#مبارزه_با_دشمنان_خدا
✍🏻#سید_طاها_ایمانی
📝#قسمت_بیستم
در تقابل اندیشه ها
محرم تمام شد اما هیچ چیز برای من تمام نشده بود ... تمام سخنرانی ها و سیرهای فکری - اعتقادی نهضت عاشورا، امام شناسی، جریان شناسی ها و ... باب جدیدی رو دربرابر من باز کرد ... .
هر کتابی که درباره سیره امامان شیعه به دستم میومد رو می خوندم ... و عجیب تر برام، فضایل اهل بیت و مطالبی بود که درباره اونها در کتب اهل سنت اومده بود ...
سخنرانی شیخ احمد حسون درباره امام حسین هم بهش اضافه شد ... .
کم کم مفاهیم جدیدی در زندگی من شکل می گرفت ... مفاهیمی که با اطاعت کورکورانه ای که علمای وهابی می گفتند زمین تا آسمان فاصله داشت ... دیدگاه و منظرم به آیات قرآن هم تغییر می کرد ... .
شروع کردم به مطالعه نهج البلاغه و احادیث امامان شیعه ... اونها رو در کنار قرآن می گذاشتم ... ساعت ها روی اونها فکر و تحقیق می کردم ... گاهی رسیدن به یک جواب یا نتیجه، چند روز طول می کشید ... .
سردرگمی من روز به روز بیشتر می شد ... در تقابل اندیشه ها گیر کرده بودم ... و هیچ راه نجاتی نداشتم ... کم کم بی حال و حوصله شدم ... حوصله خودم رو هم نداشتم ... کتاب هام رو جمع کردم ... حس می کردم وسط اقیانوسی گیر افتادم و امواج هر دفعه منو به سمتی می کشه ... من با عزم راسخی اومده بودم امادیگه نمی تونستم حتی یه قدم جلوترم رو ببینم ... .
من که روزی بیشتر از ۳ ساعت نمی خوابیدم و سرسخت و پرتلاش بودم ... من که هیچ چیز جلودارم نبود ... حالا تمام روز رو از رختخواب بیرون نمیومدم ... هیچ چیز برام جالب نبود و هیچ حسی برای تکان خوردن نداشتم ... دیگه دلم نمی خواست حتی یه لحظه توی ایران بمونم ... خبر افسردگیم همه جا پیچید ... بچه ها هم هر کاری می کردن فایده نداشت ... تا اینکه ... .
اون صبح جمعه از راه رسید ...
↩️ #ادامہ_دارد...
💟 @khorshidbineshan
#حدیثـــ_عشــღــق
🌸امام کاظم (ع):
خوب است #بچه در كودكى بازى گوش باشد تا در بزرگسالى بردبار گردد و شايسته نيست كه جز اين باشد.🌸
📚کافی، ج۶، ص۵۱
#میلاد_امام_موسی_کاظم_مبارک_باد
💟 @khorshidbineshan
#مبارزه_با_دشمنان_خدا
✍🏻#سید_طاها_ایمانی
📝#قسمت_بیست_و_یکم
شفایم بده
اون جمعه هم عین روزهای قبل، بعد از نماز صبح برگشتم توی تخت ... پتو رو کشیدم روی سرم و سعی می کردم از هجوم اون همه فکرهای مختلف فرار کنم و بخوابم ...
حدود ساعت پنج بود ... چشم هام هنوز گرم نشده بود که یکی از بچه های افغانستان اومد سراغم و گفت: پاشو لباست رو عوض کن بریم بیرون ... با ناراحتی گفتم: برو بزار بخوابم، حوصله ندارم ... .
خیلی محکم، چند بار دیگه هم اصرار کرد ...دید فایده نداره به زور منو از تخت کشید بیرون ... با چند تا دیگه از بچه ها ریختن سرم ... هر چی دست و پا زدم و داد و بی داد کردم، به جایی نرسید ... به زور من رو با خودشون بردن ... .
چشم باز کردم دیدم رسیدیم به حرم ... با عصبانیت دستم رو از دست شون کشیدم ... می خواستم برگردم ... دوباره جلوم رو گرفتن ... .
حالم خراب بود ... دیگه هیچی برام مهم نبود ... سرشون داد زدم که ... ولم کنید ... چرا به زور منو کشوندید اینجا؟ ... ولم کنید برم ... من از روزی که پام رو گذاشتم اینجا به این روز افتادم ... همه این بلاها از اینجا شروع شد ... از همین نقطه ... از همین حرم ... اگر اون روز پام رو اینجا نگذاشته بودم و برمی گشتم، الان حالم این نبود ... بیچاره ام کردید ... دیوونه ام کردید ... ولم کنید ... .
امام رضا، دیوونه هایی مثل تو رو شفا میده ... اینو گفت و دوباره دستم رو محکم گرفت ...
ادامه دارد...
@khorshidbineshan
#مبارزه_با_دشمنان_خدا
✍🏻#سید_طاها_ایمانی
📝#قسمت_بیست_و_دوم
برایت ندبه می خوانم
دیگه جون مبارزه کردن و درگیر شدن نداشتم ... رفتیم توی حرم ... یه گوشه خودمو ول کردم و تکیه دادم به دیوار ... دعای ندبه شروع شد ... .
با حمد و ستایش خدا و نبوت پیامبر ... شروع شد و ادامه پیدا کرد ... پله پله جلو میومد و اهل بیت پیامبر و وارثان ایشون رو یکی یکی معرفی می کرد ... .
شروع شد ... تمام مطالبی که خوندم ...
توحید خدا، همزمان با حمد الهی ... سیره و وقایع زندگی پیامبر توی بخش نبوت ... حضرت علی ... فاطمه زهرا ... .
با هر فراز، تمام مطالبی رو که خونده بودم مثل فیلم از مقابل چشمم عبور می کرد ... نبوت پیامبر، وفات پیامبر، امام علی، امام حسن، امام حسین ... .
لحظه به لحظه و با عبور این مطالب ... ذهنم داشت مطالب رو کنار هم می چید ... از بین تناقض ها و درگیری ها و سردرگمی ها، جواب های صحیح رو پیدا می کرد ... .
ضربان قلبم هر لحظه تندتر می شد ... سنگینی عجیبی گلو و سینه ام رو پر کرده بود و هر لحظه فشارش بیشتر می شد ... دقیقه ها با سرعت سپری می شدند ... دیگه متوجه هیچ چیز نمی شدم ... تمام صداهایی که توی سرم می پیچید، لحظه به لحظه آروم تر می شد ... .
بچه ها بهم ریخته بودن و منو تکان می دادن ... اونها رو می دیدم ولی صداشون در حد لب زدن بود ... صدای قلبم و فرازهای آخر ندبه، تنهای صوتی بود که گوش هام می شنید و توی سرم می پیچید ... .
کم کم فشار روی قلبم آروم تر شد ... اونقدر آروم ... که بدن بی حسم روی زمین افتاد ...
↩️ #ادامہ_دارد...
💟 @khorshidbineshan
شادبودیمازغدیرخم دوبارهعیدشد
تو بهدنیاآمدیشادیما تمدیدشد
ناز قدوم مبارک امام کاظم علیه السلام صلوات
@khorshidbineshan
✅ یاعلیعلیهالسلام
هدایت شده از 🌷شهید نظرزاده 🌷
✾ #شب است و
✾سکوت است🔇 و
✾ماه است🌙 و
#مــن
✾فغان و
✾غم و
✾اشک و
✾آهَست و
#مـــن
🍃شب و خلوت و #بغض نشکفتهام
🌾شب و مثنوی های ناگفتهام😔
🍃شب و نالههای نهان در گلو😢
🌾شب و ماندن #استخوان در گلو
🍃مرا کشت خاموشی نالهها
🌾دریغ از فراموشی لالهها🌷
🍃کجا رفت تأثیر سوز و #دعا
🌾کجایند #مردان بی ادعا
🍃کجایند شورآفرینان عشقــ❤️
🌾#علمدار مردان میدان عشقــ
🍃کجایند مستان جام الست
🌾دلیران عاشق، #شهیدان مست
🍃همانان که از وادی دیگرند
🌾همانان که #گمنام و نام آورند
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh
هدایت شده از 🍏طب شیعه🌿
🔆💠🔅💠﷽💠🔅
💠🔅💠🔅
🔅💠🔅
💠🔅
🔅
💠لا یصلح الطعام الا بالملح
💠یعنی : غذا جز با نمک اصلاح نمیپذیرد .
💢چرا در احادیث آمده ابتدا و انتهای غذا باید نمک خورده شود . چون :
🔻نمک برای فشار خون هم مفید است .
🔻نمک ضد عفونی کننده است
🔻بزاق را تحریک میکند
🔻از پوکی استخوان جلوگیری می کند
🔻باعث تقویت قلب و عضلات میشود
🔻کمبود ویتامین D را جبران میکند
🔻در رفع کک و مک موثر است
🔻سرشار از ید ، پتاسیم ، کلسیم ، سدیم ، منیزیم ، آهن و فلوراید
👌و نمک شفای ۷۰ بیماری است
👈ولی کدام نمک؟فقط نمک دریا و سنگ نمک
💠به امید روزی که نمک طبیعی دریا سر سفره تمام ایرانیها باشه
✍لطفا نشر دهید
🍏 @tebshia20🌿
🔅
💠🔅
🔅💠🔅
💠🔅💠🔅
🔆💠🔅💠🔅💠🔅
هدایت شده از 🍏طب شیعه🌿
8.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#دنبه
✅تجویز #دنبه برای زیبایی صورت
🔺اين كليپ را انتشار دهید تا به هموطنامون خدمتی كرده باشيم🔻
📚:حکیم خیراندیش
🍏 @tebshia20🌿
تماس تلفنی پیامبر ص با مشرکان
یکی از خاطرات دوران دبستان(طنز واقعی)
سال هفتاد و چهار بود ، دبستان امام حسن مجتبی برازجان درس میخوندیم، امتحان دینی داشتیم ،بعد یکی از سوالات جوابش این بود :
(پیامبر(ص) زمانی که در دره شعب ابی طالب تبعید بود دست از رسالت خود بر نمیداشت و با کاروانهایی که از آنجا عبور میکردند تماس بر قرار میکرد و آنها را به اسلام دعوت میکرد)
بعد یکی دوستان من هم چون تو کتاب خونده بود پیامبر (ص)تماس برقرار میکرد همیشه پیش خودش فکر میکرده منظور کتاب تماس تلفنی بوده
خلاصه ما هم طبق معمول سر جلسه برای تقلبی کنار هم نشسته بودیم ، بهش گفتم ایزدی ، جواب سوال هشت چی میشه گفت جوابش میشه :(با تماس تلفنی )،
تعجب کردم بهش گفتم مگه زمان پیامبر(ص) تلفن بوده برگشت گفت تو انگار حالت خوب نیست مثل اینکه پیامبر خدا بوده ها ، برای خدا کاری داره یه خط تلفن بده به پیامبرش؟ ،
اینو که گفت کمی قانع شدم بعد گفت: نترس بنویس بعد از امتحان تو کتاب هم نشونت میدم تا خیالت راحت بشه ، منم با کمی ترس همینو نوشتم ،
هفته بعد معلممون آقای کازرونیان برگه ها رو صحیح کرده بود ،اومد سر کلاس قبل از اینکه هر کاری بکنه مستقیم رفت در کمدش رو باز کرد چوبش، (که خودش بهش میگفت ترکه علیه السلام) رو بیرون آورد، گفت : موسوی و ایزدی بیان بیرون ،
از حالت معلم متوجه شدم اتفاق بدی افتاده، کلاس یه جوری تو سکوت همراه با ترس فرو رفته بود که هنگام حرکت کردن صدای کفشهای داملامپ سیاه دوتامون تو کلاس می پیچید اومدیم بیرون کنار تابلو ایستادیم ،
معلم همینجوری که تو کلاس قدم میزد و میرفت ته کلاس و بر می گشت، با یه لحن خاصی گفت: خب پیامبر تو دره شعب ابی طالب چطوری مردم رو به یگانه پرستی دعوت میکرد؟
من متوجه شدم ایزدی یه گندی زده ،سکوت تمام کلاس رو گرفته بود ،ما هم داشتیم از ترس میمردیم ، دوباره معلم سؤالش رو تکرار کرد ،
منم با ترس و لرز گفتم: با تماس تلفنی
که یکدفعه کلاس منفجر شد از خنده ، بعد از اینکه معلم کلاس رو ساکت کرد گفت شما کنار هم نشسته بودین؟
با ترس و لرز گفتیم بله همینجوری که چوبش رو تو دستش میچرخوند گفت خب حالا بگو ببینم مگه زمان پیامبر تلفن بوده؟ منم گفتم: خب پیامبر خدا بوده یه خط تلفن که چیزی نیست که خدا به پیامبرش نده باز کلاس منفجر شد از خنده .
😂😂😂
معلم در حالی که با اشاره چوبش داشت بهمون حالی میکرد که دستاتون رو بیارین بالا گفت: حالا خدا به پیامبرش یه خط تلفن داد مشرکان قریش از کجا تلفن آوردن که اگه پیامبر بهشون زنگ زد جواب بدن؟
بعد با صدای بلند گفت دستاتون رو بگیرین بالا متقلبهای کثیف
😳
در حالی که داشتم به این فکر میکردم راست میگه تازه اگه خدا به مشرکان قریش هم تلفن میداد وقتی کاروان در حال حرکته سیم تلفن رو به کجا میخواستن وصل کنن ؟ (سال هفتاد و چهار موبایل نبود)
احساس کردم تمام کلاس رو برفکی میبینم ، متوجه شدم معلم با تمام قدرت چوب رو خوابونده کف دستم.
😂😂😂😂😂
خاطرات دبستان ( سید علی اصغر موسوی زیارتی )
#داستانک
#طنز
@khorshidbineshan
درباره رفتار با نوجوان بايد يك اصل مهم رو يادمون باشه ما با يك بزرگسال روبرو هستيم نه يك بچه، پس نبايد رفتارى كه تا حالا با فرزندمون داشتيم رو از اين به بعد هم باهاش داشته باشيم.
براى اينكه بتونيم تو دوران بلوغ و بعد از اون رابطه خوبى با فرزندمون داشته باشيم بايد با او مثل بزرگسالان رفتار كنيم تا ياد بگيرد مانند بزرگسالان رفتار كند.
ما با بزرگسالان با احترام رفتار ميكنيم، با آنها مشورت ميكنيم و تا جايى كه به كمك ما نياز ندارند اجازه ميدهيم تصميم گيرنده باشند.
#رفتاربانوجوان_نوردیده 👇
Join @khorshidbineshan
🔴احمق کیست؟
🔴جناب مطهری؟
الحق که پدر بود فاضل
از فضل پدر تو را چه حاصل؟
🔻احمق کیست؟
احمق یعنی نادان...
احمق یعنی کسی که محاسبات گفتار خود را ندارد و زبان خود را کنترل نمی کند، احمق یعنی کسی تمام فضائل نیاکانش را بازیچه اهداف دیگران قرار دهد و از شما چه پنهان که از این طیف احمقِ نان به نرخ پدر خور در جامعه امروزین زیاد یافت می شود...
یکی نان می خورد و جان می گیرد به لطف علم و دانش پدرش!!!
و دیگری هم به لطف #شهرت و #واسطه و #رانت و #پارتی_بازی پدر!!! که در اصطلاح امروز و البته اصطلاح خاندان اصلاحات به آنها ژن خوب می گویند!
🔻اما کدام #ژن ؟!؟!
🔸وقتی که به اخلاق جریان اصلاحات که همان اخلاق آلوده #ماکیاولیستی است مراجعه می کنیم به وضوح می بینیم که برای حفظ مقام و صندلی از هر چیزی می توان مایه گذاشت ولو از نام و نشان و آبروی پدر و آنهم نه پدری که عمرش را در راه سرمایه داری و لذات مادی گذرانده باشد بلکه آن پدری که دانشگاه های غرب و اروپا ایشان را #تئوریسین انقلاب اسلامی ایران می دانند و آن پدری که خود جانانه مقابل اخلاق کثیف ماکیاولیستی قرار گرفت و اخلاق ناب قرآنی را معرفی می کرد...
🔸جناب مطهری!
ما از فرزند فلان مسئولی که پدرش سرش به تنش نمی ارزد حرف نمی زنیم و پیکان انتقاد خود را به سمت یک شخص بی اصل و نسب نگرفته ایم ، بلکه خطاب ما به شماست که منتسب به #علامه_مرتضی_مطهری هستید و حیف است که با ندانم کاری ها و ساده لوحی های خود در زمین کسانی بازی کنید که اولین دشمنشان پدر حضرتعالی بود، همان پدری که زنگ خطری بود برای ضد انقلاب و خاری بود در چشم همه معاندین قرآن و اهل بیت و اسلام...
🔸اما در یک کلام بگویم که علت تحرکات و افعال امروز شما چیزی غیر از همنشینی با بدان نیست و نخواهد بود و این معنا را چقدر زیبا در سروده تلفیقی جناب سعدی می توان دریافت کرد که فرمود:
پسر نوح با بدان بنشست
خاندان نبوتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزی چند
پی نیکان گرفت و مردم شد
🔸و در آخر باید بگویم که احمق آن کسی نیست که به شما و امثال شما رای داده است تا احمقشان بخوانید، بلکه احمق آن کسی است که قدر خود را نداند و آبروی خاندان خویش را تاراج سیاست کثیف قرار دهد.
والعاقبه للمتّقین...
✍ داود پورآقایی
طلبه کوچک جامعه و #مدافع همان جوانی که شما احمقش خواندید و ضد آن روحانی که در کنار شما می خواست فرد منتقد را به #گونی حواله کند.!!!
✅
🆔 @khorshidbineshan