🔴 خواص سیاهدانه
✍بعضی بیماری ها در بدن وجود دارد، اما فعال نیست؛ سیاه دانه این بیماری ها را از بدن خارج می کند.
☜【طب شیعه】
🍏 @khorshidebineshan🌿
🔆💠🔅💠﷽💠🔅
💠🔅💠🔅
🔅💠🔅
💠🔅
🔅
✅ سبزی بخورید
✍️ یکی از غذاهای اساسی که باید سر سفره ها باشد، سبزی هاست !
↫ این روزها ثابت شده که سبزی ها و غذاهای فیبردار یکی از بهترین منابع برای جلوگیری از سرطان هاست. در قدیم رسم جالبی که داشتیم در باغچه های منازلمان سبزی می کاشتیم. متأسفانه حتی در شمال کشور که این همه زمین مستعد وجود دارد، همتی نیست که افراد در باغچه های منزل خود تخم سبزی بریزند و از سبزی های باغچه خودشان استفاده کنند.
↫ تقریباً تمام سبزیجات فصل،یکی از ضرورت های غذاست. امام رضا (ع) سر سفره ای که سبزی در آن نبود،نمینشستند.
↫ فقط ما بررسی کرده ایم که شاهی را نباید شب ها خورد. یکی از دلایلش هم این است که ویتامین «ث» آن بالاست و چون شب ها انسان حرکت ندارد، به دلیل بالا بودن ویتامین «ث» شاهی، استخوان ها کلسیم خود را در خون تخلیه می کنند و خطر رسوب کلسیم در کلیه ها زیاد می شود و سنگ کلیه به وجود می آید، اما ما همه سبزیجات را می توانیم مصرف کنیم.
↫ بهتر است کسانی که اشتهایشان کم است، سبزیجات خوشبو را مصرف کنند.
📚 حجت الاسلام دکتر آقارفیعی
☜【طب شیعه】
🍏 @khorshidebineshan🌿
🔅
💠🔅
🔅💠🔅
💠🔅💠🔅
🔆💠🔅💠🔅💠🔅
🔴واردات ۶۵ درصد ذرت تراریخته توسط آقای خاص!
عضو هیأت رئیسه انجمن ارگانیک ایران:
🔹وجود انحصار در واردات خوراک دام و طیور به این بخش ضربه میزند.
🔸متاسفانه ۶۵ درصد ذرت وارداتی را یک آقای خاص که نامش را همه شنیدهاند وارد میکند که همه آنها تراریخته هستند.
🔹کشورهای پیشرفته در کنار مرغداری صنعتی به سراغ پرورش سنتی مرغ رفتهاند.
✍️@khorshidebineshan
🔴بررسی سریال مسیحا ″Messiha″
🔺سریال مسیحا با انتقادهای فراوانی از سوی مسیحیان روبرو شده؛ ادامه تولید و انتشار آن نیز در حال حاضر در هالهای از ابهام است. در این پست خلاصهای از فصل ابتدایی سریال بیان میشود.
📺این سریال منجی آخر الزمانی را به تصویر کشیده که در ″سوریه″ ظهور میکند و همزمان بواسطهی طوفان، شکست داعش را رقم میزند. او در این مدت در سوریه مشغول تبلیغ است و پیروانی به او میپیوندند که او را ″امام″ خطاب میکنند. پس از شکست داعش، مسیح مردم را خلع سلاح کرده و با آنان به سمت مرزهای اسرائیل حرکت میکند. حرکت آنان مورد توجه نیروهای امنیتی و سازمان سیا قرار میگیرد و بهدنبال آن زنی، مأمور پیگیری پرونده میشود.
🔗مسیح در مرز اسرائیل دستگیر و بازجویی میشود اما بهصورت معجزهآسایی از زندان غیب شده و پس از شفای پسربچهای در قبةالصخره، برای نجاتِ دختر نوجوان یک کشیش، به آمریکا میرود. رسانهای شدن حضور او منجر به جلب توجه مردم شده و چند شهر آمریکا از حالت عادی خارج میشود. او مدتی در واشنگتن ساکن شده و دست به کارهای خارق العاده میزند؛ روی آب راه می رود، مریض شفا میدهد، سخنرانی میکند و منتظر تصمیم خداوند است.
⚠️او دیداری با رئیس جمهور آمریکا دارد و از او میخواهد نیروهای آمریکایی را از پایگاههایشان در سراسر جهان فرا بخواند. در این میان بهدنبال تحقیقات مأمور سیا مشخص میگردد مسیحا فردی ایرانی بهنام پیام گلشیری است که فارغ التحصیل یکی از کالجهای آمریکاست و با استادی تحت حمایت روسها در ارتباط بوده که سیا معتقد به تروریست بودن وی است. فصل ابتدایی سریال با ماجرای دستگیری مجدد وی توسط مأمور اسرائیلی و انتقالش به سرزمینهای اشغالی و ناامیدی مردم از مسیح به اتمام میرسد.
ادامه دارد...
@irwipe
🔴به کمپین #خورشید_بی_نشان بپیوندید👇
@khorshidebineshan
🔴 ای شهید عزیز!
سالها پیش از بین ما رفتی ولی با صنعتی که متحول کردی و برای ما به ارث گذاشتی قله های پیشرفت و امنیت یکی پس از دیگری فتح کردیم و امروز اقتدارمان بیشتر از پیش شد
روحت شاد ای حسن طهرانی مقدم #پدری_موشکی ایران
#ماهواره_نور
🔗 امین اسدی(اکانت جدید)
✍️@khorshidebineshan
خطبه 042-پرهیز از هوسرانی
پرهیز از آرزوهای طولانی و هواپرستی
ای مردم! همانا بر شما از دو چیز می ترسم، هواپرستی و آرزوهای طولانی. اما پیروی از خواهش نفس، انسان را از حق باز می دارد، و آرزوهای طولانی، آخرت را از یاد می برد. آگاه باشید! دنیا به سرعت پشت كرده و از آن جز باقیمانده اندكی از ظرف آبی كه آن را خالی كرده باشند، نمانده است. به هوش باشید كه آخرت به سوی ما می آید، دنیا و آخرت، هر یك فرزندانی دارند. بكوشید از فرزندان آخرت باشید، نه دنیا، زیرا در روز قیامت، هر فرزندی به پدر و مادر خویش باز می گردد. امروز هنگام عمل است نه حساب رسی، و فردا روز حساب رسی است، نه عمل. ((حذا) به معنای شتابان و (جذا) به معنای بریده از نیك و بد، كه برخی نقل كردند)
@khorshidebineshan
🍃بسمـ اللهـ الرحمنـ الرحیمـ 🍃
#برگی_از_خاطرات_دلیران 🇮🇷
#رمان_حسین_پسر_غلامحسین 📖
زندگینامه و خاطراتِ "شهید محمد حسین یوسف الهی":
🔸به روایت آقای تاج علی آقا مولایی
🔹صفحه ۱۱۵_۱۱۴
#قسمت_چهل_و_هفتم 🦋
((شیمیایی اول))
زمان #عملیّات_خیبر بود.
بچّه های #اطلاعات_عملیات در قرارگاه
زرهی مستقر بودند.
محمّدحسین یوسف الهی به همراه تعدادی از مجاهدان عراقی برای #شناسایی به خاک عراق می رفتند.
یکی از این #مجاهد ها یک لباس بلند عربی به محمّدحسین داده بود تا وقتی که به #مأموریت می رود،
راحت شناسایی نشود.
محمّدحسین وقتی آن لباس را پوشید به شوخی گفت:«ببینید بالاخره عرب هم شدیم!☺️»
صبح زود بود.
هر کدام از بچّه ها مشغول کاری بودند.
آن روز نوبت شهرداری من و #محمّد_شرف_علی_پور بود. دوتایی مشغول آماده کردن صبحانه بودیم که ناگهان هشت هواپیمای عراقی بالای سرمان ظاهر شدند.
تا آمدیم به خودمان بجنبیم و کاری بکنیم،هواپیما ها بمب های خود را ریختند.
بیشتر #انفجار ها پشت خاکریز جفیر بود، امّا این بار با همیشه فرق می کرد؛
سر و صدای انفجار های قبلی را نداشت و مانند همیشه آتش و ترکش زیادی هم به اطراف پراکنده نشد.
خیلی عجیب بود.🤔
در همین مواقع #اکبر_شجره را دیدم که به سرعت می دوید و فریاد میزد:
«شیمیایی! شیمیایی!....بچّه ها فرار کنید؛
شیمیایی زدند.😨»
تا آن روز به چنین موردی برخورد نکرده بودیم. برای اولین بار بود که عراق از سلاح های شیمیایی استفاده می کرد و بچّه ها هنوز آشنایی زیادی با آن ها نداشتند.
وسایل را رها کردیم و به داخل محوطۂ باز قرارگاه دویدیم.
در همین موقع محمّدحسین را دیدم با همان لباس عربی، مشغول هدایت بچّه ها بود. پشت لندکروزر ایستاده بود و بچّه ها را صدا می کرد تا سوار شوند.
می خواست نیرو ها را تا آنجا که امکان
دارد از محدوده آلوده دور کند.
همه بچّه ها لباس نظامی به تن داشتند و با پوتین بودند، اما محمّدحسین با لباس آزاد و گشاد عربی و این باعث شد بیشتر در معرض مواد شیمیایی قرار بگیرد.
گاز به سرعت در منطقه منتشر شد و همه را آلوده کرد.
وقتی بچّه ها به عقب آمدند، اغلب #شیمیایی شده بودند، اما وضعیت محمّدحسین به خاطر همان لباس، بد تر از همه بود؛به خصوص پاهایش که تا کشاله ران به شدّت سوخته بود.😧
من هم شیمیایی شده بودم ، اما نه به اندازه محمّدحسین!....
همه #مجروحان را به عقب منتقل کردند و با یک هواپیما به #تهران فرستادند.
حدود ده، پانزده نفر از بچّه ها باهم بودیم.حالمان خوب نبود.
چشم هایمان هم خوب نمی دید.
فقط از روی صدا ها تشخیص می دادیم که چه کسانی هستند.
با رسیدن به تهران و بستری شدن در بیمارستان لبافّی نژاد دیگر از محمّدحسین خبری نداشتم.
چند روز بعد.....
#قسمت_چهل_و_هشتم🦋
((شیمیایی اول))
<ادامه>
چند روز بعد یکی از دوستان مرا در بیمارستان دید، چشمانم کمی بهتر شده بود. بعد از سلام و احوال پرسی گفت:
«می دانی کی طبقه بالاست؟»
گفتم:« کی؟»🤔
گفت:« حدس بزن!»
گفتم:«چه می دانم!...خب بگو.»
گفت:«محمّدحسین یوسف الهی طبقه دوم همین جاست.»😊
باورم نمی شد، چند روز آنجا بودم و از محمّدحسین هیچ خبری نداشتم؛
درحالی که فقط چند اتاق باهم فاصله داشتیم!!
خیلی خوشحال شده بودم.
گفتم:« حالش چطور است؟»
گفت:«زیاد خوب نیست جراحتش شدید است.»😔
گفتم:« کمک کن می خواهم به اتاقش بروم! و همین الآن ببینمش.»
وقتی بالای سرش رسیدم، دیدم چشمانش بسته است.
#سوختگی شدیدی پیدا کرده بود.
صدایش کردم، از روی صدا مرا شناخت؛
همان لبخند شیرین همیشگی گوشه لبانش نشست.
گفتم:«آقا حسین لبو شده! »
چیزی نگفت، فقط خندید.
گفتم:« چی شده حسین سرخو شدی؟»☺️
گفت:«چه کنیم #توفیق شهادت که نداشتیم.»
کمی باهم خوش و بش کردیم و بعد به اتاق خودم برگشتم، اما در طول یک هفته ای که آنجا بودیم، مرتب یکدیگر را
می دیدیم.
چند روز بعد حالش کمی بهتر شد، او نیز به ما سر می زد، ولی با ویلچر؛
چون سوختگی شدید پاها مانع از آن
می شد که راه برود.
با همه این حرف ها هنوز حالش خوب نبود و مواد شیمیایی واقعا کار خودش را کرده بود.
بعد از یک هفته قرار شد که محمّدحسین را به همراه عدّه ای دیگر از مجروحین #شیمیایی برای مداوا به آلمان و از آنجا به فرانسه بفرستند..
💠آن چنان مهر توأم در دل وجان جای گرفت
که اگر سر برود ، از دل و از جان نرود
@khorshidebineshan