاتتون سعی نکنید آدم خوبی باشید، و خوبی برای دیگران بخواید
هر چقدر هم که ادای آدمای خوب و بهفکر رو دربیارین
ولی در ذات، نخواین خیری به اون فرد برسه
شما بازی رو باختید، بد هم باختید(:
یکی از راههاش بنظر من
ذکره
نه هر ذکری
ذکر رو اگه به معنای تکرار مداوم در نظر بگیریم، مدام با خودت تکرار کن که خیر اون یک نفر رو میخوای
نمیخوای شر به کسی برسه
از خدا بخواه
تو نمازات حتی دعا کن براشون
مثلا،
تو شاید دلت نخواست یکی
یک سِمَت بالاتری از تو داشته باشه
برو دعا کن همون رو بگیره
شاید دلت نخواد یکی نمرهش از تو خوبتر بشه
براش دعا کن که نمرهش بهتر از تو بشه
شاید دلت نخواد یکی زودتر از تو ازدواج کنه
دعاش کن زودتر از تو ازدواج کنه
این دنیایی که من میبینم، جای کشتی گرفتن با نفس سرکشته((: